♬ડꫝꫀꫀ𝕣ꪗ_ꪖꫝ♚
Статистикаدر این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد خوش آمدید @sheery_ah @guitarico
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Remember me @sheery_ah 🪐🌎🪐🌎🪐🌎🪐🌎🪐
اگر حوصله خواندن کتاب قلعه حیوانات را ندارید، دست کم انیمیشنی را که بر اساس آن ساخته شده ببینید.... اگر برای دیدن انیمیشن هم وقت یا حوصله نمی گذارید، متأسفانه کم کم به همان، قشر خاکستری تبدیل میشوید؛ قشری که بیتفاوتیاش راه را برای ابتذال هموار میکند.... آنوقت شاید بد نباشد درباره مفهوم، ابتذال شر از هانا آرنت صحبت کنیم؛ اینکه انسان چگونه میتواند بدون آن که خود را شرور بداند، به بخشی از یک مسئله بزرگ تبدیل میشود و بر جامعه اثر می گذارد.... @sheery_ah 🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯
🪶 نکند فکر کنی در دلِ من یادِ تو نیست گوش کن، نبضِ دلم زمزمه اش با تو یکیست مولانا @sheery_ah 💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
حداقل خودت میفهمی کی هستی!.... @sheery_ah 🫧🫧🫧🫧🫧🫧🫧🫧🫧🫧🫧
видео или голосовое, без подписи
💌 من هیچوقت از هیچکسی نخواستم که از زندگیم بره... هیچوقت از هیچکسی خداحافظی نکردم و نخواستم که دیگه نباشه.... هرچی خاطراتم زیر و رو کردم، همچین چیزی رو پیدا نمیکنم... در واقع ، این شما بودید که از من فاصله گرفتید... اینقدر سریع رفتید که حتی صدای رفتنتون رو هم نشنیدم.... تا زنگ نزنم، خبری از شما نیست.... تا پیام ندم، سکوت ادامه داره.... بعد همین سکوت، همین فاصله، میشه تقصیر من؟ بعدش میان میگید که: تو دور شدی... تو عوض شدی.... مگه فاصله رو فقط یک نفر می سازه؟ مگه رابطه با قدم یک نفر ادامه پیدا میکنه؟ کمترین انتظار هر آدمی اینه که، یه تماس، یه پیام، یه احوالپرسی ساده ببینه؛ فقط برای اینکه آدم بفهمه هنوز گوشهای از ذهن و دل کسی هنوز جایی داره، تا اینکه همیشه تو باشی که باید دستت رو به سمت دیگران دراز کنی..... تا اینکه همیشه تو باشی که قدم اول رو به سمتشون برداری، اون هم برای کسی که حتی زحمت یک قدم برداشتن به سمت تو رو هم به خودش نمیده... از دوست داشتن حرف میزنید، اما رفتارتون چیز دیگست.... اگه دوست داشتن فقط به حرف باشه و نه به عمل، اسمش دیگه دوست داشتن نیست.... فقط یک رویای قشنگی که هیچوقت رنگ حقیقت به خودش نمیگیره.... آدمها اسباببازی نیستن؛ که هروقت دلتون خواست توی آغوش بگیرید و هر وقت خسته و دلزده شدید، یه گوشه رهاش کنید.... آدمها دل دارن، غرور دارن، شخصیت دارن، با احساس آدمها بازی نکنید.... شاید یه روز بفهمید کسی که ازش فاصله گرفتید، همون کسی بوده که بارها خودش رو نادیده گرفته تا شما رو از دست نده.... کسی که درد شما رو بیشتر از درد خودش حس میکرد.... آرامش شما رو بیشتر از آرامش خودش میخواست.... کسی که برای موندنتون، هزار بار غرورش شکست اما حاضر نشد دست بکشه از دوست داشتنتون... من آدمی نیستم که نصفه و نیمه کسی رو دوست داشته باشم.... وقتی کسی رو دوست دارم با تمام وجودم دوستش دارم.... عشق و دوست داشتن ، برای من هیچوقت نصفه و نیمه نبود، کوتاه مدت یا موقت زودگذر نبود، از رو هورمون یا از سر عادت هم نبود.... پس قبل از کنایه زدن، قبل از اینکه انگشت اتهام رو به سمتم بگیرید، یه بار هم به سهم خودتون نگاه کنید.... ببینید کجای این رابطه، از برداشتن قدمی که سهمتون بوده عقب کشیدید.... بعد درباره من قضاوت کنید.... من بارها گفتم دوست ندارم کسی بره از کنارم؛ اما هیچوقت نخواستم کسی رو به زور کنار خودم نگهدارم.... آدم موندنی باید با دل خودش بمونه، من هیچوقت به اجبار کسی زندانی دوست داشتن خودم نکردم.... رابطه شبیه یه گنجشکه، اگه توی مشتت نگهش داری، یا خفه میشه یا تمام تلاشش رو میکنه که فرار کنه.... اما وقتی آزادش بذارید، اگر دوستت داشته باشه، خودش با اختیار خودش برمیگرده و روی انگشتت میشینه.... من همیشه به موندنی باور دارم که از دل خواستن خودش بیاد، نه از ترس رفتنش.... عباس حیدری @sheery_ah ☣☣☣☣☣☣☣☣☣☣☣
کتاب 📚 «قلعه حیوانات» شاهکاری از جورج اورول خوندن این کتاب پیشنهاد میکنم از دست ندید @sheery_ah 📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
پروپاگاندا یعنی : جهت دادن به افکار و تسخیر احساسات و هدایت رفتار مردم.... چند گزینه محدود را پیش روی جامعه میگذارند، آنقدر آنرا تکرار میکنند که گمان میکنی هیچ راه دیگری وجود ندارد.... اگر هم خارج از آن چارچوب فکر کنی یا حرفی بزنی، با برچسب زدن حذف میکنند... پروپاگاندا فقط دروغ گفتن نیست؛ ساختن یک واقعیت جایگزین است.... ابزاری که باهاش میشه، از یکی قهرمان بسازی... و از یکی دیگر دشمن... افکار عمومی را به هر سمتی که میخواهید سوق بدهید.... جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات حکومت نازی، گفت : دروغی که بارها و بارها تکرار شود، سرانجام به عنوان حقیقت پذیرفته خواهد شد.... از تاریخ باید آموخت.... همان الگوها با چهرههایی تازه بازمیگردند.... امروز باید گوبلزهای زمانهمان را بشناسیم... در پشت دوربین، پشت تریبون، پشت صفحههای مجازی نشستهاند... تشخیص آنها چندان دشوار نیست.... کافیست ببینی چه کسی فقط یک روایت را بیوقفه تکرار میکند.... به قول هانا آرنت : هدف یک رژیم تمامیتخواه، متقاعد کردن مردم به دروغ نیست؛ بلکه از بین بردن توانایی آنها برای تشخیص حقیقت از دروغ است... و در آخر آگاهی، سپر ما در برابر پروپاگانداست... هرگاه از پرسیدن دست بکشیم، دیگران به جای ما فکر میکنند.... و هرگاه از فکر کردن دست بکشیم، دیگران به جای ما تصمیم میگیرند... عباس حیدری @sheery_ah 🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣
مردی که میلیونها آلمانی را شست و شوی مغزی داد @sheery_ah 🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠
می رقصید ✍🎙عباس حیدری @sheery_ah 💞💕💞💕💞💕💞💕💞💕💞
زندگیمون به دو قسمت تقسیم میشه قبل ۱۸ و ۱۹ دی و بعد ۱۸ و ۱۹ دی دیگه زندگی هیچکس مثل قبل نمیشه @sheery_ah 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
باید بچه گونه واست میکشیدم @sheery_ah 👶👶👶👶👶👶👶👶👶
🫧 سالها پیش یک ربات ساخته بودم، یکی از دوستان برنامهنویسم گفت: اگر میخوای که رباتت رشد کنه، عضویت اجباری روی کانالت بگذار... خندیدم و گفتم: «نه» من هیچوقت دوست نداشتم کسی را به اجبار کنار خودم نگه دارم؛ نه در یک کانال، نه در یک رابطه، نه در یک زندگی.... هیچوقت دلم با این کار نبود... دوست نداشتم کسی را به اجبار کنار خودم نگه دارم؛ همین نگاه را در تمام رابطههام هم حفظ کردم.... هیچوقت کسی را به زور نگه نداشتم.... هر کسی خواست بماند، ماند؛ هر کسی هم خواست برود، راهش باز بود..... در این سالها یک چیز را خوب یاد گرفتم؛ هیچوقت از هیچ انسانی برای خودتان بت نسازید.... هیچکسی را آنقدر مرکز زندگیتان قرار ندید که با رفتنش، معنای تمام زندگیتان را از بین ببرد.... هیچ وابستگی نباید آنقدر بزرگ باشه که با رفتن یک نفر، احساس کنید دیگر حتی توان ادامه دادن را هم ندارید.... آدمها خیلی راحت بهت میگویند: «من تا آخرش کنارتم» اما زندگی بارها ثابت کرده که بین گفتن و ماندن، فاصلهی خیلی زیادی وجود دارد.... خیلیها قبل از آن جمله ؛ «تا آخرش» که وعدهاش را داده بودند، رفتند..... برای همین، روی ماندن هیچکس حساب نکنید؛ فقط از بودنش تا وقتی هست، قدردانی کنید... و اگر روزی کسی تصمیم گرفت برود، دنبالش ندوید.... برای برگرداندن کسی که خودش تصمیم به رفتن گرفته، نجنگید..... محبتی که با اصرار برگردد، دیگر شبیه محبت نیست؛ بیشتر شبیه ترحم یا عذاب وجدان است.... کسی که واقعا بخواهد بماند، برای ماندنش دلیل پیدا میکند؛ و کسی که تصمیم به رفتن گرفته باشد، برای رفتنش بهانه.... گاهی باارزشترین کاری که میتوانی برای خودت انجام بدهی، این است که در را باز بگذاری؛ نه کسی را به زور نگه داری و نه برای بازگرداندن کسی که رفت، خودت را کوچک کنی.... عباس حیدری @sheery_ah 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
видео или голосовое, без подписи
من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم حسین پناهی @sheery_ah 🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶
اگر قرار است آرامش شما فقط با پیدا کردن یک مقصر حفظ شود، پس همان بهتر که اسم مرا روی تمام گناههای دنیا بنویسید.... بگویید همه تقصیرها گردن من است.... من هم دیگر خستهام از دفاع کردن.... خستهام از اینکه هر بار حقیقت را توضیح بدهم و باز هم کسی نخواهد بشنود.... پس باشد؛ من مقصرم.... اگر رابطهای خراب شد، من مقصرم.... اگر اعتمادی شکست، من مقصرم.... اگر کسی رفت، اگر کسی نماند، اگر کسی سکوت نکرد، اگر کسی فریادی زد، همهاش گردن من.... اصلا از این هم فراتر برویم؛ فقر را هم به حساب من بنویسید.... جنگها را هم به گردن من بیندازید.... تمام اشکهایی که روی این زمین ریخته شده، همه را به اسم من ثبت کنید.... هر مادری که داغ دیده، هر کودکی که گرسنه خوابیده، هر دلی که شکسته، بگویید کار من بوده است.... شاید اینگونه وجدانها آسودهتر بخوابند... شاید اینگونه دیگر لازم نباشد هیچکس سهم خودش را ببیند... چون پیدا کردن یک قربانی، همیشه آسانتر از پذیرفتن حقیقت است... مرا لعنت کنید.... به من ناسزا بگویید.... مرا از زندگیتان بیرون بیندازید.... روی نامم خط بکشید.... حتی اگر دلتان خواست، روی خاطرههایم هم خاک بریزید.... اما فقط یک خواهش دارم؛ بعد از تمام این کارها، یک لحظه در آینه نگاه کنید، اگر باز هم خیالتان راحت بود، اگر باز هم فکر کردید همه دردها از من شروع شده، همان را باور کنید.... من دیگر توان جنگیدن با قضاوتهایی را ندارم که حکمشان قبل از شنیدن صادر شده است.... عجیب است... همیشه فکر میکردم آدمها از دیدن خوشحالی همدیگر خوشحال میشوند.... اما انگار بعضیها تا حال بد کسی را نبینند، حالشان خوب نمیشود.... انگار لبخندشان روی ویرانههای یک نفر ساخته میشود.... انگار برای اینکه خودشان سبک شوند، باید یکی را زیر بار تمام سنگینیها له کنند.... اگر این حال خوب را من برایتان ساختهام، نوش جانتان.... اگر لبخندتان از اشکهای من جان میگیرد، باز هم نوش جانتان.... اگر آرامش شما در این است که مرا مقصر بدانید، من دیگر چیزی برای دفاع ندارم.... فقط بدانید، هیچ انسانی از لعنت شنیدن نمیشکند.... از این میشکند که میبیند کسانی که دوستشان داشته، برای نجات خودشان، او را قربانی کردهاند... و تلختر از همه این است که من هنوز هم، با تمام زخمهایی که از شما دارم، آرزو نمیکنم روزی جای من باشید، چون درد را فقط کسی میشناسد که شبهایش را با بغض صبح کرده باشد.... پس باز هم بگویید: «تقصیر تو بود» شاید این جمله، آخرین تکه آرامشی باشد که برای خودتان ساختهاید.... و من، همان کسی میمانم که سالها خودش را سرزنش کرد، فقط برای اینکه دیگران مجبور نباشند حتی یک لحظه، سهم خودشان را بپذیرند.... لعنت بر من... اگر این جمله حالتان را بهتر میکند، هزار بار تکرارش میکنم..... اما یک حقیقت را هیچ لعنتی نمیتواند عوض کند: گاهی آدمها دنبال مقصر نیستند؛ دنبال کسی هستند که تمام دردهای خودشان را روی شانههای او خالی کنند، و من، سالهاست همان شانهای هستم که زیر بار گناه دیگران خم شده است... عباس حیدری @sheery_ah 🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬
من هیچوقت دنبال این نبودم که حق با من است یا نه ؛ من فقط سعی کردهام منظور حرفم را ، همانطور که حقیقت دارد شنیده شود، در اینجا قضاوت های قبل از شنیدن حرف خلق میشود .... بعضی گفتگو ها از یک نقطه به بعد دیگر درباره موضوع نیست… درباره تصویر است.... تصویری که آرامآرام جای واقعیت را گرفته، و اینجاست که آدم میفهمد، گاهی مسئله این نیست که چه گفته میشود؛ مسئله این است که چه کسی دارد میشنود، و با چه پیش داوری شنوای حرف های تو است ... در چنین جایی، حتی سکوت هم کنی باز هم متهم خواهی شد... عباس حیدری @sheery_ah ⚖⚖⚖⚖⚖⚖⚖⚖⚖⚖
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم... شفیعی کدکنی @sheery_ah 🧏♀🧏♂🧏♀🧏♂🧏♀🧏♂🧏🧏♂🧏♀🧏♂
حافظه آنطور که خیال میکنیم در عکسها یا نامههای قدیمی فقط زندگی نمیکند... حافظه جای امنتری برای پنهان شدن پیدا می کند؛ مثلا جایی در میان چند نت، یا میان ملودیای که صد بار شنیدهایم ، تا روزی که ناگهان همان چند ثانیه، تمام فاصلهی میان امروز و سالهای دور را از بین میبرد..... عجیب است؛ زمان برای همهچیز راه فراموشی پیدا میکند... اما نمیدانم چرا راه بعضی آهنگها را به گذشته نمیبندد؛ انگار موسیقی تنها چیزی است که زمان، جرأت دست بردن در آن را ندارد... بعضی آدمها انگار سهمی از خود را لابهلای چند آهنگ جا میگذارند؛ سهمی که نمیشود از آن فرار کرد... شاید به همین دلیل است که با بعضی آهنگها دوباره مجبور شویم بپذیریم چیزی که اینقدر نزدیکمان بود، دیگر کنارمان نیست.... عباس حیدری @sheery_ah 💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
میخوای بدونی اون هایی که بهت چنگ زدن کجا زندگی کردند؟ فرق انسان و حیوان @sheery_ah 👣🐾👣🐾👣🐾👣🐾👣🐾