نشانه شناسی اجتماعی
Статистикаارتباط با ادمین، پیشنهادات، انتقادات و ارسال متون: @Kamran_paknejad
- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 181
- 1/48двое суток
- 207
- 1/72трое суток
- 223
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نقدی کوتاه ولی مهم و خواندنی👇 https://www.instagram.com/p/DbntpPOloNU/?igsh=dHgwb2o3OHUzenB4
مدرسه بهاره نشانه شناسی دکتر حسین سرفراز نشانه شناسی و فرهنگ بهار ۱۴۰۴ @irCDS
📝 زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان Cognitive Linguistics and Psycholinguistics 🏷 شباهتها و تفاوتها زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان هر دو با رابطهی زبان و ذهن سروکار دارند. در زبانشناسی شناختی به مطالعه این موضوع میپردازند که زبان چگونه ساختار و عملکرد ذهن انسان را منعکس میکند، اما روانشناسی زبان به این موضوع میپردازد که پردازش زبان چگونه در ذهن انجام میشود. روانشناسی زبان شامل موضوعاتی نظیر تولید و درک گفتار، بازشناسی واژه، اکتساب زبان اول، یادگیری زبان دوم و پردازش زبان در گویشوران دوزبانه است، اما زبانشناسی شناختی در مورد زبان و نحوه انعکاس ساختارهای مفهومی که ریشه در تجربیات انسان و محیط پیرامونی دارند، نظریهپردازی میکند. به لحاظ متدولوژی، پژوهشهای زبانشناسی شناختی بر اساس دادههای مبتنی بر کاربرد طبیعی زبان در بافت صورت میگیرد، ولی مطالعات روانشناسی زبان غالباً مبتنی بر دادههای کنترل شده آزمایشگاهی است. زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان بر مبنای دو فرضیه متفاوت در مورد ماهیت زبان استوار شدهاند. زبانشناسی شناختی رویکرد حوزهای به ذهن را قبول ندارد و زبان را به عنوان قوای ذهنی مستقل از سایر قوای شناختی در نظر نمیگیرد، اما رویکرد غالب در روانشناسی زبان حوزهای است و بر این اساس زبان به عنوان حوزهی ذهنی مستقل از سایر قوای ذهنی در نظر گرفته میشود. نکتهای که پیرامون زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان وجود دارد این است که در پس قوای ذهنی ما (چه به صورت حوزهای و چه به صورت غیرحوزهای) مغز به عنوان شبکه عظیم نورونی که از بخشهای مختلفی تشکیل شده است، حضور دارد و این موضوع میتواند ما را به سمت پژوهشهای عصبشناسی سوق دهد. هنگامی كه روانشناسی زبان و علوم اعصاب با يكديگر همكاری كنند، عصب-روانشناسی زبان شكل میگيرد. زمانی كه علوم اعصاب به فرآيندها و اصول شناختی حاکم بر ذهن و مغز توجه میكنند، علوم اعصاب-شناختی شكل میگيرد که زبانشناسی شناختی با آن در ارتباط است، زیرا در زبانشناسی شناختی تاکید بر این است که اگر قاعده شناختی وجود داشته باشد باید در مورد همه بخشهای زبان صدق کند و از سوی دیگر اصولی که برای زبان توصیف و تبیین میشود باید با سایر اصول حاکم بر کارکرد مغز و ذهن سازگار باشد. #یادداشت_کوتاه ⤵️ پادکست YouTube ◀️ روانشناسی زبان: زبان و شناخت | لینک ◀️ درآمدی بر زبانشناسی شناختی | لینک
#صوت مدرسه بهاره نشانه شناسی دکتر حمیدرضا شعیری نشانه شناسی و ادبیات بهار ۱۴۰۴ @irCDS
به تفاوت حرکت نخست با حرکت آخر توجه کنید. تنها در عرض چند دقیقه تقلید از حرکت نخستین بدل به نسخه ای کاملا متفاوت در حرکت نفر آخر می شود. مشابه این تجربه حرکتی بارها در حیطه زبانی و نوشتاری هم تکرار شده و به نتایج مشابهی رسیده است. حال بسنجید سرنوشت سنت هایی را که در خلال سده ها و هزاره های پیشین در سنتی شفاهی به جوامع امروزی رسیده اند! ... حتا سنت های نوشتاری و حک شده نیز با تفاسیر و خوانش های متفاوت در افراد مختلف و در دوره های زمانی مختلف نسبت به نسخه اولیه خود دگرگون می شوند. "تکامل فرهنگ" به ما می آموزد که ایده ها، افکار، مهارت ها و سنت ها از طریق تقلید و یادگیری در میان فرهنگ ها و جوامع در طول تاریخ تکثیر می شوند اما در نسخه هایی گاها بسیار متفاوت از خاستگاه خود. #تکامل_فرهنگ #ممتیک 🆔@neurobiology_of_art
. انتشارات سخن منتشرکرد: کتاب چیستی ایران، کاوشی نشانهشناختی است پیرامون مفهوم ایران در گفتمان هزاروصد سالۀ سلطنت در جغرافیای جیحون تا فُرات پس از اسلام. ایران در این گفتمان، یک سپهر فرهنگی درتنیده با سیاست است؛ و نه یک قلمرو جغرافیایی یا حکمرانی صرف. سخن از یک سپهر نشانهشناختی است که در آن یک هویت تمدنی، فرهنگی و سیاسی خود را با نام ایران بازتولید و ارزشگذاری میکند. فضایی درهمبافته از شش نظام نشانهایِ جغرافیا، زبان، تقویم، آیینها، تاریخ و اساطیر و سیاست که ایدۀ ایران را طی یازده قرن در بیش از سی و پنج دربار پادشاهی بطور همسان صورتبندی کرده است. نشانهها در این نظامهای همبسته بهروشنی، ایران را از «ناایران» جدا میساختند و مفهوم یک «مملکت باستانیِ نوشونده» را برای شهریاران سلسلههای مختلف ترسیم میکردند. این پژوهش نظریۀ ایران را از منظر پایدارترین نهاد قدرت سیاسی، بر پایۀ اطلاعاتِ چکامههای سلطنتی تبیین میکند. @Bookcitycc
🔸آیا افراد باهوش لزوما درست تر از دیگران تصمیم گیری و داوری می کنند؟ 🆔@neurobiology_of_art
📑 افسانه زبان: چرا زبان غریزی نیست؟ (فهرست مطالب و صفحات آغازین)
🌄 افسانۀ زبان: چرا زبان غریزی نیست؟ ✍ ویویان ایوانز، ترجمه شاهو مجیدی 📰 نویسه پارسی در دهههای گذشته نظریۀ غالب این بوده است که انسان با توانایی اولیۀ زبانی متولد میشود. ایوانز با ارائۀ شواهدی نشان میدهد که نگرش غریزی به زبان و دستور همگانیِ ذاتی که پیشتر توسط نوام چامسکی در زبانشناسی مطرح شده بود، افسانهای بیش نیست. ایوانز با بهرهگیری از تفکرات نوین در علوم شناختی نشان میدهد که زبان نه یک توانایی غریزی، بلکه حاصل هوش فرهنگی و ارتباطی انسان است. وی در نفیِ رویکرد پیشین به مسائلی از این قبیل اشاره میکند: زبان با نظامهای ارتباطی سایر موجودات شباهتهایی دارد. این قوه دارای گوناگونیهای زیادی است. ما زبان مادری را از طریق تواناییهای شناختیمان فرا میگیریم نه یک دستور همگانیِ ذاتی. زبان حوزهای مستقل نیست و با سایر توانمندیهای ذهنی انسان ارتباط دارد. زبان و ذهن، بازنمود روابط و تعاملات انسانیاند. زبان در واقع ابزاری است فرهنگی که انسان را از سایر گونهها متمایز میسازد. زبان رفتاری نمادین است که منجر به پدیدآیی ویژگیهای منحصر به فردی همچون هنر، مذهب و علم شده که فقط مختص انسان است. #معرفی_کتاب
🦜 تکامل زبان؛ هم ندا با پرندگان 📜 نظریه داروین درباره ارتباط آواز پرندگان و زبان انسان چه میگوید؟ تحقیقات جدید درباره این موضوع چه نتایجی را نشان میدهند؟ چه شباهت و تفاوتهایی بین آواز پرندگان و دیگر روشهای ارتباطی در طبیعت وجود دارد؟ 🎞 تماشای ویدئو در YouTube | کلیک ➕ لطفاً با عضویت در صفحات لینگویی کلاب | Linguiclub از فعالیتهای ما حمایت کنید. 🏷 تشکل همگام
🔸دانشمندان میگویند با فهم زبان نهنگ قصد دارند زبان فرازمینیها را بفهمند این نخستین تبادل ارتباطات میان انسان و نهنگهای گوژپشت است که بر اساس «زبان» این نهنگها برقرار میشود دانشمندان میگویند گفتوگوی میان انسان و وال یا به اصطلاح متداول آن نهنگ، ممکن است روزی به ما کمک کند تا بتوانیم با بیگانگان فرازمینی صحبت کنیم. به گزارش اسپیس، پژوهشگران با بررسی سیستمهای ارتباطی نهنگهای گوژپشت تلاش میکنند نحوه تشخیص و تفسیر سیگنالهای فرازمینی از فضا را بیاموزند. محققان موسسه ستی دانشگاه کالیفرنیا دیویس و همچنین بنیاد نهنگ آلاسکا اخیرا موفق شدند با استفاده از یک بلندگوی زیر آبی با یک نهنگ گوژپشت به نام تواین گفتوگو کنند. تواین با تطبیق حدود تغییرات میان سیگنالهای هر تماس طی یک بازه زمانی ۲۰ دقیقهای، به تماس پژوهشگران پاسخ داد. اگر این موضوع شما را به یاد فیلم «پیشتازان فضا» (Star Trek) میاندازد، واقعیت این است که بله؛ این آزمایش جالب مشابه صحنهای است که در آن، پیامهایی از نهنگ بیگانه دریافت میشد که تنها زیر آب قابل رمزگشایی بودند. موسسه جستوجوی هوش فرازمینی (ستی) با انتشار بیانیهای در همین زمینه، این آزمایش را بازتاب تصورات علمیــتخیلی ما درباره ارتباطات بینگونهای توصیف کرد و افزود که این پژوهش، در جستوجوی هوش فرازمینی احتمالی در آینده نتایجی در بر خواهد داشت. برندا مککوان، نویسنده اصلی مقالهای که درباره این آزمایش نوشته شد، میگوید این نخستین تبادل ارتباطات میان انسان و نهنگهای گوژپشت است که بر اساس «زبان» این نهنگها برقرار میشود. تیمهای تحقیقاتی موسسه جستوجوی هوش فرازمینی ستی به موازات شبیهسازی ماموریتهای فضانوردان به مریخ یا ماه، قصد دارند به منظور شناخت و درک بهتر از نحوه تشخیص و تفسیر سیگنالهای فضایی، سیستمهای ارتباطی نهنگهای گوژپشت را بررسی کنند. به گفته دانشمندان، این کار میتواند برای ساخت فیلترهایی استفاده شود که هر سیگنال فرازمینی دریافتی را غربال و گزینههای معنادار را از میان آنها سوا کند. یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی موسسه جستوجوی هوش فرازمینی ستی میگوید به دلیل محدودیتهای کنونی سر راه فناوری، یک فرض مهم در جستوجوی هوش فرازمینی این است که فرازمینیها به برقراری تماس تمایل دارند و از این رو پیامهایشان را به گیرندههای انسانی ارسال میکنند. به گفته دانشمندان، رفتار نهنگهای گوژپشت به نوعی این فرض مهم را تایید میکند. پاسخ تواین به تماسهای دانشمندان نشاندهنده سطح پیچیدهای از درک و تعامل او با پیامهای ارسالی است. نهنگ گوژپشت با شنیدن صدایی که از طریق بلندگوی زیر آبی پخش میشد، به منبع صدا نزدیک شد و دور قایق تیم تحقیقاتی چرخید. بر اساس این بررسی، تطبیق حدود تغییرات بین هر تماس تشابه آن را با الگوی مکالمهای انسان نشان میدهد. فرد شارپ، یکی از نویسندگان این مقاله از بنیاد نهنگ آلاسکا، میگوید نهنگهای گوژپشت بسیار باهوشاند و سیستمهای اجتماعی پیچیدهای دارند. آنها برای صید ماهی، شبکهای از حبابها تولید میکنند که به نوعی نشان میدهد برای این کار از ابزار مناسب استفاده میکنند. این نهنگها با آهنگها و تماسهای اجتماعی هم ارتباط گستردهای برقرار میکنند. از این رو دانشمندان بر این باورند که کار با نهنگهای گوژپشت فرصتی بینظیر برای بررسی ارتباطات هوشمند در گونههای غیرانسانی به شمار میرود. این تیم تحقیقاتی برای ساخت فیلترهای پردازش سیگنالهای بیگانه و جستوجوی حیات هوشمند فرازمینی از اصول تئوری اطلاعات بهره میگیرد. https://www.space.com/seti-whale-conversation-extraterrestrial-communication 🆔@ScientificDialectics 🆔@Social_Semiotics
سیالیت معنا: درمان روان 🔹 حمیدرضا شعیری، استاد دانشگاه تربیت مدرس: 🔸معنا امری است پنهان و انتزاعی یعنی نمیتوان آن را نشان داد، نمیشود، با دوربین عکس آن را گرفت، دوم معنا در حرکت جابهجا میشود و سوم تغییر؛ «معنا یعنی تغییر معنا»، این نکته بسیار مهم است. 🔻هرگاه جایی چیزی در وجود ما، نه در سطح مادی نه در سطح جسمی، نه در سطح صورت، هرگاه چیزی در وجود ما و در عمق و در عمق تغییر کند و ما آن تغییر را حس کنیم یعنی تکانه در ما ایجاد شود، یعنی در خود دچار نوعی لرزش شویم، انسان یک جایی در زندگی لحظاتی دارد که انسان متوجه خودش میشود. 🔗بخش اول گفتوگو را اینجا بخوانید. @Derangmagazine @irCDS
مدرسه مهرآیین: چرا می خواهم به کمک مردم یک معلم مستقل باقی بمانم و تبدیل به یک .......فرهنگی نشوم " وزن من عشق من است" سنت اگوستین ۱. نوشتن این یادداشت برخلاف تمام اصول اخلاقی ست که سالها به عنوان یک معلم برای خود تعیین کرده بودم. من از نگاه خودم معلمی سخاوتمند بودم که می کوشیدم هر آنچه می دانم را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دانشجویان و مخاطبانم قرار دهم. شاهد این ماجرا همین صفحه تلگرام است که همه مطالب، جزوه ها و فایل های موجود در آن را بی هیچ چشم داشت مادی منتشر کردم تا مورد استفاده دانشجویان و افراد علاقمند قرار گیرد. من در جاهای بسیاری تدریس کرده ام که هنوز بعد از سالها حق التدریس آن را نگرفته ام. پایان نامه ها و رساله های بسیاری را راهنمایی یا داوری کرده ام که حتی بخاطر ندارم برای آنها یک ریال دریافت کرده باشم و یا حق الزحمه آن ها را پیگیری کرده باشم. اما اکنون شرایط زندگی را چنان برای من رقم زده اند که یا باید تبدیل به یک ...فرهنگی شوم و به تمامی عقاید و باورهای خود پشت پا بزنم تا با گرفتن حداقل حقوق بتوانم زندگی معمول خود را بگذرانم و یا آنکه بواسطه مشکلات اقتصادی که بدلیل نداشتن شغل با آن روبرو میشوم نتوانم هیچ یک از فعالیت های لازم برای کار معلمی چون کتاب خریدن و کتاب خواندن و فکر کردن و خلوت داشتن و....را انجام دهم و تبدیل به فردی عاطل و باطل شوم. ۲. چندین سال پیش در ابتدای دهه نود که موسسه " رخداد تازه" را با انگیزه تشکیل جلسات فرهنگی با کمترین هزینه تاسیس و مدیریت میکردم، یکی از استادان برجسته کشور که به لحاظ سنی بسیار از من فاصله داشت از من درخواست مبلغی به عنوان قرض کرد. اولین واکنش من به این درخواست بغض بود. پرسید آقای مهرآیین چرا ناراحت شدید؟ گفتم ناراحتم چون استادی چون شما از من که در حد دانشجوی شما هستم درخواست کمک مالی میکند. به من رو کرد و با صدایی که نشان از نصیحت داشت گفت از من یاد بگیر که به همان میزان که کمک کردن به دیگران کاری اخلاقی ست، کمک گرفتن از دیگران هم کاری اخلاقی ست و اگر اکنون من استاد از تو کمک خواسته ام احساس شرم و تقصیر نکن. این ماجرای قرض دادن و پس دادن قرض زمان زیادی طول نکشید اما این جمله استادم در ذهن من باقی ماند که " کمک گرفتن همچون کمک کردن کاری اخلاقی ست". ۳. من اکنون بر همین مبنا میخواهم از مخاطبانم کمک بخواهم اما نه کمکی مجانی، بی دلیل و بی بها. از این به بعد مدرسه مهرآیین که همین صفحه تلگرام مکان مجازی اجرای فعالیت های آن است، محیط ارتباط من با مخاطبان و دانشجویانم است. من از این به بعد در کنار فایل های صوتی و تصویری و نوشتارهایی که تاکنون در کانال تلگرامی مدرسه مهرآیین منتشر کرده ام، با تولید فایل های صوتی و تصویری در حوزه مباحث مربوط به علوم انسانی، خصوصا در حوزه های نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی فرهنگ، جامعه شناسی احساس، روش شناسی کیفی، فلسفه اگزیستانسیال و پدیدارشناختی، روانکاوی، و نقد ادبی که از اندکی دانش در آن ها برخوردارم، در همین فضای مجازی معلمی خواهم کرد. فرم این فعالیت ها البته فقط بصورت درسگفتار نخواهد بود و ژانرهای دیگری همچون سخنرانی، مصاحبه، گفتگو با دیگر استادان و دانشجویان، مشاوره دانشجویی، ترجمه، و تالیف نیز شامل خواهد شد. از این به بعد مدرسه مهرآیین هم شغل من و هم بیانگر عشق من به مردمم خواهد بود. من چیزی جز فکر کردن، مطالعه کردن و سخن گفتن و نوشتن نمیدانم. البته که به قول آن ....من میتوانم بروم کارگری و حمالی کنم تا بفهمم که دیگر نباید در حوزه سیاست سخن بگویم. اما معلم بودن معنای زندگی من یا به زبان اگوستین عشق به معلمی وزن من است و من برای حفظ این عشق به زبان لویناس فروتنانه رو به سوی دانشجویان و مخاطبانم میکنم و از آن ها میخواهم با همراهی خود مدرسه مهرآیین را برای من و خودشان زنده نگه دارند. ازاینرو از همه مخاطبان میخواهم که از این پس آنان حامی زندگی این معلم باشند و در قبال آنچه از من می آموزند( البته اگر واقعا چیزی از من آموختند و سخنان و نوشتار من سخنان و نوشتار بی معنایی نبود)، به اختیار خود و در حد توان خود و بدون هیچ اجبار اخلاقی، برای آنچه می آموزند، به معلم خود کمک کنند تا "دیگری بزرگ" نتواند از او یک ....فرهنگی یا یک انسان بی خاصیت بسازد.به زبان پاسکال، "اگر نتوانیم کاری کنیم که آنچه عادلانه است قوی باشد، کاری کرده ایم که آنچه قوی است عادلانه باشد". ۴.این شماره کارت بانکی اگرچه نام من بر خود دارد، اما به زبان آن فیلسوف شما آن را آغاز سنتی در جامعه بدانید که می کوشد به طور مدنی از علوم انسانی و معلمان علوم انسانی حمایت کند تا آنان تبدیل به پیروان مکتب "فردید و آیت و بیژن و ...." نشوند، اگر چه هیچ تضمینی برای این ماجرا وجود ندارد. تنها باید امیدوار بود که مهرآیین و امثال مهرآیین تبدیل به " تاجر خواب و توهم" نشوند. 6219861863240882
فرایند تولید جمله در مغز چگونه است؟ عجیب ولی بسیار جذاب نورونهایی که شبیه مدلهای زبانی امروزی کار میکنند. پیش از آنکه حتی یک کلمه بگویید، نورونهای تخصصی مغز معنا و دستور زبان و واژگان را کنار هم میچینند. پژوهشی تازه نشان میدهد این کار شباهت چشمگیری به شیوهٔ کارِ مدلهای زبانی بزرگ دارد. 📖 https://soroushsarabi.com/blog/posts/2026-06-19-the-brain-has-noun-cells-what-the-new-language-map-shows/fa #neuroscience Soroush Sarabi Blogs
🔸کتاب «تکاپوی معنا؛ تحلیل نشانه - معناشناختی آثار تجسمی مهدی سحابی» به کوشش گالری مژده و بنیاد هنرمند در جریان همایش بینالمللی انجمن نشانهشناسی فرانسه رونمایی شد. «تکاپوی معنا» مجموعهای از مقالات پژوهشی سه نشانهشناس برجسته فرانسوی، ژاک فونتنی، دنیس برتران و ایوان دارو-هریس است؛ به خوانش آثار تجسمی مهدی سحابی در چارچوب نظریههای نشانهـمعناشناسی پرداختهاند. ترجمه فارسی این متون به قلم دکترمرضیه اطهاری نیکعزم و سهراب احمدی انجام شده است. این سه مقاله، سال ۱۴۰۰ در مجلهی جستارهای زبانی دانشگاه تربیت مدرس به همت دکتر حمیدرضا شعیری منتشر شده است. 🆔@social_semiotics
کانال بایگانی | کانال بایگانیپژوه
#سخنرانی #بابک_احمدی #ژاک_دریدا #فلسفه_زبان 🔸 فلسفه زبان با محوریت ژاک دریدا 🎙️ بابک احمدی ⏳ یک ساعت و ۳۱ دقیقه 🔻🔻🔻
🔸کافه لمیز یا تمیز!! (نشانه شناسی عطش ایدئولوژیک به خلق مدلول غایی) ✍کامران پاکنژاد چندی پیش کلیپ کوتاهی دیدم از اقدام برخی شهروندان موسوم به جریان "ارزشی" که رو به روی یکی از شعب پلمپ شده قهوه لمیز اقدام به راه اندازی بساط قهوه خوری کرده بودند با عنوان قهوه تمیز! (با همان تایپوگرافی لوگوی لمیز) قهوه لمیز را از خیلی سال پیش میشناختم. کافه ای محبوب که پاتوق قهوه خوری و معاشرت طبقه متوسط به ویژه دانشجویان بود و البته اکثر اوقات هم شلوغ. فارغ از دلیل پلمپ شعب آن، آنچه برایم جالب بود عطش بی انتهای اندیشه ایدئولوژیک برای خلق دوگانه های متقابل معنایی است: خیر و شر، حق و باطل، زشت و زیبا، خوب و بد، نور و ظلمت، خودی و غیر خودی و ... و حالا هم به این گسترهٔ تضادهای معنایی، دوگانه "لمیز و تمیز" هم اضافه شده است! تفکر ایدئولوژیک همیشه به دنبال خلق "مرکز معنایی" است. اصولی محوری که حضور متافیزیکی شالودهٔ مفهومی ساختار حاکم را تضمین کند. رفتاری زبانی/نشانه ای که در نگاه دریدا از آن به "معنا/کلام محوری" (Logocentrism) یاد می شود. مفهومی که اشاره به تمایل یک پارادایم فکری برای خلق باور به حضور یک مرکز، حقیقت یا به عبارتی "مدلول غایی" است. مدلول غایی اشاره به وجود یک معنای نهایی و غایی برای هر دال است، در حالی که می دانیم در نشانه شناسی نوین (Semiotics) حضور چنین مدلولی فاقد اعتبار بوده و فرآیند پویای دلالت به زنجیره متکثر ارجاع نشانه ها به یکدیگر ختم می شود. به عبارت دیگر برای هر دالی می توان دامنه متکثری از معانی (مدلول ها) در نظر گرفت و نه ارجاع به یک معنای حقیقی و نهایی. این تکثر و مرکزگریزی معنایی درست در نقطه مقابل تمایل اندیشه ایدئولوژیک به خلق مراکز معنایی است. ایدئولوژی ها برای خلق و صورتبندی این معنامحوری متوسل به خلق دوگانه های متقابل معنایی می شوند. دوگانه های متضادی که همواره تداعی کننده برتری یکی بر دیگری است مانند غلبه بدیهی حق بر باطل و نور بر ظلمت و ... این بار هم ارجحیت و برتری قهری قهوه تمیز بر لمیز! این نوع چهارچوب زبانی/فکری طیف گسترده ای از وضعیت های معنایی متکثر و بینابینی را در میان دو سر طیف به دام می اندازد و نادیده می گیرد. از این رو پرهیز از تفکر ایدئولوژیک نخست مستلزم آگاه بودن به دوگانه سازی ها و سپس، طیف گونه اندیشیدن است. همچنانکه میان دو طول موج سفید و سیاه طیف گسترده ای از رنگ های زیبا وجود دارد. وجود و جهانی که قابل انکار نبوده و پنهان شدنی نیست. 🆔@social_semiotics
📝 جستاری بر گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی گفتمان، یکی از مهمترین مفاهیم اندیشۀ مدرن در علوم انسانی و علوم اجتماعی است. برای این مفهوم تعاریف گوناگونی وجود دارد، اما به طور کلی گفتمان را میتوان به منزله شیوهای نظاممند از عرضه تفکرات فلسفی، اجتماعی و سیاسی با بهرهگیری از ظرفیتهای زبانی دانست. هسته مرکزی گفتمان بر پایه مجموعه ارزشها یا مولفههای ایدئولوژیک استوار است و بدین واسطه هر گفتمان به عرصه تولید معنا تبدیل میگردد. علاوه بر این، پادگفتمانها به مثابه سپر دفاعی گفتمان یا نیرویی خزنده تلقی میشوند که با ایجاد یک هاله معنایی، حاشیه امنی را برای تثبیت یا گسترش یک گفتمان فراهم میکنند. گفتمانها بر بستر جامعه حرکت میکنند و به تعامل یا رقابت با دیگری (گفتمانهای دیگر) میپردازند. تحلیل گفتمان انتقادی، روشی برای آشکار کردن روابط قدرت و فرآیندهای ایدئولوژیکی است که در بستر گفتمان و زبان تجلی مییابند. این روش به بررسی روابط آشکار یا پنهان قدرت و مکانیسمهای کنترل یا سرکوب میپردازد. به بیان دیگر، تحلیل گفتمان انتقادی روشی برای نزاع علیه گفتمانهای استثمارگر و سلطهطلب است. اگر ظرفیتهای زبانی را به منزله پایگاهی اجتماعی فرض کنیم که میتواند در خدمت قدرت سازماندهی شود، کاربست مستمر این ظرفیتها میتواند به رویهای برای مشروعیتبخشی به قدرت، سلطه یا نابرابریهای اجتماعی برخواسته از یک گفتمان تبدیل گردد. گفتمان ستیزهجو و سلطهگر زیست یک جامعه را به مخاطره اندازد و با اعمال قدرت از طریق زورگویی به اشکال مختلف، به تسلیم گفتمانهای دیگر یا حداقل «رضایت به اکراه» آنها منجر میشود. قدرت دربردارنده کنترل است؛ یعنی کنترل یک گروه روی اعضای دیگر گروهها. چنین کنترلی میتواند بر شناخت و عمل گروههای دیگر اعمال شود. منظور از شناخت، هم شناخت فردی و هم اجتماعی، باورها، اهداف، ارزیابیها، احساسات و سایر ساختارهای ذهنی یا حافظه، بازنماییها یا فرآیندهای مرتبط با گفتمان و تعامل است. گفتمان سلطهگر از یکسو آزادی عمل گفتمانهای دیگر را محدود میکند و از سوی دیگر سعی میکند تا انگارههای ذهنی و شناخت برآمده از گفتمانهای دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. مشروعیتبخشی و اعمال سلطه توسط گفتمانها از راههای مختلفی انجام میشود. یکی از منابعی که سلطه بر مبنای آن بنیان نهاده شده است، امتیاز دسترسی به رسانه است. این امتیاز با ایجاد روابط انحصاری، گفتمانهای رقیب را به حاشیه میراند و امکان دسترسی آزاد به رسانهها را از گروههای دیگر سلب یا مختل میکند. از دیگر راههای مشروعیتبخشی به یک گفتمان، انکار وجود سلطه یا طبیعی جلوه دادن نابرابریها است. در حقیقت گفتمان استثمارگر سعی میکند تا محرومیت دیگران از منابع اجتماعی را امری منطقی و ضروری جلوه دهد و دسترسی به این منابع را حق طبیعی خویش بپندارد. مثبتنمایی خود و منفینمایی دیگران میتواند در همین راستا انجام شود. اگر اذهان افراد تحت سلطه به گونهای تحت تأثیر قرار بگیرد که سلطه را بپذیرند و در راستای منافع قدرتمندان و بدون توجه به آمال آزادیخواهانه خود گام بردارند، از اصطلاح هژمونی استفاده میشود. 💬 این یادداشت برگرفته شده از انگاره اجتماعی - شناختی وندایک و برخی از دیدگاههای فرکلاف در باب تحلیل گفتمان انتقادی است.
انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه شیراز با همکاری انجمن زبانشناسی ایران، تیم جریان، انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه شهید بهشتی و انجمن علمی زبانشناسی و مغز و شناخت دانشگاه تربیتمدرس تقدیم میکند: «شناخت و ابهام» ارائهای از: سرکار خانم دکتر آزیتا افراشی، استادتمام زبانشناسی پژوهشکدهٔ علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی تاریخ: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ لینک ورود به جلسه: https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi11 *شرکت در این برنامه برای عموم آزاد و رایگان است.