tgindex
آرشیو نتایج مراجعان مکتب سلامتی ساتویکآ،داوود امین الرعایا

آرشیو نتایج مراجعان مکتب سلامتی ساتویکآ،داوود امین الرعایا

Статистика
@savicagroupЗдоровьеперсидский

صفحه اول کانال T.me/savicagroup/2 آرشیو تغییرات مثبت ذهنی و جسمی که ساتویکا به مردم دردمند هدیه کرده است جهت ارتباط و رزرو وقت @davoodamin

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
21
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Здоровье
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
8 680
−7 за 4 дн.
Сутки
+4
+0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
361
21 постов
Вовлечённость
4,2%
к подписчикам
Постов в день
3,0
всего 21
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
307
1/48двое суток
351
1/72трое суток
379

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • گزارش نتایج پس از یک جلسه تلفنی برای شاگردان قدیمی ساتویکا سلام استاد گرامی عرض ادب و احترام فرمودید گزارش بعد از جلسه مشاوره رو خدمت تون ارسال کنم موارد به شرح ذیل خدمت تون تقدیم میشه: _مراقبه ها با آرامش و حضور بیشتر انجام گرفت . _شدت خشم و، نفرت و عصبانیت تقریبا کم رنگ و کم رنگ تر شده. _درک این احساسات ناخوشایند در عمیق ترین قسمت های وجود منجر به درک بهتر نیمه تاریک وجود و اینکه در ذهن و این کالبد و قسمت های عمیق اش چه اژدهایی خفته و اینکه میتوان واقعا شبیه اون افرادی باشیم که باعث به وجود آمدن این حجم از خشم و نفرت در ما شده و شاید فرصت و موقعیت کافی پیدا نکردیم. _ دریافتم بحث جایگاه شناسی افراد رو و چیزهایی که میترسیم از دست بدیم رو درش دقت بیشتر کنم و در توان با آگاهی کنارش ون بزارم. _ موضوع دیگه درک بیشتر مراقبه حقیقت محور و حضور پرور و اینکه چطوری به تدریج ایگو یا نفس به تدریج سلطه میاندازه و چطوری این سلطه کم رنگ میشه. _ نکته حیاتی دریافتی زمانی میتوان از این کالبد دردمند و نقش قربانی خلاص شوی که مسیولیت وجود آن را در جسم و ذهن شخصا بر عهده بگیریم. _نکته مهم تر و دریافتی واکنش های مبتنی بر ترس و یا خجالت و رودربایستی است که گاهی دوس داری خودت رو با این نقاب ها فریب بدی بگی کار خیره ،کمک کردنه و دست گرفتن هست و وقتی میبینی اون بازخورد لازم رو نمیگیری ایگو تاول میزنه غافل از اینکه اوت ترس و خجالت ....هم فریب ذهن هست و این ترس چنان بر رفتارمان تاثیر میزاره که همه چی در بیرون به ویرانه تبدیل میکنه و اونوقت واکنش ها مبتی بر خشم و نفرت میشه ته واکنش آگاهانه ،حالا انتقاد از خود هم مثل یک دشنه زهرآلود به کارنامه این نفس و ایگو وارد میشه اما واقعیت این هست که اون فریبه که ما رو خوشحال میکنه بیشتر از صد حقیقت وجودی برایمان ارزش دارد. نکات زیاد بود استاد اما به همین بسنده میکنم ،در نبود آگاهی نفس کاملا میاد وسط و نمایش زندگی رو رهبری میکنه و باز هم استاد نکته کلیدی که در محضر شما آموختم آگاهی از حضور و تنفس دو کلید طلایی رهایی از من و مال من ، ایگو ، نفس .... هست گاهی در روزمرگی یا فریب ذهن غافل میشیم اما خدا رو شکر که با تلنگری مجدد بتونیم برگردیم. هزینه و تاوان سنگین هست ولی ارزش شو داره . خیلی ممنونم استاد حضورتان رو شکر T.me/savicagroup

  • گزارش جذاب از بچه های دوره شصت روزه سلام استاد وقتتون بخیر ✨ دهه سرد کردن هم به پایان رسید . با گذشت چند روز از شروع این دهه انگار ذهنم رو از خودم جدا میدیدم میشنیدم چی میگه اگاه بودم از توجهی که روی مسائل داره عجله های پنهانش رو توی یک سری مسائل میدیدم خیلی جالبه برام و اگاه شدم به اینکه چقدر قدرت داره به صورت ناخوداگاه ستون فقراتم رو صاف نگه میدارم و برخلاف شروع این دوره وقتی که قوز میکنم ستون فقراتم اذیت میشه. زودتر مسائل رو یادمیگیرم دیگه مثل قدیم چندین و چند بار لازم به تکرار نیست. خیلی بی قضاوت تر شدم نسبت به همه چیز فقط میبینم و میشنوم و راه درست رو سعی میکنم پیدا کنم دیگه از مسائل و چالش هایی که پیش میاد گله و شکایت نمیکنم و احساس قربانی شدگی ندارم . با مدرم خیلی چالش داشتم تو زندگیم و اصلا دید خوبی نسبت بهش نداشتم و همیشه به چشم یه ادمی که کلی اذیت کرده من و مادرم رو بهش نگاه میکردم اما از وقتی که اگاه شدم به ذهنم با خودم گفتم خب الان که کاریت نداره داره ؟ و همین باعث شد دیدم کم کم تغییر کنه و دیگه گذشته رو به حال پیوند نزنم و جالبه که رفتار پدرم هم تغییر کرده و بهتر شده . اگاه شدم به اینکه چقدر میتونم تاثیر گذار باشم روی تک تک اطرافیانم و تک تک رفتارهام مهم هستن و همین باعث شده که دقت بیشتری داشته باشم روی هرچیزی و هر رفتاری که مربوط به منه منظم و مرتب تر شدم و اگاه شدم به اینکه ذهنیت فقر دارم مثلا کلی دفتر نگه داشته بودم و اگر کسی هم لازم داشت بهش نمیدادم که یه روزی خودم لازمم میشه و وقتی داشتم کمدم رو مرتب میکردم فقط لوازمی که نیاز داشتم رو نگه داشتم بقیشو دادم به کسایی که بیشتر از من نیازشون میشه و کمدم خیلی خلوت تر شد و حس بهتری پیدا کردم . تو گالری گوشیم یک عالمه عکس و فیلم های تکراری و بدردنخور داشتم و همشون رو حذف کردم . قبلا تو مترو همش سرم تو گوشی بود اما الان هیچ تمایلی ندارم که الکی گوشی دستم بگیرم و به جاش سعی میکنم تنفس رو حس کنم و اگاه باشم به خودم و ذهنم . بعد از خوردن ماکارانی ، پیتزا ، همبرگر اماده ، شیرینی خامه ای و پاستا حس بدی پیدا کردم انگار قفسه سینم سنگین شد و حالم بد شد و با اینکه خانواده تو وعده های غذایشون مصرف میکنن من دیگه نتونستم مصرف کنم . حس سبکی دارم هم از لحاظ فیزیکی هم روانی این دوره باعث شد ارتباطاتم با دیگران بهتر بشه ، شکم تخت ، پوست بهتر ، موی بهتر داشته باشم نشخوار فکریم خیلی کم شد از ذهنم اگاه شدم قضاوت نمیکنم مهربون تر شدم بعد از ۲۳ سال با پدرم در صلحم باهوش تر شدم بیشتر فکر میکنم اعتماد به نفسم بیشتر شده راحت تر نه میگم به پول و طلا به شدت قبل علاقه ندارم از خوراکی های سالم استفاده میکنم بدنم هوشمند شده خوابم با کیفیت تر شده صبور تر شدم با حوصله تر حرف میزنم احساس ارزشمندی دارم ارتباطم با خدا خیلی بهتر شده دیگه فحش نمیدم ورزش میکنم عملگرا تر شدم و کلی تغییرات ریز و درشت دیگه اول سپاسگزارم از خدا و بعد از شما که توی این مسیر سرشار از نور کنارمون هستین الهی مسیر خودتون و همسر و فرزندانتون سرشار از نور ، عشق و برکت الهی باشه .

  • خدایی وقتی شنیدم طرف حالش خوب شده خییییلی خوشحال شدم و اشک شوق ریختم و اول شاکر خدا و بعدهم شاکر وجود شما و انسانهای آگاه و دانایی همچون شما شدم

  • سلام استاد بزرگوار ،یه بنده خدایی می‌گفت حدود دو ساله ک غذا و آب میخورم می‌افتاد تو گلوم و حالت خفگی داشتم هیچ کسی هم نمیتونست برام کاری بکنی و چندین دکتر گوش و حلق و بینی رفته بود بهش گفته بودن اون زبان کوچیک آخر گلوت شل شده و بخاطر همین افتاده جلو غذا و آب رو میگیره انگاری پیچ داشته ک شل بشه 😅تا اینکه آدرس منو پیدا کرده بودن و اومد گفت بهم رفتم مشهد از امام رضا خواستم ک کمکم کنه و دردمو درمان کنه تا اینکه شما رو گذاشتن سر راهم ،منم براشون دلگیری،کردم هم گلو و روده و معده ک هر سه تاشو داشتن و جالب اینکه فکشون هم در رفته بود حین ماساژ فک و صورت سه بار صداش رو خودشون هم شنیدین و خلاصه تل گیری کردم الآنم سه هفته ازش میگذره هر چند روز یه بار زنگ و پیام و تشکر ک خدا پدرتو بیامرزه تو کجا بودی ک من این دوسال عذاب می‌کشیدم و دکترها بهش گفته بودن درمان ندارع ،استاد عزیز منم اگر هر هنری دارم اول لطف الله بوده و بعد هم زحمات بیکران شما ،انشالله در دنیا و آخرت سر بلند باشید و عاقبت بخیر ،،شیر مادر و نون پدرتون حلالتون باد ،عشق و نور به زندگیتون

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • گزارش قشنگ از یک جوان جویای معرفت سلام وعرض ادب صبحتون بخیر وشادی گزارش سه روزه،سوم از دهه آمادگی تمرین تنفس شکمی + تکرار جملات تأکیدی را مرتب انجام دادم با آگاهی ۱ متوجه شدم نسبت به قبلا که طاقت وتحمل گرما وشرجی رو نداشتم وهمچنین سرمای کولر! الان عادی وقابل گرما وسرما رو دارم ۲ قبلا پوستم خشک وصورتم پوسته ریزی وخارش داشت الان رفع شده پوستم از خشکی دراومده ومقداری نرم تر شده ۳ قبلا دو روز که حمام نمی‌رفتم یه چربی بد بوئی پشت گوشهام ایجاد میشد که با دست کشیدن متوجه میشدم این مورد رفع شده چرب نمیشه بو هم نداره حتی سه روز حمام نرم ۴ در طول روز یهو به خودم میام وبه تنفسم آگاه میشم وانجام میدم ۵ اجابت مزاج هم به روزی ۲ الی ۳ وعده رسیده ۵ استرس واضطراب و نگرانی آینده داشتم خیلی بهتر شدم و به آرامش رسیدم ۶جمله ها رو جلوی آینه تکرار میکردم روزهای اول غمگین بود بعد احساس غریبی می‌کرد و روزهای آخر انگار باور می‌کرد وبه آرامش وصلح رسیده بود ویک جفت چشم وابروی زیبا که نگاهش بهم دوخته بود ۷ میلم به شیرینی جات کلا از بین رفت،وبه شدت سالم خوری دارم هر چیزی رو نمی‌خورم ۸ من تا به حال از داروهای شیمیایی حتی یه قرص کدئین استفاده نکردم تیروئید کم کار داشتم ولی دارو استفاده نمیکردم به هیچ وجه،تغذیه رعایت میکردم باشرکت در این دوره که اوایل دوره هم هستم در ناحیه گلو احساس سبکی رهایی وآزاد بودن رو دارم خدا را شکر خیلی بهتر هستم ۹ و حتما چکاب آزمایشات چند سال قبل و پایان دوره رو هم میفرستم خدمتتون ودر پایان بازم سپاسگذار و قدر دان شما معلم گرانقدر هستم بابت زحماتت ممنونم خدا خیرت بده🌹💖

  • گزارش عالی از یک شیر مادر باردار سلام استاد وقتتون بخیر وخوشی🌈 پایان دهه چهارم به سلامتی وخوشی این۹روز هم به پایان رسید قبلا نمیتونستم در جمعی درست ودرمون صحبت کنم واز خجالت آهسته صحبت میکردم،وخیلی وقتاسعی میکردم اصلا صحبت نکنم، الان خیلی واضح وبدونه تبق زدن صحبت میکنم واز عقاید وارزشهام دفاع و صحبت میکنم کسی که متوجه بشه حرف هارو بر میداره نوش جانش کسی هم خوشش نیاد جانش سلامت، و اینکه جسور بودنم، من زیر نظر خانم دکتر شیرازی عزیز ومهربان، برای بارداری سالم تحت نظر بودم والان اوایل بارداری رو میگذرونم وتصمیم گرفتم حنا به پاهام بزارم والان دوشب هست که حنا میزارم،بنظرم اگر میخاد نطفه ای شکل بگیره که هم جسم وروحش قوی باشه دراین دورانی که ما هستیم انسان باید از جسم وروح قوی برخوردار باشه تا به بهترین شکل راه درست ونادرست رو تشخیص بده،و آخر عاقبت بخیری نصیبش بشه، فرزند آوری این نیست که با هر شرایطی فرزند بیاریم در این جامعه ای که هر روزش یه رنگه رها کنیم،انشالله نطفه ای آگاه،قوی جسور دانا شجاع باشه، حنا هم میزارم که اگر نطفه ضعیف هست در این عالم نیاد واین عالم به انسانهای آگاه وشجاع وداناو... نیاز داره نه انسان ضعیف،واز خدا میخام من رو در راهی قرار بده که مادر خوب ودانا واگاهی برای بچه هام باشم،الهی آمین، بعد اینکه در این۹روز غم بود خشم بود ناراحتی بود نداری بود، سرزنش بود مریضی وخستگی و شادی وعشق هم بود اما قبلنا غصه وناراحتی... خیلی بهم فشار میاورد ساعتها وروزها روحی وجسمی در گیرش میشدم، غم وغصه الانم هست نمیگم میره نه ولی خیلی خوب درکشون میکنم احساسم نصبت به غم یه جورایی مثل حس شادی وعشق خوشایند شده،و میدونم هیچ کدومشون موندگار نیستن، فقط نتیجه ی پختگی دارن،حس میکنم تسلیم تر شدم به هر چیزی، مثلا همین حنا میتونه باعث سقط بشه ولی نموندن وماندنش هر دو برام یه حسه، چون در هرشرایطی به خداوند گمان خوب دارم و خدا برای بنده هاش هیچ وقت بد نمیخاد،حس میکنم نگاه ودیدم به این عالم تغییر کرده ومیدونم هنوز اولشه ومن در مقدمه کارم خیلی چیزا باید درک کنم ویاد بگیرم.در این۹روز جسمم با شرایط بارداری هم به عنایت حق بیرون ریزی مبارکی داشت مثلا تک تک جوش، آفت دهان، تبخال لب خستگی داشتم سنگینی سر، کمی خشکی پوست،نوسانات خلقی ولی همش برام خوشاینده، دعاگوی شما هستم وخیر عالمیان نصیب شما ونسل های بعدی شما و هر که رهروی مسیر شما هست❤🌷

  • گزارش از حناگزاری شبانه و درد کمر دو‌هفته پیش بعد از کمردرد زیاد مجبود‌سدم ام‌ار ای بدم و دکتر بهم گفت دیسکت پاره شده ‌باید عمل کنی گفتم اگه عمل نکنم چی میشه نخاع پاره میشه گفت نه ولی ممکنه عضلات پاهام سر بشه ‌ولی اختیاری بگیری گفتم نیاز دارم فکر کنم اومدم خونه و یه شب حنا به کمرم‌و‌پاهام گذاشتم ‌بعد سه شب دمبه ‌خرما به کمرم و غذای طبع گرم‌خوردم واقعا تاثیر داشت و‌منی که از شدت درد بیهوش میشدم کم کم آرام ‌و‌ارام‌تر شدم T.me/savicagroup

  • دو سه روز مداوم پبجتونو شخم زدم تا تقریبا گرفتم داستان چیه از همسرم‌خواستم ‌ایشون که مستاصل بود گفت خوبه ضرر که‌نداره نهایتا پاهام رنگی میشه و‌روز بعد از شب دوم که حنا رو‌گذاشت بهم زنگ‌زد ‌‌گفت باورت نمیشه امروز اصلا درد نداشتم و شب سوم که‌گذاشت دردش تمام شد او هم‌همراه من ماهانه حنا میزاره و‌به‌همه پیشنهاد میکنه واقعا حنا معجزه اس