پیامبر دیوانه
Статистикаاسم کانال از وبلاگ قدیمیم تو بلاگفا میاد زمان بيكرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج به پای او دمی است اين درنگ درد و رنج بسان رود كه در نشيب دره سر به سنگ ميزند رونده باش اميد هيچ معجزيی ز مرده نيست زنده باش هوشنگ ابتهاج
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 86
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Блоги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 91
- 1/48двое суток
- 104
- 1/72трое суток
- 112
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Telegram turns 13 today. For over half that time — the past 7,5 years — it's been one of the 10 most downloaded mobile apps in the world. A whole generation has grown up with it Happy birthday, Telegram! پست پاول دوروف: تلگرام امروز ۱۳ ساله شد. بیش از نیمی از این مدت — یعنی طی هفت سال و نیم گذشته — تلگرام یکی از ۱۰ اپلیکیشن موبایلی با بیشترین میزان دانلود در جهان بوده است. یک نسل کامل با تلگرام بزرگ شده است 💪 🎂 تولدت مبارک، تلگرام! @payambaredivaneh تلگرام در کیفیت زندگی ما ایرانیها خیلی اثر داشت. جدا از اینکه سطح ارتباطات و دسترسی ما به اطلاعات رو فوقالعاده بالا برد، به ما رسانهای شخصی برای بیان نظراتمون بخشید. انحصار رسانههای دولتی و رسانههای کلاسیک وابسته رو شکست. هر کس دیگه این امکان رو داره که رسانه شخصی خودش رو داشته باشه. پیشتر هم چنین امکانی به وجود اومده بود، اما تلگرام این امکان رو به حدی ارتقا داد که دیگه میشد بر رسانههای رسمی غلبه کرد. تلگرام دژی برای ما ساخت و به بیصدایان رسانه داد. جدا از خدمات گستردهتر دیگهای که رایگان به ما بخشید. بله، تولدت مبارک تلگرام.
من انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه را بیاد دارم که در غروب آنها در خیابان از تنهایی گریستیم. ما نه آواره بودیم، نه غریب اما این بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشت! می گفتند از کودکی به ما که زمان باز نمی گردد اما نمی دانم چرا این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند ...!!! #احمدرضا_احمدی #غروب_جمعه موسیقی: والس تهران/ #مهرداد_مهدی @payambarwdivaneh
«مُردن برای یک دوست واقعی آنقدر هم سخت نیست که یافتن یک دوست واقعی» تنفس مصنوعی و تلاش برای احیاء قلبی دوست و همکار بعد از برقگرفتگی روی تیر برق! نام اثر: بوسه زندگی (عکس از روكو مورابيتو ۱۹۶۷) @payambaredivaneh
🎧 the loneliest 🎸🥁🎺🎙 #Maneskin You'll be the SADDEST part of me... تو غمانگیزترین بخش وجودم خواهی ماند... 💫🌓✨ @payambaredivaneh
لذت های ساده و ملموس ؛ عشق بازی با طبیعت ... خدا قسمت کنه روح فزاست @payambarwdivaneh
روز چپ دست ها مبارک 🎉 چپدست بودن تو دنیای راستدستها یعنی هر روز با یه چالش جدید روبهرو شی! 😂✋ از قیچی و دفتر گرفته تا میز مدرسه و صندلی دانشگاه؛ انگار دنیا رو برای راستدستها طراحی کردن! #چپ_دست ۲۲ مرداد؛ ۱۳ آگوست روز جهانی چپ دست ها @payambaredivaneh
ودریغا؛ چه تلخ فرو میریزم با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش... @payambaredivaneh
«از فردیندوستی تا انقلابیگری» یکی از پرسشهای من اینه که پیش از انقلاب، مردم ایران، بهویژه مردم شهرهای بزرگ، بیش از همه تهران، چقدر تحت تأثیر سینما بودن و چقدر با سینما رابطه داشتن. سینمای ایران پیش از انقلاب، سینمای کمسانسوری بود. مثل همۀ شئون دیگه، در سینما هم سانسور سیاسی وجود داشت، اما در زمینۀ اخلاقی، عرفی و دینی، سانسور اندک بود. به همین دلیل این پرسش مهمه که رابطۀ مردم ایران با چنین سینمایی چطور بود؛ سینمایی که خیلی پرکار و پرتولید بود و در عین حال فیلمهای خارجی هم بهسرعت به پردۀ سینماهای ایران میرسیدن. چنین سینمایی با چنین ویژگیهایی باعث میشه این پرسش مهم بشه: «رابطۀ مردم با سینما چطور بود؟» در میان اسناد سینمای ایران پیش از انقلاب، به سندی برخوردم که ریز فروش سینماهای تهران در سال ۱۳۵۵ رو ثبت کرده بود. در این سند که متعلق به شهرداری و برای محاسبۀ عوارض شهرداریه، میزان فروش سینماها هم از نظر ریالی و هم از نظر تعداد بلیت، به تفکیک قیمت از ۲ تا ۶ تومانی، ذکر شده. بعضی اعداد و ارقام رو طبق این سند محاسبه کردم و به نتایجی خیرهکننده و باورنکردنی رسیدم که در مخیلهم ــ و احتمالاً در مخیلۀ شما ــ نمیگنجید! بعضی از این نتایج رو با هم مرور کنیم و با سالهای اخیر مقایسه کنیم. اول، برای نمونه، یک سینما رو به تفکیک فروش مرور کنیم: مثلاً سینما «ری» که امروز دیگه وجود نداره، با سالن درجۀ دو، واقع در خیابون امیریه، نبش خیابون قزوین، چنین آمار فروشی داشت: این سینما در سال ۱۳۵۵ در مجموع ۷۰۳ هزار بلیت فروخت؛ به تفکیک قیمت: ۵ هزار بلیت ۲۰ ریالی، ۱۴ هزار بلیت ۲۵ ریالی، ۲۰۶ هزار بلیت ۳۰ ریالی و ۴۷۸ هزار بلیت ۴۰ ریالی؛ یعنی در مجموع ۷۰۳ هزار بلیت. این یعنی ۲۵.۷۵۰.۰۰۰ ریال فروش داشت. حالا بر همین مبنا میشه بلیتفروشی سینماها در کل تهران رو در اون سال محاسبه کرد. سال ۱۳۵۵، ۱۱۱ سینما در تهران فعال بودن. اگه تعداد بلیتهای فروختهشدۀ همۀ اونها رو با هم جمع بزنیم، به عدد بهتآور ۴۶.۳۸۲.۰۰۰ میرسیم! (درست خوندید، ۴۶ میلیون بلیت در یک سال!) تهران در سال ۱۳۵۵ حدود ۴.۵ میلیون جمعیت داشت. این یعنی سرانۀ تعداد بلیت سینما در تهران بیشتر از ۱۰ بود؛ یعنی روی کاغذ هر تهرانی بهطور میانگین ده بار در سال سینما میرفت. البته این فرض طبعاً غلطه، چون خیلیها «اصلاً سینما نمیرفتن» و خیلیها هم در سال ده، بیست، سی یا حتی پنجاه بار سینما میرفتن. اما به هر حال این سرانه حیرتانگیزه. برای اینکه بتونیم به بزرگیش پی ببریم، بد نیست میزان بلیتفروشی سینما رو چهلوچند سال بعد، در کل ایران، در نظر بگیریم. بر اساس اطلاعات دقیقی که در «سامانۀ فروش سینمای ایران» ثبت شده، در سال ۱۳۹۷ در «کل ایران» ــ دقت بفرمایید، در کل ایرانِ ۸۵ میلیونی ــ ۲۷.۴۱۰.۸۳۶ بلیت فروخته شده. حالا میشه بزرگی اون ۴۶ میلیون بلیت سال ۱۳۵۵ رو متوجه شد؛ یعنی سرانۀ سینما رفتن در کل ایران در اواخر دههٔ ۱۳۹۰ حدود ۰.۳ درصد بوده. اما بهتره دقیقاً آمار تهران رو بررسی کنیم، اون هم در طول ۲۵ سال؛ از ۱۳۷۰ در فواصل پنجساله تا ۱۳۹۵. ▪️تعداد فروش بلیت در تهران در سالهای ۷۰ تا ۹۵ اینطوریه: — ۱۳۷۰: ۱۹.۳۴۷.۳۳۶ (جمعیت ۶.۵ میلیون / سرانه: حدود ۳) — ۱۳۷۵: ۱۳.۲۰۹.۰۰۰ (جمعیت ۶.۷ میلیون / سرانه: حدود ۲) — ۱۳۸۰: ۹.۰۹۲.۱۸۹ (جمعیت ۷.۲ میلیون / سرانه: حدود ۱.۲) — ۱۳۸۵: ۸.۵۴۶.۷۸۱ (جمعیت ۷.۷ میلیون / سرانه: حدود ۱.۱) — ۱۳۹۰: ۷.۴۷۸.۲۲۱ (جمعیت ۸.۲ میلیون / سرانه: حدود ۰.۹) — ۱۳۹۵: ۱۳.۳۶۲.۷۱۴ (جمعیت ۸.۷ میلیون / سرانه: حدود ۱.۵) البته میدونیم که برای این مقایسه باید عوامل متعددی رو در نظر بگیریم؛ مثلاً نفوذ تلویزیون و اینترنت، وگرنه مقایسۀ ما بیمار خواهد بود. اما در کل، از این آمار و ارقام یه چیز قطعیه: «به گواه آمار، نفوذ سینما در یکی دو سال منتهی به انقلاب میان مردم ایران بسیار بالا بوده است.» حالا این گزارۀ پایهای مبنای پرسشگذاریهای مهم بعدی قرار میگیره: چطور مردمی که به عشق فردین، راج کاپور و ویجینتی مالا ساعتها توی صف سینما میایستادن، انقلاب کردن؟ تاریخ سیاسی به چنین پرسشهایی پاسخ نمیده، بلکه پاسخ اونها رو باید در جامعهشناسی سیاسی و تاریخی پیدا کرد. انقلاب در امتداد این سینمادوستی بود، یا توبه و انابه از این سینما بود؟ هر دو فرضیه به نظرم قابلتامله: جامعه در برابر اون کالای فرهنگی شورید، در حالی که بسیاری از ویژگیهای این شورش فرهنگی در اون فیلمها ترویج میشد. منابع: ــ آمار سال ۱۳۵۵ از کتاب «اسنادی از موسیقی، سینما و تئاتر در ایران، ۱۳۰۰-۱۳۵۷»، جلد سوم، ص ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰. ــ آمار فروش سینما از ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۵ از سالنامههای آماری فروش فیلم و سینمای ایران، چاپ معاونت توسعۀ فناوری و مطالعات سینمای ایران. #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
جایی که عشق حاکم است مجالی برای برتری جستن وجود ندارد، جایی که قدرت مستولیست عشق ناپدید میشود. عشق و قدرت سایه یکدیگرند. بنای هر رشکی(بغض و حسادت) بر فقـدان عشق استوار است. #کارل_گوستاو_یونگ @payambaredivaneh
«ما در جهانی زندگی میکنیم که اطلاعاتش روزبهروز بیشتر میشود و معنایش روزبهروز کمتر.» #ژان_بودریار The Ecstasy of Communication، ۱۹۸۷. @payambaredivaneh
ما را ز شب وصل چه حاصل که تو از ناز تا باز کنی بند قبا صبح دمیده ست ... #صائب_تبریزی بامداد بخیر ✨🌔 @payambaredivaneh
همینقدر بین مشکلاتم تحت فشاریم ... @payambaredivaneh
خود را به ادبیات تبعید میکنم تا به آن بخش از وجودم که نمیتوانم در جامعه بروز دهم، مجال زندگی بخشم. #بتی_میلان (روانکاو برزیلی) @payambaredivaneh
گفتمش: فانوس ماه می دهد از چشم بیداری نشان گفت: اما در شبی این گونه گنگ هیچ آوایی نمی آید به گوش گفتمش: اما دل من می تپد گوش کن اینک صدای پای دوست #هوشنگ_ابتهاج ✨🌔💫 @payambaredivaneh
سالهاست که کلمهی "صبر" را در گوشمان تکرار میکنند! میتوان گفت که اين صبر کردن همواره به معنای "هیچوقت" بوده است! آنان که اجرای عدالت را به تأخیر میاندازند ، هرگز قصد تحقق آن را ندارند! #مارتین_لوترکینگ (۱۹۶۸-۱۹۲۹) رهبر جنبش آزادیبخش سیاهپوستان آمریکا @payambaredivaneh
ارزشِ وقایع در مدتشان نیست، در شدتشان است. برای همین برخی لحظات فراموش نشدنی، برخی حوادث توضیح ندادنی و برخی انسانها قیاس ناپذیرند. 📚 دلواپسی #فرناندو_پسوا @payambaredivaneh
کِی بُوَد دیوانگان را تَرسی از بارانِ سنگ؟ هر طرف از بیمِ عقلِ خود، گُریزان گشتهاند! نیْ شِناسای خَطِ سُنبُلْ نه مَضمونفَهمِ گُل آبها طِفلانه دایم بر گلستان گشتهاند #طغرای_مشهدی @payambaredivaneh
مراقب خودت باش را گذاشتهاند برای فاصلهها؛ برای وقتی آدمها از هم دورند. برای وقتی دستها به هم نمیرسند٬ برای وقتی راهی برای مراقبت از هم نداریم. وگرنه درستش این است که: «مراقبت هستم». @payambaredivaneh
آقا این گره رو تو یه پیج ژاپنی دیدم. فوقالعاده کاربردی و عالی 👌 یاد بگیریم که بدرد میخوره. @payambaredivaneh
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ! اما به قدر فهم تو کوچک میشود و به قدر نیاز تو فرود میآید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود ... #ملاصدرا شبتون خدایی...🦋 @payambaredivaneh