tgindex
مجله‌ی سفید

مجله‌ی سفید

Статистика
@sefeedirперсидский

مجله سفید | 3feed.ir 🌐 🔷 جستجوی اصل در دنیاهای فرع. تحلیلی بر متن و حاشیه‌ی ادبیات، سینما، گیم و تکنولوژی. ما در جستجوی پیوند میان جهان واقعیت و جهان تخیل هستیم. از سطر کتاب‌ها و قاب سینما گرفته تا دنیای گیم و مرزهای علم.

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
709
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
537
20 постов
Вовлечённость
75,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
241
1/48двое суток
276
1/72трое суток
297

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 28 июл.19167из NoofeAward

    مهلت ارسال آثار اولین دوره‌ی جایزه‌ی نوفه تا ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ تمدید شد دبیرخانه‌ی جایزه‌ی ادبی نوفه اعلام می‌کند به علت درخواست مکرر علاقه‌مندان، نویسندگان و شرکت‌کنندگان، مهلت ارسال آثار برای اولین دوره‌ی مسابقه‌ی داستان‌کوتاه گمانه‌زن تا ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵ تمدید می‌گردد. بنابر اعلام دبیرخانه، این دوره از مسابقه در سه رده‌ی داستانک، داستان کوتاه و رمانک برگزار می‌شود و به بررسی و انتخاب بهترین داستان‌های تألیفی و منتشرنشده در قلمرو ادبیات گمانه‌زن (از جمله علمی‌تخیلی، فانتزی، وحشت، تاریخ بدیل و ادبیات غریب) خواهد پرداخت. بدین‌وسیله از تمامی نویسندگان فارسی‌زبان دعوت می‌شود از این فرصت استفاده کرده و تا پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ آثار واجد شرایط خود را از طریق ایمیل submit@noofe.info به دبیرخانه‌ی جایزه ارسال کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با رویه‌ی ارسال آثار، محدودیت کلمات هر رده و شرایط اولیه‌ی آثار ارسالی می‌توانید به پایگاه اطلاع‌رسانی جایزه‌ی نوفه به نشانی noofe.info/submit مراجعه کنید. در صورتی که مطمئن نیستید اثر شما واجد شرایط شرکت در مسابقه است، می‌توانید به متن کامل فراخوان به این آدرس رجوع کنید: https://noofe.info/noofe-short-story-contest-1405/ یادآوری می‌شود که ارسال اثر به دبیرخانه به‌منزله‌ی مطالعه و پذیرش کامل آیین‌نامه‌ی مسابقه است. در این مقطع دبیرخانه‌ی اولین دوره‌ی مسابقه‌ی داستان کوتاه نوفه لازم می‌داند به برخی از سوالات پرتکرار مخاطبان درباره‌ی آیین‌نامه‌ی این دوره از جایزه پاسخ دهد. ۱. این دوره از جایزه‌ی ادبی نوفه «اولین دوره‌ی مسابقه‌ی داستان کوتاه» است و در سه رده‌ی مختلف برگزار می‌شود: - رده‌ی داستانک (Flash Fiction): آثار دارای حداقل ۷۵۰ و کمتر از ۱۵۰۰ کلمه. - رده‌ی داستان کوتاه (Short Story): آثار دارای حداقل ۱۵۰۰ و کمتر از ۷۵۰۰ کلمه. - رده‌ی رمانک (Novelette): آثار دارای حداقل ۷۵۰۰ و حداکثر ۱۷٬۴۹۹ کلمه. ۲. هر نویسنده مجاز است در هر سه رده شرکت کند اما در هر رده از هر نویسنده تنها یک اثر مورد داوری قرار می‌گیرد. ۳. چنانچه نویسنده‌ای در هر یک از رده‌های مسابقه بیش از یک اثر به دبیرخانه ارسال کند، تنها آخرین اثر یا فایل ارسالی مورد بررسی آیین‌نامه‌ای قرار می‌گیرد و فقط در صورتی که اثر مزبور از نظر آیین‌نامه‌ای مردود اعلام شود، اثر بعدی مورد بررسی دبیرخانه قرار خواهد گرفت. در صورتی که لازم می‌بینید تغییری در فایل ارسالی خود انجام دهید، این موضوع بلامانع بوده و دبیرخانه همواره آخرین اثر ارسالی شما را مورد بررسی قرار می‌دهد. ۴. جایزه‌ی ادبی نوفه به طور اختصاصی به بررسی آثار تألیفی ادبیات گمانه‌زن می‌پردازد. بر این اساس، آثار علمی‌تخیلی، فانتزی، وحشت، تاریخ بدیل، ادبیات غریب، نیو ویرد، پادآرمان‌شهری، آخرالزمانی و ترکیب‌های نوآورانه‌ی این گونه‌ها امکان شرکت در مسابقه را دارند. آثار واقع‌گرایانه‌ای که فاقد عناصر یا رویکرد گمانه‌زن باشند و همچنین ناداستان، جستار، شعر، نمایشنامه، کمیک، کتاب خردسال، خاطره و روایت مستند، در این مسابقه داوری نخواهند شد. ۵. در صورتی که داوران مسابقه در هر یک از مراحل داوری تشخیص دهند اثری به کمک هوش مصنوعی نوشته یا ویرایش نهایی شده است (به‌نحوی که خروجی نهایی محصول هوش مصنوعی تلقی شود)، این حق را دارند که اثر را از فرآیند داوری خارج کرده و مردود اعلام کنند. ۶. در صورتی که نسبت به دریافت اثر خود توسط دبیرخانه تردید دارید یا ایمیل تأییدیه دریافت نکرده‌اید، می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید. این صفحه در بازه‌های زمانی ۴۸ ساعته به‌روزرسانی می‌شود. ۷. همینطور صفحه‌ی رسمی جایزه‌ی ادبی نوفه در اینستاگرام پاسخگوی سوالات شماست. تاریخ شروع فرآیند داوری، اعلام فهرست نامزدهای نهایی و نتیجه‌ی نهایی مسابقه به وسیله‌ی دبیرخانه اعلام خواهد شد. همچنین از آثار برگزیده طی مراسمی تقدیر شده و برنده‌ی هر رده نشان سنجاقک طلایی نوفه را دریافت خواهد کرد. آثار منتخب داوران در رده‌های مختلف این دوره از مسابقه‌ی داستان کوتاه نیز به انتشار خواهند رسید. جایزه‌ی نوفه پیش از این سه دوره و در یک بخش اصلی «رمان گمانه‌زن سال» و دو بخش فرعی «فصل اول» و «رمان نوجوان گمانه‌زن» برگزار شده است و در تمامی ادوار خود به صورت انحصاری و تخصصی به بررسی آثار تألیفی گمانه‌زن فارسی پرداخته است. در فرهنگ لغت و متون کهن، نوفه به معنای «صدا»، «بانگ»، «فریاد»، «همهمه» و «آواز بلند» است. در علوم مهندسی، آکوستیک و ارتباطات، «نوفه» معادل دقیق واژه‌ی انگلیسی Noise (نویز) است؛ یعنی صدا یا سیگنالی که نظم محیط را به هم می‌ریزد یا در فرکانس‌های معمول اختلال ایجاد می‌کند.

  • 🌃⚡ تجربه « سایبرپانک: رویای نئونی » اگر یک شب فرصت داشته باشی وارد جهانی بشی که مرز بین انسان و ماشین، واقعیت و مجاز، آزادی و کنترل در اون محو شده، چه چیزی کشف خواهی کرد؟ در تجربه «سایبرپانک: رویای نئونی» با کمک داستان، تصویر، موسیقی و بازی، وارد یکی از تأثیرگذارترین جهان‌های فرهنگی معاصر می‌شیم؛ جهانی که از دل ادبیات بیرون اومده اما امروز بیش از هر زمان دیگری به زندگی ما نزدیک شده. 📋 توی این تجربه چه اتفاقی میفته؟ ● آشنایی با جهان سایبرپانک و ایده‌های اصلی اون در فضایی با موسیقی و حال‌وهوای نئونی. ● خوانش بخش‌هایی از داستان «کروم‌سوزی» اثر ویلیام گیبسون و گفتگو درباره ریشه‌های این ژانر. ● تماشای تصاویر و سکانس‌هایی از آثاری مثل ماتریکس، بلید رانر، آکیرا و سایبرپانک ۲۰۷۷. ● تجربه گروهی بازی REZ؛ اثری که موسیقی، تصویر و تعامل را به شکلی منحصربه‌فرد ترکیب می‌کند. ● گفتگوی پایانی درباره این پرسش که چه مقدار از آینده سایبرپانکی امروز به واقعیت زندگی ما تبدیل شده است. 🤝 این تجربه به چه کسایی پیشنهاد میشه؟ ● علاقه‌مندان به ادبیات علمی‌تخیلی، سینما و بازی‌های ویدیویی. ● کسانی که به فناوری، آینده و تأثیر آن بر زندگی انسان علاقه دارند. ● افرادی که از تجربه‌های فرهنگی متفاوت و گفتگوهای عمیق لذت می‌برند. 👤 برگزارکننده: گروه سفید ⏰ زمان برگزاری: پنجشنبه ۸ مرداد | ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰ 📍 محل تجربه: حوالی میدان تجریش 💵 هزینه شرکت در تجربه: ۴۵۰ تومان ثبت‌نام https://vadoostan.ir/app/experiences/pCnAJD2QBNse

  • 13 июл.2 58212153

    جایزه ادبی نوفه در تازه‌ترین برنامه‌ی خود، مسابقه‌ای مستقل برای داستان‌های کوتاه فارسی برگزار می‌کند. این مسابقه در سه رده‌ی «داستانک»، «داستان کوتاه» و «رمانک» برگزار خواهد شد و پذیرای آثار علمی‌تخیلی، فانتزی، وحشت، ادبیات غریب و دیگر شاخه‌های ادبیات گمانه‌زن است. نویسندگان می‌توانند آثار تألیفی و منتشرنشده‌ی خود را تا تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵ از طریق  ایمیل submit@noofe.info  برای شرکت در مسابقه ارسال کنند. برای مطالعه رویه ارسال آثار لطفا به پایگاه اطلا‌ع‌رسانی جایزه نوفه وبسایت Noofe.info مراجعه کنید. سه رده برای سه اندازه‌ی متفاوت داستان آثار ارسالی بر اساس تعداد کلمات، در یکی از سه رده‌ی زیر قرار می‌گیرند: داستانک (Flash Fiction): از ۷۵۰ تا کمتر از ۱۵۰۰ کلمه داستان کوتاه (Short Story): از ۱۵۰۰ تا کمتر از ۷۵۰۰ کلمه رمانک (Novelette): از ۷۵۰۰ تا ۱۷٬۴۹۹ کلمه آثاری که کمتر از ۷۵۰ کلمه یا بیشتر از ۱۷٬۴۹۹ کلمه باشند، وارد فرایند داوری نخواهند شد. این مسابقه به داستان‌های تألیفی فارسی در قلمرو ادبیات گمانه‌زن اختصاص دارد. منظور از ادبیات گمانه‌زن صرفاً اشاره‌ی آشکار به عناصری همچون جادو، فناوری‌های آینده یا موجودات فراطبیعی نیست؛ بلکه هر داستانی که موقعیت‌ها، جهان‌ها، ایده‌ها یا وضعیت‌های انسانی را موضوع تخیل و کنجکاوی خود قرار دهد، می‌تواند در این رقابت حضور داشته باشد. بر این اساس، آثار علمی‌تخیلی، فانتزی، وحشت، تاریخ بدیل، ادبیات غریب، نیو ویرد، پادآرمان‌شهری، آخرالزمانی و ترکیب‌های نوآورانه‌ی این گونه‌ها امکان شرکت در مسابقه را دارند. آثار واقع‌گرایانه‌ای که فاقد عناصر یا رویکرد گمانه‌زن باشند و همچنین ناداستان، جستار، خاطره و روایت مستند، در این مسابقه داوری نخواهند شد. داستان‌های ارسالی باید متعلق به نویسنده باشند و پیش از این، چه به‌صورت مستقل، چه در قالب کتاب یا مجموعه‌داستان و چه در پلتفرم‌های انتشار الکترونیکی، منتشر نشده باشند. آثاری که هنگام برگزاری مسابقه در فرایند چاپ یا انتشار قرار دارند یا پیش‌تر برای مسابقه و جایزه‌ی ادبی دیگری ارسال شده‌اند نیز امکان حضور در این رقابت را نخواهند داشت. داوران مسابقه هیئت داوران این دوره را سروش روح‌بخش، مهدی بنواری، رضا بهرامی، متین ایزدی و فرزین سوری تشکیل می‌دهند؛ ترکیبی از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و مدرسانی که تجربه‌های متفاوتی در داستان‌نویسی، ادبیات گمانه‌زن و روایت‌های میان‌رسانه‌ای دارند. سروش روح‌بخش فیلم‌نامه‌نویس، از جمله در سریال «آن‌ها» برای فیلم‌نت، و مدرس نویسندگی خلاق. مهدی بنواری نویسنده، مترجم و سردبیر پیشین گروه ادبیات گمانه‌زن. رضا بهرامی نویسنده، مترجم و دبیر داستان و ادبیات فارسی نشر چشمه. متین ایزدی نمایش‌نامه‌نویس، از جمله نمایش «نبرد رستم و سهراب»، و نویسنده‌ی رمان «ماجرای غریب و غم‌انگیز یک قاچاقچی در قشم». فرزین سوری سردبیر مجله سفید، مترجم ادبیات گمانه‌زن و دبیر علمی سه دوره‌ی پیشین جایزه ادبی نوفه. جزئیات مربوط به مراحل ارزیابی آثار، اعلام فهرست‌های منتخب و سازوکار مشارکت مخاطبان در فرایند داوری، در اطلاعیه‌های بعدی منتشر خواهد شد. آغاز فصل تازه‌ای از فعالیت نوفه جایزه ادبی نوفه در سه دوره‌ی نخست خود به شناسایی و معرفی آثار و صداهای تازه در ادبیات گمانه‌زن فارسی پرداخت. محمدرضا ایدرم، ضحی کاظمی، سیامک گلشیری و مهسا تکاپومنش بقایی از برندگان بخش‌های مختلف دوره‌های گذشته بوده‌اند. آثاری از مهدی یزدانی‌خرم، شیوا مقانلو، رامبد خانلری، لاله زارع، هادی معیری‌نژاد، الیستا آقایی، بهزاد قدیمی و مجتبی هوشیار محبوب نیز به فهرست نامزدهای نهایی نوفه راه یافته‌اند. نوفه اکنون فصل تازه‌ای از فعالیت خود را با برگزاری مسابقه‌ی داستان‌های کوتاه گمانه‌زن آغاز می‌کند. اخبار مربوط به دیگر برنامه‌های این جایزه، از جمله جایزه‌ی رمان سال گمانه‌زن، رمان نوجوان و بخش فصل اول، در فراخوان‌های بعدی منتشر خواهد شد. نوفه پلتفرمی مستقل برای کشف نویسندگان، پرورش ایده‌های تازه و شکل‌دادن به شبکه‌ای از هنرمندان، مترجمان، ویراستاران، ناشران و خوانندگان جدی ادبیات گمانه‌زن است. این جریان می‌کوشد فضایی شفاف، جمعی و قابل‌اعتماد برای رشد ادبیات تخیلی فارسی فراهم کند و زمینه‌ی ارتباط آن را با مخاطبان و ظرفیت‌های جهانی گسترش دهد. «نوفه» به معنای صدا، بانگ و آوازی‌ست که نظم معمول را بر هم می‌زند؛ صدایی متفاوت که می‌خواهد فرکانس‌های تازه‌ای از تخیل فارسی را شنیدنی کند. مهلت ارسال آثار: ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ روش ارسال آثار:  ایمیل submit@noofe.info رویه ارسال آثار: آدرس noofe.info/submit ارسال اثر به دبیرخانه به‌منزله‌ی مطالعه و پذیرش کامل آیین‌نامه‌ی مسابقه است.

  • 12 июл.6921215

    سینما موقع نشان دادن قرون وسطی همیشه جو داده و دلش خواسته قرون وسطی را زیادی سیاه و نابود نشان بدهد. اگر اهل تاریخ باشید این ۶ موضوع حتما روی مخ‌تان خواهد بود.🏰 ❌اولاً که مردم قرون وسطی آن‌قدرها هم چرک و گل‌آلود نبودند، اتفاقا صورت و دست‌هایشان را خیلی می‌شستند، حمام عمومی هم داشتند و لباس‌هایشان را هم تمیز می‌کردند و خلاصه تهمت ناروایی است. 😟ثانیاً آن‌هایی که پدر جادوگران را در می‌آوردند مردم قرون وسطی نبودند، بلکه این قضیه‌ی شکار جادوگر و ساحره مربوط به قرن پونزدهم تا هفدهم است. راستش کلیسای قرون وسطی اصلا زیر بار نمی‌رفت که جادو وجود دارد. چه برسد به اینکه بخواهد شکارشان هم بکند. 😟سیماً بخدا زره‌ها با یک ضربه‌ی شمشیر سوراخ نمی‌شدند. زره فولادی برای دفع ضربه ساخته شده بود و شکست‌دادن شوالیه‌ی زره‌پوش، این‌‌قدر بچه‌بازی نبود. 😟چهارماً محاصره‌ی قلعه‌ها این‌طور مایکروفری نبود که چندساعته کلک یک قلعه را بکنند. محاصره‌ها ممکن بود ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشند و بیشتر از شمشیر و منجنیق، گرسنگی، بیماری و قطع آذوقه نتیجه را تعیین می‌کرد. 😟مورد پنجم هم این که لباس‌های مردم قرون وسطی فقط قهوه‌ای و خاکستری نبود. قرون وسطایی‌ها سلیقه‌شان بهتر از این حرف‌ها بود و عاشق رنگ‌های تند، لباس‌های متضاد و خودنمایی بودند. ❌و آخر سر هم اینکه میخانه‌ها؟ از این پاتوق‌های دارک بازی‌های فانتزی نبودند و خیلی وضعیتی شبیه خانه‌های Airbnb حالا داشتند و مسافر را موقتاً جا می‌دادند و یک چیزی بین مهمان‌خانه و اقامتگاه خانگی بودند. این‌ها فقط خلاصه‌ی ماجراست. نسخه‌ی کامل مقاله با جزئیات بیشتر، مثال‌های سینمایی و توضیح هر شش دروغ در مجله‌ی سفید منتشر شده است. «۶ دروغی که سینما درباره‌ی زندگی در قرون وسطی به خورد ما داده است»

  • 10 июл.5401014

    یک زمانی آینده نقره‌ای بود؛ شفاف، براق، پر از دکمه‌های عجیب و دستگاه‌هایی که قرار بود زندگی را نجات بدهند.🖥🎮📞🎮👾 کامپیوترها خاکستری و کرومی بودند، گوشی‌ها با یک حرکت نمایشی باز می‌شدند، رابط‌های کاربری می‌درخشیدند و حتی وسایل پلاستیکی هم دوست داشتند شبیه فلز به نظر برسند. انگار بشر مطمئن بود چیزی شگفت‌انگیز پشت درهای سال ۲۰۰۰ منتظرش ایستاده است. اسم این رؤیای جمعی Y2K بود؛ آخرین دوره‌ای که به تکنولوژی به چشم ابزار نگاه نمی‌شد، بلکه تکنولوژی نوعی جادوی جدید بود. اینترنت قرار بود مرزها را از بین ببرد، کامپیوترها می‌خواستند دانش را همگانی کنند و وعده داده بودند که آینده پر از شهرهای کرومی، ماشین‌های پرنده و نمایشگرهای هولوگرافیک باشد. اما آن آینده هیچ‌وقت نرسید. ماشین‌های پرنده نیامدند؛ عوضش هوش مصنوعی‌هایی آمدند که هنوز بهشان شک داریم. شهرهای شیشه‌ای آن‌چنانی ساخته نشدند؛ ولی زندگی‌هایمان توی صفحه‌‌های‌ نمایش افتاد. اینترنت هم که نیامده خودش میدان تازه‌ای برای جنگ و اختلاف شد و آن‌چنان هم صلح و دانش را گسترش نداد. شاید برای همین است که نسل امروز دوباره سراغ iMacهای شفاف، پلی‌استیشن خاکستری، گوشی‌های تاشو و گرافیک‌های براق رفته است؛ احتمالا موضوع فقط نوستالژی خشک‌و‌خالی نیست، بلکه نسل زدی‌ها دنبال احساسی می‌گردند که خیلی وقت است از دست رفته. حس ذوق و شوق نسبت به آینده. دلمان تنگ زمانی‌ست بود که هنوز فکر می‌کردیم فردا، از امروز زیباتر خواهد بود. 😎مطلب کامل «روایت آینده به سبک Y2K» را در مجله‌ی سفید بخوانید. https://3feed.ir/y2k/

  • در ایرلند قرون وسطی، حتی زنبورها هم قانون داشتند! 🌚 اگر زنبورهای همسایه وارد زمین شما می‌شدند و شهد گل‌هایتان را «می‌دزدیدند»، می‌توانستید درخواست غرامت کنید. فقط یک مشکل وجود داشت: چطور ثابت می‌کردید زنبورهای مجرم متعلق به کدام کندو هستند؟ راه‌حل قانون‌گذاران ایرلندی عجیب اما هوشمندانه بود: روی زنبورها آرد بپاشید و ردشان را تا خانه دنبال کنید! در مجموعه‌قوانینی به نام «بچبرتا»، تقریباً برای همه‌چیز حکمی وجود داشت؛ از مالکیت دسته‌های زنبور و دزدیدن کندو گرفته تا نیش‌زدن رهگذران، مرگ انسان‌ها و پرداخت غرامت با عسل، کندو یا حتی گاو. زنبورها آن‌قدر برای اقتصاد و بقای جامعه اهمیت داشتند که درست مثل گاو و گوسفند، در دسته‌ی دام‌های اهلی قرار می‌گرفتند و از حمایت قانونی برخوردار بودند. شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که مردم هزار سال پیش می‌دانستند نابودی زنبورها می‌تواند به قحطی و مرگ انسان‌ها منجر شود؛ چیزی که امروز، با وجود تمام دانش و فناوری‌مان، هنوز برای جلوگیری از آن به اندازه‌ی کافی جدی نیستیم. به نظرتان قوانین قرون وسطایی برای حفاظت از زنبورها از قوانین امروزی عاقلانه‌تر نبودند؟ مطلب کامل را در مجله‌ی سفید بخوانید. 🆕 https://3feed.ir/why-early-medieval-ireland-had-laws-for-bees/

  • سفید؛ مجله‌ای برای ذهن‌های کنجکاو @sefeedir اگر از مطالب تکراری خسته شده‌اید و دنبال نوشته‌هایی هستید که شما را به فکر وادارند، «سفید» برای شماست. در سفید از کتاب، فیلم، بازی، علم، فلسفه، تاریخ، فناوری و ایده‌های عجیب می‌خوانید. اگر عاشق یاد گرفتن، کشف کردن و فکر کردن هستید، به سفید سر بزنید و دنیایی از روایت‌های متفاوت را تجربه کنید. @sefeedir https://3feed.ir سفید را به دوستان‌تان معرفی کنید 🙏 لطفا این پست را به اشتراک بگذارید ✌️

  • مقاله: سانسور در ژانر فانتزی حتی مخرب‌تر از باقی ادبیات است به قلم فرزین سوری تیغ سانسور، قلمروی استعاره را حتی بی‌رحمانه‌تر از جهان واقعیت قلع‌وقمع می‌کند. فانتزی ◾️ در بهترین حالت خود و در حد اعلای خود قرار است بازتابی اغراق‌شده و نمادین از عمیق‌ترین ترس‌ها، تاریک‌ترین امیال، ساختارهای فاسد قدرت و پیچیده‌ترین روابط انسانی باشد. وقتی نویسنده را از پرداختن به بدیهی‌ترین غرایز انسانی، روابط عاطفی ملموس، یا حتی زیر سوال بردن پایه‌های قدرت و آیین (که ستون‌های اصلی جهان‌سازی در فانتزی حماسی هستند) منع کنیم، در واقع داریم روح آن استعاره را سلاخی می‌کنیم. بخشی از مقاله: فقط بخواهیم لیست فانتزی‌های نوجوان ده سال اخیر را بررسی کنیم (فارغ از کیفیت ادبی)، حمیدرضا شاه‌آبادی با لالایی برای دختر مرده و قبرستان عمودی، فانتزی نوجوان در مایه‌های وحشت قجری می‌نویسد. در ضمن قبرستان عمودی او سه‌گانه است. آرمان آرین اشودزنگه را دارد که ژانر فانتزی حماسی با درون‌مایه‌ی اسطوره‌های ایرانی را تثبیت می‌کند. گورشاه سیامک گلشیری داستان وحشت حماسی پنج جلدی است. فانتزی‌های حماسی تألیفی ایرانی انتشارات موج را هم می‌شود با نبرد خدایان مرتضی رضایی یا پیشتازان و اربابان مرگ نیما کهندانی به خوانندگان یادآوری کرد. در واقع فانتزی‌حماسی‌های انتشارات موج یکی از اولین… موج؟های انتشار ادبیات تألیفی فارسی بود که شکلی سازمان‌یافته‌تر داشت (همچنان در مورد کیفیت ادبی یا منصفانه بودن قرداد ناشر صحبت نمی‌کنیم). پارسیان و من (سه‌جلدی)، پادشاهی جهان (پنج جلدی)، خورشید نفرین شده (سه جلدی)، خروش خاموش (دو جلدی)، کوارتت نهایی (دو جلدی)، دشت پارسوا (شش جلدی)، مرزهای درهم‌شکسته (دوجلدی)، نشان می‌دهد که سیستم سری‌نویسی فانتزی/حماسی هم به طور مشخصی از سنت ادبیات فانتزی انگلیسی‌زبان به فارسی منتقل شده است. در سفید بخوانید 🆕 https://3feed.ir/iran-censorship-in-fantasy-fiction/

  • مقاله: سینمای نوآر هنوز هم طرفدار‌ دارد؛ سایه کلاه و اسلحه روی دیوار کوچه تاریک به قلم محمد (فرهاد) سرابی به بهانه‌ی سریال Spider Noir یکبار دیگر مرور کنیم فیلم نوآر چیست و چرا هنوز محبوب است؟ از فم فتال و Chiaroscuro تا تفاوت نوآر و نئونوآر.🎩 بخشی از مقاله: نوآر طرفدار دارد چون بخشی از خستگی زندگی در شهر‌های بزرگ را نشان می‌دهد. چون آرمان و مبارزه ندارد. دنیای نوآر از پولدار‌های خوشگذران فاسد، خیانت و سودجویی، بی‌رحمی و خشونت، خیانت ودزدی، عشق و قتل پر شده است. کسی که در مقابل این دنیا قرار می‌گیرد به همه چیز این دنیا بی‌اعتنا است. قهرمان نوآر از همه این چیز‌ها خسته است و نمی‌خواهد هیچ‌کدام را عوض کند. نمی‌خواهد کسی را نجات دهد و جامعه را پاک کند. او می‌خواهد کارش را انجام دهد دستمزدش را بگیرد و شاید این وسط بتواند پول بیشتری هم به جیب بزند. در سفید بخوانید 🆕 https://3feed.ir/what-is-film-noir/

  • 9 июл.8141420

    مقاله: ۹ فیلم ایرانی گمانه‌زن که باید ببینید | سینمای فانتزی و وحشت ایران یه قلم آرش میراحمدیان سینمای گمانه‌زن ایران از افسانه‌های فولکلور تا خون‌آشام، جن، موجودات فضایی و روایت‌های سورئال راهی طولانی طی کرده است. در این مقاله تاریخچه این ژانر و ۹ فیلم مهم ایرانی را مرور می‌کنیم.👺 بخشی از مقاله: اگر تاریخ سینمای ایران را شبیه برنامه‌ی سفر رفتن ببینیم، سینمای ژانر به معنای «گمانه‌زن» مسافری است که دیر سوار قطار شده. در حالی که هالیوود از اوایل قرن بیستم با سفر به ماه، روبات‌ها و موجودات فضایی تماشاگران را شگفت‌زده می‌کرد، سینمای ایران بیشتر درگیر روایت‌های اجتماعی، ملودرام‌ و بعدها سینمای جنگ و واقع‌گرایی بود. اگرچه ردپای خیال هیچ‌وقت کاملاً از پرده سینماهای ایران محو نشد. در سفید بخوانید 🆕 https://3feed.ir/iranian-speculative-fiction-movies/

  • تریلر Common Side Effects

  • انیمیشن: Common Side Effects عوارض ناخواسته؛ ثروت علیه جاودانگی به قلم م.ر.ایدرم انیمیشن سریالی «عوارض ناخواسته» با این سوال پیش می‌رود که چه می‌شد اگر مرگ هم درمانی داشت؟ آیا شرکت‌های داروسازی و گردن‌کلفت‌های اقتصادی دنیا این موضوع را برمی‌تابیدند؟ اگر درمان مرگ فرضا قارچی نادر بود، قاچاقچی‌ها، موادفروش‌ها و مافیایی‌ها چه بر سر خواستگارهای قارچ می‌آوردند؟ داستان درباره‌ی مارشال کوسو، گیاه‌شناس و پژوهشگری منزوی است که به قارچی افسانه‌ای دست پیدا می‌کند، قارچی که ظاهراً قادر است تقریباً هر بیماری را درمان کند و حتی مردگان را به زندگی بازگرداند. کشفی که در نگاه اول باید بزرگ‌ترین خبر تاریخ بشر باشد، خیلی زود به کابوسی سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شود. چون اگر درمان همه‌چیز وجود داشته باشد، تکلیف امپراتوری‌های دارویی، شرکت‌های بیمه، بازار درمان و تمام ساختارهایی که بر پایه‌ی بیماری و مرگ بنا شده‌اند چه می‌شود؟ معرفی کامل را در سفید بخوانید https://3feed.ir/common-side-effects/

  • فانتزی در مورد پرواز نیست؛ در مورد از میان بردن کمیابی است به قلم فرزین سوری در دنیایی که هیچ نوار پیشرفتی بالای سر آدم پر نمی‌شود و بی‌عدالتی قانون اول آن است، فانتزی آرمان‌شهر ماست. بخشی از مقاله: دنیای واقعی به شدت مبهم است. صبح بیدار می‌شوی، سر کار می‌روی، تصمیم‌های سختی می‌گیری که جبران‌پذیر نیستند، اما هیچ نوار پیشرفتی بالای سرت پر نمی‌شود. کسی بابت زحمات بی‌دریغمان به ما سکه طلا یا XP نمی‌دهد و مسیر رسیدن به هدف، پر از متغیرهایی است که هیچ کنترلی روی آن‌ها نداریم. کارهایی که هرگز تمام نمی‌شوند، پرونده‌هایی که هرگز بسته نمی‌شوند و آدم‌هایی که هرگز از زندگی‌ات بیرون نمی‌روند. خبری هم از Level Up شدن یا بالا رفتن Agility نیست؛ مگر اینکه تصمیم بگیرید ده سال آینده را کف‌خواب معبد شائولین باشید. در سفید بخوانید https://3feed.ir/why-questing-is-better-than-tasking/

  • 🎮 «سیو کردن» فقط یک قابلیت فنی برای راحت‌تر بازی کردن نیست، بلکه بخشی از تاریخ و تکامل ویدئوگیم‌هاست. یک موقعی برای ادامه‌ی بازی باید سکه‌ی دیگری داخل دستگاه آرکید می‌انداختیم، بعد رسیدیم به دفترچه‌های پر از رمز، مموری‌کارت‌های پلی‌استیشن، ذخیره‌سازی ابری و حتی بازی‌هایی که از سیو کردن به عنوان ابزاری برای روایت و ایجاد اضطراب استفاده می‌کنند. تاریخچه‌ی Save در واقع تاریخ تغییر نگاه ما به شکست، ریسک و پیشرفت است. بخشی از مقاله: «هرچه سیو کردن سخت‌تر باشد، هر تصمیم ارزش بیشتری پیدا می‌کند. وقتی می‌دانی با یک اشتباه ممکن است نیم ساعت یا حتی چند ساعت پیشرفتت را از دست بدهی، دیگر هر در، هر راهرو و هر دشمن معنای دیگری پیدا می‌کند. گاهی بهترین طراحی، همان دکمه‌ای است که در اختیارت نمی‌گذارند.» 🔗 مقاله‌ی کامل را در سفید بخوانید.

  • تاریخچه مختصر سیو کردن در ویدئوگیم‌ها: از آرکید تا کلاد گیمینگ به قلم فرزین سوری سیو کردن فقط یک ترفند طراحی گیم برای راحت‌تر کردن زندگی گیمرها نیست. بخشی از تاریخ و تکامل صنعت است. قابلیت ذخیره کردن یا همان Save کردن قابلیتی است که این روزها بدیهی است و اصلاً حق مسلم ماست. نه فقط بازیکنان می‌توانند پیشرفت خود را مستقیم روی کنسول خانگی یا فضای ابری ذخیره کنند، که سیستم‌های ذخیره‌ی خودکار یا همان Autosave در هر ثانیه از بازی مراقب هستند تا خدای نکرده هیچ زحمتی به هدر نرود. حتی در حد چند ثانیه. این همان سیستمی است که معمولاً یک آیکون دارد و به شما اطلاع می‌دهد که لازم نیست نگران چیزی باشید ولی لطفاً وقتی این آیکون را می‌بینید بازی را خاموش نکنید. می‌توانیم به تعبیری بگوییم که امروزه روز ما با Save زیادی روبه‌رو هستیم. یا در واقع اگر یک زمانی استرس سیو نکردن به موقع به معنی از دست رفتن زحمات دو سه ساعت چندین نفر بود، زیادت سیو سبب شده تا مرگ و باختن در بازی‌ها استرس بسیار کمتری به همراه داشته باشد. از منظر روان‌شناسی، دکمه‌ی سیو در واقع به بازیکن قدرت سفر در زمان و جبران اشتباهات را می‌دهد. اگرچه ممکن است بازیکن کمی زمان از دست بدهد، اما بازگشت به آخرین نقطه‌ی امن و امتحان کردن یک استراتژی جدید در اکثر بازی‌های مدرن گزینه‌ای کاملاً در دسترس است. اما بررسی تاریخچه‌ی این قابلیت نشان می‌دهد که فرآیند ذخیره‌سازی همواره تا این حد مهربانانه نبوده است و تکامل این قابلیت را باید بازتابی از تغییر فلسفه‌ی بازی‌سازی در طول دهه‌ها تجمع ایده‌های مختلف بازی‌سازی دانست.  در سفید بخوانید https://3feed.ir/saving-in-video-games/

  • ماجرای رقیبان ارباب حلقه‌ها: اولین مبارزه‌ی بنیاد آسیموف و تریلوژی تالکین به قلم سعید سیمرغ در سال ۱۹۶۶ برگزارکنندگان همایش جهانی علمی‌تخیلی تصمیم گرفتند بخش ویژه‌ای (فقط هم مختص همان سال) به مسابقه اضافه کنند. در آن همایش که در کلیولند برگزار شد هیأت برگزارکننده تصمیم گرفتند یک دعوای قدیمی را برای همیشه به رأی بگذارند. آن‌ها جایزه‌ای برای بهترین مجموعه‌ی علمی‌تخیلی یا فانتزی تمام دوران در نظر گرفتند. شرایط از این قرار بود که مجموعه‌ی مورد نظر حداقل باید از سه قسمت تشکیل شده باشد، یعنی به قولی حداقل باید «تریلوژی» یا «سه‌گانه» (به قول ما ایرانی‌ها) باشد. در آن زمان معروف‌ترین مجموعه‌ای که واجد این شرایط به شمار می‌رفت مجموعه‌ی «ارباب حلقه‌ها» نوشته‌ی جی. آر. آر. تالکین بود و بسیاری آن را برنده‌ی صد درصد و قطعی می‌دانستند، چون تالکین قلمی قدرتمند داشت، مو لای درز جهان‌سازی‌اش نمی‌رفت، و برای جهانش نه یک زبان که ۴ زبان مستقل درست کرده بود با سیستم‌های نوشتاری و راهنمای تلفظی. همه آنقدر از این انتخاب مطمئن بودند (حالا خواهیم دید) که اصلاً عجیب بود چرا چنین پرسشی باید به داوری گذاشته شود، بااین‌حال مسابقه‌ای که لااقل بین دو رقیب برگزار نشود که اصلاً اسمش مسابقه نیست، به همین دلیل چند مجموعه‌ی دیگر نیز به فهرست رقیبان اضافه شده بود تا رقابت، حداقل در ظاهر مشروع جلوه کند. رقیبان «ارباب حلقه‌ها» عبارت بودند از: مجموعه‌ی «تاریخ آینده» نوشته‌ی رابرت اِی. هاینلاین (نویسنده‌ی جنگاوران اخترناو و غریبه‌ای در غربت‌آباد)، مجموعۀ «لنزمن» نوشتۀ ای. ای. اسمیت (داک اسمیت)، مجموعه‌ی «بارسوم» نوشتۀ ادگار رایز باروز (نویسنده‌ی ماجراهای جان کارتر و همینطور تارزان) و مجموعه‌ی «بنیاد» نوشته‌ی آیزاک آسیموف. در سفید بخوانید https://3feed.ir/the-best-scifi-trilogy-of-all-time/

  • 16 июн.26966из PersianSFF

    سفرِ عبدالله‌خان ناهید سقزی به فضا سوار بر طیاره‌ی آن آقایانِ مریخی   سال‌ها پیش، وقتی فیسبوک برای خودش کیا و بیایی داشت، با کسی آشنا شدم به نام آقای مهر که زندگی‌اش را وقفِ مطالعه‌ی فضانوردانِ باستانی و بشقاب‌پرنده‌ها و این‌قبیل مسائل کرده بود. دوستیِ اینترنتیِ من و ایشان، افتان و خیزان تا به امروز ادامه داشته، هرچند به نظرم همدیگر را رودررو ندیده‌ایم (البته در این مسائل به حافظه‌ی من اعتمادی نیست). الان هم کانالی در تلگرام دارند به این نشانی که فعال است و برای دوستدارانِ آن مسائل مرجعِ بسیار پرطرفداری محسوب می‌شود.   چند سالِ پیش، بعد از احیای رفاقت‌مان در ایکس/توییتر، اسکنِ کتابی را برایم فرستادند به اسمِ چگونه به مریخ رفتم نوشته‌ی عبدالله ناهید که از اولین رمان‌های علمی‌تخیلیِ ایرانی است (۱۳۲۰ خورشیدی). کتاب را سال‌ها قبل‌تر هم دستِ یکی از دوستان دیده بودم ولی فرصتی دست نداده بود که برای خواندن قرض بگیرم یا بدزدم. از خودِ آقای مهر نپرسیدم، اما حدس می‌زنم آنچه توجهِ ایشان را به این کتاب جلب کرده توصیفِ راویِ رمان است از رویارویی‌اش با اخترناوِ بیگانه‌ها. (یا اگر بخواهم از تعبیرهای خودِ نویسنده استفاده کنم: طیّاره‌ی آن آقایان.) توصیفِ عبدالله ناهید از فرودِ این اخترناوها پیش از آغازِ عصرِ موشک‌ها و اساساً رواجِ تصویرهای کلیشه‌ای در ادبیاتِ علمی‌تخیلی جداً اعجاب‌آور است؛ حتی منِ شکاک هم به وسوسه افتادم و با خودم گفتم نکند عبدالله ناهید واقعاً با بیگانه‌ها دیدار کرده و آن دیدار محرّکِ او شده تا چنان رمانی بنویسد.   اگر یادتان باشد یکی دو بار اشاره کرده بودم که دوست دارم ذره‌ذره تاریخِ علمی‌تخیلیِ ایران را بنویسم. کار را با علی میردریکوندی و کتابش برای دیستوپین شروع کردم: «سرگذشتِ عجیبِ موفق‌ترین علمی‌تخیلی‌نویسِ ایرانی». در این فاصله، چند مطلبِ نصفه‌نیمه‌ی دیگر هم از اینجا و آنجای ژانرِ عزیزمان نوشتم که هنوز نیمه‌کاره‌اند و منتشر نکرده‌ام. منظورم این است که فعلاً آنچه می‌نویسم نظم و ترتیبِ زمانی ندارد. اما این وسط یکی از مطالبی که تمام شد درباره‌ی همین جناب عبدالله‌خان ناهید سقزی (افتخارالسلطنه) و کتابش چگونه به مریخ رفتم بود که از سایتِ ۳فید سر درآورد. مطلب را از اینجا می‌توانید بخوانید. امیدوارم بخوانید و خوش‌تان بیاید. احتمالاً یک تکمله‌ای هم به‌زودی بر آن بنویسم و همان‌جا به مطلب اضافه کنم (درباره‌ی احتمالِ الهام‌گیری یا انتحالِ یک نویسنده‌ی کُردِ عراقی از داستانِ آن کتاب).   فایلِ رمان و خودزندگینامه‌ی نویسنده هم که به لطفِ آقای مهر در اختیارِ من قرار گرفت در اینجا آپلود شده تا اگر خواستید، دانلود کنید و بخوانید. حتماً هم نظرتان را برایم بنویسید، چون دلم برای همه‌تان تنگ است و دوست دارم «بخوانم‌تان».   @PersianSFF ‌

  • به زودی...

  • در اندور خبری از دارث ویدر نیست که با یک اشاره‌ی دست گلوی کسی را بفشارد. در اینجا شرارت از لوله‌ی تفنگ لیزری بیرون نمی‌آید؛ بلکه از دل فرم‌های مرخصی، گزارش‌های مالیاتی، شنودهای سازمانی و شیفت‌های ۱۲ ساعته‌ی کارخانه‌های کار اجباری (مانند نارکینا ۵) متولد می‌شود. تونی گیلروی می‌فهمد که برای نشان دادن یک امپراتوری فاشیستی نیازی به جادوگران تاریکی ندارید حالا هرقدر هم که این جادوگران تاریک خود به استعاره‌ای برای مدیران سازمانی تبدیل شوند؛ شما به مدیران میانی جاه‌طلبی (مثل دیدرا میرو یا سیرل کارن) نیاز دارید که برای رسیدن به KPI فصلی‌شان، حاضرند یک منظومه را به خاک و خون بکشند. از نظر تکنیک قصه‌گویی، گیلروی به جای یک روایت خطی و کش‌دار از ساختار «بلوک‌های روایی» استفاده می‌کند. او در فصل اول، سریال را به آرک‌های داستانی سه قسمتی تقسیم کرد. این تکنیک به سریال اجازه می‌دهد تمام مناسبات اقتصادی، فرهنگی و لجستیکی آن را با جزئیات دیوانه‌وار بشکافد. کاری که مشخصاً در سطح کهکشانی ممکن نیست. 📖مقاله کامل را در سفید بخوانید «زنجیره‌ی تامین، دشمن امپراطوری‌هاست» و نه هان سولو

  • 12 июн.4251011

    روایت: ما می‌رقصیم؛ ولی با آهنگ‌هایی که برای بدنمان ساخته نشده‌اند نوشته موری چه چیزی باعث می‌شود یک اتوبوس از بچه‌های شانزده هفده‌ساله که نمی‌دانند «لیکور» را با کدام «ل» می‌نویسند، با هم فریاد بزنند: «شهریوره، لیکور زردآلو / می‌خوریم و می‌کنیم و می‌کنیم برف پارو»؟ جدا از بیت‌های گنگ و Catchy، کافی است ذره‌ای به محتوای این ترانه‌ها (Lyrics) دقت کنی تا هیچ‌چیزی نفهمی. جدی می‌گویم. عمدتا از یک سری عبارت ساخته شده‌اند که اگر خوش‌شانس باشی قافیه و وزن هم دارند و برای ثقیل کردنِ «انشای» خواننده، از کلمه‌های انگلیسی، فرانسوی و زبان‌هایی که هنوز به‌رسمیت شناخته‌ نشده‌اند، استفاده شده است. خواننده معمولا از تجربه‌هایی برای ما می‌گوید که نه خودش لمس کرده و نه مخاطبش؛ یک فانتزیِ کپی‌پیست شده از رپرهای لس‌آنجلس که بین خیابان‌های تهران و برج‌های ابوظبی در نوسان است. چیزی که در این میان مغز من را سوراخ می‌کند، نسبت ما دخترها با این آهنگ‌هاست. این قطعات متعلق به دنیایی کاملا مردانه‌اند؛ بنا شده بر فانتزی‌های مردانه. جهانی سراسر پارتی، سکس و دراگ، بدون نگرانی پول. 📖 مطالعه نسخه کامل مقاله در مجله سفید