tgindex
گزیده های برتر جامعه شناسی

گزیده های برتر جامعه شناسی

Статистика
@sociology_1Экономикаперсидский

نوشته ها و مطالب تخصصیِ جامعه شناسیِ یک معلم ، دکترای جامعه‌شناسی (گرایش مسائل اجتماعی ایران) ، بررسی کتب درسی جامعه شناسی متوسطه دوم به همراه درسنامه ها و دل نوشته هایش.. @zahran240

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
30
Всего постов
144
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
2 480
+12 за 6 дн.
Сутки
+4
+0,16%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
409
40 постов
Вовлечённость
16,5%
к подписчикам
Постов в день
4,3
всего 144
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
180
1/48двое суток
206
1/72трое суток
222

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تنها افرادی که رنج نمی‌کشند و ناراحت نمی‌شوند مُرده‌ها هستند، زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار اضطراب شدن، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن. انعطاف پذیری هیجانی، سوزان دیوید @sociology_1

  • گاهی یک موسیقی باعث میشود تا یکی از معمولی‌ترین مناظر، برایت خاطره شود.. @sociology_1

  • موسیقی لرستان، فراتر از نغمه‌ای برای رقص و سرخوشی، او تاریخ نفس‌کشیده یک قوم است. ✍زهرا نجاتی این موسیقی، تنها هنر نیست، وصیت‌نامه نانوشته مردمانی است که با هر نغمه، به کوه‌ها می‌گویند، ما هنوز ایستاده‌ایم. در ساز کمانچه، نه فقط نت، که زخم کوچ عشایر، تب عشق نافرجام و غرور ایستادگی در برابر سخت‌کوه‌ها موج می‌زند. این موسیقی، حنجره بی‌ادعای مردمی است که بلدند سوز را با شور بیامیزند، چون می‌دانند زندگی جز این تلفیق نیست. در رقص سوزناک، زنی از دوری یار می‌نالد، اما در همان حال، گلونی اش را محکم‌تر به سر می‌بندد و به پاس هویت خویش، پایکوبی می‌کند. آهنگ‌های لری، دیالوگی صمیمی با دل سنگ کوهستان است، فریادی که در گوشه‌پیچ دره‌ها می‌پیچد و پاسخ خویش را از طنین خودش می‌شنود. این، همان حرف دل است،نیازی به مخاطب بیرونی ندارد، چون خودش، هم پرسش است و هم تسلا. این موسیقی، روایت زیستن در اقلیم سخت است، جایی که شادی، شورش است علیه اندوه، و اندوه، نجوای عمیق‌ترین عاطفه‌ها. هر تحریر، یادآور مالک‌ها و میرزاهای تاریخ است که شعرشان نه در دیوان، که بر لب‌های ساربانان و چوپانان جاری شد. این موسیقی، آینه تمام‌نمای یک من جمعی است، از ضرب‌آهنگ دهل در جشن‌های عروسی تا نغمه‌های غمگین سورنا در سوگ بزرگان، همه و همه، مناسکی برای بقای هویتی است که در سینه کوه‌ها ریشه دوانده. امروز، وقتی صدای خواننده لر با آن لرزش بسیار ظريف جان‌سوز، از بلندگوها می‌پیچد، نه یک اثر هنری که یک خاطره جمعی شنیده می‌شود، خاطره مردمی که با تمام سختی‌ها، سرود را بر ناله ترجیح دادند، چون می‌دانستند که اگر آواز بخوانند، کوه‌ها نیز برای همیشه با آنها خواهند ماند. این موسیقی، حرف دلی است که در عین حال، فریاد ایستادگی یک تمدن کوچ‌نشین بر گسل‌های تاریخ است. @sociology_1

  • موفقیت او را مغرور، و شکست او را افسرده نکرد. او منکر این بود که شرایطی وجود دارد که انسان در عمل نمی تواند به آن واکنش نشان دهد. لنین یکی از معدود انسان های بزرگی بود که در بسیاری، در همه چیزهای اساسی و دقیقاً در پراکسیس موفق شد. و با این حال - یا شاید فقط به این دلیل - به ندرت انسان دیگری وجود داشت که به اشتباهات احتمالی یا گذشته آنقدر هوشیارانه و فارغ از هر نوع نگرش رقت انگیز نگاه کند. "آن کسی که هرگز اشتباه نمی کند باهوش نیست. چنین انسانی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد. انسانی باهوش است که مرتکب اشتباهات بسیار حیاتی نشود و اگر مرتکب اشتباهی شده باشد، بداند چگونه آن را سریع و با سهولت اصلاح کند." این عقیده کاملاً واقعی در مورد سرنوشت انسان فعال، جوهر نگرش ذهنی لنین را به وضوح بیش از هر بیانیه ای پر از ترحم بیان می کند. زندگی او متشکل از کنش مستمر و مبارزه بی وقفه بود و از آن گذشته، در دنیایی عمل می کرد و می جنگید که بر اساس عقیده عمیقش، برای او و حتی مخالفانش راهی برای برون رفت از هر موقعیتی وجود داشت. به همین دلیل اصل راهنمای او این بود که برای عمل آماده باشد و برای لحظه مناسب اقدام کند. نظریه پرداز عمل گئورگ لوکاچ @sociology_1

  • «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» صحنه‌ی پانزدهم کیت: سلام دورا. دورا: ... کیت: می‌خوام باهات حرف بزنم، دورا. دورا: ... کیت: می‌خوای به هم بگیم "تو"؟ دورا: ... کیت: برات لاله آوردم. دورا: ... کیت : نمی‌دونم لاله دوست داری یا نه. دورا: ... کیت: می‌تونم روی این میز بذارم‌شون؟ دورا: ... کیت: می‌خوام باهات حرف بزنم دورا. دورا: ... کیت: فردا طولانی‌ترین روز و کوتاه‌ترین شب ساله. دورا: ... یک اثر ضد جنگ فوق‌العاده از نمایشنامه‌نویس مورد علاقه‌م ماتئی ویسنی یک با ترجمه‌ی  تینوش نظم جو @sociology_1

  • من قوی نبودم فقط چیزی نگفتم @sociology_1

  • ونسان: و پروردگار بر آن آتش می‌نگریست که شیطان بر آن چشم دوخته بود. و میان اینان سکوت بود. پس پروردگار شیطان را فرمود: برخیز و در این آتش که افروخته کرده‌ای خویش را بسوزان. و شیطان برخاسته در آن آتش مهیب فرو شد. و هزارسال در آن آتش بسوخت. و میان اینان سکوت بود. و پروردگار در هیچ نمی‌نگریست. و در آن آتش می‌نگریست. چون هزارسال آخر شد پروردگار فرمود: بیرون شو. و شیطان از آتش بیرون شد. و میان اینان سکوت بود. پس پروردگار فرمود: اینک کیستی؟ و شیطان باز چشم در آتش دوخته بود. کشیش: شیطون به پروردگار ما چی گفت؟ ونسان: گفت "خدا. من حالا خدام." پروانه و یوغ ،بازخوانی نامه‌های ونسان ونگوگ محمد چرم‌شیر @sociology_1

  • من واقعا آدم خوبی بودم، نمیگم اشتباه نداشتم ولی حداقلش این بود تلاشمو کردم خوب باشم و به کسی ضرر نرسونم حس میکنم حقم نبود خیلی اتفاقا برام بیوفته. @sociology_1

  • و چقدر غم‌انگیز است، این‌که آدم بخواهد تمام‌وقت مراقب خود باشد، تا آنچه را که از سر گذرانده، به یاد نیاورد. @sociology_1

  • وقتی منتظری چایی آماده شه تا بتونه کمکت کنه. @sociology_1

  • @sociology_1

  • مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد: زندگینامه ی سیاسی علی شریعتی نویسنده: علی رهنما دکتر علی رهنما, استاد اقتصاد دانشگاه آمریکایی پاریس, با نگرشی آکادمیک زندگی‌نامه سیاسی علی شریعتی را از کودکی تا مرگ پی می‌گیرد .نویسنده ابتدا مواضع سیاسی حزب توده و احمد کسروی را بررسی می‌کند ;سپس کانون نشر حقایق اسلامی و نهضت ملی شدن نفت و خداپرستان سوسیالیست را طرح می‌کند .آن گاه سال‌های تحصیل شریعتی در مزینان و مشهد و پاریس را شرح می‌دهد .نویسنده می‌کوشد تا آبشخورهای فکری شریعتی را در ایران و جهان نشان دهد .از همین روست که به آرای 'ماسینیون', 'برک', 'گورویج', 'سارتر 'و 'فانون 'بیشتر توجه می‌کند تا از این رهگذر میزان تاثر شریعتی از آرای آنان باز شناخته شود .بخش عمده‌ای از مطالب کتاب به حسینه ارشاد و تربیت نسل انقلابی و تدوین مانیفیست اسلامی اختصاص دارد .آخرین گفتار کتاب به پرده آخر زندگی شریعتی یعنی زندان و مهاجرت و مرگ در غربت تخصیص یافته است . این کتاب جزو معدود آثاری در رابطه با شریعتی است که متد بیطرفی علمی را در بررسی زندگی سیاسی و و افکار وی بکار گرفته است. فایل کتاب👇👇 @sociology_1

  • چپ‌دست بودن فقط یک تفاوت ساده نیست! چپ‌دستی یک بیماری یا اختلال نیست؛ بلکه بخشی از تفاوت طبیعی در عملکرد مغز و سیستم عصبی انسان‌هاست. در بعضی افراد چپ‌دست، نحوه تقسیم برخی عملکردها بین دو نیمکره مغز می‌تواند با راست‌دست‌ها متفاوت باشد، اما این به معنی «باهوش‌تر بودن» یا «راست‌مغز بودن» نیست. ◽️ژنتیک و روند رشد مغز هر دو در شکل‌گیری چپ‌دستی نقش دارند و مهم‌تر از همه اینکه نباید کودک چپ‌دست را مجبور به استفاده از دست راست کرد. + امروز August 13، روز جهانی چپ دست‌هاست ✋❤️ @sociology_1

  • 13 авг.4 771618

    جای خالی قاب‌ها ✍زهرا نجاتی خانه‌ای را تصور کن که پرده‌هایش هنوز به یاد دست‌هایی هستند که کنار زده‌شان، اما آن دست‌ها رفته‌اند. صندلی‌هایش هنوز انحنای کمر کسانی را به خاطر دارند که دیگر رویشان نمی‌نشینند. کوچه‌ای که پای پیاده‌روی‌های مشترک را در آسفالتش حک کرده، اما حالا فقط برگ‌های خشک‌اند که با وزش باد جابه‌جا می‌شوند. اینجا، دیگر مکان نیست،فقط یک قاب خالی است از تمام روایت‌هایی که به آن جان می‌دادند. ما آدم‌ها فضا را با رد پای عاطفه‌مان پر می‌کنیم، هر پاتوقی، هر نیمکتی، هر پیاده‌رویی، فقط یک موقعیت مکانی نیست، بلکه بستری است برای انباشت نگاه‌ها، خنده‌ها، مکث‌ها و حتی سکوت‌های مشترک. وقتی آن چهره‌ها از کادر روزمره‌گی بیرون می‌روند، چه بر سر مکان می‌آید؟ تبدیل می‌شود به یک دکور بی معنا، به پس‌زمینه‌ای که سوژه‌اش را گم کرده است. حتی در شهرهای شلوغ، تنها خیابان‌هایی زنده‌اند که خاطره‌ای با دیگری در آنها گره خورده باشد. ورای آمار جمعیت، یک شهر را حضور چند نفر خاص برای ما قابل زیست می‌کند. مغازه‌ای که صاحبش چای تعارف می‌کرد، پارکی که بچه‌ها در آن توپ می‌زدند، یا ایستگاهی که هر روز در آن منتظر کسی بودی. این مکان‌ها، در واقع مرزهای عاطفی ما هستند و وقتی مرزها خالی شوند، سرزمین‌مان خلوت‌ترین بیابان جهان خواهد شد. دقیقا به همین خاطر است که دلتنگی، اینهمه مختصات جغرافیایی دارد. آدم وقتی برای جایی غمگین می‌شود، در حقیقت برای آدم‌هایی که آنجا دیگر نیستند، می‌گرید. مکان خالی، آینه‌ایست که فقط فقدان را بازتاب می‌دهد، مانند اتاقی که عکس‌هایش را کنده‌اند و تنها جای قاب‌ها روی دیوار مانده است. آن جای خالی، خودش روایت‌گر تمام داستان‌هاییست که حضور شکل شان داده بود. پس ارزش یک مکان، نه در متراژ یا قدمت تاریخی‌اش که در قدم‌هاییست که کنار هم در آن برداشته‌ایم. وقتی آن قدم‌ها دیگر نمی‌آیند، حتی کهن‌ترین بناها هم تبدیل می‌شوند به یک پوسته، پوسته‌ای که شاید زیبا باشد، شاید کهن، اما دیگر نمی‌تپد. چون تپش مکان، از ضربان دل آدم‌هایی می‌آید که درونش زیستند. و وقتی آنها می‌روند، مکان هم از نفس می‌افتد. و خانه‌ها هرگز نمی‌میرند، فقط کسی برای باز کردن پرده‌هایشان باقی نمی‌ماند. @sociology_1

  • هانا آرنت، در تقسیم بندی خود سه جنبه از "زندگی فعال" را شرح می‌دهد، که در دیدگاه او وجود انسان را تعریف می‌کنند: زحمت، کار و عمل. زحمت فعالیتی است، که با فرایند بیولوژیکی بدن انسان، یعنی بقا مطابقت دارد؛ از سوی دیگر کار فعاليتی به‌شمار می‌رود که با غیرطبیعی بودن وجود انسان مربوط می‌شود و جهان مصنوعی را خلق می‌کند، درواقع، چیز‌هایی که در این جهان فاسد نمی‌شوند و به ضروریات حیاتی زندگی وابسته نیستند. در آخر، عمل، تنها فعالیتی است، که بدون هیچ واسطه‌ای از جانب اشیا یا ماده، بین انسان‌ها رخ می‌دهد و والاترین تحقق حیات فعال به‌شمار می‌رود. @sociology_1

  • فرانسوافوره در پایان کتاب گذشته‌یک‌توهم مینویسد: ما محکوم به زیستن در همین دنیایی هستیم که در آن زندگی میکنیم این شرایط امکان تداوم روح جوامع مدرن را بیش از حد دشوار ساخته است. ما همه جا از جمله در قدیمی ترین دموکراسیها شاهد فشارهای اقتدارگرایانه و شراره های فاشیستی بوده ایم مردان «قوی» یا آنها که ادعا میکنندقوی،اند مثل پیشکسوتانِ غم زده شان راه حلهایی ساده برای مشکلاتی بیش از پیش پیچیده ارائه میدهند. این راه حلها حول سه محور امنیت و هویت و مصرف صورتبندی میشود سه گانه ای که از برزیل تا ایالات متحده و از ژاپن تا مجارستان به کار گرفته میشود. نقل قول هانا آرنت را به یاد بیاوریم در دنیایی همواره بی ثبات و غیرقابل درک، توده‌ها به نقطه ای میرسند که همزمان به همه چیز باور دارند و هیچ چیز را باور ندارند و فکر میکنند همه چیز امکان پذیر است و هیچ چیز حقیقی نیست. @sociology_1

  • سلام فرق سوسیالیسم و کمونیسم دقیقا چیه؟چون هردو بر مبنای مالکیت جمعی و برابری ثروت تاکید دارند

  • سلام فرق سوسیالیسم و کمونیسم دقیقا چیه؟چون هردو بر مبنای مالکیت جمعی و برابری ثروت تاکید دارند

  • سلام فرق سوسیالیسم و کمونیسم دقیقا چیه؟چون هردو بر مبنای مالکیت جمعی و برابری ثروت تاکید دارند

  • صبحتون بخیر روزتون سرشار از خیر و برکت و حس خوب