ثُوَّار
Статистикаتَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا . . [کار مرا به گردش چشمی تمام کن]
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 63
- 1/48двое суток
- 72
- 1/72трое суток
- 77
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از آسمون چه خبر؟
از آسمون چه خبر؟
خیلی باید زمان بگذره و خیلی باید درد بکشیم و اشک بریزیم و زمین بخوریم و با یاعلی بلند شیم و بشکنیم و با یازهرا ترمیم بشیم و چپ کنیم و با یاحسین برگردیم و محتاج بشیم و با یاحسن از تمام عالم بینیاز بشیم و نرسیم و نرسیم و نرسیم و با یا صاحبالزمان برسیم، تا بفهمیم این خاندان همهی داراییِ ما هستن و ما تماماَ نوکرِ اونها.
گربههای زمان شاه اینجوری به آدم زل نمیزدن
استاد منصوره اتحادیه *از کانال استاد زادبر
هوشنگ مرادی کرمانی
آقای هوشنگ مرادی کرمانی واقعا آدم رو درگیر جزئیات میکنه. الان دارم به این فکر میکنم که درِ اون شیشهی مربا بالاخره باز شد یا نه؟
هربار از کنارش رد میشیم دلم میگیره. سند افتخار مهندسهای ایرانی نجات ترافیک کرج_تهران در شُرف افتتاح... خودشون اعتراف کرده بودن که این پل معادل پل جرج واشنگتن بود و ما بمبارانش کردیم! خاک برسر بیوطنهایی که اون روز از تخریبش خوشحال شدن. پلِ تخریب شده رو دوباره میسازیم. با بیشرفی بیپایان شماها چیکار کنیم؟
اغتشاشات جانفدایان ایرانی در کربلا
۱۹ رمز کوتاهی بود بین من او، رمز کوتاهِ سه حرفی، ترجمهی تمام دلتنگیها...
۳۰ همین نه من بفراق تو مبتلا شدم و بس به هر که مینگرم هست مبتلای فراقت:))))
بسیاری از ما حتی به اندازه یک دقیقه صوت یا فیلم از رهبر جوان انقلاب اسلامی به خاطر نداریم، با این حال انگار مدت هاست او را می شناسیم و دوستش داریم. 🔻ویژه نامه «آقا مجتبی» تلاشی در جهت معرفی رهبر عزیز انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای است تا شناخت ما را از گوهر وجودی ایشان بیشتر کند و حجاب معاصرت را از میان بردارد.
تا حالا دندونقروچهٔ شبانه داشتین؟ من تازه فهمیدم یه چیزی هست به اسم «نایتگارد» که محافظ دندون قروچهست:))) به عنوان کسی که غرب آسیا زندگی میکنه و صدای جنگنده و پدافند و پهپاد رو از هم تشخیص میده، این مسخرهبازیها بهم نمیاد. اگه سوئیسی بودم حتماً میخریدمش.
آقاجان یاد ما هم باش امشب کربلا..
از شهید سیدعلی خامنهای ممنونم بابت تاریخی که برای ایران رقم زد. ما توی کتابهای تاریخمون هرچی میخوندیم از بیعرضگی و دریوزگی شاههای وابسته و بیکفایت بود. ولی بچههام قراره با خوندن تاریخ، به ایرانی بودن خودشون افتخار کنن. به بچههام یاد میدم که خاک ندادن افتخاره. بهشون یاد میدم که چرا " استقلال و آزادی" ارزش خون دادن داره. بچههام قراره روایتفتح رو از پدربزرگ و مادربزرگ بشنون و روایت وعدههای صادق رو از من. بهشون میگم که بار تلاش بیش از سیصد هزار شهید تاریخ انقلاب روی دوش ماست. براشون از مشت گره کرده حرف میزنم و میگم این نماد پیروزی ما بوده و هست. بهشون یاد میدم جهاد رو بر سکوت و نشستن ترجیح بدن حتی اگه هزینهاش تنها ایستادن و شهادت باشه. باید بدونن چه مسیری طی شده تا از روزگار فرار خانوادگی به دورانی رسیدیم که رهبر مملکت در کنار خانوادهاش توی خاک کشور خودش شهید میشه و تا پای جان میجنگه و خسته نمیشه. برای همهی این حرفهایی که یه روزی قراره به بچههام بزنم، از شهید سیدعلی خامنهای ممنونم.
آقا یکبار خاطرهای از یکی از مبارزان نقل میکردند که در اواخر دهه ۴۰ گفته بود: من خسته شدهام میخواهم بروم خدا را پیدا کنم! آقا در پاسخ به او فرموده بودند: «من خدا را آن زمانی میبینم که به خانهمان میریزند و مرا دستگیر میکنند؛ خدا را در گوشهی زندان و تاریکی…
در مقطعی که برخی جریانهای سیاسی فشارهای فراوانی وارد میکردند ایشان با حالتی قاطع دست بر صندلی میزدند و می فرمودند: «اینها فکر کردهاند میتوانند مرا خسته کنند؛ من خسته نمیشوم! تا پای جان خسته نمیشوم.» -به نقل از بستگان شهید
آقا یکبار خاطرهای از یکی از مبارزان نقل میکردند که در اواخر دهه ۴۰ گفته بود: من خسته شدهام میخواهم بروم خدا را پیدا کنم! آقا در پاسخ به او فرموده بودند: «من خدا را آن زمانی میبینم که به خانهمان میریزند و مرا دستگیر میکنند؛ خدا را در گوشهی زندان و تاریکی سلول میبینم.» بعدها نیز ایده کتاب انسان ۲۵۰ ساله در همان فضای زندان به ذهن ایشان رسیده بود. -به نقل از بستگان شهید
و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از "خون" شکست میخورد. از خون عاشق، خون شهید... فتحخون
میگن وقتی هیچ کلمهای از پسِ توصیف یک اتفاق برنمیاد، اون لحظه سکوت، گویای همه چیزه. اما یک چیزی بالاتر از مقام سکوته و اون شعره. شعری که سکوت رو معنا میکنه و ناگفتهها رو فریاد میزنه. واقعا به شاعرهای خوشقریحه غبطه میخورم، اینا میتونن احساساتی رو که ما فقط حمل میکنیم، بین واژهها جا بدن. امروز آقای محمد رسولی چه قدر قشنگ سکوتش رو فریاد کرد. ندید چشم جهان، بشکند ارادهی تو پناهگاه تو بودی، نه بیت سادهی تو از این به بعد به دوری از تو محکومم سفر به خیر، امام شهید مظلومم...