PsychS3
Статистикаنوشتههایی از دریچه روانشناسی؛ برایِ زندگی مشاهده رزومه: https://t.me/psychS3/219 دریافت نوبت رواندرمانی: Admin: @PsychS3Admin
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 37
- 1/48двое суток
- 42
- 1/72трое суток
- 45
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به چه مدل کار بلند مدتی میتونیم فکر کنیم؟ اگه نیازه خودتون، تیمتون، سازمانتونو بهروزرسانی کنید، مثلا زیرساخت لازم رو نساختین، مهارتهایی رو که باید، کسب نکردین یا چند وقتیه ازش فاصله گرفتین و... الان بهترین موقعیته تا به ورژن بهتری تبدیل بشین. درخت در فصل زمستان میوه نمیده؛ نه به این معنا که متوقف شده، بلکه تمام توانش رو به درون ریشهها هدایت میکنه تا قویتر بشه، تنه رو محکمتر کنه و خودش رو برای شکوفاییِ بهار آماده نگه داره. توسعه و رشد واقعی، پیش از دیدهشدن، در لایههای پنهان و درونی اتفاق میافته.
اهدافمونو تو این وضعیت نااطمینانی، کوتاهمدتتر انتخاب کنیم. باعث میشه اضطراب واقعی که تو این شرایط عدم قطعیت هست، کمتر بشه و بازدهیمون بالاتر بره. برنامهریزی بلندمدت تو شرایط حاضر احتمالا باعث میشه دائما برنامهمونو تغییر بدیم و این خودش یه چرخه اضطراب درست میکنه. آماده شنیدن دغدغهها و نگرانیهاتون هستم. @SepidehS3 .
نه بیبرنامه پیش بریم، نه اونقدر دنبال برنامهریزی باشیم که مانع حرکت بشه... روزتون بخیر 🦋🦋 https://t.me/psychS3/482 .
و اما بیینیم چرا تو این شرایط مشکلات داخلی شرکت هم زیاد شده؟ تصور اینکه بحران و اتفاقاتِ بیرونی انقدر بزرگه و ما هیچ تاثیری روش نداریم، واقعاً ترسناکه. تحمل این ناتوانی و درماندگی، از خودِ اون بحران هم سختتره. اینجاست که ذهنِ جمعیِ ما برای نجات خودش یک میانبر میزنه: دشمنِ بزرگ و تاریکِ بیرون رو کوچک میکنه و میاره داخلِ سازمان. جنگیدن با قوانینِ خشک، یا افتادن تو دلخوریهای ریزِ بین تیمها، به ما یک «توهمِ کنترل» میده. اونجا حداقل میدونیم با کی طرفیم؛ سرمون گرم میشه تا مجبور نباشیم به اون طوفانِ بزرگِ بیرون نگاه کنیم. https://t.me/c/2053189762/1020
وقتی دنیای بیرون امن نیست، سازمان به جای مقاومت در برابر تهدید خارجی، جنگ داخلی راه میاندازه... شما هم حس کردین اصطکاکها تو شرکتا بیشتر شده؟ انگار فضا میره سمت دلخوریهای ریز، ایراد گرفتن از قوانین، یا اختلافنظرهای فرسایشی بین تیمها... ظاهراً ربطی هم به نااطمینانیهای بیرون ندارن، اگه اینطوره، پس چرا دقیقاً تو همین روزا اینقدر تشدید شده؟ شما هم چنین فضایی رو تو محیط کارتون حس میکنید؟ (اگه حوصله داشتین، بهش توجه کنید و تجربهتونو بنویسید. تو پست بعد از چرایی و دلیلش میگیم). 🪷🪷 پن: (جمله اول این پست خط اول کتاب The Workplace Within: Psychodynamics of Organizational Life از Larry Hirschhornه). https://t.me/psychS3/480
«ادامه دادن» از سر بیتفاوتی یا انکار نیست، فقط تلاش آگاهانه برای دووم آوردن تو نااطمینانیه. با این حال نباید انتظار قبل رو از خودمون داشته باشیم... نمیشه مثل گذشته ادامه داد... معمولا وقتی آدم درگیر کار میشه، برگشتن و مرور مسیر یا وقت گذاشتن برای گذروندن دوره و مطالعه یکم سختتر میشه. این تعلیق فرصت مناسبی برای این نوع بازگشته. منم در این راستا براساس تجربه کاریم و نیازی که تو اتاق درمان و سازمانها دیدم، و از اون مهمتر متوجه شدم رویکردی هم که بهش علاقه دارم (روابط ابژه کلاین، بیون و...) مؤسسه مطالعاتی هم تاسیس کردن به نام تویستاک که مطالعاتشون در جنگ جانی دوم رو در سازمانها هم به کار گرفتن، (مشابهت زیادی با شرایط الان ما داشتن)، پس تصمیم گرفتم تو همین زمینه متمرکزتر و عمیقتر بشم. وقتی از فروید پرسیدن یه فرد بالغ چه توانایی باید داشته باشه، کوتاه گفت: توانایی عشق ورزيدن و کار کردن این پست پلیه بین مطالب قبلی کانال و مطالبی که از این به بعد درباره کار و سازمانها میذارم... امیدوارم مسیر جدید مفیدتر باشه. 🙏🦋 https://t.me/psychS3/479
این روزا همهمون انگار تو اتاق انتظاری نشستیم که نمیدونیم قراره چه اتفاقاتی رو از سر بگذرونیم… همهمون تو این نقطه ابهام هستیم و بار واقعا سنگینی رو داریم به دوش میکشیم... مراقب خودتون و اطرافیانتون باشید. به امید آرامش... ☘☘❤️
نتیجه، تصویری از اضطرابِ جمعیه که تو زندگیمون در جریانه. ما مدام داریم برای رویاهایی که برای زندگیمون، کارمون و این خاک داشتیم و از دست رفتن، سوگواری میکنیم... اما چون وقت نکردیم کاملش کنیم، این غم تبدیل شده به «فشار فرساینده»؛ فشاری که خروجیش یا خشمه، یا بیتفاوتی، یا فکری که تکرار میشه: *«من باید برم.»* ما خیلی از این شرایطِ بیرونی رو انتخاب نکردیم و شاید توانِ تغییرِ یکشبهش رو هم نداشته باشیم. اما شاید اولین قدم برای خم نشدن زیر این بار، همین باشه که دست از جنگیدن با خودمون برداریم و این حق رو به خودمون بدیم که خسته باشیم. از همین نقطهست که قدرت و عاملیتِ آدم برمیگرده؛ اینکه بفهمیم کجای زندگی هنوز دستِ خودمونه، چطور مرزهای روانیمون رو محکم کنیم و چطور در عینِ خستگی، حواسمون به خودمون و نزدیکانمون باشه...
видео или голосовое, без подписи
در جستوجوی معنا... علیرغم ویژگیهای مثبتش اما میشه بهش اینطوری هم نگاه کرد که، اگه تو مسیرش بودیم، شاید در جستجوش نبودیم... https://t.me/psychS3/473
در باب سرزنش نکردن و به خود بالیدن گاهی فکر میکنم ما ایرانیا واقعا خیلی کوشا و تاب آور هستیم... علی رغم این همه محدودیت باز تلاش میکنیم مسیری، راهی، روزنهای پیدا کنیم... و این خیلی ازمون انرژی میگیره... گاهی خسته و بیحوصله میشیم گاهی هم خوشحال از پیدا کردن یه روزنه برای دور زدن کلی بدیهیات که خیلی از جاهای دنیا بدون درد سر و دغدغه دارن، اما ما برای داشتنش باید کلی به خودمون زحمت بدیم. یا فیلتر میکنن از داخل (اینستاگرام و X و...) یا تحریم میکنن از بیرون (مثل جمنای و بعضی سایتهای تخصصی حداقل رشته روانشناسی! ...) تو بین این تلاشا... و گاها کلافگیا... خیلی وقتا هم به خودمون ببالیم.. دووم آوردن تو این شرایط واقعا کار سختیه... یه متن دلی برگرفته از جلسه درمانی دیروز با مراجعم و تلاش خودم برای اتصال لپتاپ به جمنای با 3 تا vpn پولی و غیرپولی... 🦋🦋🌱🌱 https://t.me/psychS3/472
اپیزود 02 تداومِ زیستن https://shenoto.com/album/podcast/1843026/تداومِ-زیستن خستگیِ بیصدایی که در پسزمینهٔ ناامنیِ بیرون میچرخد، و بدنی که با بیانرژی شدن، یا گاهی پرانرژی شدنِ افراطی و نادیده گرفتن آنچه میگذرد، سعی میکند به بقای خود کمک کند. در این اپیزود از آنِما، به این واکنشها نگاه میکنیم؛ به چراییشان از منظر نوروساینس و نوع دوپامین ترشح شده، و به اینکه چگونه میتوان حتی در دل ناامنی، به اندازهٔ انرژی و ظرفیتی که داریم و با سرعتی که برایمان مناسب است، آرامآرام اندکی از عاملیت روانی را دوباره پس گرفت. آنِما؛ مجالی برای نشستن با روان.
اگه آسیبهای روانشناختی نمود فیزیکی داشت، احتمالا این روزا اکثرمون زخمهایی داشتیم... شما هم این روزا این تجربه رو داشتین که: فضاها (کاری، خانوادگی و دوستی و...) ملتهبتره، اضطراب، امید و ناامیدی، کمصبری وکمحوصلگی، مشهوده؟ اتفاقات بیرونی روی حال اکثرمون مؤثر بوده، سعی کنیم تصمیمات ناگهانی نگیریم، و هر اقدامی میخوایم انجام بدیم، چه در ارتباط با خودمون، چه خانواده، دوست، همکار به خودمون حتما یادآوری کنیم که این روزا شرایط بیرونی احتمالا حال ما یا کسی را که باهاش به چالشی خوردیم، تحت تأثیر قرار داده باشه... و حالا که شرایط بیرونی پیچیدهست نسبت به خودمون و اطرافیانمون همدلتر باشیم... ❤️❤️🦋
بالاخره قدمهای من برای تولید محتوا و ساخت پادکست به ثمر نشست و پادکست آنما منتشر شد... 6 اپیزود اول در فرصت جنگ و عید 405 ساخته شده که هفته به هفته منتشر میشه. اپیزود اول تحت عنوانِ «بهارِ بیرون، زمستانِ درون» لینک اپیزود پادکست: https://shenoto.com/album/podcast/1818605/روان-جامانده؛-در-پیچیدگی-همزمانی در همزمانی جنگ و بهار و اتفاقات دی ماه اما به دلایلی (اهمالکاری صاحب اثر 🙂، آماده نبودن کاور، محدودیت اینترنت) و... آپلود نشده بود. این 6 اپیزود ساخته شده رو، که نقصهای زیادی هم داره، منتشر میکنم تا؛ بماند یادگار باشد که شفقت شما همراه من و البته! خود شما باشد خوشحال میشم نقد و نظرتون رو کامنت کنید تا مجالی باشه برای اینکه با هم رشدش بدیم. و توضیحات این اپیزود: نمیدانیم بهار را جشن بگیریم، یا برای آنچه بر ما گذشته، سوگواری کنیم. و روانمان، زیر بار اتفاقهای پیدرپی، تلاش میکند زنده بماند. این اپیزود دعوتیست به اینکه برای چند دقیقه کنار هم بنشینیم، بدون داوری، به روانمان نگاه کنیم. در پایان این گفتوگو، قرار نیست جواب قطعی بگیریم؛ اما ممکن است با درکی نرمتر و مهربانتر از خودمان بلند شویم. امیدی آرام، از همان جنس که در دل زمستان، نویدِ بهار را میدهد؛ حتی اگر بهارِ بیرون زودهنگامتر از بهارِ درون رسیده باشد... https://t.me/psychS3/469
فیلم دربارهی جنگ داخلی سوریهست؛ با تصویری از برج ترامپ آغاز میشه و در فلشبک، ما رو به زندگی پزشک سوریای میبره که هشت سال پیش مهاجرت کرده؛ در شرایطی که پیدا کردن معنایی برای موندن، واقعاً دشوار بوده. این جلسه قرار نیست تحلیل سیاسی-اجتماعی باشه. قراره فیلم رو بهانهای کنیم برای مکث؛ برای اینکه آینه رو صادقانهتر بهسمت خودمون بگیریم. رنجهایی رو ببینیم که از سر گذروندیم، فقدانهایی رو که شاید هنوز براشون سوگواری نکردیم، و بخشهایی از زندگیمون را که زیر فشار جغرافیا، تاریخ و ناامنی، نزیسته باقی موندن. قرار نیست به امیدواری تظاهر کنیم یا درد رو زیبا کنیم. میخوایم ببینیم با این رنج چی کار کردیم؛ کجا خشمگین شدیم، کجا بیحس شدیم، و کجا هنوز امکانی برای معنا، مرهم یا قدمی مؤثر برای حالِ امروزمون باقی مونده...
سلام امیدوارم خوب باشین و اول هفته خوبی رو شروع کرده باشین. اولین همکاری و برگزاری رویداد در بلوم رو آغاز کردیم. بهزودی پستهای کوتاهی درباره فیلم هم قرار میدم. 🌱🌱🪷
✨ کارگاه تحلیل فیلم | I WAS A STRANGER (2024) ✨ جستوجوی زیستن در میانه دشواری گاهی فیلم فقط یک داستان نیست؛ پنجرهای است به دنیای درونی انسان، زخمها، دلبستگیها، ترسها و جستجوی معنا… در این کارگاه پس از تماشای فیلم I Was A Stranger، با نگاهی روانشناختی به لایههای پنهان داستان سفر میکنیم، ضمن معتبر شمردن رنجهایمان، درون خود جستوجو میکنیم تا ببینیم وقتی ساختارها امکانِ توانستن را دشوار میکنند، چگونه راهی برای "زیستنِ واقعی" پیدا کنیم. 🔸 گفتوگوی گروهی و تبادل دیدگاهها 🔸 پیوند مفاهیم فیلم با نظریههای روانشناختی 📅 تاریخ: دوشنبه؛ ۱ تیرماه 🕒 ساعت: ۱۷:۳۰ تا ۲۱:۰۰ 👤 رده سنی: +۱۸ 🎓 تسهیلگر: دکتر سپیده استیری 💰 هزینه: ۳۷۰ هزار تومان (تماشا + پذیرایی + تحلیل و گفتوگو) 📍 کلینیک تخصصی مشاوره و روانشناسی بلوم محدوده قیطریه 🌱 اگر به روانشناسی، سینما و شناخت عمیقتر انسان علاقهمند هستید، این تجربه را از دست ندهید. 📞 ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر: 09211185468 📩 آیدی ثبتنام تلگرام: @admiinbloom کانالها: https://t.me/bloomindir https://t.me/psychS3/466
جدیدا تورهای شاد و پر انرژی و یا لفظ انرژی داشتن رو میشنویم و میبینیم. اما حقیقت ماجرا اینه که در شلوغی و صدای بلند، لازم نیست با خودمون روبرو بشیم. تخلیه هیجانی مثل خوردن یه شکلات پر از شکره؛ یه لحظه انرژی میده ولی زود گرسنهت میکنه. انرژی واقعی جاییه…
جدیدا تورهای شاد و پر انرژی و یا لفظ انرژی داشتن رو میشنویم و میبینیم. اما حقیقت ماجرا اینه که در شلوغی و صدای بلند، لازم نیست با خودمون روبرو بشیم. تخلیه هیجانی مثل خوردن یه شکلات پر از شکره؛ یه لحظه انرژی میده ولی زود گرسنهت میکنه. انرژی واقعی جاییه که ذهن بتونه رشد کنه، نه فقط جایی که بدن بتونه تخلیه بشه. تأمل مثل یه وعده غذای سالمه؛ شاید خوردنش زمان ببره، اما توانِ حرکتِ روزهای بعد رو میسازه. تجربه نشون داده انرژی که از تأمل و تفکر (نوع دوم) میگیریم، با انرژی حرکتی قابل مقایسه نیست. اولی انرژی حرکتی و دوپامینی (لذت آنی): اوج ناگهانی و بعد افت شدید انرژی دومی به جای دوپامین، سیستمهای پایدارتری مثل «سروتونین» درگیر میشن. وقتی به یک منظره خیره میشیم یا در سفر با خودمون خلوت میکنیم، ذهن شروع به «هضم» تجربهها میکنه. نتیجه: انرژی دیرتر به دست میاد، اما ماندگاره. حس بعدش: ممکنه بدن خسته باشه، اما چیزی به دست آوردیم که با تموم شدن سفر، تموم نمیشه. منظور این نیست مهمونی و سفر کلا کنسل شه. اما صرفا دنبال پارتی کردن باشیم و تصور کنیم خیلی پر انرژی هستیم و دنبال حال خوب تو این مسیر باشیم، بدست نمیاد. تکرار تخلیه انرژی شاید تو اون روز و لحظه از تنهایی و ملالمون کم کنه اما بعد از اون مجدد به سراغمون میاد...
شبتون پر آرامش 🦋🦋