tgindex

هابیل | نوشته‌های میثم رمضانعلی

описание

https://campsite.bio/ramezanali @Ramezanali

808
подписчиков
Охват к подписчикам
72,5%
ERR
Реакции к просмотрам
1,74%
539 на 40 постов
Пересылки к просмотрам
0,98%
304
Постов в день
0,0
всего 40

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 8 авг.خانه نقطه بود ـ آه میثمِ عزیز ـ شیشه‌های خانۀ سعید نقطه بود داییِ مجید خواهرِ بزرگِ فاطمه طفلِ بیست‌روزۀ پریده روی شاخۀ درخت دخترِ دوسالۀ دورود نقطه بود هرچه هست و هرکه بود نقطه بود وعدۀ شما و ما به روزِ داوری... ▫️ نقطه مرکزِ سیاهِ سیبل نیست نقطه ابتدای…9,02%
  • 23 июн.من هم، مثل خیلی رابطه‌های پدری‌پسری خیلی‌های دیگر، گپ و گفت زیادی با پدرم نداشتم. حرف می‌زدیم، حال و احوال همدیگر را می‌پرسیدیم و رابطه‌مان خیلی خوب بود. اما ابراز احساسات و بیان عاطفی و این‌ها پررنگ نبود. پدرم، کوه بود و می‌شد به تمامه به او تکیه داد. رفتنش بزرگ‌ترین ترسِ زندگی‌ام بود و خب حالا بیش از ۱۸ ماه است که رفته است. رفته است و من در تمامیِ روزهایم، در تمامیِ سفرهایم به نجف، در تمامِ آنات زندگی‌ام احساس کم‌بود دارم. منِ نه خیلی احساساتی، این بزرگ‌ترین ترس را به چشم و جان دیده‌ام و اگرچه کم شده که کسی اشکی بابتش از من ببیند، اما زیاد در خود فرو رفته‌ام و بارها اشک ریخته‌ام. بارهایی، یکه و تنها تا بهشت زهرا رفته‌ام تا سلام و صلواتی به او بدهم. یاد گرفته‌ام که حرف بزنم و اتفاق‌های زندگی‌ام را برایش بگویم و از او طلب دعا کنم. و کاش می‌شد به چشم مادی می‌دیدم که می‌شنود و دارد در آن بهشتِ برینی که حضور دارد، برایم دعا می‌کند و مثل خیلی بارها می‌گوید که «طوری نیست حالا. حل می‌شه». و کاش به آغوشی مهمانم می‌کرد. دلم برایش تنگ شده است و این نوشته را بهانه می‌کنم تا لطف دوستان و مخاطبان این صفحه شامل حال من باشد و صلواتی، دعایی یا فاتحه‌ای برایش بفرستید. زیاده عرض نیست.7,40%
  • 5 июл.مصلی تهران؛ جمهوری اسلامی در یک قاب اگر بخواهیم یک نماد فیزیکی برای جمهوری اسلامی ایران پیدا کنیم، «مصلی تهران» بهترین گزینه است. این بنا نه تنها از نظر ظاهری، بلکه از نظر فلسفه ساخت، سرنوشت و کارکردش، شبیه‌ترین چیز به جمهوری اسلامی است. از پروژه‌ای که قرار بود یک شاهکار معماری باشد اما نیمه‌کاره رها شد، تا ترکیبی عجیب از سنت، مدرنیته، سیاست و وعده‌هایی که هیچ‌وقت محقق نمی‌شوند. ۱. پروژه‌ای که قرار نبود تمام شود مصلی تهران مثل بسیاری از پروژه‌های بزرگ جمهوری اسلامی، با هیاهوی زیادی شروع شد، اما هیچ‌کس به پایان آن فکر نکرد. از دهه ۶۰ تاکنون، همیشه در حال ساخت است، همیشه «در مرحله نهایی» است و همیشه قرار است «به زودی» تکمیل شود، اما در عمل نیمه‌کاره باقی مانده. درست مثل نظامی که قرار بود «تمدن نوین اسلامی» بسازد اما هنوز درگیر ابتدایی‌ترین مسائل اقتصادی و اجتماعی است. ۲. ترکیب بی‌قاعده سنت و مدرنیته مصلی، نه یک بنای کاملاً سنتی است، نه کاملاً مدرن. نمایی اسلامی دارد اما ساختارش پر از بتن و شیشه است. قرار بود نماد شکوه معماری ایرانی-اسلامی باشد، اما نتیجه چیزی بین یک سازه صنعتی و یک معبد ناتمام شده است. درست مثل جمهوری اسلامی که نه یک حکومت سنتیِ کاملاً فقه‌محور است، نه یک نظام مدرنِ کارآمد، بلکه ترکیبی از هر دو که در نهایت هیچ‌کدام نیست. ۳. کاربری‌های متعدد، هویت نامشخص مصلی قرار بود یک مکان عبادی باشد، اما الان بیشتر به یک مجموعه چندمنظوره شبیه است: از نمازجمعه و نمایشگاه کتاب گرفته تا همایش‌های دولتی و حتی آزمون‌های استخدامی! هرچیزی که تصورش را کنید، در مصلی برگزار شده، جز آنچه که واقعاً برایش ساخته شد. جمهوری اسلامی هم دقیقاً چنین وضعیتی دارد: قرار بود یک نظام اسلامی الگو باشد، اما حالا ترکیبی از دولت رفاهی، نظامی-امنیتی، اقتصاد دستوری و سیاست خارجی انقلابی است، بی‌آنکه مشخص باشد کدام یک اولویت دارد. ۴. وعده‌هایی که قرار نیست محقق شوند هرچند وقت یک‌بار، اخباری درباره تکمیل بخش‌های جدید مصلی منتشر می‌شود. مسئولان می‌گویند «کار به زودی تمام می‌شود»، اما سال‌ها می‌گذرد و وضعیت تغییر چندانی نمی‌کند. جمهوری اسلامی هم سال‌هاست وعده‌های بزرگی می‌دهد: اقتصاد بدون نفت، عدالت اجتماعی، پیشرفت علمی، جهش تولید... اما نتیجه همیشه چیزی جز «در حال پیگیری» نیست. ۵. ماندگاری در عین ناکارآمدی با تمام نواقصش، مصلی همچنان پابرجاست و به حیات خود ادامه می‌دهد. نیمه‌کاره، اما حاضر. بی‌هویت، اما فعال. جمهوری اسلامی هم با تمام بحران‌هایش، با نارضایتی‌ها، اعتراض‌ها و ناکارآمدی‌ها، همچنان ادامه می‌دهد. نه آن‌قدر قدرتمند است که بتوان آن را یک «نظام موفق» دانست، و نه آن‌قدر ضعیف که به سادگی سقوط کند. مصلی، جمهوری اسلامی در ابعاد کوچک‌تر مصلی تهران فقط یک ساختمان نیست؛ بلکه تصویری کوچک از جمهوری اسلامی ایران است: پروژه‌ای که با شعارهای بزرگ شروع شد اما نیمه‌کاره ماند، ترکیبی از سنت و مدرنیته که نه این است و نه آن، مجموعه‌ای از کاربری‌های بی‌ارتباط که معلوم نیست قرار است دقیقاً چه کار کند، و در نهایت، نهادی که همیشه «در حال تکمیل» است اما هیچ‌وقت کامل نمی‌شود. مصلی را ببینید؛ انگار دارید جمهوری اسلامی را تماشا می‌کنید. @ramezanali_com6,48%
  • 8 окт. 2025 г.без подписи6,03%
  • 26 июл.رئیس مرکز خادمان افتخاری حرم امیرالمومنین علیه السلام می‌گوید: زائران ایرانی مثل نمک ایام اربعین هستند و امسال کم شده‌اند.5,27%
  • 3 авг.جنگ، فرصتی برای بازسازی تصویر ایران | چرا ادراک جهانی از ایران، با واقعیت آن فاصله دارد؟ میثم رمضانعلی در یک سال گذشته و پس از دو تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، راننده‌های تاکسی، مردم عادی و همکارانم در نجف و عراق سوالات ثابتی داشتند. سوال‌هایی در بارهٔ خرابه‌های ناشی از حملات، وضعیت انرژی و زیرساخت و خلاصه همه این سؤال‌ها در یک جمله: «اوضاع داخل ایران خوب است؟». همین سؤال ساده، از وجود شکافی عمیق میان واقعیت داخل ایران و تصویری که از ایران در خارج از کشور شکل گرفته، خبر می‌دهد. در طول جنگ و بعد از آن، رسانه‌های داخلی تلاش زیادی کردند تا نشان دهند زندگی عادی در ایران ادامه دارد؛ مغازه‌ها باز هستند، مردم سر کار می‌روند، پروازها برقرار است، خدمات شهری متوقف نشده و جامعه، برخلاف تصور بسیاری، از هم نپاشیده است. اما اگر با مخاطبان منطقه یا خارج از کشور صحبت کنید، هنوز تصویر غالب، ایرانی جنگ‌زده، ناامن و با زیرساخت‌های آسیب‌دیده است. ما با یک مسئله مهم در مدیریت رسانه روبه‌رو هستیم: تفاوت میان «انتشار پیام» و «شکل‌گیری ادراک». در رسانه و ارتباطات، موفقیت یک راهبرد رسانه‌ای را با تعداد خبرها، گزارش‌ها یا ساعت‌های پخش نمی‌سنجند؛ معیار اصلی این است که در نهایت چه تصویری در ذهن مخاطب شکل گرفته و تثبیت شده است. واقعیت این است که رسانه‌های ما عمدتاً برای مخاطب داخلی روایت ساخته‌اند؛ در حالی که مسئله اصلی، مخاطب بیرونی است. افکار عمومی جهان، ایران را از دریچهٔ رسانه‌های داخلی نمی‌بیند؛ تصویرش را از شبکه‌های بین‌المللی، رسانه‌های اجتماعی و روایت‌هایی می‌گیرد که به زبان خودش تولید و بازنشر می‌شوند. اگر در آن فضا، تصویر غالب همچنان دود، انفجار و ویرانی باشد، طبیعی است که حتی ماه‌ها بعد از پایان جنگ هم تصور عمومی، همان «ایرانِ جنگ‌زده» باقی بماند. تصویر یک کشور، صرفاً با واقعیت‌های میدانی ساخته نمی‌شود؛ با روایت‌هایی ساخته می‌شود که در ذهن مخاطب ماندگار می‌شوند. و اگر این روایت را نسازیم، دیگران آن را برای ما خواهند ساخت. ما هنوز تصور می‌کنیم با اطلاع‌رسانی، مسئله حل می‌شود؛ در حالی که در عرصه بین‌المللی، کشورها بیش از آنکه با اخبارشان شناخته شوند، با تصویر ذهنی‌ای که از خود ساخته‌اند شناخته می‌شوند. این همان چیزی است که که در ادبیات ارتباطات از آن با عنوان «برندسازی ملی» (Nation Branding) یاد می‌شود. شاید امروز، جنگ، ناخواسته توجه بخش مهمی از افکار عمومی جهان را به ایران جلب کرده است و این می‌تواند فرصتی کم‌نظیر برای بازسازی تصویر ایران باشد. نباید فراموش کنیم که برای بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، ایران اساساً کشور شناخته‌شده‌ای نیست. بسیاری اگر تصویری از ایران داشته باشند، آن را با مجموعه‌ای از کلیشه‌ها می‌شناسند؛ کشوری عمدتاً بیابانی، با محدودیت‌های اجتماعی فراوان، اقتصادی فرسوده زیر فشار تحریم‌ها و جامعه‌ای کم‌تنوع و بسته. در وجوه مختلف شبیه به عربستان سعودی، کوبا یا ونزوئلا. این تصویر، چه درست باشد و چه نادرست، همان چیزی است که امروز در ذهن بخش مهمی از مخاطبان جهانی وجود دارد و دقیقاً به همین دلیل، بازسازی آن اهمیت پیدا می‌کند. جنگ‌ها معمولاً «پنجره توجه» نسبت به یک کشور را باز می‌کنند؛ دوره‌ای کوتاه که میلیون‌ها نفر برای نخستین‌بار درباره آن کشور کنجکاو می‌شوند. مسئله این نیست که جهان به ایران توجه کرده؛ مسئله این است که در این فرصت، چه تصویری از ایران در ذهن مخاطب ثبت می‌شود. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، فرصت بازسازی تصویر ایران فراهم شده باشد. جنگ، ایران را در معرض دید جهان قرار داده است؛ اما دیده شدن، الزاماً به معنای درست دیده شدن نیست. اگر برای این تصویر برنامه نداشته باشیم، همان رسانه‌هایی که روایت جنگ را ساختند، روایت ایرانِ پس از جنگ را هم خواهند ساخت. در دنیای امروز، کشورها فقط در میدان نبرد پیروز یا شکست‌خورده نمی‌شوند؛ در میدان ادراک نیز سرنوشت آنها تعیین می‌شود. #ایران #مدیریت_رسانه #دیپلماسی_عمومی #افکار_عمومی #برندسازی_ملی5,23%
  • 6 мар.без подписи4,66%
  • 6 июл.без подписи4,37%
  • 6 июл.پورجمشیدیان تازه امروز فهمیده در مسیر دماوند به انقلاب، موانعی مثل پل هوایی بوده است. ‏مدل تشییع، توهین به مردم بود. ‏رسما پیچوندن مردم به بهانه‌های مسخره که در اصل بی‌عرضگی خودتون بوده. ‏ما که رفتیم و حضوری در خیابان هم داشتیم. اما این حق مردم بود که دور زده نشن و اگر خواستن، حتی با معطل شدن و سختی، چشم‌مون بخوره به ماشین حمل پیکرها. ‏خدا ازتون نبخشه3,17%
  • 4 янв.без подписи2,99%
  • 9 янв.без подписи2,90%
  • 10 июл.تشییع، وقتی مردم خودِ مراسم شدند | دوگانهٔ مراسم و مناسک به گمان من، تفاوت اصلی تشییع در ایران و عراق را نباید در تعداد جمعیت، نظم، یا حتی شکوه ظاهری جست‌وجو کرد. تفاوت اصلی، در نوع مواجهه با پیکر رهبر شهید بود؛ تفاوت میان «مدیریت امنیتی مراسم» و «واگذاری…2,82%