tgindex
کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی

کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی

Статистика
@polyecolibraryКнигиперсидский

این کانال با هدف بیان اندیشه های اقتصاد و اقتصاد سیاسی وکنار زدن تابوهای موجود برسرراه درک جامعه دست یاری شمارا می فشرد

Последний пост
1 янв.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 648
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 114
21 постов
Вовлечённость
79,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 янв.2 655

    видео или голосовое, без подписи

  • 28 дек.2 8325

    видео или голосовое, без подписи

  • 28 дек.2 7965

    видео или голосовое, без подписи

  • 28 дек.2 7625

    видео или голосовое, без подписи

  • 26 дек.2 3837

    به اشتراک گذاشته شده توسط دانلودکننده انواع ویدئوها:https://st.deepthought.industries/miQNza

  • 26 дек.2 39423

    ◇ خطر امنیت ملی در بودجه ۱۴۰۵ شوک‌درمانی و سرکوب دستمزد در پوشش بودجه با کسری صفر و تورم کنترل شده! ؛ روایت لاف‌های بی‌پایه مسئولان عالی رتبه اقتصادی | درس عبرتی از فروپاشی سوریه ¤ دکتر فرشاد مومنی ▪︎ دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ۴ دی‌ماه ۱۴۰۴

  • 25 дек.2 0953

    نماهنگ زیبا به مناسبت تولد حضرت مسیح کریسمس به تمام مسیحیان ایران و جهان مبارک🌹

  • 25 дек.1 9204

    بر اساس گزارش اخیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در بازه زمانی اردیبهشت ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۴، در حالی که بیشترین تخصیص ارز به واردات خودرو صورت گرفته است، صنعت خودروسازی کشور با شدیدترین سقوط اشتغال در میان بخش‌های مولد مواجه شده است. این تناقض آشکار، نشانه‌ای روشن از ناکارآمدی و ضدتوسعه‌ای بودن سیاست‌های ارزی موجود است. ۸. ابعاد ژئوپلیتیک و تحریم: هشدار ریچارد نفیو ریچارد نفیو در کتاب هنر تحریم‌ها تصریح می‌کند که تضعیف و به‌کارگیری نادرست ذخایر ارزی ایران، یکی از ارکان اصلی راهبرد «فروپاشی از درون» در سیاست تحریمی علیه ایران بوده است. این گزاره نشان می‌دهد که بی‌توجهی به کارکرد توسعه‌ای ارز، نه‌تنها خطای اقتصادی، بلکه خطایی راهبردی و امنیتی است. ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴

  • 25 дек.1 7147

    ◇ چرا به خود نمی‌آیید؟ سیاست آمریکا در هرزدهی منابع ارزی و تضعیف قدرت انعطاف ملی تخریب تولید ملی، بحران اشتغال و فروپاشی از درون اقتصاد ایران ✍بازخوانی سخنرانی دکتر فرشاد مومنی ▪︎نحوه مواجهه با مسئله نرخ ارز، یکی از نقاط کانونی تمایز میان رویکرد توسعه‌گرا و رویکرد بازارگرایی مبتذل در سیاست‌گذاری اقتصادی است. این گزارش با اتکا به چارچوب نظری «سطح توسعه»، و با ارجاع به آثار متفکرانی چون رائول پربیش و رابرت بالدوین، نشان می‌دهد که در اقتصادهای در حال توسعه، ارز صرفاً یک کالا نیست، بلکه متغیری حیاتی در فرآیند خلق ظرفیت‌های تولیدی، استقلال فناورانه و رهایی از وابستگی‌های ساختاری است. همچنین با بررسی شواهد تجربی اقتصاد ایران، به‌ویژه تحولات نقدینگی، تولید و تخصیص منابع ارزی، پیامدهای ضدتوسعه‌ای سیاست‌های ارزی موجود تحلیل می‌شود. ۱. مقدمه: مسئله ارز در افق توسعه نگاه به نرخ ارز از دریچه سطح توسعه، افق‌هایی را آشکار می‌کند که در چارچوب بازارگرایی تقلیل‌گرا اساساً قابل رؤیت نیست. در این چارچوب، نرخ ارز نه یک متغیر خنثی و نه کالایی مشابه سایر کالاها، بلکه مؤلفه‌ای تعیین‌کننده در سرنوشت تولید ملی، ساختار اشتغال، و میزان وابستگی اقتصاد به نظام سلطه جهانی تلقی می‌شود. این نوع نگاه، مسئولیت‌پذیری سیاست‌گذار و غیرت توسعه‌خواهانه را به چالش می‌کشد. ۲. چارچوب نظری: رائول پربیش و ارز به‌مثابه مسئله مرگ و زندگی رائول پربیش، اقتصاددان برجسته آرژانتینی و از پیشگامان اندیشه توسعه در جهان سوم، از نخستین متفکرانی است که مسئله ارز را با صراحت و تفصیل در چارچوب سطح توسعه تحلیل کرده است. ایده محوری پربیش بر این اصل استوار است که: رهایی از فقر، عقب‌ماندگی و وابستگی‌های تحقیرآمیز، بدون ارتقای بنیه تولید ملی ناممکن است. از این منظر، در کشورهایی که فاقد «صنعتِ صنعت‌ساز» هستند و با وابستگی‌های عمیق فناورانه مواجه‌اند، ارز نقشی حیاتی ایفا می‌کند. دلیل اصلی آن است که از کل پس‌اندازهای انباشته‌شده به پول ملی، تنها آن بخشی قادر به خلق ظرفیت تولیدی مدرن است که قابلیت تبدیل به ارز را داشته باشد. زیرا ایجاد ظرفیت‌های فناورانه و مدرن، مستلزم دسترسی به ارز است. بنابراین، در چنین اقتصادی، مسئله ارز به‌درستی «مسئله مرگ و زندگی» توسعه تلقی می‌شود. ۳. تجربه ایران: شکاف عمیق میان رشد نقدینگی و تولید بر اساس گزارش منتشرشده کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی (اردیبهشت ۱۴۰۰)، از زمان آغاز به کار بانک‌های خصوصی در ایران (۱۳۸۰) تا حدود بیست سال پس از آن، اقتصاد ایران با پدیده‌ای نگران‌کننده مواجه بوده است: رشد تولید (صرف‌نظر از کیفیت آن): حدود ۳۶ درصد رشد نقدینگی در همان دوره: حدود ۱۰٬۲۵۰ درصد این شکاف عظیم نشان می‌دهد که در صورت تخصیص نادرست ارز، نقدینگی انباشته‌شده نه‌تنها به خدمت تولید ملی درنمی‌آید، بلکه به ابزار مانور تجمل، تشدید واردات غیرضرور، و تعمیق وابستگی‌های ذلت‌آور بدل می‌شود. در چنین شرایطی، بخش اعظم نقدینگی در اختیار گروه‌ها و مافیاهایی قرار می‌گیرد که منافع آن‌ها با توسعه ملی در تعارض است. ۴. تخصیص ارز و تمایز نقدینگی توسعه‌زا و ضدتوسعه از منظر توسعه، تنها آن بخش از منابع ارزی که به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده، سنجیده و هدفمند در خدمت خلق ظرفیت‌های تولیدی اعتلابخش قرار می‌گیرد، می‌تواند نقدینگی توسعه‌زا ایجاد کند. در مقابل، سایر اشکال تخصیص ارز، به‌ویژه برای: واردات کالاهای لوکس واردات کالاهای قابل تولید در داخل واردات نمایشی و فاقد پیوند با زنجیره تولید ملی به تولید نقدینگی نابارور، رانتی، ربوی و ضدتوسعه‌ای منجر می‌شود و زنجیره‌های وابستگی خارجی را مستحکم‌تر می‌سازد. ۵. نقد بازارگرایی مبتذل در سیاست ارزی در چارچوب بازارگرایی مبتذل، نرخ ارز به‌عنوان «کالایی مانند سایر کالاها» معرفی می‌شود که باید تابع اراده بازار باشد. اما با توجه به توضیحات نظری رائول پریش، روشن می‌شود که این ادعا تا چه اندازه سست، غیرعلمی و بی‌ارتباط با مصالح توسعه ملی است. چنین نگاهی عملاً چشم بر تفاوت ساختاری اقتصادهای توسعه‌یافته و در حال توسعه می‌بندد و زمینه‌ساز تخریب ظرفیت‌های تولیدی می‌شود. ۶. ارز و تاب‌آوری ملی: روایت رابرت بالدوین رابرت بالدوین در کتاب برنامه‌ریزی و توسعه در ایران، به ارز به‌مثابه مؤلفه‌ای کلیدی در خلق «قدرت انعطاف» نظام ملی در شرایط بحرانی اشاره می‌کند. بر این اساس، سیاست ارزی باید در خدمت افزایش تاب‌آوری اقتصادی باشد، نه تشدید شکنندگی. با این معیار، تخصیص بخش اعظم منابع ارزی کشور به واردات طلا و خودروهای لوکس و مونتاژی، در شرایط بحرانی اقتصاد ایران، فاقد هرگونه توجیه توسعه‌ای است و صرفاً به تعمیق فقر، فلاکت و وابستگی منجر می‌شود. ۷. شواهد تجربی جدید: بحران اشتغال در صنعت خودرو

  • 11 дек.1 6756

    ‏فیلم از طرف &

  • 9 дек.1 7597

    ✅ حکایت دونرخی ! ✍️حامد پاک طینت این روزها که بحث ارز دونرخی و چند نرخی دوباره نقل مجالس و محافل است شاید تصور شود این اقدام غیرعادی، اختراع دولتمردان ایرانی است. اما چنین نیست! داستان ارز دونرخی ریشه در بحران های اقتصادی شدید آلمان نازی دارد و این سیستم نه بصورت ناگهانی بلکه بعنوان پاسخی به چالشهای مالی ناشی از جنگ جهانی اول و محدودیت های ارزی آلمان پدید آمد. "هیالمار شاخت" بانکدار بزرگ آلمان نازی در سال 1931 این ایده را معرفی و پس از رسیدن به مقام ریاست بانک مرکزی توسط هیتلر آنرا سیستماتیک کرد در این سیستم، ارز دو نرخ داشت که شامل نرخهای ترجیحی برای واردات ضروری آلمان بود و موجب شد به مدت سه سال بانک مرکزی شرایط ارزی کشور را با مقررات شدت سختگیرانه کنترل کند. اولین علائم هشدار اما از سال 1936 آغاز شد. برغم کنترل تورم و بیکاری، کمبود مواد خام و نیروی کار تبدیل به معضل اساسی شد. شاخت در سال 1938 به هیتلر هشدار داد که ارز دونرخی صرفا یک مٌسکن کوتاه مدت و موقتی است و ادامه آن می تواند به ورشکستگی کامل اقتصاد آلمان منجر شود تا جایی که در سال 1939 و به دلیل مخالفتهای هیتلر استعفا کرد امکان تامین نفت،مس، فولاد و فلزات مورد نیاز هیتلر برای ادامه جنگ به یک چالش جدی تبدیل شد؛ مسئله فقط جنگ نبود. کمبود به مواد غذایی رسیده بود.کمبود گوشت، سیب زمینی، قند، میوه و ... منجر به گرسنگی عمومی و جیره بندی غذا توسط هیتلر شد اما دونرخی مزایایی هم داشت! صادرکنندگان می توانستند برای برخی کالاها 50 تا 100% یارانه ارزی بگیرند؛ وزارت اقتصاد و اتاق بازرگانی متصدی تهیه فهرست این کالاها بودند. شرکتهای آلمانی حاضر به پرداخت میلیونها مارک به این افراد و دستگاهها بودند تا از این مزیت بهره مند شوند. شرکتهای بزرگ برای دریافت سهمیه ارزی، کمک داوطلبانه به حزب نازی می دادند و بازار دلالی ارزهای دو نرخی در داخل و خارج داغ بود هر کشوری حسابهای خاص برای صادرکنده آلمانی داشت که صادرکننده آلمانی پول را در آن دریافت و فقط می توانست برای واردات از همان کشور استفاده کند. مدیران بانکها حق و حسابهای خوبی می گرفتند تا سقفها را بالاتر و دامنه خرید را افزایش دهند. تراستی ارزی یک شغل نان و آبدار شد سرمایه گذاران بزرگ با وجود نرخ ارزان ارز، پولهای خود را به سرعت به سوئیس، هلند و آمریکا منتقل کردند تا جایی که 20% ذخایر ارزی آلمان از کشور خارج شد. ارز صادرات ذغال سنگ به رومانی به ارزش نیم میلیارد دلار هرگز برنگشت؛ درآمدهای صادراتی خارجی در حسابهای بیرون کشور نگهداری و تمایلی به بازگشت آن نبود شرکت Flick از شرکتهای نزدیک به رژیم اما مواد اولیه فولادی را با نرخهای ترجیحی وارد و توسط شرکتهای پوششی در بازار سیاه می فروخت و منافعش را با حزب تقسیم می کرد تا جایی که حزب نازی حتی به او اجازه داد از کارخانه های غارت شده در جنگ منتفع شود. خودروسازان آلمانی به رژیم نزدیک بودند، BMW از سیستم دو نرخی برای واردات باتری و مواد شیمیایی منتفع و خود را از ورشکستگی کامل نجات داد. پورشه نیز با واردات قطعات خودرو و لاستیک ارزان قیمت پروژه های مورد علاقه هیتلر را اجرا و سودهای میلیاردی می کرد هیتلر و حزب نازی نه تنها از سیاست ارز دونرخی حمایت می کردند بلکه آنرا بعنوان یکی از مهمترین ابزار اقتصاد جنگی خود می دانستند. پنهان کردن هزینه های نظامی از مردم آلمان، امکان یارانه پنهان به اهداف حزب نازی، ایجاد رانت برای فعالان اقتصادی نزدیک به حزب و توجیه ایدئولوژیک هیتلر که می گفت " ما به تجارت جهانی لیبرال نیاز نداریم و خودکفایی نژادی و اقتصادی ارجح است" موجب شد این سیستم تا آخرین روز شکست آلمان ادامه یابد! اما همه اینها برابر هزینه برای کشور بود.کشوری در حال جنگ که ارز مانند خونی در رگها را از دست می داد. 20 میلیارد مارک طی 4 سال بدلیل یارانه ارزی، نگهداری ارز در حسابهای خارج از کشور، خروج سرمایه و هزینه های مبادله از بین رفت. این عدد برای خزانه هیتلر که تنها 30 میلیارد مارک بود به معنی سوختن بیش از نیمی از دارایی بود. بانکهای آلمان حتی از دادن تسهیلات ناتوان شدند، هیتلر تلاش داشت با غارتهای جنگی این کمبودها را جبران کند اما حجم زیان بزرگتر از این حرفها بود. عاقبت این فشار، فروپاشی کامل پول ملی آلمان، از بین رفتن پس انداز آحاد جامعه و ابرتورم پساجنگی بود؛ با تسلیم آلمان در سال 1945 رژیم نازی سقوط کرد و سیستم دونرخی عملا متوقف شد. متفقین کنترل ارزی را در دست گرفتند و اصلاح ارزی از سال 1948 با سیستم تک نرخی شناور آغاز شد.

  • 3 дек.1 6552

    دلار ۱۲۰ هزار تومنی چی به سر کشور میاره ؟ هیچی طبقه فقیر که رفت زیر خط مرگ تمام متوسط ها بخصوص کارمندان و کارشناسان و.. هم کاملا منتقل به زیر خط فقر و در صف و نوبت خط مرگ

  • 3 дек.1 4991

    ‏عکس از saampuya

  • 3 дек.1 4461

    ‏عکس از saampuya

  • 2 дек.1 9218

    ‏عکس از saampuya

  • 10 нояб.2 64936

    ۸. نتیجه گیری نهایی: حمایت از اسرائیل و تحمل جمهوری اسلامی دو روی یک سکه اند. اسرائیل نقش «پایگاه ثابت» را دارد، ایران نقش «تهدید دائم» را. آمریکا بین این دو، بازی میکند تا هم زمان نفوذ فروش سلاح و کنترل انرژی را حفظ کند و در عین حال چهره اخلاقی لیبرال دموکرات خود را در جهان نمایش دهد. به همین دلیل،آمریکا نه میخواهد ایران نابود شود نه میخواهد آزاد شود، بلکه فقط میخواهد همیشه بصورت تهدیدی کنترل شده و بالقوه برای همسایگان و چماق سرکوب برای ملتش باقی بماند .

  • 10 нояб.2 07539

    .....چرا آمریکا رژیم ایران را برنمی دارد؟ در ظاهر، از ۱۹۷۹ تا امروز رابطه ایران و آمریکا دشمنانه است. اشغال سفارت، تحریم تهدید، مرگ بر آمریکا ” ، و در مقابل “محور شرارت". اما اگر دقیقتر نگاه کنیم این دشمنی نوعی نمایش کنترل شده و سودآور بوده است؛ نه برای ایران مایه نابودی کامل شده نه برای آمريكا هزينه غير قابل تحمل. چطور چنین توازن عجیبی شکل گرفته؟ ۱. ایران اسلامی: دشمن مفید، نه خطر واقعی در سیاست خارجی آمریکا، همیشه به یک دشمن «کنترل پذیر» نیاز هست در دوران جنگ سرد شوروی نقش آن را داشت. پس از فروپاشی شوروی آمریکا برای حفظ ساختار نظامی و حضور جهانی اش، نیازمند «دشمن جدید» بود. انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹، دقیقاً به موقع رسید. رژیمی که ضد غربی بود، شعار مرگ بر آمریکا میداد، اما هیچ تهدید نظامی واقعی برای خاک آمریکا نداشت. این بهترین نوع دشمن است میشود از آن برای ترساندن متحدان عربی استفاده کرد به خاطرش پایگاههای نظامی در خلیج فارس حفظ کرد، و صدها میلیارد دلار سلاح به عربستان امارات و کویت فروخت. اگر ایران جمهوری اسلامی وجود نداشت آمریکا باید یکی مثل آن را می ساخت. ۲. دوگانه ی طلایی «اسرائیل مظلوم» و «ایران شرور» سیاست رسانهای آمریکا و غرب از دهه ۸۰ به بعد، یک دوگانه ی ساده ولی مؤثر ساخت اسرائيل، نماد دموکراسی و تمدن غرب در خاورمیانه و ایران، نماد تهدید تروریسم و بنیادگرایی این دوگانه باعث شد : 1 . حمایت بی قید از اسرائیل برای افکار عمومی آمریکا توجیه پذیر شود. 2. فروش تسلیحات به کشورهای منطقه مشروع جلوه کند. 3. حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس همیشه ضروری به نظر برسد. در واقع، وجود ایران تندرو چراغ حیات اسرائیل مورد حمایت است. هرچه تهران تندتر شعار دهد تل آویو مشروع تر جلوه میکند. ۳.منافع اقتصادی پنهان جنگ سرد کوچک در خاورمیانه از زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۸۸)، آمریکا یاد گرفت که جنگ میان قدرت های منطقه ای سود آور است به شرطی که هیچ کدام به طور کامل پیروز نشوند. در این جنگ آمریکا یکبار به صدام کمک کرد، بعد علیه او ائتلاف ساخت و همزمان ایران را تحریم کرد یعنی همه طرفها مصرف کننده جنگ افزار غربی ماندند. این الگو هنوز هم ادامه دارد. تحریمهای ایران باعث افزایش قیمت نفت میشود سود برای شرکت های انرژی آمریکا تهدید ایران باعث خرید تسلیحات بیشتر <توسط عربستان و اسرائیل می شود > سود برای صنایع نظامی بحران منطقه ای حضور نظامی آمریکا را دائمی میکند سود برای پنتاگون و لابیهای امنیتی پس این طور نیست که آمریکا از جمهوری اسلامی ضرر ببيند؛ برعکس، ایران یکی از بهانه های اقتصادی دائمی اش برای حضور در خاورمیانه است. ۴. ترس از خلأ قدرت آمریکا تجربه عراق، افغانستان و لیبی را دارد هر جا رژیم دیکتاتوری را ساقط کرد جنگ داخلی، داعش مهاجرت و بی ثباتی منطقه ای به وجود آمد. در مورد ایران چنین فروپاشی ای فاجعه بارتر خواهد بود ۸۵ میلیون جمعیت، اقوام متعدد، منابع عظیم انرژی مرز با، افغانستان، عراق، ترکیه و پاکستان در نتیجه سیاست رسمی واشنگتن این است که به جای براندازی رژیم آن را در سطحی از ضعف و کنترل نگه دارد. نه قوی شود، نه فروبپاشد. همان چیزی که در اسناد وزارت خارجه با اصطلاح containment with engagement «مهار همراه با تعامل محدود.» آمده است. ۵.جمهوری اسلامی ابزار کنترل منطقه ای بدون حضور مستقیم آمریکا یکی از واقعیتهای تلخ سیاست مدرن این است که گاهی واشنگتن از دشمن خود به عنوان ابزار استفاده میکند جمهوری اسلامی با سیاست فرقه گرایانه و صدور شیعه گری باعث شد جهان عرب به طور خودکار به دامن آمریکا و اسرائیل پناه ببرد. نمونه ها: پس از ظهور سپاه قدس اعراب سنى عملاً متحد اسرائیل شدند. برجام باعث بازگشت موقت ایران به سیستم مالی جهانی شد، ولی در نهایت، دلارهای آزاد شده صرف مداخله در سوریه و لبنان شد و غرب از این برای مشروعیت تحریمهای بعدی استفاده کرد. به بیان روشنتر رژیمی که ظاهراً دشمن ،آمریکاست، عملاً یکی از کارآمدترین بهانه های حضور آمریکا در منطقه است. ۶.سیاست دراز مدت حفظ وضعیت خاکستری ایالات متحده باهوشتر از آن است که خواهان پیروزی کامل یک طرف در خاورمیانه باشد. او به توازن شکننده نیاز دارد ایران تهدید بماند اسرائیل محبوب بماند. اعراب خریدار سلاح بمانند و آمریکا داور میدان. این همان چیزی است که ژنرالهای پنتاگون آن را «استراتژی بی پایان» می نامند جنگی که قرار نیست تمام شود چون سود آن در تداومش است، نه در پیروزی ۷. اگر همین حکومت خشن و دگم اندیش باقی بماند، سیل مهاجرت نیروهای متخصص و دانشجویان نخبه و ممتاز به آمریکا تداوم می‌یابد و این یعنی استفاده از نیروی کار متخصصینی که یک سنت بابت آموزش و پرورش آنها هزینه نشده است .

  • 27 окт.1 8056

    ‏عکس از saampuya

  • 26 окт.2 44222

    🔻بانک آینده با ایران چه کرد؟ 1️⃣ ۷۱۷ تریلیون تومان بدهی به سایر بانکها 2️⃣ ۳۰۰ تریلیون تومان اضافه برداشت از بانک مرکزی 3️⃣ ثبت رکورد ۱۰۰ تریلیون تومان زیان فقط در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۳ 4️⃣ زیان انباشته ۵۰۰ تریلیون تومانی معادل ۳۱۵ برابر سرمایه اولیه 🔹جمع اضافه برداشت و بدهی به سایر بانکها معادل یک کوادریلیون یا ۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان (‌یک ‎#ممت یا یک میلیون میلیارد تومان)‌ 🔹مسئول حدود ۷ درصد تورم کشور (‌یعنی فقط بانک آینده به تنهایی هر خانواده ایرانی را نسبت به سال قبل ۷ درصد فقیرتر می کند)‌ 🔹هزینه ساخت دو ابرپروژه آب شیرین کن مانند پروژه ‎#راس_الخیر عربستان (‌بزرگترین آب شیرین کن جهان در ساحل جنوبی خلیج فارس )‌ با ظرفیت ۲.۵ میلیون متر مکعب معادل حدود ۷۵ درصد آب مصرفی تهران در روز 🔹ساخت ۱ میلیون واحد ۷۰ متری برای اسکان طبقات کم درامد ./ پیام اقتصاد راغفر 🔹 ۶١ نفر بدون وثیقه، ١٣٠ همت از بانک آینده وام گرفتند و پس ندادند 🔹با بدهی‌های این بانک می‌توانستیم ١٢٠ بیمارستان فوق تخصصی در کشور بسازیم و تمام در مسیر تهران- مشهد- شیراز – اصفهان- تبریز- اصفهان را شبکه ریلی ایجاد کنیم

  • 26 окт.1 79522

    شاخص ورشکستگی بانک های ایران: احتمال خیلی زیاد بزودی بانک سرمایه هم منحل بشه! حتما این عکس رو انتشار بدین که مردم بدونن پولشون رو کدوم بانک ها نذارن.

کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی — tgindex