- Последний пост
- 3 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 71
- 1/48двое суток
- 81
- 1/72трое суток
- 87
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بهم گفت ولی تو باوجود افسردگی بازم حرکت کردی راست میگفت.
عکس گرفتم ،کلی ماکارونی خوردم برا ناهار و به کالری زیادش توجه نکردم،سریال دیدم، غمگین شدم و الانم باید پاشم برم حموم بعدم برم بیمارستان. یه لحظه دلم خواست بازم اینجا بنویسم از همین چیزای معمولی و پیش پا افتاده.
🌻
تنها کاری که از دستم برمیاد گیم آف ترونز دیدنه.
«من میدانم که شب مثل روز نیست؛ میدانم که همه چیز فرق میکند، موضوعهای شب را نمیتوان در روز بیان کرد، برای اینکه دیگر وجود ندارند، و شب ممکن است برای مردمانِ تنها، همین که تنهاییشان آغاز شد، وحشتناک باشد.» - ارنست همینگوی. | آن؛ نشسته در بهمن.
کاش بیای تو خوابم عزیزم دلم دنیا دنیا برات تنگ شده داداش کوچولو.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
من دیوید هاکنی رو از توییتر شناختم و تازه فهمیدم میتونستم نقاش موردعلاقه داشته باشم، ولی خیلی دیره. 💔
без подписи
🤍🫂
کاش کمی به خودم حسِ اطمینان داشته باشم به خودم به انتخابم و به هرآن چیزی که هستم احترام بذارم. گول ذهنم رو نخورم و حس نکنم برای جاشدن تو این زندگی باید یه شکل دیگه باشم. از دست ذهنم خیلی خسته ام ومدام گولش رو میخورم مدام به خودم اعتماد ندارم وحس میکنم خراب میکنم همه چی رو.
دلم برای زندگی کردن خیلی تنگ شده راستش. مدت زیادیه همش منتظرم اتفاق های تلخ کمرنگ بشن ،جنگ تموم بشه ،تکلیف مشخص بشه و بعد زندگی کردن رو شروع کنم غافل ازاینکه تموم این روزها که داره میگذره از عمر و جوونیمونه.
بچه آفتابگردونم
هنوز زنده ایم و هنوز زندگی سخته