tgindex
سَمی
@samiraingЗдоровьеперсидский

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۵ ساله و پزشک

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Здоровье
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
451
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
154
21 постов
Вовлечённость
34,1%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
120
1/48двое суток
137
1/72трое суток
148

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • آدم های سَمّی بیشتر از این که آدم سَمّی زندگی شما باشند، ادم سمی زندگی خودشون و افکار خودشون هستند. گذر کنین و سود کنین.

  • شب که رو به انتها میره خستگی های شیفتی ها بالا میاد. منی که از صبح تا شب سرکار بودم و اون دوستم که صبح فردا سرکار میره اعلام امادگی برای ترک جمع میکنیم. همه پا میشن. حرف های اخر وقتی و پلن های دو و چند نفره حرف رو به صبح فردا میرسه و منی که پلن ورزش صبح فردامو ریختم با یه شوک بزرگ متوجه میشم فردا تعطیله. هم باورم نمیشد که پلنم خراب شده، هم از این که یادم نبود فردا اولین روز تعطیلات سه روزه است بهت زده میشم. اخه من هم چهارشمبه و هم پنج شمبه و هم جمعه سرکار میرم.

  • قاه قاه قاه صدای خنده هامون از میز توی پیاده روی کافه تا اون سر خیابون میرسه. از هر دری سخنی. من دو نفرشون رو تا حالا ندیده بودم. ورود به دنیای ادم های غریبه برام قشنگه. قشنگ شاید واژه ی غایت کافی برای توضیح احساسم نباشم. نمیدونم چطور توضیح بدم که شبیه یه علامت سوال بزرگ هستم و دوست دارم بدونم بقیه چجوری زندگی میکنن. تایم میگذرونن. کار میکنن. دوست دارم بدونم چجوری با دوستاش ارتباط بر قرار میکنن و در کنار همه ی اینها چطوری حس میکنن؟ هر از چند گاهی هاپوی کوچولوی دوستمون در واکنش به سگی که دیده نمیشه و صدای پارسش میاد، به یک باره پارس میکنه و همه ی صدا ها لحظه ای در واکنش به این که چیشد قطع میشن و صاحب هاپو یه توضیحی میده که دنبال اون یکی سگ است. کسی رو کار نداره. واقعا هم کار نداشت. روی سرش با ترس و لرز دست می کشیدم و وقتی موهای روی سرش به سمت سرش کشیده میشد، چشماش از ذوق بیرون میزد و این پیامو میداد که بیشتر نازم کن تا چشمام بیشتر دراد.

  • من نمیدونستم فردا تعطیله.🥸

  • در تمام موارد “ صبر کردن” بهترین کاره.

  • هوا که خنک شه چند تا ادم مورد علاقم رو جمع میکنم میریم رشت.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 10 авг.1541из aboutanousha

    📍چله خانه

  • و به نظرم که صبح بخیر💐

  • نوشتن واقعا اون گوله کلاف آشفته ذهنمو باز میکنه. همین که اون کلافگی اول شیفتم و احساس شرمی که تجربه کردم بابت اعتراض به مریضم بابت نداشتن پذیرش آروم شد، رفتار و آرامشم، مریض بعدیمو بابت رفتارم خوشحال کرد و باعث شد یه تشکر گرم و قدردانی هدیه بگیرم. ✨

  • بی حوصله، بدخواب و نالان با همکار مورد علاقه ام درد و دل کردم و گفتم که اگه امروز دو پزشکه بودیم قطعا از فرط خوابالودگی نمیومدم سرکار؛ اونم بهم این سرنگ دو رو داد که قهوه مو هم بزنم و سرحال شم، بهم لبخند زد و گفت “کاس خانوم خوش اومدی” لحظه های کوچیک و ساده ای که چند ساعتی که مهمون این اورژانسم دلگرمم میکنه. دلگرم به اینکه من هم لایق لبخند زیبای این چهره هستم و فارغ از تمام دغدغه ها و دل مشغولی های درونش منو ازون دریغ نمیکنه.

  • با بیماری که برای دادن هزینه ی ویزیت ۳۶ هزار تومنی از لفظ “ًپول ندارم” استفاده میکنه اما ازت انتظار داره براش نسخه ی دارویی بزنی که بره بگیره چه برخوردی میشه داشت؟ با اطلاع از قیمت داروخانه ها فقط بازکردن نسخه( حق فنی نسخه خوانی) ۷۰ هزار تومنه و راحت داروی سبک و روتین بخای بگیری ۲۰۰ ۳۰۰ هزار تومن در میاد. نمیدونم واقعا گیر بدم بهشون و بگم که این بی ارزش کردن کار پزشکه. توهینه. یا ولشون کنم و بذارم به پای سطح اجتماعی پایین و نا اگاهی شون. دلم واسه ی خودم میسوزه که سر اینکه قصور نخورم( ثبت نسخه بیمه بدون اینکه بیمار پذیرش شده باشه) برای ۳۶ تومن سرو کله بزنم، ایضا واسه مریضم هم دلم میسوزه. احتمالا کل تلاشش برای بقای این روزهاش این ۳۶ هزارتومنی هست که میتونه پرداخت نکنه!

  • بازی روانی افراد کوچک و ناقابل.

  • [ تخریب عامدانه؛ کاری که افراد میکنن چون نمیتونن تحمل کنند که نورافکن توجه روی شما باشه. شاید بارها توجه کرده باشین که که درست وقتی باید حالتون خوب باشه درگیر یه جر و بحث بیهوده میشین. تجربه ای که وقتی شما به سمت خوشحالی و یا موفقیت میرین با ایجاد یک بحران ارتباطی به فضای پر اضطراب فرد مقابل پرت میشین. گاهی دعوا تنها راهی هست که شما از خودتون غافل میشین و به اونها مشغول. اشوب ابزار کنترل اینطور افراده. ]

  • مادر جان کار سنگین کردی؟ نه فقط ماشین لباسشویی رو تکون دادم. 🗿☺️😇

  • ز این شغل خوشم میاد

  • видео или голосовое, без подписи

  • قراره بیشتر ازین بالایی ها بنویسم. توی دورانی هستیم که کسایی اطلاعاتی ندارن اظهار نظر میکنن حداقل من میبینم و میدونم، بگم دیگه :))))))) ممنونم از کسایی که خوندن و فوروارد هم کردن🙏🏻

  • 8 авг.359137

    دوستان واقعیت اینه که شما هر چقدر درمان سنگین تری واسه سرماخوردگی بگیری زودتر خوب میشی. این غیر قابل کتمان هست. موضوع اونجایی مشکل داره که شما واسه سرماخوردگی بری سراغ سرم های سنگین، داروهای کورتونی، انتی بیوتیک های وسیع الطیف که واقعا بله خوب میکنند، اما عوارض دارو، مقاومت های دارویی مسایلی هست که شاید تا اخر عمر گریبانگیرتون بشه. هر چقدر بیشتر استفاده کنین، این عوارض بیشتر، مقاومت بیشتر. به جایی میرسین که سرماخوردگی معمولیتون هم با این درمان ها جواب نمیده. پروسه های بیماریتون طولانی تر میشه. تعدد تکرار بیماری افزایش پیدا میکنه. پس توروخدا لفظ بدون سرم خوب نمیشم، انتی بیوتیک نخورم خوب نمیشم، بدن خودمو میشناسم ، میخوام زود خوب شم رو نیارین #پزشکیجات

سَمی — tgindex