فلسفهی یاری
Статистика"کوی عشق یار" 《بخوانید و بی اندیشید و حاکم اندیشه ی خود باشید، نه اجاره نشین اندیشه ی دیگران》 ارتباط @Falsafe_yari
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 45
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 287
- 1/48двое суток
- 328
- 1/72трое суток
- 354
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://www.instagram.com/reel/Db06RJ-oFSX/?igsh=cG40eHZ0cXlmcnpt&igsi=cG40eHZ0cXlmcnpt مقام سه رته رز و شرح این مقام
میخوام یه چیز جالب بهتون بگم، چیزی که شاید همهمون بدونیم، اما گاهی یادمون میره. آگاهی به زمان و مکان مربوط نیست. از روزگار حکمت خسروانی و اندیشههای ایران باستان، تا عصر شکوفایی عرفان ایرانی و از آن روزگار تا امروز، در دوران رسانه، اینترنت و هوش مصنوعی، شکل زندگی و ابزارهای ما عوض شدن، اما جنس آگاهی و حقیقتی که انسان در جستوجوی اونه، تغییر چندانی نکرده. انسانِ امروز با انسانِ هزار سال پیش، در ظاهر تفاوتهای زیادی دارن، اما وقتی پای پرسشهای عمیق زندگی، حقیقت، معنا، عشق و شناخت خود به میان میاد، هنوز همون انسانه. حس ناب مولانا در قرن خودش، اگر امروز در دل انسانی زنده بشه، دقیقا همون تاثیر و اثر اون زمان رو داره، یعنی اینطور نیست که با وجود پیشرفت علم و عصر هوش مصنوعی، لذت درک حقیقت و معرفت کم شده باشه، شاید کمتر کسی بتونه به اون لذت برسه ولی میزان لذت کم نشده. زمان تغییر میکنه، مکان تغییر میکنه، ابزارها تغییر میکننن، اما اون حقیقتی که انسان در درون خودش به دنبالش میگرده، فراتر از زمان و مکانه. مثل لذت غذا خوردن برای یک شخص گرسنه، شاید شکل غذاها و نوع غذا و نحوه پختش در زمان و مکانهای مختلف فرق داشته باشه، ولی اون لذتی که از سیر شدن تجربه میکنیم، نوع و میزانش هیچ تغییری نکرده و هیچ تفاوتی نداره. ✍️سید طهمورث میره بیگی @soltansahak
(آموزش فلسفه) بخش دوم فلسفه چیست؟ فلسفه از جایی آغاز شد که انسان به جای اینکه فقط به جهان نگاه کند، شروع کرد به پرسیدن. جهان چیست؟ من چرا وجود دارم؟ از کجا آمدهام؟ حقیقت چیست؟ آیا آنچه میبینم واقعاً همان چیزی است که وجود دارد؟ خوب و بد را چه چیزی تعیین میکند؟ آیا انسان آزاد است؟ آیا خدایی وجود دارد؟ مرگ پایان زندگی است یا آغاز چیزی دیگر؟ فلسفه در اصل یعنی دوستداریِ دانایی. فیلسوف کسی نیست که الزاماً پاسخ همه پرسشها را میداند ، فیلسوف کسی است که جرئت میکند درباره چیزهایی که دیگران بدیهی میدانند، دوباره سؤال کند. فلسفه به ما یاد میدهد هر چیزی را فقط به دلیل اینکه از گذشته به ما رسیده، از دیگران شنیدهایم یا اکثریت به آن باور دارند، نپذیریم. اما فلسفه فقط شک کردن نیست، فلسفه یعنی پرسیدن، شک کردن، اندیشیدن، بررسی کردن و سپس رسیدن به باوری آگاهانهتر. شاید بتوان گفت: فلسفه از لحظهای آغاز میشود که انسان میپرسد: «چرا؟» و از همین «چرا» یکی از بزرگترین سفرهای فکری تاریخ بشر آغاز شد. ادامه دارد.... منبع: مقدمه ی کتاب حضرت سلطان فیلسوفی گمنام ( نویسنده : سید طهمورث میره بیگی) @soltansahak
#نیایش_غروب_خورشید ای خورشید زیبای غروبکرده کجا میروی در این واپسین لحظات روز؟ در این آخرین دقایقی که تمام امیدم به دیدن توست، چرا آرامآرام از من دور میشوی؟ ای خورشید زرد و زیبای زندگی، ای روشنایی و آخرین پناه من، کجا میروی؟ هرجا که میروی، مرا هم با خود ببر، مرا اینجا، در دل این شب سرد و سنگین و سرسامآور، تنها رها نکن. من از آمدن شب کمی میترسم، از تاریکیای که بعد از رفتن تو بر جهانم مینشیند، از سکوتی که آرامآرام همهجا را پر میکند و از تنهاییای که در نبود تو، سنگینتر از همیشه بر شانههایم میافتد. کمی بیشتر بمان، بگذار آخرین پرتوهایت هنوز بر صورتم بتابد، بگذار پیش از آنکه در افق ناپدید شوی، کمی دیگر به تو نگاه کنم و خیال کنم هنوز امیدی هست. اما اگر رفتنت ناگزیر است، اگر امشب نیز باید از من دور شوی، مرا با خود ببر. مرا در این شب بیپایان نگذار، من بدون تو، میان این همه تاریکی، نمیدانم به کدام سو بروم. ای خورشید زیبای من، شاید فردا دوباره طلوع کنی، اما من نمیدانم تا فردا چه بر سر این دل خواهد آمد. پس اگر قرار است بروی، ردی از نورت برای من باقی بگذار... ✍️سید طهمورث میره بیگی
(آموزش فلسفه) بخش اول "معنای فلسفه و فیلسوف" واژه ی #فلسفه یعنی دوست داشتن حکمت و خرد از دو بخش فیلو ( philo) به معنی دوستداشتن و سوفیا ( sophia) یعنی خرد و حکمت و دانش تشکیل شده است و #فیلسوف یعنی عاشق و دوستدار حکمت و خرد و اندیشه و دانش معنای عام و ساده ی فلسفه یعنی بینش و نگاه هر کس به جهان و مسائل مربوط به خداشناسی و هستی و معنای تخصصی تر آن نگاهی عمیق تر و دقیق تر به مسائل فلسفی و فیلسوف به کسی گفته میشود که برای یافتن پاسخ اندیشه ای آزاد داشته باشد، نه اینکه پاسخ های از پیش تعیین شده را بپذیرد و برای اثبات آنها دلیل و برهان پیدا کند. و فلسفه در معنای خاص آن یعنی جهان بینی عقلانی یا بینشی متکی بر عقل جدا از دین. و راسل در جایی گفته که فلسفه بینشی است متمایز از الهیات ادامه دارد.... منبع این بخش: ۱)کلیات فلسفه ( دکتر اصغر دادبه) @soltansahak
گاهی از بعضی اتفاقات زندگی به شدت متعجب یا ناراحت میشویم، بیآنکه از رازهای پنهان پشت آنها خبر داشته باشیم. شاید آنچه امروز برای ما رنج است، نتیجهی کارما باشد، شاید ادامهی تجربهای از زندگیهای گذشته است، شاید ضرورتی برای رشد و تکامل روح باشد، و شاید حکمتی باشد که هنوز توان درکش را نداریم. پس بهتر است پیش از قضاوت کردنِ حوادث، کمی بیشتر صبر کنیم، زیرا همهی حقیقت، همان چیزی نیست که چشم ما میبیند. ✍️سید طهمورث میره بیگی @soltansahak
#تکه_کتاب آدم چیزی مکتوم و مستور است. اگر خرگوش صحرایی هفت پوست دارد، آدمی می تواند هفتاد و هفت بار پوست اندازد و باز نتواند بگوید : ((اینک این حقیقت من؛ این دیگر پوست نیست.)) (از کتاب #درس_های_نیچه_برای_زندگی ) @soltansahak
همهٔ ادیان و مکاتب معنوی، از جمله آیین یارسان، به گوهری ناب در دل سنگ میمانند، گوهری که در طول زمان زیر لایههایی از خرافات، توهمات، تعصبات، برداشتهای نادرست، تظاهر و عادتهای بیروح پنهان شده است. تا زمانی که این لایهها را با صداقت، خرد و در جستوجوی حقیقت نتراشیم، آن گوهر اصیل آشکار نخواهد شد. اما هرچه این زنگارها کنار بروند، حقیقت ناب، که همان جوهر اصلی دین و معنویت است، بیشتر خود را نشان میدهد. ✍️سید طهمورث میره بیگی @soltansahak
جهان حقیقی یا جهان خیالی ، شاید در نهایت تفاوت چندانی میان این دو وجود نداشته باشد. شاید آنچه ما به عنوان «واقعیت» میشناسیم، تنها برداشتی از جهان باشد که ذهن ما ساخته است، و آنچه «خیال» مینامیم، حقیقتی پنهان باشد که هنوز راهی برای درک آن پیدا نکردهایم. ما جهان را آنگونه که از پشت پنجرهی تجربهها، احساسات و باورهایمان میبینیم، درک میکنیم. شاید خیالهای ما ساختهی تصادف نباشند ، شاید ریشه در لایههای عمیق وجودمان داشته باشند، در خاطرات، تجربههای زندگیهای گذشته، یا در بخشهایی از آگاهی که هنوز برای ما ناشناخته ماندهاند. ممکن است مرز میان خواب و بیداری، خیال و واقعیت، آنقدرها هم محکم و جدا نباشد. شاید هر انسانی در جهانی زندگی میکند که بخشی از آن بیرونی است و بخشی دیگر را ذهن و روح او میسازد. ✍️سید طهمورث میره بیگی #شعر #دکلمه #خیال #حقیقت https://www.instagram.com/reel/DbYMAk4uTIo/?igsh=MTZkaHNtdXZ1Z2d1OA==
شعر ( جم یار) شاعر: سید طهمورث میره بیگی @soltansahak
آن یاران کجایند تا بار دیگر در کنار هم جم ببندند؟ کجاست آن جمع یاران که نه زیادی در آن معنا دارد و نه کمی،جایی که تنها وحدت و عشق ارزش مییابد. کجاست آن جمخانهای که دلهای بیقرار در آن آرام میگرفت؟ جایی که انسان میتوانست بار اندوه دل را خروار خروار بر زمین بگذارد و سبکبار از آن برخیزد. دیگر آن یاران و آن شور و حال گذشته را یا نمیبینم، یا دیگر از آن نشانی نمانده است. بانگ «حق، حق» و «هو، هو» کمتر به گوش میرسد و جای آن را هیاهوی نفس و دلبستگیهای دنیوی گرفته است. اندیشهام پیوسته در آسمان آن روزهای نورانی پرواز میکند. دلم در آرزوی نعرههای عاشقانهی مستان حق میتپد ، همان مستانی که از نفسِ خیر و حضورشان، حالها دگرگون میشد، دلها آرام میگرفت و جانها به روشنایی نزدیکتر میشد. ✍️سید طهمورث میره بیگی https://www.instagram.com/reel/DbI6HeIO77D/?igsh=MXB2ZThkamJmeGRtMQ==
@soltansahak
تاوشت بنیامین باد ریز #دفتردار 《اول پاییز سلطانی و بر تخت نشستن حضرت پیرموسی را تبریک عرض میکنیم》 @soltansahak فلسفه ی یاری
#برش_کتاب 📚 قانون های نانوشته 🖋 شهرام شریف پیران حماقت را چون زندانی ساخته اند، اما نه زندانی سخت وسط صحرایی آباد که هر کس بخواهد از این زندان به این صحرا بگریزد، بلکه چون زندانی آباد وسط صحرایی سخت و خشک که هیچ کس میل فرار از این زندان به این صحرا را نخواهد داشت. چندبار این متن را بخوانید... @soltansahak
نویسنده : سیدطهمورث میره بیگی ✍️ گوینده :فاطمه مرادی🎙 https://t.me/+ey-2XKGUCYc3Yjc0
بارها در همین صفحهی «فلسفهی یاری» این نکته را مطرح کردهایم برای انسانِ خوب بودن، الزاماً دین لازم نیست، اما اگر از مسیر درست و با شناخت وارد دین شویم، میتوانیم علاوه بر انسانی بهتر بودن، رشد معنوی عمیقتری را نیز تجربه کنیم. در مورد یارسان، خواهشی دارم. اگر در ابتدای مسیر هستید، سراغ خواندن کلام نروید. بدون راهنما و آمادگی لازم، نه تنها سودی برای شما نخواهد داشت، بلکه ممکن است موجب برداشتهای نادرست و حتی آسیبهای روانی و اجتماعی شود. این موضوع را بارها و بارها، هم از نزدیک دیدهام و هم در تجربهی دیگران شاهد آن بودهام. بارها شاهد بودهام که حتی در میان کسانی که سالها کلام خواندهاند یا خود را دیندار میدانند، ضعفهای رفتاری و شخصیتی دیده میشود. علت آن است که بسیاری تنها به مطالعهی متون دینی بسنده کردهاند و مسیر معنوی را زیر نظر یک استاد، مرشد یا پیرِ حقیقی طی نکردهاند. اگر بهصورت خودآموز در حال آشنایی با مسیر یارسان هستید، پیش از ادامهی راه، به چند نکتهی مهم توجه کنید. ۱. پیش از مطالعهی هر دفتر کلام، ادبیات بیاموزید. ادبیات فارسی، ادبیات کوردی و حتی ادبیات کلاسیک غرب را مطالعه کنید. با آرایههای ادبی، استعاره، کنایه، نماد و لایههای پنهان معنا آشنا شوید. بسیاری از مفاهیم کلام، ظاهری ساده دارند اما در باطن، حامل معانی عمیقاند و بدون درک زبان ادبی، ممکن است بهاشتباه تفسیر شوند. در کنار آن، مهارت درک مطلب خود را تقویت کنید. ۲. فلسفه بخوانید. با مکاتب مختلف فلسفی آشنا شوید و اندیشههای گوناگون را مرور کنید. هدف، حفظ کردن اصطلاحات فلسفی یا تبدیل شدن به یک فیلسوف نیست،هدف این است که ذهن شما به پرسش کردن، تحلیل کردن و از زوایای مختلف دیدن عادت کند. فلسفه، قدرت تفکر را افزایش میدهد، نگاه انسان را گستردهتر میکند و او را برای فهم عمیقتر مفاهیم معنوی آماده میسازد. ۳.تاریخ بخوانید، برای اینکه نگاه دقیق تری به شخصیتهای تاریخی و وقایع پیدا کنید و برخی حکایات تاریخی و ارتباط آن با کلامها را متوجه شوید. و همچنین از تاریخ میشود درسها و پندهای بسیاری گرفت. ✍️سید طهمورث میره بیگی @soltansahak
همهی دین ها یا راههای الهی چهار مرحلهی اصلی دارند: شریعت، طریقت، معرفت و حقیقت. این چهار مرحله در ژرفای همهی ادیان حضور دارند. انسان تا زمانی که در مرحلهی شریعت است، تفاوت میان ادیان را بهروشنی میبیند ، زیرا هر شریعت، احکام، آداب، مناسک و قوانین ویژهی خود را دارد. اما هرچه سالک در مسیر سلوک پیش میرود و به طریقت و سپس معرفت میرسد، این تفاوتها کمرنگتر میشوند. و هنگامی که به مرحلهی حقیقت قدم میگذارد، دیگر مرزی میان ادیان باقی نمیماند ، زیرا حقیقت، یکی است و راههای گوناگون، همگی به همان سرچشمه میرسند. به همین دلیل است که عارفان بزرگ، با وجود تعلق به آیینهای مختلف، در سخن از حقیقت، بسیار به یکدیگر نزدیکاند. پس اگر گاهی واژهی «دین» را دربارهی یاری یا هر راه معنوی دیگری به کار میبریم، الزاماً منظورمان این نیست که آن را صرفاً در معنای رایج و فقهیِ دین تعریف کنیم. این واژه معمولاً از روی عادت، برای معرفی یک سنت معنوی، یا برای اشاره به شریعت و آداب ظاهری آن راه به کار میرود ، زیرا زبان مردم از دیرباز همهی این مسیرها را «دین» نامیده است. ✍️سید طهمورث میره بیگی #داستان #یارسان https://www.instagram.com/reel/DafukrDOlBZ/?igsh=YndnYzZveHRjNWpj
#پذیرش پذیرش لحظه حال، به این معنی نیست که شما نمی توانید زندگی تان را دگرگون کنید. برعکس، پذیرش بـه شـما امکان می دهد به روشنی ببینید چه چیزی را باید تغییر دهید. دگرگون کردن زندگی، یک سفر است. برای این سفر باید از آنجا که هستید، به آنجا که می خواهید باشید، بروید. تا وقتی ندانید کجا هستید، نمی توانید راه بیفتید. نپذیرفتن زندگی و میـل بـه تغییر آن، مانند آن است که بخواهید به شیکاگو بروید، اما ندانید در لس آنجلس هستید یا آمستردام". در نتیجه، نمی توانید به مقصد برسید، زیرا نمی دانید از کدام طرف بروید. پذیرش زندگی، به شما امکان می دهـد کـه بدانید کجـا هستید. هنگامی که می دانید کجا هستید، می دانید برای رسیدن به هدف، از کدام سـو حرکت کنید. بـرای دگرگون کردن زندگی، باید آن را بپذیرید. شاید ایـن گفته، متناقض به نظر برسد، امـا چـنيـن نیست. هنگامی کـه شـما زندگی تان را می پذیرید، یعنی در برابر آن مقاومت نمی کنید، می توانید تشخیص دهیـد کـه چـه مـواردی را بایـد برای ایجاد شرایط و تجربه های دلخواه تغییر دهید. وقتی شما در برابر شرایط و تجربه هایتان مقاومت می کنید، آن هـا شـما را پس می زنند و ناراحت می کنند. شما می خواهید شرایط را تغییر دهید، اما نمی دانید چه کنید؛ درست مانند آن که بخواهیـد بـه شیکاگو بروید، اما ندانید در کجا هستید. شما فقط می دانید جایی را که هستید، دوست ندارید. گری زوکاو قدرت حقیقی ص 293 و 294 @soltansahak
بخش کوتاهی از داستان #خروش_سیروان ✍️نویسنده: سید طهمورث میره بیگی گوینده : خانم فاطمه مرادی کامل این داستان رو در کانال کتابهای صوتی میتونید بخونید و گوش بدید، لینک کانال صوتی فلسفه ی یاری👇 https://t.me/+ey-2XKGUCYc3Yjc0 #یارسان #تنبور #داستان https://www.instagram.com/reel/DaYGsU5un0X/?igsh=MTUweHlwbG0weWxnbw==
سیروان و سید ئاراس از کوره راهی که به روستا میرسید راهی روستا شدند. بعد از بازگشت به منزل سیروان در گوشه ای نشست و با خیره شدن به نقطه ی مقابل خود عمیقا به صحبتهای سید ئاراس فکر میکرد.و آنها را پیش خود تحلیل و بررسی میکرد و تک تک نظریه های او را میشکافت و…