رضا پورحسین
Статистикаاستاد روانشناسی دانشگاه تهران مدیر اسبق شبکههای رادیو و تلویزیون
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 54
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
شور اربعین عجیب است که هرسال شور اربعین شعلهورتر میشود. این یک پیام است به همهی ما که این شور از جنس شور و شوق این دنیایی نیست. مگر میشود یک داغ هر سال شعلهورتر شود و دلهای بیشتری را به خود جذب کند. این شور عاشقانه از مرزهای عراق و ایران و پاکستان گذشته و شراره آن به متن غرب هم رسیده است. این شور با محاسبات دنیایی قابل ارزیابی نیست. اما نمیدانم چرا هنوز عقلهای علیلی هستند که میخواهند آن را خاموش کنند؟! غافل از اینکه آتش شور حسین هرسال شعلهورتر، و گسترهی ارادتمندانش گسترده تر میشود.
بگذارید «نوشتن» برای انسانها باقی بماند (دربارۀ انسانزدایی هوش مصنوعی) نوشته دن چیاسون شاعر، منتقد ادبی، پژوهشگر و استاد دانشگاه آمریکایی اگر به نسخههای دستنویس شعرهای امیلی دیکینسون، شاعر بزرگ آمریکایی دقت کنید، جابهجا، حوضچههای دایرهشکل کوچکی از جوهر را کنار کلمهها میبینید. این حوضچهها همان جاهایی است که دیکینسون مکث کرده تا تصمیم بگیرد کلمۀ بعدی باید چه باشد؛ یا از خودش پرسیده: بهتر نیست سطر قبلی را جور دیگری بنویسم؟ این حوضچههای جوهر، انسانیترین نشانههای دستنوشتههای دیکینسون است؛ جایی که اندیشیدن، تردیدکردن و تعلیق او را میتوانید ببینید. ویلیام جیمز چنین لحظههایی را «فضای خالی فعال» مینامد. جیمز مینویسد: «فرض کنید میکوشیم نامی فراموششده را به یاد آوریم. وضعیت آگاهی ما در آن لحظه شگفتآور است. آن اسم در آن فضایی خالی جاخوش کرده؛ اما نه صرفاً یک فضای خالی، بلکه شکافی است بهشدت فعال؛ چیزی شبیه به شبحی از آن نام در آن حضور دارد که ما را به جهتی خاص فرامیخواند، گاه با احساس نزدیکی به پاسخ، در ما لرزشی ایجاد میکند، و سپس دوباره ما را بدون آن واژه رها میکند، اما اگر نامهای نادرستی به ما پیشنهاد شوند، این جای خالی، فوراً آنها را رد میکند.» «نوشتن» همیشه مسیری بوده که با این «فضاهای خالی فعال» سنگفرش میشده. هر کسی که روزگاری تلاش کرده است چیزی بنویسد میداند که گاهی در لحظههای جوشش فکر، میشود یکنفس چندین صفحه نوشت، و گاهی هفتهها طول میکشد تا یک جمله به آخر برسد. در این بنبستهای طاقتفرسا، نویسنده همواره در «میانۀ راه» است. کاری ناتمام دارد که گوشۀ ذهنش آرمیده ولی راهی به تمامکردنش ندارد. ورود مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی و رقبایش به عرصۀ نوشتن، این تجربهها را از اساس تغییر داده است. دن چیسون میگوید وقتی از چتجیپیتی هم سوالی میپرسید، برای چندثانیه میگوید «در حال فکرکردن» است، ولی فرایند نوشتنش با تردیدهای طولانی همراه نیست. هوش مصنوعی هیچوقت به بنبست نمیخورد. جملهها با سرعت پشت سر هم چیده میشوند و در یک چشمبههمزدن، سفارش شما آماده میشود. این سبک نوشتن خوبیهایی دارد، اما بزرگترین مشکلش این است که «غیرانسانی» است. مشهور است که الیزابت بیشاپ، شاعر بزرگ انگلیسی، گاهی چند ده سال صبر میکرد تا جزئیات کوچک، تعبیرات یا ریتمهای منحصربهفردی که میپسندید در شعرش ظاهر شود. اما حالا میتوانید به هوش مصنوعی بگویید که شعری به سبک بیشاپ برایتان بگوید و سیثانیه بعد تحویلش بگیرید. خب، روشن است که چه تفاوت عظیمی اینجا وجود دارد. نوشتن در فضای خالیِ فعال بین «دانستن» و «بهزبان آوردن» اتفاق میافتد. اندیشهها در نبردی سهمگین با امر «ناگفتنی» از مسیر توقفها، گمشدنها و بازگشتهای مکرر عبور میکنند تا بالاخره روی کاغذ بیایند. طیکردن این مسیر، مستلزم صبر، انتظارکشیدن و گذر «زمان» است. اما فناوری دشمنِ انتظارکشیدن است. منطق مسلط عصر ما، زمان را به رشتهای از فوریتها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجهای قابل اندازهگیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر میرسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه میکند و تأملِ بیهدف نوعی اتلاف وقت است. جیسون میگوید: دو اتفاق همزمان در دانشگاهها در حال وقوع است. دانشجویان هر روز نوشتههای بهتری در کلاس ارائه میدهند، اما هر روز در فهم متن و استدلالکردن پسرفت میکنند. چرا؟ مسئله فقط استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن نیست، مسئله این است که خودِ اندیشیدن پیوند بسیار عمیقی با نوشتن دارد. هنگام نوشتن است که بهترین استدلالها سراغمان میآید. وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی برونسپاری کنیم، از اندیشیدن هم محروم میشویم. منبع: سایت ترجمان https://t.me/rezapourhosein | تلگرام https://ble.ir/drpourhosein | بله
هنر درونی به بهانهی درگذشت اکبر عبدی رضاپورحسین به لحاظ روانشناختی، هنر، برونریزی نماد است. نماد در اثر زمان، تحول یافته و رشد میکند. هرچه سن کودک جلوتر میرود، وی واجد تواناییهای بیشتری در زمینه نماد میشود. اما وقتی نماد متحول میشود، هنر پدید میآید، و میتوان گفت که هنر، نمادِ رشدیافته است. با این فرض علمی، پدیدآمدن هنر در زمینهی روانی هر آدمی، ذاتی است؛ مگر آنکه در اثر تربیت نامطلوب، نماد در وی سرکوب شده باشد. خیلی از والدین، نماد سرشتی را سرکوب، و اجازه تخیل و بازسازی ذهنی به کودکان خود نمیدهند، و بدین وسیله ضمن افول نماد در کودک، مانع پیدایش و شکوفایی هنر درونی میشوند. نکته مهم اینجاست؛ هنری که در اثر رشد نماد بوجودآمده باشد، هنر درونی و ذاتی است. شخصی که هنر درونی در او شکوفا شده باشد، در صورت آموزش و کسب تجربه میتواند در زمینهی خاصی صاحب سبک هم بشود. اما در کسی که نماد سرکوب شده و رشد نیافته باشد، هنر درونی نیز در وی پدید نمیآید. چنین شخصی می تواند هنر را یاد بگیرد، اما نمیتواند صاحب سبک شود. هنر آموختنی گرچه خوب است، اما جامعه و کاروانِ هنر را به جلو نمیبرد. هنر اموخته شده با هنر درونی ناشی از نماد، متفاوت است. می توان خط را یاد گرفت، اما نمی توان عمادالکتاب شد؛ می توان با کلاسهای سینمایی، فنون بازیگری را یادگرفت، اما نمیتوان اکبر عبدی شد؛ می توان نگارگری را در کلاسها آموزش دید، اما نمی توان فرشچیان شد؛ میتوان آواز را یادگرفت، امانمی توان بنان و قوامی شد؛ و میتوان فنون کارگردانی را فراگرفت، اما نمیتوان علی حاتمی شد. وقتی هنر دراثر رشد نماد پدیدآید در حقیقت تبدیل به یک امر ذاتی شده و آثار آن در کلام، رفتار، نوشته، بازسازی و تخیل فرد دیده میشود. در اینجا میتوانم به یک وجه تمیز بین هنرمندانی که واجد نماد تحول یافته هستند و سالها تجربه اندوختهاند؛ با هنرمندانی که صرفا آموزش دیدهاند، اشاره نمایم؛ و آن تمیزیافتگی و متفاوت بودن است. برای نمونه در شرایطی بسر میبریم که خیلیها به کمک دستگاههای صداساز و تکنیکهای دیجیتال به خوانندگی روی آوردهاند. به همین دلیل در فضایی که صدا به صدا نمیرسد! هرچه میشنویم، یکنواخت و مثل هم است و اندکی صدای متفاوت میشنویم. این میدان آشفته تقریبا در اکثر هنرهایی که به نوعی با پول پیوند خورده اند، دیده میشود. متاسفانه در چنین فضایی، هنرمندان حقیقی در محیط غبارآلود و سوداگرانه گم میشوند و ممکن است خدای ناکرده قدرشان نیز فراموش شود. در هرصورت، هنراصیل توسط هنرمندان اصیل، هنرمندان استاد دیده و هنرمندانی با هنر درونی، رشد کرده و تاریخساز میشود. اما .... چند روزی است که هنرمند بی بدیل، اکبر عبدی را از دست دادهایم. فعلا همانندی برای او نیست؛ چرا که هنر وی ذاتی بود و سالها تجربه های گرانقدر، او را به سطح هنرمندی فوق ستاره - فوق ستاره واقعی نه با درجه بندیهای مندرآوری- رساند. به نظر من در یک نگاه روانشناختی بین بازی اکبر عبدی و دیگران شاید فاصلهای به اندازهی یک دره عمیق وجود داشته باشد. فقدان او خسارت است، اما می توان با کشف استعدادهای دارای نماد، نه با خروجیهای آموزشگاهها جای اورا البته با زحمت جبران نمود. بازیهای درخشان، شادیآفرین و متنوع مرحوم اکبر عبدی در خاطر همهی ما میماند. از خدای بزرگ مسالت دارم روح آن هنرمند ممتاز را با روح مطهر اباعبدالله الحسین علیهالسلام قرین و محشور بدارد.
🔴رابرت پیپ : اگر ایران بر تنگه هرمز مسلط شود به عنوان چهارمین قدرت جهانی ظهور خواهد کرد
без подписи
لیندسی گراهام را بهتر بشناسید! 🔻محمد صفا، دیپلمات مستعفی سازمان ملل نوشته است: 🔻 از من خواستهاند درباره مرگ لیندسی گراهام سکوت و روایتهای دیپلماتیک را حفظ کنم! 🔻 من لیندسی گراهام را از نزدیک دیدم. در حالی که همه برای دست دادن با او صف کشیده بودند، من از دور ایستاده بودم و به او نگاه میکردم؛ انگار که به شیطانی روی زمین مینگریستم. 🔻 او مغز متفکر جریان صهیونیستی در واشنگتن بود. یک بار گفته بود: «هرکاری لازم است در غزه انجام دهید...»، «همهجا را با خاک یکسان کنید.»، «فقط همهچیز را نابود کنید؛ همانطور که برلین و توکیو را ویران کردیم.»، «ما برای انداختن بمب اتم بر ژاپن اشتباه نکردیم. در غزه همان کاری را بکنید که با توکیو و برلین کردیم.» 🔻 لیندسی گراهام از استفاده از بمب هستهای علیه غزه حمایت میکرد. 🔻 او همچنین دونالد ترامپ را به استفاده از بمب هستهای علیه ایران تشویق میکرد. 🔻 او گفته بود: «این جنگی علیه اسلام و مسلمانان است.» 🔻 این مرد اکنون مرده، اما میراث شرارت او برای همیشه همراهش خواهد ماند و او به عنوان یکی از بدترین انسانهای تاریخ به یاد آورده خواهد شد. 🔻 همانطور که گفتم، ما به مردگان احترام میگذاریم، اما باید این پیام را به سیاستمدارانی که راه او را ادامه میدهند، برسانیم. 🔻 وقتی شما هم بمیرید، میراثتان این خواهد بود که مردم جهان به جای در آرامش بیاسای، خواهند گفت: «در جهنم بسوز.» 🔻 نه! من نمیخواهم به روایتهای دیپلماتیک پایبند باشم؛ مردم باید بدانند او چه کسی بود و از چه اصولی دفاع میکرد. 🔻 دادگاه رسیدگی به جنایتهای لیندسی گراهام علیه بشریت در جهنم برگزار خواهد شد. https://t.me/rezapourhosein https://ble.ir/drpourhosein
جنبش ملی رضا پورحسین تشییع پیکر پاک شهید امام خامنهای تنها تشییع یک رهبر سیاسی نبود، تشییع یک مرجع تقلید بود، تشییع یک مجاهد شهید بود، تشییع پدر یک ملت بود، و تشییع یک قهرمان ملی و فراملی. حضور ميليونها داغدار و وفادار برای ارادت به قهرمان شهید از یک سو، سوگوارانه بود؛ و از سوی دیگر اما، با سرخی رنگ پرچمها چه در ایران و چه در عراق، حماسی و خونخواهانه بود. اضافه کنید به جمعیت چند میلیونی، سوگواری ميليونها مسلمان در کشورهای دیگر که نتوانستند به ایران و عراق بیایند. این تشییع که نمونهاش را در تاریخ ندیدهایم، به یک جنبش ملی ایرانی و اسلامی تبدیل شد. و چون خون بزرگترین امیر ایرانی و یک مرجع تقلید به دست شقیترین آدمهای این روزگار ریخته شد؛ بهعنوان خون خدا، سالها و سالها میجوشد. یعنی خامنهای با شهادتش جاودانه شد. این واقعه نمادی از زنده بودن و پویایی فرهنگ تشیع است که توسط ميليونها انسان نمایان، و در تاریخ ماندگار شد. https://t.me/rezapourhosein https://ble.ir/drpourhosein
без подписи
🔴 طبقهی اپستین + صهیونیسم = جنگ و جنایت در جهان! 🟡 در شماره جدید(دفتر صد و بیست و ششم) خیابان جمهوری خواهید دید: 🎤 گفتوگو با: دکتر عباس جواهری (روانشناس) ⏳ چهارشنبه ۱۷ تیر ⌚ ساعت ۲۲ 🎬 ویدیوی کامل در کانال یوتیوب، آپارات و روبیکا با پخش گفتوگوهای #خیابان_جمهوری در فضای مجازی، از ما حمایت کنید. @jomhouristreet03
باشکوهترین تشییع که نه فقط در تاریخ ایران و جهان بیسابقه، شاید بیتکرار هم باشد، به پایان رسید، بدون هیچ تلفات انسانی. پیامی قدرتمند به متجاوزانی که چند ماه پیش از نابود و تسلیم و عصر حجری کردن ایران حرف زدند. دستمریزاد به همهٔ سازماندهندگان دولت و شهرداری و سپاه و فراجا و دهها هزار داوطلب بسیجگر و خدمترسان و میلیونها شرکتکننده که چنین قدرت بازدارنده و اهرمی برای ایران ساختند. @jalaeipour
امروز ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵، تهران در یک حضور میلیونی، پیکر بزرگترین امیرایرانی تاریخ ایران یعنی امام شهید سیدعلی خامنهای را بدرقه کردند. ابرملت ایران، قدر قهرمانان خود را میداند. تصاویر سرخ رنگ میلیونها جمعیت، نمادی از حماسه و خونخواهی است.
http://t.me/nouskheh پیوند با طبیعت، همراهی با طبیعت، مثل تفرج در طبیعت، همانند پیوند با مردم، آرامشبخش است.
http://t.me/nouskheh کوتاه نوشتههای معنوی، روانشناختی و اخلاقی
🔴 ماجراهای هتل در جنگ رمضان! 🟡 دکتر رضا پورحسین(عضو شورای سردبیری): من اطلاعی نداشتم که خیلی از هتلهای تهران، در حال اسکان دادن به مردمیست که خانه و کاشانهی آنها تخریب شده و آن را ماجراهای هتل نامگذاری کردم! 🟢 نه تنها مردم جنگزده در هتل و سوئیتهای خوب اسکان داده شدند؛ بلکه روانشناسان و مشاوران حاضر در هتل، پیگیر آسیبهای روحی و روانی افراد بودند! 🔵 پس از سپری شدن ایام سوگ، در فضای هتلها هنگام خداحافظی، حسی از جنس جدایی اعضای خانواده وجود داشت که این ناشی از ایجاد شدن حس امنیت روانی در هتلها بود. 🎬 ویدیوی کامل در کانال یوتیوب، آپارات و روبیکا با پخش گفتوگوهای #خیابان_جمهوری در فضای مجازی، از ما حمایت کنید. @jomhouristreet03
یادآوری بعض ایام[۷] رضا پورحسین در تیر ۱۳۵۹ و در اوج مظلومیت شهید بهشتی، ایشان را برای سخنرانی در یکی از مساجد جنوب تهران دعوت کردیم. ایشان پذیرفتند و بعد از نماز مغرب و عشا به مسجد آمدند. اینقدر بگویم که از ورود شهید به شبستان تا آمدن به محل سخنرانی، حدود نیم ساعت طول کشید. چهره ایشان در مواجهه با استقبال مردم، گشاده و توأم با لبخند و احوالپرسی صمیمانه با مردم همراه بود. وقتی شهیدبهشتی کنار تریبون آمدند، برای مدتی نشستند و بازهم مردم به دور ایشان حلقه زدند و نفراتی هم سوالاتی از ایشان میپرسیدند. گفتگوی شهید با مردم ادامه داشت تا اینکه گروه سرود نوجوانان، که بعدها نفراتی از آنان جزو شهدای جنگ تحمیلی صدام علیه ایران شدند. به محض اینکه سرود شروع شد، شهید بهشتی از افراد دور خود عذرخواهی کردند و میزانی هم خودشان را جابهجا کردند تا روبروی نوجوانان سرودخوان قرار بگیرند، و گفتند که باید سرود نونهالان را بشنوم. ایشان رو به گروه سرود، سراپا گوش شدند و با چهرهای گشاده و تاییدکننده، در سکوت، همه سرود را گوش کردند، و سپس آنان را تشویق نمودند. شاید این رفتار در نظر برخی آدمها جزئی و عادی باشد، اما در نگاه تربیتی و اخلاقی، توجه به کودکان ونوجوانان آنهم از سوی شخصیت بزرگی چون شهیدبهشتی ، رفتاری پخته و تاثیرگذار بود؛ بویژه برای کودکان و نوجوانانی که سلوک دیگران، میتواند الگو باشد. گاهی یک رفتار صحیح تربیتی، آیندهی یک انسان را به سوی زندگی سالم تغییر میدهد. در هرصورت ايشان گفتگو با دبگران را قطع کردند، و با ارتباط چشمی با نوجوانان و توجه به آنان، دنیایی از مهربانی و اخلاق را به جان آنان جاری کردند، کاری که در رفتار برخی آدمهای سیاسی و عالمان دینی مشاهده نمیشود. جالب است که هنوز، شیرینی رفتار شهید توسط نوجوانان آنروز و میانسالان امروز به عنوان یک خاطره خوب نقل میشود. این یادداشت را به بهانه سالگرد شهادت شهید بهشتی که از متفکران و استوانههای انقلاب اسلامی بودند، نوشتم. از خدای بزرگ مسالت میکنم که روح بزرگ آن شهید مظلوم را با اباعبدالله الحسین علیه السلام قرین و محشور بدارد. https://t.me/rezapourhosein https://ble.ir/drpourhosein
🎯 تنهایی قدمزدن در طبیعت باعث میشود کمتر احساس تنهایی کنید 🔴 امروزه، احساس فراگیر تنهایی به یکی از تهدیدهای مهم سلامت عمومی و فردی در سراسر جهان تبدیل شده است. بر اساس گزارش جهانی شادی در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۹درصد از جوانان جهان اعلام کردند «هیچکس» را ندارند که بتوانند به او تکیه کنند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۰۶، ۳۹درصد افزایش را نشان میدهد. مطالعات مختلف پیوندِ جدی احساس مزمن تنهایی را با مرگ زودرس، زوال عقل، بیماریهای قلبیعروقی نشان دادهاند. تنهایی در سطح اجتماعی نیز معضلی عظیم است، زیرا با انواع خشونت و افراطگرایی سیاسی ارتباط دارد. 🔴 اگرچه تحقیقات بیشماری آثار مخرب تنهایی را در سالهای اخیر آشکار کردهاند، تلاشها برای رفع این مشکل تا به امروز چندان اثربخش نبودهاند. شاید بخشی از این مشکل ناشی از ماهیت بسیار پیچیدۀ این احساس باشد. 🔴 اغلب راهحلهایی که برای احساس تنهایی طراحی شدهاند، بر «افزایش و تقویت پیوندهای اجتماعی» تمرکز دارند. اما معضلی بزرگ در این مسیر وجود دارد: چنانکه محقق بزرگ، جان کاسیوپو، نشان داده است، احساس تنهایی لزوماً ناشی از فقدانِ روابط اجتماعی نیست. چه بسا فردی دارای روابط اجتماعی بسیار گستردهای باشد، اما شدیداً هم احساس تنهایی کند. بههمیندلیل، برنامههایی که آدمهای تنها را به ورود به جمعهای تازه ترغیب میکند، لزوماً به کاهش احساس تنهایی آنها نمیانجامد. 🔴 یوهان کوتیس هوف، جامعهشناس نروژی، به راهحلی نوآورانه برای این معضل میاندیشید. او تلاش کرد رابطۀ احساس تنهایی را با مفهومی بسنجد که تا امروز کمتر مورد توجه بوده است: «پیوند با طبیعت». 🔴 چند تحقیق، از جمله پژوهش عظیم آیانا مارکِویچ، روانشناس اوکراینی، نشان دادهاند که «احساس تعلق» به مکانها با احساس تنهایی رابطۀ معکوس دارد. بهعبارت دیگر، اگر فرد با یک خانه، خیابان، عبادتگاه یا محل تجمع در محله یا شهرش پیوندِ احساسی عمیقی داشته باشد، کمتر احساس تنهایی خواهد کرد، و این چندان ربطی به این ندارد که دیگر آدمها چقدر در زندگیاش حضور دارند. هوف به این فکر کرد که آیا چنین رابطهای در پیوند با طبیعت هم برقرار است؟ سوال او چنین بود: آیا کسانی که به یک محیط طبیعی دل میبندند کمتر احساس تنهایی میکنند؟ 🔴 هوف پیمایشی را در ساحل دریاچۀ میوسا، یکی از محبوبترین مقاصدِ طبیعتگردی در نروژ، اجرا کرد. او از شرکتکنندگان دربارۀ پیوند احساسیشان با طبیعت، ارتباطشان با دریاچه و میزان احساس تنهاییشان پرسید. 🔴 نتایج جالبتوجه و خیرهکننده بودند: همبستگی معکوسِ قدرتمندی میان پیوند با طبیعت و احساس تنهایی وجود داشت. اما این نتیجه در میان کسانی بسیار بارز بود که صرفاً به قصدِ لذتبردن از طبیعت به دریاچۀ میوسا آمده بودند و به کارهایی مثل پیادهروی آرام، نگاهکردن به درختان و پرندگان، یا بوکردن گلها مشغول بودند. در مقابل، چنین نتیجهای برای کسانی که برای ورزش، تمرین یا قرارهای کاری به کنار دریاچه آمده بودند، مصداق نداشت. هوف مینویسد: «وقتی خود را بخشی از طبیعت میبینید، احساس تعلقی عمیق در شما شکل میگیرد». 🔴 تحقیقِ هوف نکتهای تناقضآمیز و جالب را آشکار میکند: اگر احساس تنهایی میکنید و قصد دارید به دل طبیعت بروید، شاید بهتر باشد به جای آنکه همسفرانی پیدا کنید، خودتان بهتنهایی بروید. 📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب How Lonely Walks in Nature Can Make You Feel Less Alone نوشتۀ جیک کوری، که در وبسایت ناتیلوس منتشر شده است. @tarjomaanweb
غُصه لامرد رضا پورحسین در جمع مردم و هنرمندان در موزه سينما، شاهد عینی از جنایت حیوانات آمریکایی در لامرد سخن میگفت. دربارهی این جنایت بارها شنیدهایم، اما هرموقعی که بیشتر میشنویم، ابعاد وحشتناکتری از کشتار لامرد عیان میشود. موضوع، ۴ موشک و ۷۲۰ هزار ترکش کشنده است که در تن مردم مظلوم لامرد نشسته و برای اولین بار در لامرد امتحان شده است. شواهد نشان میدهند که آمریکاییها همه سلاحهای نوپدید خود را در کشورهای دیگر و به بهانههای مختلف، امتحان میکنند، و از سوی دیگر در کمال پررویی از حقوق بشر صحبت میکنند. استکبار، لجنی را به نام دنیای دموکراتیک ساخته است که جنگل، هزاران بار بر آن شرف دارد. اما غصه بیشتر، برخی آدمهای ابله و مرعوب هستند که هنوز خواب آمریکا را میبینند. به قول امام خمینی، آنها که خواب آمریکا را میبینند، خدا بیدارشان کند. https://t.me/rezapourhosein https://ble.ir/drpourhosein