Burst into butterflies
Статистикаwherever you are, you'll meet me at midnight. I'm out with lanterns looking for myself. - second channel: - goodreads: goodreads.com/lyranity
- Последний пост
- 18 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 122
- 1/48двое суток
- 139
- 1/72трое суток
- 150
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پستچی دم در خانههایتان. نامه رو بردارین. 📬⏳ https://telegra.ph/dust-on-my-highest-hopes-07-18
من ماهی یه بار تو این کانال: بچهها من یه خوابی دیدمممم...
خواب میدیدم دونههای برف به بزرگی کف دستهامن و با وزش باد مثل بالهای پروانه حرکت میکنن. یه خرس قطبی هم بود. یه خرس قطبی بزرگ و ترسناک. وقتی با هم دوست شدیم، یهو از حجمش کم شد. هی کوچیکتر و کوچیکتر شد. بعد فهمیدم پشت اون هیاهو و سر و صدا تنها یه خرس تنها…
i'm not saying i would die for you but i'm trying my best to pull us apart. it just ain't working. don't blame me and i wouldn't, too.
بچهها خیلی حوصلهام سر رفته و نمیدونم چرا دوباره همینطوری بدنم تصمیم به اضطراب گرفته و تپش قلب و حالت تهوع دارم. دلم میخواد لینک بذارم بگم یه سوال بپرسین به چت جیپیتی بگم بر اساس چارت تولدم یا تاروت جوابش رو بده. (استفادهی مردم از جپتی vs استفادهی من)
اصلا حالم خوب نیست و انرژی ندارم. کاشت ناخنام رو کندم و لاکی که دوست داشتم رو زدم و حالا میخوام با کتاب تو بغلم گریه کنم.
نمیدونم. زندگی عجیبه. من عجیبتر.
متاسفانه دوستام اصلا قلب ناراحت من رو جدی نمیگیرن. راستش رو بخواین الآن که رو تخت دراز کشیدم و به سقف نگاه میکنم حتی اینکه برق رفته و گرمه هم واسم مهم نیست و تنها چیزی که احساس میکنم ناراحتیه. داغ شدن گوشیم رو احساس نمیکنم چون قلبم به سرعت میتپه و خون پمپاژ میکنه و از اون هم داغتره. انقدر داغه که اگه من رو لابهلای شعلههای جهنم جا بدین فکر میکنم تو سیبری هستم. احتمالا این رو حتما تو نامهی شیشم جا بدم. واقعا متوجه نمیشم چرا انقدر نسبت به یه نفر احساس دارم وقتی سه بار ازش مووآن کردم. DO YOU WANT ME DEAD? WERE YOU SENT BY SOMEONE WHO WANTED ME DEAD? DID YOU SLEEP WITH A GUN UNDERNEATH OUR BED? WHY DO YOU KEEP POPPING UP EVERYWHERE?
بچهها دیشب یه خواب دیگه دیدم. الآن داشتم به آهنگ seven گوش میدادم و یهو گفت love you to the moon and to saturn یادم اومد. خواب دیدم شب بود و از توی کوچهمون داشتیم میومدیم من یهو یه ستارهی دنبالهدار دیدم و خیلی خوشحال شدم. یادمه به یه نفر نشونش دادم که احساس عاطفی داشتم بهش اما چهره نداشت واسم. یا حداقل چیزی یادم نمیاد اما میدونم که با احساس عمیق عاطفی بهش گفتم اون ستارهی دنبالهدار بود، دیدیش؟ بعدش یهو سیارهی زحل رو دیدم که همون شکلی از جلوم رد شد و خیلی واضح و روشن بود. ایندفعه به برادرم نشونش دادم. چند ثانیه پدیدار میشدن و یهو غیب میشدن. بعد سیارهی مشتری و پلوتو رو دیدم. برادرم ازم پرسید نپتون بود؟ و من نمیدونستم نپتونه یا پلوتو درحالیکه نپتون کاملا آبیه و نیازی نبود این همه فکر کنم. فکر کنم تاییدش کردم. همینطوری کل منظومهی شمسی رو داشتم میدیدم که از جلوی چشمام رد میشن یکی یکی و خیلی صحنهی شگفتانگیزی بود. یادم نیست کیا کنارم بودن و چه اتفاقی افتاده بود. فقط این رو یادمه و کاش واقعی بود. جدی بهترین تجربهای بود که تا حالا چه تو خواب و رویا و چه تو واقعیت تجربه کرده بودم!
خواستم کانال جدید بزنم توش رندوم حرف بزنم گفتم وا پس اینجا چی. میخوام اینجا رندومتر و توییتری حرف بزنم.
no i don't like a gold rush and i also don't like anticipating my face in a red flush i don't like slow motion double vision in rose blush and i don't like that falling feels like flying 'til the bone crush
i don't like it when love feels so much like pain and longing
so yeah i'm gonna say what i've figured out to every living and dead souls in this universe. a random cat walking on the street? yeah, sure, it'll go and tell taylor swift and she'll be proud.
امروز تو توییتر نوشتم تو سالگرد آلبوم folklore میخوام اعتراف کنم آهنگ شماره یک من تو این آلبوم hoaxـه اما دلم نمیخواد کسی بدونه و بهش توجه کنه و تو یکی از منشنا گفتم آهنگ موردعلاقهی دومم my tears ricochetـه. بعد داشتم همینطوری بهش گوش میدادم و یهو همه چی با عقل جور در اومد و نقطهها به هم وصل شدن. اونجایی که میگه: your sleight of hand, my barren land, i am ash from your fire darling what you did was just as dark خیلی همخوانی داره با اونجای آهنگ my tears ricochet که میگه: and if i'm on fire, you'll be made of ashes too even on my worst days did i deserve babe all the hell you gave me? و حس میکنم این دوتا آهنگ دو زاویهی متفاوت از یه رابطهان و هرکدوم دارن احساسات و تجربههای خودشون رو درمیون میذارن. یکیشون داره اون یکی رو لعن و نفرین میکنه و یکیشون میگه کاری که تو کردی هم همونقدر به من آسیب زد و آره من واقعا به خاکستر تبدیل شدم. omg she's a mastermind and i just cracked a code.
این دختربچه کاش بفهمم چرا همیشه هست و همیشه از من کمک میخواد و همیشه هم به من میچسبه. فکر کنم لایرای کوچیک درونم باشه که هربار آرومتر میشه و کمتر بهانه میگیره. باید واسش اسم انتخاب کنم ولی تمام مرموز بودن این خوابها به همینه که اسم دختربچه رو هیچوقت نمیدونم و هربار غافلگیر میشم از اینکه یه دختری هست که همه جا با منه.
دیشب قبل خواب گریه کردم و ترسیدم از اینکه نکنه زخمی که خوردم هیچوقت کامل بهبود پیدا نکنه. بعدش خواب دیدم برگشتم دانشگاه، نزدیک خوابگاه کلی درخت کاج داشت و همیشه ناراحت بودم که اونجا رودخونه نداره، خواب دیدم یه دریاچه درست کردن اونجا. تو روز هیچ ویژگی خاصی نداشت. یه بچه همراهم بود و بهش گفتم دوست داری از تو آب بریم؟ تصویر بعدی هوا تاریک شده بود و به اون سمت که نگاه میکردم انعکاس تصویر درختهای کاج از توی آب روی هوا معلق بود و یه چیزی شبیه شفق قطبی شده بود. رنگهای سبز و آبی و نقطههای نقرهای رنگ تو هوا بودن. دوربینم رو درآوردم ازش عکس بگیرم و از توی دوربین دیدم از بین درختا یه عالمه سوارهنظام دارن میان بیرون، انگار تو بُعدی که نمیتونستم ببینم و بشنوم یه جنگی شده بود یا فستیوالی بود... نمیدونم. یه اتفاقی افتاده بود و من و اون دختربچه در سکوت نگاه میکردیم. این آخرین چیزیه که یادمه.
یه پلیلیست تو اسپاتیفای درست کردم و تو توضیحاتش نوشتم every boy's nightmare playlist و فقط از پاپ گرلیها توش ادد کردم.
یه پلیلیست تو اسپاتیفای درست کردم و تو توضیحاتش نوشتم every boy's nightmare playlist و فقط از پاپ گرلیها توش ادد کردم.
let's fall in love again and do it right this time
hot summer night mid july you and i were forever wild