او به یاد میآورد...
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 48
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 237
- 1/48двое суток
- 271
- 1/72трое суток
- 292
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
عشق نباید تمنا کند، نباید هم التماس کند، عشق باید چنان قوی گردد تا مبدل به حقیقتی گردد، و به جای اینکه مجذوب شود مجذوب کند. 📚 دمیان #هرمان_هسه
без подписи
به آنها نمیتوان اعتماد کرد آنگاه که میخواهند تو را یاری دهند زیرا که دلهایشان تنها آوای دلهرههای خود را میشنود به آنها نمیتوان اعتماد کرد آنگاه که به تو دست میدهند مگر آنکه دست آنها را چنان سفت بگیری که صدای استخوانها را بشنوی و ترس را در چشمانشان ببینی و باز هم سفتتر تا خونشان از لای انگشتانات بر زمین بچکد اکنون تو آنی که لبخند میزند #چارلز_بوکوفسکی
اگر محکوم به رنج بردنیم چگونه است که همه یکسان رنج نمیبریم؟ اگر رحمتت برای همه کافی نیست، دستکم عادلانه تقسیمش کن! آه ایکاش که هنوز میتوانستم انکارت کنم. اما تو اینجایی. تنها، بیرحم، ابدی، توانا بر همهچیز، قادر مطلق و بالاترین مرجع، و هیچ امیدی نیست که مجازات شامل حال خودت شود، که مرگ تو را فرابخواند، که دلت به رحم بیاید. من لطفت را نمیخواهم! مرا به جهنم بفرست! 📚 عصیان #یوزف_روت
ليذهَب كلٌّ منّا في طَريقه أنا نحوك، وأنْت نحوي #جبران_خلیل_جبران هر کداممان راه خود را در پیش گیرد من به سمت تو و تو به سمتِ من...
هنگامی که عاشق کسی باشید، میخواهید به او چیزی بدهید که بتواند شادش کند. با توجه به موضوع و شیوهٔ خاص موردنظر ما گرانبهاترین چیز برای پیشکش کردن به معشوقتان همان «حضور» شما در کنار اوست. حضور تمام و کمال در کنار دیگری، به خودی خود، بخشی از مهارت شادکامی است. 📚 نیلوفر و مرداب #تیچ_نات_هان
فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هرلحظه میتوانی پیش او برگردی. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیدهام. تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خستهام میکند. تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشتهام. ـ از نامههای #آلبر_کامو و #ماریا_کاسارس
فبغير حبك لا أكون جميلا که بی عشق تو، هرگز زیبا نخواهم بود.
без подписи
من دیگر باید به چیزهایی که هنوز میتواند مرا سرحال نگه دارد بچسبم. چیزهای زیادی برایم باقی نمانده، میفهمی؟ #هرمان_هسه
تو عشقت کهنه شرابیه که خوردم یه شب
احساس تنهایی برای رفاقت یا همراهی مضر نیست، چرا که رفاقت تنها زمانی شکوفا میشود که هر یک از دو طرف فردیتش را بخاطر داشته باشد. اگر ما نتوانیم بودن با خودمان را تحمل کنیم، چگونه میتوانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که این کار را برای ما انجام دهند. در واقع، ظرفیت بودن با خودمان همانگونه که هستیم (محدود، دارای عیب و نقص و عمیقاً دچار اشکال) نه تنها علاجی برای احساس تنهایی ما خواهد بود، بلکه موهبتی پنهان برای دیگران است. 📚 یافتن معنا در نیمه دوم عمر #جیمز_هالیس
آنهایی که گمان میکردند جنگ بهزودی به پایان میرسد مدتها بود همگی مرده بودند و درست به سبب جنگ مرده بودند. 📚به امید دیدار در آن دنیا #پییر_لومتر
مرد را میتوان با زنی که دوست دارد شناخت؛ تصور کن! مرا با تو بشناسند... #ادوارد_مونک
اوهان بر دوش چوئهمون The lovers Ohan and Choemon. by Kitagawa Utamaro (1753-1806)
اوهان و چوئهمون Ohan and Choemon, 1798-9. by Kitagawa Utamaro یکی از غمانگیزترین زوجهای عاشق در ادبیات کلاسیک ژاپن؛ که داستانشان در قالب «شینجو» (خودکشی عاشقانه) در نمایشهای عروسکی سنتی و تئاتر کابوکی جاودانه شده است. این روایت از یک ماجرای واقعی الهام گرفته، دربارهی چوئهمون؛ مردی ۵۰ ساله است، متأهل و صاحب مغازهی فروش اوبی(کمربند کیمونو)، که به اوهان، دختر ۱۴ سالهی همسایهاش، دل میبازد. اوهان دختری جوان از خانوادهای ثروتمند است و چوئهمون شرایط مالی مناسبی ندارد. خانواده اوهان به شدت با رابطه آنها مخالفند و اجازه به ازدواج نمیدهند. پس از اینکه خانواده اوهان تمام ثروت خود را از دست میدهد، اوهان برای پرداخت بدهی و نجات خانوادهاش، مجبور میشود خود را بفروشد و تن به کار در خانههای تنفروشی بدهد. چوئهمون که از دوری اوهان و این وضعیت درمانده و مستاصل شده، دست به کارهایی مانند سرقت و حتی قتل میزند تا بتواند پول آزادی اوهان را فراهم کند. اما دستگیر و به اعدام محکوم میشود. اوهانِ دلشکسته هم پس از شنیدن این خبر، میگریزد و در نهایت بر روی مزار چوئهمون خودکشی میکند تا در مرگ از او جدا نشود.