tgindex

نویسندهّ تک شات

описание

مدرسه‌ی ادبیاتی ایران | سینما | نویسندگی نوشتن را با نگاه آغاز و با هر تصویر، یک روایت تازه متن‌های کوتاه، الهام‌های بلند آموزه‌های موجز برای نویسندگی هر هفته: تمرین نگاه‌نوشت @ShSepehri1 ادمین @shotnote1 ✍ ✴️کانال سینمایی @Honarefilmnameh

6 209
подписчиков
Охват к подписчикам
3,9%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 44 постов
Пересылки к просмотрам
2,13%
333
Постов в день
2,3
всего 44

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 14 авг.🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن و جزوه که هر روز بهش نیاز داری نگرد!🔽🙏🏻🌹 https://t.me/addlist/GbcKOt0B_pIxMjU0 زمان ⏳️ محدوده زودتر عضو بشید0,00%
  • 14 авг.📌برترین کانالهای Vip درتلگرام 👈🏻 ادبیات 👉🏻 👈🏻 قانون جذب 👉🏻 👈🏻 آموزش زبان👉🏻 👈🏻علمی👉🏻 👈🏻 موسیقی👉🏻 👈🏻 حقوقی 👉🏻 👈🏻 روانشناسی 👉🏻 👈🏻 درمانی 👉🏻 👈🏻موفقیت👉🏻 پیشنهاد ویژه امشب😍👇🏻👇🏻 جادوی🤩 آفرینش 🔷مسیرموفقیت‌رابا ما طی‌کنید🔷0,00%
  • 14 авг.🔲▫️نوستالژی و ملانکولی فرض کنید یک آهنگ قدیمی که در دوران مدرسه زیاد گوش می‌دادید، ناگهان در رادیو پخش می‌شود، اگر ناگهان یادتان افتاد که چقدر آن دوران خوش بود و دلتان برای دوستانتان تنگ شده، این نوستالژی است. شما می‌خواهید به چیزی که قبلاً داشتید برگردید. دلتنگی برای یک زمان یا مکان ، نوستالژی معمولاً مرتبط با خاطره است. اما اگر آن آهنگ باعث شد به این فکر کنید که چقدر زمان به سرعت می‌گذرد و چقدر همه چیز در زندگی تغییر می‌کند و این فکر، نوعی آرامشِ غمگین در شما ایجاد کند، این ملانکولی است.ملانکولی فقط به گذشته نگاه نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند در لحظه حال هم باشد. مثلاً وقتی در یک غروب زیبا نشسته‌اید و از شدت زیباییِ آن لحظه و اینکه «همین حالا در حال گذشتن است»، احساس سنگینی و اندوه آرام می‌کنید، این ملانکولی است. ملانکولی همیشه با تأمل همراه است. این یک غمِ «خالی» نیست؛ بلکه غمی است که با زیبایی، هنر و تفکر عجین شده است. شما کدام را بیشتر تجربه کرده‌اید؟ آیا ملانکولی می‌تواند باعث خلاقیت هنری شود؟ @shotnote1🍀0,00%
  • 14 авг.‍ 🔲✍گفتگو با شخصیتی کاریزماتیک «قسمتی از مصاحبه‌ی مارلون براندو در سپتامبر ۱۹۸۹، زمانی که براندو ۶۵ ساله بود.» خبرنگار: بعد از ۱۶ سال، این اوّلین مصاحبه‌ی شماست. براندو: ببین رفیق! من دیگه هیچ احساسی نسبت به گذشت زمان ندارم. موقعی كه ۴ سالم بود، احساس می‌كردم هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شم. وقتی كه بزرگتر شدم، ترس برم داشت كه ای وای زندگی همین‌طور داره پوچ و بیهوده از دست می‌ره! پس سعی كردم همه‌جا سروقت حاضر باشم و همه‌کار رو سر موقع انجام بدم. حالا زمان برای من خیلی كند می‌گذره. خیلی كند. من پیر شدم. می‌فهمی؟ - شاید برای این باشه كه شما كلی فیلم بازی كردید. + نه. این فقط كاری بود كه برای وقت تلف کردن باید انجام می‌دادم. به هرحال، هركسی باید یک كاری توی زندگیش انجام بده. هیچ عشقی به بازیگری نداشتم. تو می‌خوای توی یک فیلم بازی كنی؟ - نه... + دروغ می‌گی. توی این زندگی لعنتی، همه‌ی ما بازیگریم. هیچ‌كس به طور واقعی هیچ‌کاری رو انجام نمی‌ده. ببینم چندبار در زندگی برات پیش اومده كه كسی رو ببینی كه لباس آشغال و مزخرفی پوشیده باشه و بعد بهش بگی: «خوشحالم كه اومدی ولی این دیگه چه مزخرفیه كه پوشیدی؟ از كدوم قبرستونی اینو خریدی؟» ها؟ چندبار این كار رو كردی؟ من بهت می‌گم. هیچ‌وقت. چون تو یک بازیگری. چون تو به طرف می‌گی: «چه قدر خوش‌تیپ شدی.» به این می‌گن فیلم بازی كردن! - می‌فهمم. ولی منظور من این بود كه شما واقعاً فوق‌العاده‌اید. شما یک غول هستید! + چی؟! نه. نه. - بس كنید. بعد از پدرخوانده، آل پاچینو و دیگران گفتند كه شما بزرگترین بازیگر تاریخ هستید! + اونا واقعاً همچنین چیزی گفتند؟ از كجا می‌دونی؟ - از این‌ور و اون‌ور شنیدم... + مادرت به تو یاد نداده كه چیزهایی كه دیگران تعریف می‌كنن رو باور نكنی؟ - یعنی هنوز براتون روشن نشده كه خیلی‌ها شما رو به عنوان بهترین بازیگر تاریخ می‌شناسن؟ + «تیم» بهترین بازیگر همه‌ی دوران‌هاست. (نگاهی به سگش می‌ندازه) هر وقت كه گرسنه‌ست، جوری رفتار می‌کنه كه انگار واقعاً من رو دوست داره. - چرا در این سال‌ها این‌قدر كم كار شدین؟ شما این فیلم اخیر رو بعد از ۹ سال بازی كردین. + چون بازی در فیلم، حال من رو به هم می‌زنه. برای من نامطبوعه كه فقط یک بازیگر باشم، من رو ارضا نمی‌كنه. دائم سعی كردم به یک نتیجه‌ی قطعی برسم كه واقعاً چی می‌خوام، ولی هنوز نفهمیدم. ترجیح می‌دم به چیزهای دیگه‌ای در زندگی فكر كنم. - مثلاً چه چیزی؟ + مثلاً من ساعت‌ها وقت صرف كردم كه بفهمم چرا مورچه‌ها از دستشویی من بالا و پایین می‌رن و یا چرا خرده‌های نان رو جمع می‌کنن. سعی كردم بدونم كه اونا از كجا می‌آن ولی هنوز نفهمیدم. - در آینده باز هم در فیلمی ظاهر می‌شین؟ + (رو به سگش می‌كنه) «تیم!» نظرت چیه؟ در آینده بازهم یک فیلم دیگه بازی بكنیم؟ سناریوی به درد بخور داری؟ هیچ‌كس از آینده خبر نداره. - ولی آدم می‌تونه زندگیش رو در چنگ داشته باشه... + این بهترین جوكی بود كه تا امروز شنیدم! - چرا می‌خواین فیلم‌هایی مثل «در بارانداز» و «پدرخوانده» را تخته كنید؟ شما محشر بودین! + در سرزمینِ كورها آدمِ یک چشم پادشاهه. من نمی‌دونم تو عالی بودن و بزرگ بودن رو چه جوری تعریف می‌كنی. متاسفانه این كلماتیه كه به طرز وحشتناكی ازش سوءاستفاده شده. برای همه‌كس و همه‌چیز به كار رفته. می‌دونی چه کسی بزرگه؟ شكسپیر. - پس شما فكر نمی‌كنی كه بزرگ و عالی هستی؟ + البته كه نه! تو چطور؟ تو بزرگ و عالی هستی؟ - نه. + پس بزن قدش، دوست من! @shotnote1 ✍ @honarefilmnameh 🎬0,00%
  • 14 авг.без подписи0,00%
  • 14 авг.🔲▫️ Poetry غمگینم چونان پیرزنی که آخرین سربازی، که از جنگ برمی‌گردد پسرش نیست. "ولادیمیر مایاکوفسکی" @shotnote1 ✍0,00%
  • 13 авг.🎈🎈🎈 💎برترین کانال‌های تلگرام: 💡چالش و کوییز شعر @ghazalkhaniiii 🔹هماهنگی جهت تبادل: @mrsmafd0,00%
  • 13 авг.آن‌ها از من می‌پرسند اگر من در یک جزیره باشم و تا به حال هیچکس آنچه را که نوشته‌ام نخوانده باشد، آیا به نوشتن ادامه می‌دهم؟ جواب من اکیداً بله است. چون که من تخیل می‌کنم، این همیشه یک دنیای تخیلی است که من دوست دارم در آن زندگی کنم. ویلیام باروز زندگی تعطیلات بین دو دنیاست @shotnote1 ✍ @honarefilmnameh 🎬0,00%
  • 13 авг.🔲▫️ Dialog 🎥 The Apartment Billy Wilder/ 1960 بکستر: موضوع چیه؟ آینه‌ات شکسته. فرن کوبلایک: آره، می‌دونم. این جوری بیشتر دوسش دارم. منو همون طوری که حس می‌کنم نشون میده. @shotnote1 ✍ @honarefilmnameh 🎬0,00%
  • 13 авг.🔲▫️ [بعد از اینکه رایان متوجه می‌شود که الکس متاهل است] الکس: من فكر می‌كردم وضعيت رابطه‌ی ما كاملاً روشنه. منظورم اينه که تو يه گريز در زندگیِ عادیِ من بودی. تو يه زنگ تفريح بينِ زندگی بودی. تو مثل يه «پرانتز» بودی. رایان: من يه پرانتز بودم؟!... "بر فراز آسمان (Up in the Air) جیسون ریتمن" @shotnote1 ✍0,00%
  • 13 авг.🔴 زمان در داستان مدرن؛ چرا روایت دیگر خطی نیست؟ در داستان کلاسیک معمولاً زمان چنین حرکت می‌کند: گذشته ← حال ← آینده اما در داستان مدرن، زمان می‌تواند تابع ذهن شخصیت باشد. یک اتفاق کوچک در زمان حال، ممکن است ناگهان شخصیت را به کودکی ببرد؛ سپس خاطره‌ای دیگر…0,00%
  • 12 авг.▫️Dialog کمیسر: برای چی دروغ گفتید که امروز صبح تنها بودین؟ اونوف: حتماً اشتباه کردم... به هرحال، آدم همیشه تنهاست. تشریفات ساده (A Pure Formality) جوزپه تورناتوره @shotnote10,00%