tgindex
رامین مظهر

رامین مظهر

Статистика
@raminmazharперсидский

ای گرگ، از تنهایی لایتناهی‌ات بیرون بیا دنیا برایت برف باریده

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
8
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
408
+12 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
591
8 постов
Вовлечённость
144,9%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 8
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
229
1/48двое суток
262
1/72трое суток
283

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ای کاش آغوش و شراب و آب و نان باشد دنیا برایت بهتر از افغانستان باشد گنجشک‌های بوسه‌ام را در یخن بگذار تا از گزند باد و باران در امان باشد در پیش رویت رفت از یادم… چه می‌گفتم حاجت به گفتن نیست چیزی که عیان باشد می‌آیی و چون لاله‌زاری داغ در داغم گویی دلم نوروز دشت شادیان باشد شاید خدا با خلق چشمان تو می‌خواهد روی زمین چیزی شبیه آسمان باشد با خاطرات ناخوش خود آرزو دارم ای کاش با تو زندگانی مهربان باشد ای کاش با تو زندگانی مثل سیبی در دریاچه‌ای تا آخر دنیا روان باشد بعد از جدایی با تعجب زندگی کردم آدم نباید اینقدر هم سخت‌جان باشد پشت سرم گپ‌های بسیاری‌ست می‌دانم گپ‌های بسیاری‌ست می‌دانم، بمان باشد یک صفحه از هر قصه را کندم تو خوش داری ابهام تلخی انتهای داستان باشد رامین مظهر http://telegram.me/raminmazhar

  • 11 авг.262187из ghawghataban

    без подписи

  • 10 авг.4544913

    نظم جهان یعنی که هر چیزی سرِ جایش فرض مثال انگشت‌هایم بین موهایش آیینه‌ای در روبروی تخت خوابش هست که می‌کند هر صبح یک لبخند، زیبایش گاه از بر و دوشش به سوی لاله‌ی گوشش لب‌های من رفته از اینجایش به آنجایش از بوسه‌هایم، گردنش را بر حذر دارد  چون پیش خواهرخوانده‌هایش کرده رسوایش حتی اگر هرگز برآورده نخواهد شد من راضی‌ام با وعده‌ی امروز و فردایش در زندگیِ بعدی خود آرزو دارم چون حبه‌ی قندی بیفتم داخل چایش یا که شبیه عطر بنشینم به کالایش یا مثل خینه نقش بندم بر کف پایش من دستخطش را ندارم پیش خود اما در جیب دارم روی عکسِ خود چلیپایش... من کابلم بی او ولی خالی از آزادی من بامیانم آه در فقدان بودایش پرسیده‌ای از خاطر چی شعر می‌گویی؟ تا که کند در روزهای بد دل‌آسایش تا که بکاهد شمه‌ای از بی‌کسی‌هایش روزی که آدم‌های دیگر ماند تنهایش روزی برایم شاخه‌ای لاله فرستاده چون پرچمی جان می‌دهم تا حال بالایش دادم به دستش آبروی خویش را خیر است خیر است اگر روزی کند در شهر سودایش رامین مظهر http://telegram.me/raminmazhar

  • 8 авг.9574211

    چون قوغ آتش داخل بنزین رهایم کن حالا که خواهی رفت، بی‌تدفین رهایم کن این رابطه کام تو را هم تلخ خواهد کرد از من حذر کن دختر شیرین، رهایم کن مانند عمر اندکِ عباس معروفی در غربت طولانی برلین رهایم کن این عصر، آخر شوربا می‌سازد از انسان در چرخه‌های خونیِ ماشین رهایم کن در سینه‌ات حبسم هزاران سال شد، ای اسب چون شیهه بعد از خوردن قمچین رهایم کن بالا ببر، بالا ببر، بالا ببر، بالا بالا ببر، بالا ببر... پایین رهایم کن رامین مظهر http://telegram.me/raminmazhar

  • 7 авг.803413

    شعر جدید افسرده‌ام یا که شادم یادم نیست دستم دستم نیست... یادم یادم نیست شب‌های برفی باد با زوزه‌ام مست است من گرگ هستم یا آدم یادم نیست من در دلت هستم مانند زخم اما سطحیستم یا که حادم یادم نیست اینقدر می‌دانم گودی‌پران هستم بسته‌ستم یا آزادم یادم نیست اینقدر می‌دانم که سینه‌ام خالیست دل را به دست کی دادم یادم نیست فواره‌ام من کی تا اوج‌ها رفتم از اوج پایین کی افتادم؟ یادم نیست دنیاستم بعد از نابودیِ مطلق ابرم یادم نیست بادم یادم نیست رامین مظهر telegram.me/raminmazhar

  • 7 авг.1 9932518

    کانال قبلی رامین مظهر اشتباهی حذف شد. امیدوارم این صفحه، اندک‌اندک مخاطبان خود را بازیابد. telegram.me/raminmazhar

  • Channel photo updated

  • Channel created