مرگ در میان ابرها
СтатистикаTell me something awful, like you are a poet, trapped inside the body of a finance guy.
- Последний пост
- 24 авг. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
👩🏻🦯➡️ https://t.me/maddingliterature
دارم برای کاروزی یه مقاله درمورد The bell jar مینویسم. فکر نمیکردم اونقدر تاثیر بذاره ولی هر لحظه بیشتر به madness نزدیک میشم. مثلاً دیگه نمیتونم اینجا باشم. یه کانال دیگه زدم تا شاید بتونم دوباره شروع کنم. نمیدونم. اگه خواستین بیاین لینکش اینه: https://t.me/maddingliterature
خدافظ آدمها. احتمالاً دوباره تا چند روز هیچی نمیگم چون روزهای آینده روزهای بزرگسالی و کاری و درسی و کوفتیان. الان میرم موهام رو بشورم تا کمتر دیوانه باشم. شب بخیر. سعی کنید خواب خوب ببینید. (نمیدونم چجوری میشه سعی کرد)
без подписи
تا الان نظریه و فلسفه نمیدونمچندتا فیلسوف و شاعر و منتقد درمورد کیستی و نقش شاعر رو خوندم و هیچکدوم به اندازه وردزورث قانعکننده و واقعی بهنظر نمیان. just check it out: "What is a poet?" asks Wordsworth. No longer is he the singer of the great, the teacher of polite etiquette. "He is a man speaking to men: a man, it is true, endowed with more lively sensibility, more enthusiasm and tencemess, who has a greater knowledge of human nature and a more comprehensive soul than are supposed to be common among mankind; a man pleased with his own passions and volitions, and who rejoices more than other men in the spirit of life that is in him; delighting to contemplate similar volitions and passions as manifested in the goings-on of the universe and habitually impelled to create them where he does not find them."
کتابخانه عجب تجلی باشکوه و بیمثالی از مرگ دارد. چندصد درخت مرده را چپاندهاند لای جلدها و بعد چیدهاند روی بدنهٔ مردهٔ درختها و آدمها با روحهای میرا و سرگردانشان، مشتاقانه مرگ میان جلدها را بو میکشند و میخوانند و دل به نویسندهای میبازند که خود مرده و کلماتش بر جسد مردهای دیگر جان گرفته است. این همه مرگهای درهمتنیدهٔ غمگین و زیبا در خط مقدم جنگ جهانی دوم هم یافت نمیشد.
https://youtu.be/Tx6An0vHJ6E?si=IM1mD7Jz3MqfAnul
باید کتاب Never let me go رو دوباره بخونم. اینبار عمیقتر و بهتر.
این دومین باره که این مصاحبه از کازوئو ایشیگورو رو میبینم. هربار سعی میکنم به چشمام بیشتر فشار بیارم تا جزئیات بیشتری رو ببینن و به مغزم برسونن ولی هربار برام پر رمز و رازتر و سختتر میشه. شاید بهخاطر همین دلیلیه که خودش میگه. شخصیتهاش هم مثل خودش اونقدری توی خودشون و عجیب و غیرقابلدرکن که حتی دیگه انگار آدم نیستن. این مرد رو خیلی دوست دارم و دیدنش منو یاد خردهخاطرههای کتابیمون میندازه. اولین مکالمه من و استاد مورد علاقهم با کازوئو شروع شد چون فکر نمیکرد کسی باقیماندهٔ روز رو از کلاس ما خونده باشه و دوستش داشته باشه و یادمه بعدش کلی درمورد «وقار» و داستان کوتاهش—a family supper—حرف زدیم. یا مثلاً یاد نمایشگاه کتاب چند سال پیش میافتم که اون دختر جالب نشر نیماژ بهم با ذوق از کلارا و خورشید گفت و برای یه مدت طولانی هرکس ازم پیشنهاد کتاب میخواست؛ منم با ذوق کلارا و خورشید رو معرفی میکردم. یا وقتهایی که توی مترو هرگز رهایم مکن میخوندم و ابروهام توی هم میرفت. اونقدر این خاطرهها زیادن که حس میکنم دوستم بوده و حتماً اگه توی گوشیم بگردم یه عکس مشترک باهاش دارم یا میتونم صفحه چتمون رو پیدا کنم. حیف که اینطور نیست. ولی خب شاید همینها یعنی کازوئو تونست همون تجربهای رو به من بده که ازش حرف میزنه. تجربهای که هیچجا بهجز داستان و ادبیات نمیشه پیداش کرد.
без подписи
без подписи
https://youtu.be/FjnH3cQuaH0?si=lgKYcREhlLUjOdIF
The barely functioning human.
🎄 https://youtu.be/A6jrYCQm6xg?si=-snKBo4PUVVr9ICz
🎄 https://youtu.be/A6jrYCQm6xg?si=-snKBo4PUVVr9ICz
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи