tgindex
سیموس
@simosdollперсидский

سیموس به معنای کسی است که کوچ کرده تا خودش را پیدا کند. اگه خواستین بهم پیام بدین اینجا میتونید پیدام کنید: @Simosdolli

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
653
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
327
24 постов
Вовлечённость
50,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 24
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
123
1/48двое суток
140
1/72трое суток
152

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • درخت کاج عزیزم سلام، امروز برای هفتا عروسک لباس دوختم و پوشاندم و اگر چشمهایم گرم نشد باید برایشان کله هم بسازم. ظهر تابستان است، صدای بیل کارگرهای رو به روی خانه می‌آید که سیمان را هم میزنند. از درد دست‌هایم کم شده اما وقتی گوشی را برمیدارم و چیزی تایپ میکنم بیشتر می‌شود، احتمالا شنبه بروم دکتر و امیدوار باشم با قرص و کمی اینور آن‌ور کردن خوب بشود. همه چیز تقریبا آرام است، به قدری پول دارم که کرایه‌ی خانه را پرداخت کنم و کمی میوه و گوشت بخرم. دوست‌‌های خوبی اطرافم دارم. بعضی روزها استخر میروم، اما با وجود تمام تلاش‌هایم کج شنا میکنم. بیشتر روزها میخندم، گاهی آنقدر میخندم که آرایش زیر چشمهایم پخش میشود و بعد به همان هم میخندم. کلاس امروزم کنسل شده است و عصر بیرون میروم. هنوز فرصت نکرده‌ام تهران را طوری بگردم که دلم میخواهد، یعنی گرمای هوا هم این اجازه را نمی‌دهد. درخت کاج عزیزم با همه‌ی این‌ها هنوز این پا و آن پا میکنم، آرام و قرار ندارم، میل عجیبی به دورتر شدن دارم، احساس میکنم باید بروم آن ور دنیا، به قول مامان فکر میکنم آنجا برایم پخته‌اند، نمیدانم.. @simosdoll

  • سیموس در سیاره‌ای نارنجی

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 9 авг.250304

    داستان توتورو و پرنده رو به زودی براتون میذارم! . . 🔸تک نسخه🔸 بهای توتورو و پرنده: ۷ میلیون تومان زمینی، برای کسی که یک روز ستاره‌ای شد در آسمان قلب کسی! #سیموس @simosdolli ارتباط مستقیم @simosdoll

  • 6 авг.2951512

    What are you so afraid to lose?

  • 5 авг.386452

    کاغذهایی که باهاشون رد مرکب رو از صفحه پاک میکردیم و از کارگاه برداشتم و مردی رو کشیدم که خیال میکرد میشه تکه‌ای از اقیانوس رو بدزده.. @simosdoll

  • 4 авг.380193

    صوفیان واسِتَدَنْد از گروِ مِی همه رَخْت دلقِ ما بود که در خانه‌ی خَمّار بِمانْد محتسب شیخ شد و فِسقِ خود از یاد بِبُرد قصّه‌ی ماست که در هر سرِ بازار بِمانْد هر مِیِ لعل کز آن دستِ بلورین سِتَدیم آبِ حسرت شد و در چشمِ گهربار بِمانْد .حافظ.

  • @simosdoll

  • 2 авг.451393

    به این فکر کردم که بعضی چیزها اگه قرار باشه اتفاق بیفتن، مثل گربه میان توی بغلت میشینن.. همینقدر راحت.

  • 1 авг.479493

    سلام مامان، حساب روز و شب را ندارم. انقدر کار روی سرم ریخته که دیگر به تو فکر نمیکنم. از صبح که چشمهایم را باز میکنم کار دارم تا وقتی که بخوابم. زمان کم می‌آورم، هنوز نتوانسته‌ام همه‌ی دوست‌هایم را ببینم. چند روز است که در کارگاه یکی از دوستانم چاپ فلز کار میکنیم، چاپ فلز مثل بچه به دنیا آوردن سخت است مامان. اول باید صفحه‌ی مسی را با سرکه و مل بشوری که همه‌ی چربی‌هایش برود، بعد خشکش می‌کنی و روی آن ورنی میزنی، آن طرف که ورنی ندارد را چسب پنج سانتی میزنی که اسید را به خود راه ندهد، بعد روی آن طراحی میکنی، اگر یک جایی اشتباه کنی، میتوانی باز با کمی ورنی آن را بپوشانی. کاغذ برش میزنی، هر مقوای چاپ الان حدودا ۹۰۰ تومان است مامان. مقوا ها را نیم ساعت در آب میخوابانی و بعد نیم ساعت آن را پهن میکنی روی یک شیشه که با اسپری مرطوبش کرده‌ای، دوباره آب می‌پاشی و بعد یک پلاستیک میکشی روی آن تا رطوبت به همه‌ی جای کاغذ برسد. حالا باید یک ساعت صفحه‌ی مسی را در اسید بخوابانی، با چسب برایش بند درست میکنیم و آن را داخل ظرف اسید میگذاری. هر چقدر بیشتر بماند خط‌ها ضخیم‌تر میشود، مامان نباید اسید را نفس بکشی، ماسک لازم داری مامان. بعد یک لگن آب می‌آوری و یک ساعت که تمام شد صفحه را داخل آب میگذاری و با دستمال کاغذی خشکش میکنی، مرکب میزنی، مرکبش را با روزنامه و کاغذ پوستی کم کم پاک میکنی، بعد که همه‌ی خطوط مرکبی شدند، کاغذ مرطوب را با روزنامه خشک می‌کنی، صفحه را کمی گرم میکنی، بعد دستگاه چاپ را میچرخانی، حالا دیگر بچه‌ات به دنیا می‌آید و تو با لبخند نگاهش می‌کنی مامان، چشمهایت برق میزند، انگار دنیا باز برایت شگفتی دارد. مامان دنیا چیزهای زیادی برای فراموش کردنت دارد، میتوانم هزار دوست پیدا کنم، هزارتا عروسک بدوزم، میتوانم به دیدار درخت‌ها بروم. اما مامان میخواهم تو در یادم بمانی، میخواهم آن گل آبی را در یادم همه جا ببرم. @simosdoll

  • یانویور ایچیم ایچیم‌..

  • همه‌ی شاخه‌های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته..

  • حس میکنم بچه‌ی خودمه، میبوسمش میبوسمش و می‌دونم که دریافت می‌کنه این عشق رو.. حتی اگه قبلا مثلش رو ندیده باشه.. @simosdoll

سیموس — tgindex