tgindex
sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi

sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi

Статистика

کانال "سومر-تورک باغی"رابطۀ لغوی دو زبان همریشۀ التصاقی ترک-سومری را با مقایسۀ لغات بر رسی میکند. تعدادی از لغات سومری-ترکی هم که در نتیجۀ التقاط با زبان و فرهنگهای بومیان التصاقی زبان ایران ماقبل هخامنشی و یا آرامی به فارسی راه یافته بررسی میشود.@sumertu

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
70
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
861
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
51
40 постов
Вовлечённость
5,9%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 70
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
33
1/48двое суток
37
1/72трое суток
40

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • A. en en = lord, master, ruler B. ensi₂ ensi₂ = ruler, governor, captain, steward C. ensi با معنی تعبیرکنندهٔ خواب در داده‌ای که آورده‌اید: ensi [INTERPRETER] و صورت‌های نوشتاری متفاوتی نیز برای آن ثبت شده است و معنی آن: dream interpreter = ت عبیرکنندهٔ خواب است. این بسیار مهم است، اما از آن نمی‌توان هنوز نتیجه گرفت که «حاکم» و «شامان» یک واژهٔ واحد بوده‌اند. احتمال جالب‌تر این است که در جامعهٔ سومری، دو عنوان متفاوت از نظر تاریخی یا اجتماعی به هم نزدیک شده باشند؛ یعنی شخصی که نقش دینی/تعبیرکنندگی داشته، در ساختار سیاسی نیز مقام پیدا کرده باشد. این فرضیه با توجه به ماهیت جوامع شهری اولیه ارزش بررسی دارد، ولی برای اثباتش باید تاریخ تحول این دو ensi را جداگانه بررسی کنیم. ۵. و دربارهٔ -si / -sik و ترکی -çi اینجا جملهٔ شما یک نکتهٔ مهم به ما می‌دهد. در داده‌های شما: ensi₂ / en-s i / im-sik / e-si اما نباید فعلاً بگوییم: en + si = حاکم + پسوند زیرا شواهد کافی نداریم که -si در سومری یک پسوند زایای اسم‌ساز باشد. با ا ین حال، وجود شکل‌ه ای: en-si e-si im-sik ارزش بررسی تطبیقی دارد. اگر بتوانیم در سومری یا زبان‌های همجوار چندین نمونهٔ مستقل X-si / X-sik با معنای «متخصص/عامل/صاحب نقش» پیدا کنیم، آن وقت مقایسه ب ا ترکی: X + çı/çi/çu/çü بسیار جدی‌تر می‌شود. ۶. بنابراین این جمله را می‌توان به صورت تطبیقی این‌گونه نمایش داد سومر ی ensi₂-ke₄ e₂ mu-n-du₃-ø حاکم-ERG | خانه/معب د-ABS | VEN-3SG-build-3SG ترکی مثلاً: hökmdar məbədi tikdi حاکم | معبد-ACC | ساخت-3SG یا در یک بازسا زی نزدیک‌تر به ترتیب سو مری: hökmdar məbəd-i tik-di تفاوت مهم: سومری: فاعل گذرا با ERG مشخص می‌شود. ترکی: فاعل معمولاً بدون پسوند ERG است و مفعول معین با -ı/-i/-u/-ü مشخص می‌شود. پس ساختار التصاقی مشترک به معنی یکسان بودن دستگاه حالت‌ها نیست. 🔥 نکته‌ای که برای پروژهٔ شما بسیار مهم است این جمله سه مورد را همزمان در اختیارمان می‌گذارد: e₂ ~ ev du₃ ~ du-/düz-/... ensi ~ عنوان‌های حاکمیتی ترکی ولی از میان این سه، e₂ ~ ev و du₃ ~ افعال ترکی را باید با ده‌ها نمونهٔ دیگر آزمایش کرد؛ و برای ensi نیز باید تمام عناوین حکومتی سومری و ترکی باستان را به‌صورت یک مجموعه مقایسه کنیم. اگر این کار را انجام دهیم، می‌توانیم از مرحلهٔ «شباهت واژه‌ها» عبور کنیم و دقیقاً بررسی کنیم که آیا تطابق‌های منظم واجی + معنایی + صرفی وجود دارند یا نه. این برای فرضیهٔ خانوادهٔ التصاقی پیشنهادی شما بسیار تعیین‌کننده‌تر خواهد بود.

  • 💐💐💐 در زیر یک جمله از کتاب زولیومی آورده شده است که آن را با تورکی مقایسه می کنیم: ensi₂-ke₄ e₂ mu-du₃ ensi راجع به انسی سومری داریم : که هم معنی حاکم را می دهد و هم معنی نوعی شامان پیشگو البته نوع نوشتاری این ها فرق می کند. به هر حال چون موضوع ساخت معبد است من حدس می زنم که بنوعی رول قدیمی شمن در دوران کشاورزی با رول حاکم ادغام شده است: en [LORD] N (1711x) Early Dynastic I-II, Early Dynastic IIIa, Early Dynastic IIIb, Ebla, Old Akkadian, Lagash II, Ur III, Old Babylonian, Middle Assyrian, Middle Babylonian, Neo-Assyrian, Neo-Babylonian, Hellenistic, unknown wr. en; en-en; i-ni; in; un; den; enmen; enₓ(GAL) "lord; master; ruler" ensik [RULER] N (11322x) Early Dynastic I-II, Early Dynastic IIIa, Early Dynastic IIIb, Ebla, Old Akkadian, Lagash II, Ur III, Old Babylonian, Middle Assyrian, Middle Babylonian, Neo-Assyrian, Neo-Babylonian, unknown wr. ensi₂; ensiₓ(GAR.PA.TE.SI); ensiₓ(PA.TE.SI.GAR); ensi₂-ke₄; im-sik; e-si; ensi₂-ensi₂; ensi₂-ka; ensiₓ(PA.SI); ensiₓ(PA.GAR.TE.SI); en-si; ensi₂-ga; i₃-in-si; iš-šeensi₂ "ruler; governor; captain; a quality designation; steward" ensi [INTERPRETER] N (71x) Early Dynastic IIIa, Early Dynastic IIIb, Old Akkadian, Lagash II, Ur III, Old Babylonian, Middle Assyrian, Neo-Assyrian, Neo-Babylonian wr. ensi; ensi(EN×ME.LI); lu₂ensi; ensiₓ(EN.LI); em-si-na; ensi₃; MAŠ.EN-LI "dream interpreter" e(sumer) = ev (türky) اِو تورکی بصورت اِ در سومری دیده می شود که به معنی معبد هم هست. du (sumer) = döz-elt-me / du, dur-dur-ma (türk) لغت دوردورماق و دوز-اِت-مک در تورکی هر دو به معنی برپا کردن هستند که با لغت دوُ سومری هم معنی و در خانواده زبانی پیشنهادی ام همریشه هستند... حال با این توضیحات چت جی پی تی جمله تاریخی زیر را با تورکی در پست بعدی مقایسه خواهد کرد: (17) Gudea Cyl. A 22:9 (Lagash, 22nd c.) (ETCSL 2.1.7) ensi₂-ke₄ e₂ mu-du₃ P1ensik=P5e P1e=P5ø S4mu-S11n-S12du-S14ø P1ruler=P5ERG P1house=P5ABS VEN-3.SG.H.A.-build-3.SG.P “The ruler has built the temple.” 💐🔥🐦‍🔥❤️⚡️ و مقایسه چت جی پی تی: بله؛ این جمله برای مقایسهٔ ساختاری سومری و ترکی خیلی مناسب‌تر از مقایسهٔ صرفاً واژگانی است، چون یک جملهٔ بسیار کوتاه با فاعل، مفعول و فعل دارد. اما چند نکته از تحلیل پیشنهادی شما را باید از هم جدا کنیم. جملهٔ سومری ensi₂-ke₄ e₂ mu-du₃ تحلیل زولیومی: جزءسومرینقشensi₂حاکمفاعل-ke₄ERGنشانگر فاعلِ گذراe₂خانه/معبدمفعولmu-VENپیشوند فعلیdu₃ساختنریشهٔ فعل-n-3sg humanشخص سوم مفرد-øمطلقمفعول سوم شخص ترجمهٔ دقیق: «حاکم معبد را ساخته است.» و ساختار کلی: [حاکم-ERG] [معبد-ABS] [VEN-3SG-build-3SG] ۱. e₂ و «اِو / ev» ترکی اینجا یک نکتهٔ بسیار جالب وجود دارد. سومری: e₂ = house / temple ترکی: ev / ew = خانه از لحاظ آوایی : e₂ ~ e v نزدیکی قابل توجه است، اما v در ترکی نیازمند توضیح تاریخی است. نمی‌توان صرفاً گفت e₂ → ev. از طرف دیگر، «خانه» یکی از واژگان بنیادی است و اگر بخواهیم فرضیهٔ خویشاوندی سومری–ترکی را آزمایش کنیم، این نوع واژه بسیار ارزشمندتر از واژه‌های فرهنگی متأخر است. ۲. du₃ = ساختن و ترکی اینجا مقایسهٔ شما جالب است: Sumer ian du₃ = to build, m ake ترکی: düz-/düzəltmək = مرتب/برپا/ساخته و آماده کردن dur-durmaq = برپا داشتن/متوقف کردن اما باید دقت کنیم که düzəltmək و durdurmaq از نظر تاریخی یک ریشه نیستند و نمی‌توان هر دو را مستقیماً معادل du₃ دانست. با این حال، اگر مجموعهٔ بزرگ‌تری از افعال سومری با du / du₃ و افعال ترکی do-/du-/düz-/dur- پیدا شود، می‌توان الگوی آوایی و معنایی را جدی‌تر آزمود. ۳. نکتهٔ جالب‌تر: ساخت فعل اینجا به نظرم مقایسهٔ شما واقعاً ارزش بررسی دارد. سومری: mu-n -du₃-ø ت قریباً: [پیشوند] – [فاعل سوم شخص] – [ریشهٔ فعل] – [مفعول] در ترکی: evi d üzəltdi یا: m əbədi tikdi در ترکی امروزی شخص و زمان عمدتاً در انتهای فعل ظاهر می‌شوند؛ بنابراین ساخت سطحی متفاوت است. اما هر دو زبان می‌توانند اطلاعات دستوری را به شکل زنجیره‌ای از عناصر وابسته به ریشهٔ فعل بیان کنند. این همان چیزی است که برای فرضیهٔ التصاقی شما اهمیت دارد. ۴. دربارهٔ ensi و «شامان/تعبیر خواب» اینجا باید سه واژه را کاملاً جدا کنیم:

  • X + ta X+ še و در ترکی: X + ın X + a X + da X + dan X + e... یعنی هر دو زبان، نقش‌های دستوری را عمدتاً بعد از اسم و به صورت پسوندی نشان می‌دهند. این از نظر typology شباهت بسیار مهمی است. ۸. اما یک اصلاح مهم نسبت به بحث‌های قبلی‌مان نباید صرفاً به دلیل اینکه دو زبان التصاقی‌اند، نتیجه بگیریم که خویشاوندند. برای فرضیهٔ خانوادهٔ التصاقی اوراسیایی که شما دنبال می‌کنید، قوی‌ترین آزمایش این خواهد بود: واژهٔ مشترک + تطابق آوایی منظم + پسوند مشترک/هم‌ریشه + تطابق معنایی + توزیع جغرافیایی/زمانی مثلاً اگر برای -da، -ra، -ta، -še هر کدام ده‌ها نمونهٔ سومری پیدا کنیم و در برابر آنها در ترکی باستان و سایر زبان‌های التصاقی منطقه الگوهای منظم پیدا شود، آن‌وقت بحث بسیار جدی‌تر می‌شود. و اینجا یک مزیت بزرگ داریم: پسوندها کمتر از واژه‌های فرهنگی دچار وام‌گیری تصادفی می‌شوند؛ بنابراین اگر واقعاً تطابق‌های منظم در نظام حالت‌ها پیدا شود، از نظر تاریخی بسیار باارزش‌تر از مثلاً udu ~ quzu یا igi ~ izi خواهد بود. نتیجهٔ فعلی من این جدول را برای پروژهٔ شما به سه سطح تقسیم می‌کنم: 🔥 بسیار ارزشمند برای بررسی بیشتر: -da ~ -da/-də -ra ~ -a/-ə 🟡 ارزشمند ولی نیازمند دادهٔ بیشتر: -ta ~ -dan/-dən -še ~ نشانگرهای جهت در ترکی کهن ⚪ فعلاً بیشتر شباهت نحوی: -ak ~ -nıŋ/-ın locative سومری ~ -da/-də بنابراین اگر بخواهیم واقعاً فرضیهٔ شما را محک بزنیم، به نظر من مرحلهٔ بعدی باید استخراج تمام نمونه‌های سومریِ -da، -ra و -ta از زولیومی و مقایسهٔ آنها با نمونه‌های ترکی باستان، اویغوری قدیم، کتیبه‌های اورخون و ترکی آذربایجانی باشد. این آزمایش از نظر روش‌شناسی خیلی قوی‌تر از مقایسهٔ چند واژهٔ منفرد خواهد بود.

  • 💐🔥🐦‍🔥⚡️❤️🌺👑 از کتاب گرامر نوشته زیولیومی ما جدول زیر را راجع به پسوندها ی سومری داریم که آن را بوسیله چت جی پی تی با تورکی مقایسه می کنیم : مقایسه مطالب زیر از زبان التصاقی سومری با زبان التصاقی تورکی CASE NOMINAL CASE-MARKER VERBAL AFFIX human non-human ergative =/e/ =/e/ final pronominal prefix (S11)7 and pronominal suffix (S14) absolutive =/ø/ =/ø/ final pronominal prefix (S11) and pronominal suffix (S14) adverbial cases dative =/ra/ =/e/ /a/ (S7) comitative =/da/ =/da/ /da/ (S8) ablative — =/ta/ /ta/ (S9) terminative =/še/ =/še/ /ši/ (S9) locative1 — =/(’)a/ /ni/ (S10) locative2 =/ra/ =/(’)a/ /i/ or /e/ (S10) locative3 =/ra/ =/e/ /i/ or /e/ (S10) adnominal cases genitive =/ak/ =/ak/ — equative =/gen/ =/gen/ — 💐🔥🐦‍🔥⚡️🌺👑🧜‍♀ مقایسه چت جی پی تی: بله. این جدول اتفاقاً برای مقایسهٔ سومری و ترکی بسیار مناسب‌تر از مقایسهٔ چند واژهٔ منفرد است، چون در اینجا با نظام حالت‌های دستوری و پسوندها روبه‌رو هستیم. اما باید بین «شباهت ساختاری» و «هم‌ریشگی قطعی» تفاوت بگذاریم. ۱. مقایسهٔ مستقیم نقش سومری ترکی باستان/ترکی امروز ارزیابی NOM Ø Ø بسیار نزدیک ABS Ø Ø نزدیک ERG -e — ⚠️ معادل مستقیم ترکی ندارد DAT -ra -a/-e، -ya/-yə 🔥 بسیار جالب COM -da -da/-də 🔥 بسیار نزدیک ABL -ta -dan/-dən 🟡 ریشهٔ احتمالیِ مشترک قابل بررسی TERM -še/-ši -a qədər، -dək، -sar/-sər در ترکی کهن🟡 شباهت محدود LOC-a / -ni / -i/ -e -da/-də 🟡 از نظر کارکرد مشابه، شکل متفاوت GEN -ak -nıŋ/-niŋ، -ıŋ/-iŋ در ترکی کهن🟡 کارکرد یکسان، صورت متفاوت EQUATIVE -gen -ça/-çe، -ca/-cə🟡 شباهت صرفاً جالب COM-da -da/-də🔥 یکی از قوی‌ترین تطبیق‌های صوری ۲. مهم‌ترین مورد: سومری -da ~ ترکی -da/-də در سومری: udu-da = «با گوسفند / همراه گوسفند» در ترکی: qoyun-da البته در ترکی امروزی -da عمدتاً مکان‌نماست، در حالی که برای «با» معمولاً ilə به کار می‌رود؛ اما در ترکی کهن و دیگر زبان‌های ترکی، ساخت‌های هم‌ریشهٔ مربوط به همراهی و مکان را باید جداگانه بررسی کرد. بنابراین نباید صرفاً گفت: Sumerian -da = Turkic -da و نتیجه گرفت هم‌ریشگی ثابت شده؛ ولی هم‌شکلی + التصاقی بودن + نقش نحوی ارزش بررسی جدی دارد. ۳. سومری -ra و ترکی -a/-ə این مورد برای فرضیهٔ شما بسیار جالب‌تر است. سومری: dumu-ra «برای فرزند» ترکی: oğul-a «به/برای پسر» و در ترکی باستان نیز پسوند جهت/مفعولی غیرمستقیم -a/-e وجود دارد. یعنی: Sumerian dumu-ra → فرزند + DAT در برابر: Turkic oğul-a → پسر + DAT البته r سومری در اینجا باید توضیح داده شود. ممکن است بخشی از تفاوت تاریخی یا ساختی باشد؛ نمی‌توان بدون مجموعهٔ بزرگی از نمونه‌ها گفت r حذف شده و -a باقی مانده است. اما این دقیقاً نوع داده‌ای است که ارزش بررسی تطبیقی دارد. ۴. سومری -ta و ترکی سومری: -ta یکی از کاربردهایش Ablative است: از / از جانب / از محل ترکی: ev-dən = از خانه dağ-dan = از کوه در اینجا شکل ترکی دارای -dan/-dən است. اگر بخواهیم فرضیهٔ تاریخی بسازیم: TA → DA → DAN قابل تصور است، اما فعلاً فقط یک فرضیهٔ تطبیقی است؛ زیرا برای اثبات آن باید همین تحول را در تعداد زیادی از نشانگرهای دستوری نشان دهیم. ۵. Genitive ؛ اینجا اختلاف مهمی داریم سومری: -ak مثلاً: kalam-ak «سرزمینِ ...» در ترکی باستان: -nıŋ / -niŋ / -ıŋ / -iŋ و ترکی امروزی: -ın/-in/-un/-ün یا با ضمیر/اسم مشخص: Anın، oğulun و غیره. از نظر کارکرد نحوی کاملاً قابل مقایسه‌اند : X + GEN → Y ولی از نظر صوتی: Sumerian -ak ≠ Turkic -nıŋ بنابراین این مورد در حال حاضر بیشتر همسانی ساختاری است تا تطبیق واژگانی-آوایی. ۶. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ -še سومری: -še = به سوی / برای / تا در نمونهٔ قبلی شما: nam-til₃ ... -še₃ این همان چیزی است که در ترکی باید با چند نشانگر مقایسه شود: -a/-ə -dək/-dek sarı/səri doğru اما در ترکی باستان پسوند -sar/-sär نیز برای جهت اهمیت دارد. بنابراین بهتر است به جای اینکه فور اً: Sumerian -še = Turkic -ə بگوییم، تمام کاربردهای -še را جمع کنیم و با تمام کاربردهای جهت‌نمای ترکی کهن مقایسه کنیم. ۷. یک نکتهٔ بسیار جالب‌تر: سومری چند حالت را با یک ریشهٔ کوتاه می‌سازد سومری از این نظر به زبان‌های التصاقی بسیار نزدیک به نظر می‌رسد: اسم + پسوند حالت مثلاً: X + ak X + ra X + da

  • Clay tablet artifacts from the ancient Sumerian civilization (c. 2000–1595 BC) found in the city of Nippur, in modern Iraq. This tablet shows a baby's footprint along with cuneiform writing.

  • 𝙇𝙪𝙜𝙖𝙡𝙨 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙚 𝙎𝙪𝙢𝙚𝙧𝙞𝙖𝙣 𝙘𝙞𝙩𝙮 𝙤𝙛 𝘼𝙙𝙖𝙗 𒌓𒉣𒆠 The lugals (kings) of the Sumerian city of Adab (modern Bismaya, Iraq) are notable for their brief but significant role in Mesopotamian history. While Adab was usually dominated by larger regional powers, it briefly rose to prominence as a dominant city-state in the mid-3rd millennium BC. The most prominent lugals include: Lugal-Anne-Mundu (c. 2500 BC): The most famous king of Adab and the only one recorded in the Sumerian King List. According to later inscriptions, he had a massive 90-year reign and forged a short-lived empire stretching from the Gulf region to the Zagros Mountains. Lugal-dalu: A mid-3rd-century BC king who is not listed on the standard king lists but is confirmed by a famous, well-preserved limestone statue discovered in Adab. photo/ Statue of Lugaldalu https://etcsl.orinst.ox.ac.uk/section2/tr211.htm #WELOVEMESOPOTAMIA

  • سومری -آککادی سوزلوگو اَن اسگی سوزلوگ تاریخده-گشمئشده It may occur to most people that the first and oldest dictionary in history was created by the Greeks But in fact, the first dictionary in the world came from the great country of Mesopotamia Before you is a picture of the oldest bilingual dictionary in history, consisting of 24 tablets. This dictionary is copied from tablets of much older dictionaries! The dictionary contains lists of binary words written in the Sumerian and Akkadian languages. The words were written in the Sumerian language and we find what corresponds to them in meaning in the Akkadian language. The dictionary is located in the Louvre Museum, Paris It may occur to most people that the first and oldest dictionary in history was created by the Greeks

  • 10 авг.37из tarixbil

    درست زمانی که ماهواره پا به خانه های مردم گذاشت، جمعیتی از کهف خویش بیدار شدند و فهمیدند در جای جای جهان کسان دیگری مانند ما تورکی حرف می زنند، می خوانند و شعر می گویند. رسانه از انحصار روزنامه و تلویزیون خارج شد و به سرعت سریالهای تورکی مورد اقبال مادربزرگهایی شد که از سریالهای پایتخت چیزی متوجه نمی شدند. گسترش تکنولوژی به نفع هویت های در حال انقراض شد‌‌‌ و در لبه پرتگاه بطور معجزه آسایی نجات یافتند‌. کسانی که مثل من دهه شصت را به خاطر دارند، هنوز عروسی هایی که مردان کاکل کفتری، کوزه شلواری، وسط مجلس، با ظرافت زنانه، قر کمر می ریختند و با غرور و قیافه جدی لعنتی شان حرکات گوشت ریزان به نام رقص انجام می دادند را یادشان است... خردادیان الگوی جوانان بود !!! و رقص های اساطیری آذربایجانی را کسی اصلا بلد نبود... اینترنت که رسید انحصار تک زبان محوران شکست و علاقمندی عجیبی به تاریخ و فرهنگهای رنگارنگ سرزمینمان پیدا شد که حتی به تشتت تلخ نیز انجامید‌ اما به آزادی بزرگ روایتها می ارزید. ما که بودجه رسمی و غیر رسمی نداشتیم به کتابخانه های جهان و به رایگان عضو شدیم. ما که بودجه برای سفرهای تحقیقی نداشتیم وارد موزه ها و دانشگاهها شدیم... و سپس... هوش مصنوعی آمد... گرچه هنوز در دوره کودکی خویش است و به زودی روایتهای گاها یک طرفه اش مبتنی بر وب سایتهای رسمی و غیر رسمی تعدیل و اصلاح خواهد شد اما امکان بزرگی برای ما بود که حتی بودجه رسمی و غیر رسمی برای طراحی یک پوستر را نداشتیم ... اکنون  با هوش مصنوعی و امکانات رایگان مجازی، جهانی به روی جوانان ما لبخند زده است. مطئنم انحصارگرایان نژاد محور از این همه تکنولوژی و آزادی ما خودخوری می کنند... اما خودمانیم، جهان آینده چقدر عادلانه تر و زیباتر خواهد بود..‌ #نیلوفر #هویت #هوش_مصنوعی @tarixbil

  • سومری: kalam = سرزمین، کشور ترکی: el / il = کشور، سرزمین، مردم/جامعهٔ وابسته به کشور اما اینجا شباهت آوایی خیلی ضعیف‌تر است: kalam → el/il و بنابراین من فعلاً آن را در ردهٔ «قرینهٔ معنایی ضعیف» قرار می‌دهم، نه cognate. ۷. و حالا جملهٔ کامل En-metena متن: dEn-lil₂, lugal kur-kur-ra,ab-ba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ تحلیل استاندارد: Enlil، شاه همهٔ سرزمین‌ها، پدر همهٔ خدایان در اینجا چند تطبیق بالقوهٔ جالب داریم: en-lil ↔ ən-yel؟ lugal ↔ ترکی uluğ / ulu «بزرگ، سترگ»؟ kur ↔ yer؟ abba ↔ aba/abba؟ diŋir ↔ Tengri/Tanrı؟ اما جالب‌ترین بخش برای من در این مرحله abba است، چون اینجا برخلاف En-lil با یک مفهوم خانوادگی بسیار بنیادی مواجهیم. ۸. یک نکتهٔ بسیار مه م دربارهٔ «Tan-yel» پیشنهاد قبلی شما: en-lil → Tan-yel از نظر بازسازی خلاقانه جالب است، اما باید دو چیز را جدا کنیم: An در سومری: آسمان / ایزد آسمان و en-lil: en + lil بنابراین اگر بخواهیم به ترکی نزدیک کنیم، بهتر است فعلاً سه فرض جدا داشته باشیم: فرض ۱ An → Tan/Tengri فرض ۲ lil → yel فرض ۳ en → ən و فقط اگر هر سه در مجموعهٔ بزرگ‌تری از داده‌ها تأیید شدند، آن‌وقت می‌توان پرسید آیا: En-lil ~ ən-yel یک تطابق تاریخی واقعی است یا نه. جمع‌بندی فعلی من از بین مواردی که تا اینجا بررسی کردیم، من آنها را این‌طور رتبه‌بندی می‌کنم: 🟢 قوی‌تر برای بررسی بیشتر: abba ~ aba، lil ~ yel از نظر معنایی، kur ~ yer از نظر معنایی 🟡 جالب ولی بسیار نیازمند داده: en ~ ən، kalam ~ el/il، An ~ Tengri/Tanrı 🔴 فعلاً نباید به‌عنوان هم‌ریشه اعلام شوند: en-lil = ən-yel به‌عنوان یک نتیجهٔ قطعی. و اتفاقاً این روش برای پروژهٔ شما بهتر است: به جای اینکه از ابتدا فرض کنیم سومری و ترکی یکی هستند، . در مرحلهٔ بعد می‌توانیم دقیقاً همین کار را برای en / an / lil / yel / el / il / uluğ / kur / yer / kalam انجام دهیم و برای هر کدام شاهد تاریخی، تاریخ ثبت، معنی، شکل آوایی و تغییر احتمالی صامت‌ها را در یک جدول بزرگ تطبیقی بچینیم.

  • 🔥🐦‍🔥⚡️💐🌺👑🧜 بله. با توجه به بحث‌های قبلی‌مان، بهتر است این بار en / an / lil / yel / il-el را نه به‌صورت یکسان‌سازی فوری، بلکه در سه لایه بررسی کنیم: معنی، ساختمان واژه، و تحول آوایی. یک اصلاح مهم نسبت به پاسخ قبلی هم لازم است: در سومری en به‌طور معمول «ارباب/سرور، کاهن عالی، بزرگ‌زاده» است و در برخی منابع به‌عنوان صفت «نجیب» و فعل «حکومت کردن» نیز ثبت شده است؛ بنابراین معادل مستقیم آن با ən ترکی به معنی «ـترین» ثابت نیست. جدول مقایسهٔ اولیه مفهوم سومری ترکی باستان/نو ارزیابی سرور، بزرگ، صاحب مقام en ən «بیشترین، برترین» 🟡 شباهت صوتی + امکان مقایسهٔ معنایی، ولی نه هم‌ریشگی اثبات‌شده آسمان، بالا an aŋ / aň و ریشه‌های مرتبط با بالا در ترکی 🟡 قابل بررسی باد/هوا/روح lil₂ yel «باد» 🟠 شباهت معنایی بسیار جالب؛ تطابق آوایی هنوز اثبات نشده سرزمین kur yer / yir «زمین، جای» 🟡 از مواردی که ارزش بررسی تطبیقی دارد سرزمین/کشور kalam el / il «کشور، سرزمین، مردمِ کشور» 🟡 از نظر معنایی جالب، اما تطابق صوتی ضعیف خدای آسمان An Tanrı / Tengri 🟠 مقایسهٔ بسیار معروف، اما برای اثبات خویشاوندی کافی نیست پدر abba aba / abba «پدر» در برخی گونه‌های ترکی 🟢 شباهت بسیار جالب، ولی احتمال همگرایی/واژهٔ کودکانه باید کنترل شود ۱. مهم‌ترین مورد: En-lil صورت سومری: 𒀭𒂗𒆤 = dEN-LÍL خوانش سنتی: En-lil و معمولاً به صورت «Lord Wind / Lord of the Wind» ترجمه شده است. اما این ترجمه کاملاً قطعی نیست. صفحهٔ رسمی ORACC صریحاً می‌گوید که تفسیر líl = wind احتمالاً تحول ثانویه‌ای در هزارهٔ اول پیش از میلاد است و دربارهٔ معنای اصلی آن اختلاف وجود دارد. پس اگر شما پیشنهاد کنید: en-lil ≈ ən-yel از نظر مقایسهٔ معنایی جذاب است: en + lil سرور + باد/هوا در برابر: ən + yel برترین + باد اما فعلاً نمی‌توان گفت که این یک ترجمهٔ تاریخی است. نکتهٔ جالب‌تر این است که حتی معنای lil نیز در پژوهش سومری محل بحث است؛ برخی آن را با باد/هوا، برخی با روح/شبح/نیروی نامرئی مرتبط دانسته‌اند. بنابراین برای فرضیهٔ شما، اتفاقاً روح/باد → yel می‌تواند از «باد» به‌تنهایی جالب‌تر باشد، زیرا شما قبلاً در بحث‌های مربوط به öz / uzu / اوز روی ارتباط مفاهیم روح و نیروی نامرئی تأکید کرده بودید. ۲. اما «ən» ترکی واقعاً جالب است در ترکی امروزی : ən böyük = بزرگ‌ترین ən yaxşı = بهترین ən uca = والاترین یعنی ən دقیقاً پیش از صفت قرار می‌گیرد و نقش درجهٔ عالی دارد. اما سومری: en = lord / high priest است. پس دو مسیر داریم: فرض A — تصادف دو واژهٔ کوتاه en/ən مستقل از هم پدید آمده‌اند. فرض B — یک ریشهٔ بسیار کهن یک مفهوم بنیادی مانند: بالا / برتر / بزرگ / سرور در یک زبان پیشین به صورت *en/*an درآمده و در شاخه‌های مختلف به «سرور» یا «برترین» تحول معنایی پیدا کرده است. فرض B از نظر نوع تغییر معنایی ناممکن نیست، ولی هنوز به شواهد بسیار بیشتری نیاز دارد. ۳. an سومری و «en» را نباید قاطی کنیم این قسمت برای پژوهش شما خیلی مهم است. در سومری: an = آسمان، بالا، ایزد آسمان An در حالی که: en = سرور، کاهن عالی بنابراین: AN ≠ EN اگرچه ممکن است از یک ریشهٔ بسیار قدیمی‌تر باشند، اما در زبان سومری تاریخی باید جداگانه بررسی شوند. و اینجا یک نکتهٔ بسیار جالب برای مقایسه با ترکی وجود دارد: an → بالا/آسمان en → برتر/سرور از نظر معنایی هر دو می‌توانند حول محور «بالا بودن / برتری» قرار بگیرند. ولی این فعلاً یک شبکهٔ معنایی فرضی است، نه ریشه‌شناسی اثبات‌شده. ۴. lil₂ ~ yel اینجا من با احتیاط، اما جدی‌تر از قبل، پیشنهاد شما را بررسی می‌کنم. سومری: lil₂ → در سنت واژه‌شناختی «باد/هوا» و نیز در برخی تفاسیر «روح/شبح/نیروی نامرئی» ترکی: yel → باد از نظر معنا: lil : yel = باد : باد از نظر آوا: l → y این تبدیل به‌تنهایی عجیب نیست، اما مسئله این است که باید نمونه‌های مستقل دیگری داشته باشیم که در آنها همین رابطه تکرار شود. بنابراین اگر در فهرست تطبیقی شما بتوانیم مثلاً: Sumerian L-...→ Turkic Y-... را در ۱۰–۲۰ واژهٔ بنیادی با معانی قابل قبول پیدا کنیم، ارزش فرضیه به‌شدت افزایش می‌یابد. ۵. kur ~ yer این یکی از مواردی است که در پژوهش‌های قبلی شما نیز بارها به آن رسیدیم: سومری: kur = کوه، سر زمین، کشور، ناحیه ترکی: yer / yi r = زمین، مکان، جای در جمله‌ای که شما آوردید: lugal kur-kur-ra = «شاهِ سرزمین‌ها» و در ترکی: yer-yer / yerlər از لحاظ ساختاری و معنایی جالب است. ولی تبدیل: k → y باید با مجموعه‌ای از داده‌ها اثبات شود. ۶. kalam ~ el/il این مورد هم برای فرضیهٔ شما ارزش بررسی دارد.

  • 💐🔥🐦‍🔥 و با رجوع به مثال بالا : در تورکی داریم: اَن-بویوک = بسیار بزرگ، ان- لیل = یِل-متعالی 👑🌺⚡️ و بررسی جمله قبلی بوسیله چت حی پی تی با پیش فرض بالا: 🧜‍♂🧜‍♀👑 دقیقاً؛ این نکته‌ای که اضافه کردید تحلیل «en-lil» را جالب‌تر می‌کند، ولی باید دو سطح را از هم جدا کنیم. ۱. «ən böyük» در ترکی در ترکی آذربایجانی: ən böyük = بزرگ‌ترین / از همه بزرگ‌تر و ən نقشِ درجهٔ عالی دارد. اگر در یک متن قدیمی یا گویشی ən + صفت برای مفهوم «بسیار/برترین» داشته باشیم، می‌توان آن را از نظر ساخت معنایی کنار سومری en-lil₂ گذاشت: en + lil «en + باد/هوا» → «باد/هواى برتر؟» اما این هنوز ثابت نمی‌کند که en سومری = ən ترکی؛ چون en سومری خودش واژه‌ای مستقل با معنی و کاربردهای متعدد است. ۲. نکتهٔ جالب‌تر: lil₂ ~ yel اگر lil₂ را با معنای «باد/هوا» در نظر بگیریم : Sumerian lil₂ = باد، هوا Turkic yel = باد آنگاه پیشنهادی که شما مطرح می‌کنید: en-lil → ən-yel از نظر ساخت معنایی بسیار جذاب است: ən + yel = عالی‌ترین/برترین باد و از اینجا می‌توان آن را به مفهوم یک ایزدِ آسمانی/باد پیوند داد. اما برای اینکه این از یک شباهت جالب به یک فرضیهٔ زبان‌شناختی جدی تبدیل شود، باید نشان دهیم که: l → y یا مثلاً li → ye در تعدادی واژهٔ مستقل سومری–ترکی نیز رخ می‌دهد. ۳. حتی یک نکتهٔ دیگر دربارهٔ «ən» در ترکی آذربایجانی امروزی: ən böyük = بزرگ‌ترین ən yaxşı = بهترین ən uca = بلندترین/متعالی‌ترین یعنی ən قبل از صفت می‌آید. بنابراین اگر بخواهیم صرفاً به صورت یک بازسازی فرضی نگاه کنیم: ən + yel «برترین باد / باد متعالی» می‌تواند از نظر مفهومی با تصویری که از Enlil داریم جالب باشد. ولی من فعلاً پیشنهاد می‌کنم آن را «قرینهٔ معنایی و ساختاری» بنویسیم، نه ترجمهٔ قطعیِ Enlil = Ən-yel. و یک نکتهٔ بسیار مهم: Enlil یک نام ایزدی بسیار کهن است و etymology آن در پژوهش سومری قطعی و ساده نیست؛ بنابراین دقیقاً همین مورد ارزش دارد که در کنار ده‌ها ترکیب دیگر بررسی شود، نه اینکه فقط از روی شباهت دو واژه نتیجه‌گیری کنیم. اگر بخواهیم بحث شما را جدی‌تر جلو ببریم، مورد بسیار خوبی است که en / an / lil / yel / il / el را در سومری، ترکی باستان، ترکی آذربایجانی، هوری، اورارتویی و ایلامی در یک جدول تاریخی کنار هم بگذاریم.

  • سومری، معنی، ترکی، پیشنهادی شما، قدرت مقایسه abba پدر aba/abba ⭐⭐⭐⭐ kur زمین/سرزمین yer ⭐⭐⭐ kur-kur سرزمین‌ها yer-yer / yerler⭐⭐ gal بزرگ kal/klān/ulu ⭐⭐ lil₂ باد yel ⭐⭐ diŋir خدا tanrı ⭐⭐ از نظر ساخت/معنا، نه تطابق صوتی مستقیم -ne جمع -an ⭐⭐ -ra داتیو/جهتی -a/-ə ⭐⭐⭐ از نظر نقش-ke₄ نقش‌نمای حالت -ki/-ın و غیرهنیازمند بررسی دقیق بنابراین اگر بخواهیم جمله را به صورت یک «بازسازی تطبیقی فرضی» بنویسیم: Sumer: En-lil, lugal kur-kur-ra, abba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ تقریب معنایی: «اِنلیل، پادشاه سرزمین‌ها، پدر خدایان.» و در ترکی امروزی: Tanrı-yel, bütün yerlerin ulusu/padişahı, tanrıların abası. البته این ترکی جملهٔ طبیعی تاریخی نیست؛ صرفاً نشان دادن نقاطی است که شما می‌خواهید تطبیق دهید. یک نکتهٔ مهم در میان تمام این مقایسه‌ها، من abba ~ aba و همچنین kur ~ yer را ارزشمندتر از زنجیرهٔ پیچیدهٔ lugal → lo-kal → کلان می‌دانم. اگر بخواهیم فرضیهٔ «خانوادهٔ التصاقی اوراسیایی» شما را واقعاً محک بزنیم، بهتر است همین‌جا توقف کنیم و برای هر کدام یک جدول تطابق آوایی بسازیم؛ مثلاً بررسی کنیم آیا در ۲۰–۳۰ واژهٔ مستقل، سومری k/r/l → ترکی k/g/y/r/l به شکل منظم تکرار می‌شود یا خیر. اگر چنین نظمی پیدا شود، استدلال بسیار قوی‌تر از مقایسهٔ تک‌واژه‌ای خواهد شد.

  • 💐💐💐👆👆👆 تحلیل چت حی پی تی راجع به پست قبلی: 🔥🐦‍🔥⚡️ بله. این نمونه برای مقایسه‌ای که شما دنبال می‌کنید جالب است، اما بهتر است آن را جزءبه‌جزء بررسی کنیم و بین «شباهت قابل بررسی» و «هم‌ریشگی اثبات‌شده» فرق بگذاریم. متن زولیومی: dEn-lil₂, lugal kur-kur-ra, ab-ba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ ترجمهٔ استاندارد: «اِنلیل، پادشاه همهٔ سرزمین‌ها، پدر همهٔ خدایان.» ۱. en-lil₂ en در سومری en= سرور، ارباب، صاحب/کاهن عالی lil₂ = باد، هوا، روح/نَفَس (بسته به کاربرد) بنابراین En-lil نام ایزد است و نمی‌توان صرفاً آن را با Tanrı-yel یکی دانست. اما پیشنهاد شما : Tanrı + ye l از نظر معنایی جالب است، زیرا yel در ترکی = باد. پس: سومری lil₂ ↔ ترکی yel یک مقایسهٔ واژگانی قابل بررسی است، ولی هنوز تطابق آوایی منظم l → y برای آن نداریم. برای قوی شدن این پیشنهاد باید نمونه‌های متعدد دیگری پیدا شود که همین تغییر را نشان دهند. ۲. lugal این بخش حتی جالب‌تر است. سومری: lugal = پادشاه ساخت سنتی آن معمولاً به صورت: lu₂-gal = انسان بزرگ / مرد بزرگ تحلیل می‌شود. شما آن را با: lo-kəl / lökəl / kal و سپس با kal / kalan / کلانتر مقایسه کرده‌اید. ترکی: kalın = ضخیم، بزرگ/فراوان در برخی کاربردها ulu = بزرگ، عظیم kalaŋ/kalın و صورت‌های مرتبط در زبان‌های ترکی تاریخی قابل بررسی‌اند. kal- = ماندن، باقی ماندن، که البته معنای متفاوتی دارد. بنابراین برای gal = بزرگ، نزدیک‌ترین مقایسهٔ معنایی ترکی در واقع ulu / büyük / balık؟ نیست که هر شباهت صوتی را وارد کنیم؛ باید داده‌های تاریخی دقیق‌تری جمع کنیم. اما نکتهٔ شما دربارهٔ gal = بزرگ ارزش بررسی دارد، زیرا gal در سومری واقعاً در ترکیبات متعددی معنای «بزرگ» دارد. ۳. kur-kur-ra اینجا مقایسه بسیار جالب‌تر است. سومری: kur = سرزمین / کوه / کشور / بیرون و: kur-kur= سرزمین‌ها سپس: -ra نشانگر حالت داتیو/جهتی در کاربردهای خاص. شما پیشنهاد کرده‌اید: kər / ker → yer و: yer-yer در ترکی: yer = مکان، زمین از نظر معنایی: kur = سرزمین/زمین ↔ yer = زمین/مکان شباهت معنایی وجود دارد. اما از لحاظ صوتی: kur → ker → yer نیازمند اثبات چند مرحلهٔ تغییر آوایی است. بنابراین فعلاً بهتر است آن را همتای احتمالی بنامیم، نه «هم‌ریشه». ۴. kur-kur-ra و «yer-yer-ə» اینجا یک نکتهٔ مهم وجود دارد. سومری: kur-kur-ra دارای تکرار اسم برای بیان جمع است: kur + kur = سرزمین‌ها این دقیقاً همان چیزی است که در بسیاری از زبان‌ها به آن reduplication می‌گویند . اما در ترکی معیار امروز: yerler می‌گوییم، نه yer-yer. با این حال در ترکی و دیگر زبان‌های التصاقی، تکرار ریشه برای ایجاد مفاهیمی مانند: همه‌جا ، جاهای مختلف، پراکندگی، شدت کاملاً شناخته شده است. بنابراین kur-kur از نظر ساختاری قابل مقایسه است، ولی نباید مستقیماً آن را معادل پسوند جمع ترکی -lar دانست. ۵. ab-ba سومری: abba = پدر / بزرگِ خاندان / پیر ترکی: aba / abba = پدر، جد، پیر این مورد از مقایسه‌های شما به‌مراتب قوی‌تر است، چون هم شباهت صوتی بسیار زیاد است و هم معنی بسیار نزدیک. ترکی آذربایجانی: aba در بسیاری از گویش‌های ترکی و زبان‌های پیرامونی نیز صورت‌های aba/apa/abba برای «پدر، مادر، بزرگ‌تر» دیده می‌شوند. البته باز هم باید تاریخ و پراکندگی این واژه را بررسی کنیم تا مشخص شود آیا: میراث مشترک است، وام‌واژه است، یا یک واژهٔ کودکانه/خویشاوندی بسیار کهن و مستقل که در زبان‌های متعدد ایجاد شده است. برای واژه‌های خویشاوندی، گزینهٔ سوم همیشه جدی است. ۶. diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ این قسمت از نظر صرفی بسیارمهم است. سومری: diŋir = خدا /ایزد diŋir-diŋir = خدایان -re₂-ne = جمع -ke₄ = ergativ e/genitive-related morphology در این ساخت یعنی: ab-ba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ تقریباً: پدرِ خدایان مقایسه با ترکی پیشنهادی شما شما نوشته‌اید: aba tanrı-tanrı-ya-an از نظر ساختاری می‌توان آن را با: abba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ مقایسه کرد، ولی یک تفاوت مهم داریم: در سومری -ne نشانگر جمعِ سوم‌شخص/جمع در این ساخت است؛ نمی‌توان بدون بررسی بیشتر گفت که دقیقاً همان -an ترکی باستان است. با این حال، پیشنهاد شما دربارهٔ -an ارزش بررسی تطبیقی دارد، مخصوصاً با مثال‌هایی مانند: er → eren و oğul → oğlan که قبلاً مطرح کردید. این مقایسه باید جداگانه و بر اساس متون قدیمی ترکی انجام شود. نتیجهٔ تطبیقی این جمله اگر داده‌ها را بدون اینکه بیش از حد نتیجه‌گیری کنیم کنار هم بگذاریم:

  • 💐🔥🐦‍🔥 از کتاب زولیومی سومری: 1 sumer : en-lil₂, lugal kur-kur-ra,ab-ba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ 2- türk : Tan-yel, lo-kəl (kal) yer-yer-e, abba tangri-tangri-ya-an 3-tan-,yel, lo-kal/kəl yer-yer-ə, aba/abba tanri-tanri- ya در مورد بالا داریم:   تانری-یل، لو = انسان تبریزلی = تبریز-انسان ، کال : کالئن، کَل (بزرگ) ، کلانتر،  کِر : یِر، خاک  و ...و در کتاب زولیومی داریم: " (16) En-metena 1 1:1–3 (RIME 1.9.5.1) (Lagash, 25th c.) (Q001103) den-lil₂, lugal kur-kur-ra, P1enlil P1lugal P3[P1kur~kur=P5ak] P1DN P1king P3[P1land~PL=P5GEN] ab-ba diŋir-diŋir-re₂-ne-ke₄ P1abba P3[P1diŋir~diŋir=P4enē=P5ak]=P5e P1father P3[P1god~PL=P4PL= P5GEN]=P5ERG “Enlil, the king of all lands, the father of all gods” *** و تحلیل هوش مصنوعی راجع جمله سومری و اطلاعات پیشنهادی من در پست بعدی 👇👇👇

  • هوش مصنوعی تابلاهای ۵۰۰۰ ساله سومری را به انگلیسی ترجمه می کند AI translates 5,000-year-old cuneiform tablets into English https://share.google/oWJwU3JH9KqfIWR5Q

  • Neanderthals are Homo sapiens, not a different species, and may have disappeared because of repeated interbreeding with H. sapiens who emigrated from Africa to Eurasia – Why Evolution Is True https://share.google/5CZEEDQkPjeLjHFC6

  • 👆👆👆 SÜMERLERDEN GÜNÜMÜZE ULAŞAN EN DOKUNAKLI HATIRA BU KÜÇÜK AYAK İZİ TAM 4.000 YILDIR KAYBOLMADI Yaklaşık 4.000 yıl önce, Mezopotamya’da dünyaya gelen bir çocuğun varlığı yalnızca ailesinin hafızasına emanet edilmedi. Onun adı, anne ve babasının isimleriyle birlikte kile işlendi; üstelik bu kayıt, küçük ayağının kile bastırılmasıyla tamamlandı. Bugün birçok kişinin “Sümer doğum belgesi” olarak tanıdığı bu eser, insanlık tarihinin çocuk kimliğini belgelemeye yönelik en eski örneklerinden biri olarak kabul edilir. MÖ 2000-1595 yılları arasına tarihlenen bu küçük kil tablet, Sümerlerin kutsal kenti Nippur’da, Sümer kültürel mirasının hala yaşadığı Eski Babil Dönemi’nde hazırlanmıştır. Tablet üzerindeki çivi yazısı, çocuğun adını ve ebeveynlerini kayda geçirirken, yanındaki kil ayak izi ise adeta onun sessiz imzası gibidir. Dört bin yıl sonra bile o küçücük ayak izine bakınca, bir zamanlar nefes alan, yürümeyi yeni öğrenen gerçek bir çocuğun yaşamına dokunuyormuş hissi uyandırır. İnsanlık tarihi boyunca insanlar isimlerini, soylarını ve aile bağlarını korumanın yollarını aradı. Sümerler bunu yazıyla başaran ilk toplumlar arasında yer aldı. Dünyanın bilinen en eski yazı sistemi olan çivi yazısını geliştiren bu uygarlık, yalnızca kralların, tapınakların ya da ticaretin kayıtlarını tutmadı; sıradan insanların yaşamına dair izleri de geleceğe taşıdı. Bu nedenle bugün elimizde bulunan binlerce Sümer tableti, yalnızca tarih değil, aynı zamanda insanların gündelik hayatını anlatan sessiz tanıklardır. Günümüzde birçok ülkede yeni doğan bebeklerin el veya ayak izinin alçıya ya da kile basılarak ömür boyu saklanması geleneğinin, binlerce yıl önce Sümerlerin yaptığı bu uygulamayı hatırlatmasıdır. Elbette modern ailelerin bunu Sümerlerden esinlenerek yaptığını söylemek mümkün değildir ancak bir bebeğin ilk izini ölümsüzleştirme fikrinin ne kadar eskiye uzandığını görmek gerçekten etkileyicidir. Görünen o ki, çağlar değişse de ebeveynlerin çocuklarına dair en değerli hatırayı saklama arzusu hiç değişmemiştir. Bugün bu eşsiz eser, Pennsylvania Üniversitesi Müzesi’nin koleksiyonunda korunuyor. Küçücük bir kil parçası gibi görünse de, aslında insanlık tarihinin en dokunaklı tanıklarından biridir. Çünkü üzerinde ne bir kralın zaferi ne de büyük bir savaş anlatılır. Sadece bir çocuğun adı, ailesi ve küçücük ayağının izi vardır. Belki de bu yüzden, dört bin yıl sonra bile bize en güçlü mesajı verir: Medeniyetler yükselir, şehirler yıkılır, diller unutulur; fakat anne babaların çocuklarını hatırlama ve onları geleceğe bırakma isteği, insanlık kadar eskidir.. Çeviri Hazal Merisana #anunnakisümertanrıları

  • برگ تولد کودک😊😊😊 در سومریان

  • 👆👆👆 قسمت 2 لطفا با تورکی مقایسه بکن: راهنمایی : اودو = قوزو سیکی = ساچ سیپا-د= چوبان در ضمن سوپا= سگ نگهبان گله در تورکی خلخال در ضمن -ka = inki- و ما در تورکی باستان پسوند -آن = لار را داریم مثلا در "ار" داریم ار-لَر = اَرَن ، اوغول-لار= اوغول-آن و ... از کتاب زولیومی:(14) Iri-kagina 1 3:18 (RIME 1.9.9.1) (Lagash, 24th c.) (P222607) sipad udu siki-ka-ke₄-ne P1sipad P3[P1udu P3[P1siki=P5ak]=P5ak]=P4enē=P5e P1shepherd P3[P1sheep P3[P1wool=P5GEN]=P5GEN]=P4PL=P5ERG “the shepherds of sheep of wool (= wool-bearing sheep)” 💐🔥🐦‍🔥 و جواب چت جی پی تی: 🔥🐦‍🔥💐⚡️🌺 اگر این مثال را در چارچوب فرضیهٔ پژوهشی شما (نه به‌عنوان یک نتیجهٔ پذیرفته‌شده در زبان‌شناسی تاریخی) بررسی کنیم، می‌توان آن را از سه دیدگاه واژگانی، صرفی و نحوی با ترکی مقایسه کرد. متن سومری sipad udu siki-ka-ke₄-ne تحلیل زولیومی: sipad = چوپان udu = گوسفند siki-ka = «پشم» -ke₄-ne = جمع + ارگاتیو ترجمه رسمی: "the shepherds of wool-bearing sheep" مقایسه واژه به واژه سومری معنی پیشنهاد مقایسه با ترکی sipad چوپان çoban ؛ همچنین فرضیهٔ sipa/supa (سگ نگهبان گله در خلخال) udu گوسفند quzu (بره)، همچنین qoyun / uy siki پشم saç (مو)، در چارچوب فرضیهٔ شما -ka اضافه -ın/-in/-ki -ne جمع -an (ترکی باستان)، -lar/-lər (ترکی امروزی) اگر با واژه‌های پیشنهادی شما بازسازی شود سومری sipad udu siki-ka -ne ترکی (بازسازی پژوهشی) çoban quzu saç-ın-ki -an یا به صورت طبیعی‌تر quzunun saçlılarının çobanları دربارهٔ -ka شما پیشنهاد کرده‌اید: -ka ↔ -ınki از نظر نقش دستوری، هر دو برای ایجاد وابستگی اسمی به کار می‌روند. مثلاً سومری siki-ka = پشمِ ... اگر با ترکی مقایسه شود: saç-ın یا saç-ınkı از نظر نقش، این مقایسه قابل بررسی است، هرچند از دید زبان‌شناسی تاریخی، هم‌ریشگی این دو پسوند اثبات نشده است. دربارهٔ -ne این قسمت به نظر من از دیدگاه تطبیقی جالب‌تر است. در سومری -ne علامت جمع است. در ترکی امروز -lar / -lər اما همان‌طور که اشاره کردید، در متون ترکی باستان و برخی واژه‌ها صورت -an نیز دیده می‌شود، مانند: er → eren oğul → oğlan بنابراین در چارچوب فرضیهٔ شما می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا: سومری -ne و ترکی کهن -an ممکن است بازتاب‌هایی از یک نشانگر جمع کهن‌تر باشند یا خیر. در حال حاضر این یک فرضیهٔ پژوهشی است و نه نتیجه‌ای تثبیت‌ شده. دربارهٔ sipad با توجه به دادهٔ گویش خلخال supa = سگ نگهبان گله و sipad = چوپان می‌توان یک بازسازی فرضی ارائه کرد: sip / sup ↓ نگهبانی از گله ↓ supa ↓ سگ گله ↓ sipad چوپان این از نظر معنایی منسجم است، ولی برای اثبات تاریخی نیاز به نمونه‌های بیشتری از زبان‌های باستانی منطقه وجود دارد. دربارهٔ udu پیشنهاد شما: udu → quzu از دید رسمی پذیرفته نشده است، اما اگر در کنار داده‌های دیگری که پیش‌تر مطرح کرده‌اید (مانند ušga ~ uşaq، mušen ~ quş، ŋeštug ~ eşit و ...) بررسی شود، می‌تواند بخشی از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر از مقایسه‌های پیشنهادی باشد که باید با الگوهای آوایی منظم ارزیابی شوند. بازسازی کامل جمله بر اساس چارچوب پژوهشی شما: sipad = çoban / sipa udu = quzu siki = saç -ka = -ın -ne = -an / -lar بازسازی: Çoban quzu saçın-an یا به ترکی روان‌تر: Yunlu quzuların çobanları از نظر ساختار نحوی در هر دو زبان، زنجیره‌ای از اسم‌ها با پسوندهای پایانی دیده می‌شود: سومری sipad → udu → siki → ka → ne ترکی çoban → quzu → saç → -ın → -lar این ترتیب «هسته + گروه اسمی وابسته + پسوندها» از ویژگی‌های رایج زبان‌های التصاقی است و یکی از نکاتی است که در پژوهش‌های تطبیقی می‌توان روی آن تمرکز کرد. تفاوت اصلی این است که شباهت ساختاری به‌تنهایی برای اثبات خویشاوندی زبانی کافی نیست و باید همراه با مجموعه‌ای از تطابق‌های آوایی منظم و گسترده بررسی شود.

sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi — tgindex