tgindex
تقریرات

تقریرات

Статистика

علی‌اشرف فتحی @aliashraffathi

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 586
+5 за 6 дн.
Сутки
−2
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 888
21 постов
Вовлечённость
73,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
241
1/48двое суток
276
1/72трое суток
297

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.27282из inekas

    ‌ 🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵ 🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانی ℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟ تاریخ‌نگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجهه‌ای انتقادی، روش‌شناختی و سنجش‌گرانه با سیر تحول اندیشه‌ها در بستر تاریخی و اجتماعی آن‌هاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته می‌شود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز می‌گردد، با فارابی و ابن‌سینا قوام می‌یابد، در اندیشه‌های ابن‌رشد و سهروردی ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند، در حکمت متعالۀ ملاصدرا به کمال می‌رسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود می‌شود. اما آیا این روایتِ تک‌خطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشه‌ای، خودِ «تاریخ‌نگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلان‌روایت‌ها و بازاندیشی در شیوه‌های تاریخ‌نگاری، چه بصیرت‌های تازه‌ای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت. این رویداد با هدف گشودن همین افق‌های نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجسته‌ترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بین‌المللی برگزار می‌شود. ‌ بخش فارسی (حضوری-مجازی) 💠«باز‌اندیشی در تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی» 👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) 🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشی چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) در تهران 🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر 🗂 محورهای اصلی: ◀️میان فلسفه و تاریخ: روش‌ها و رویکردها در تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی ◀️تاریخِ تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی ◀️فراروی از تاریخ‌نگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی 🔗کسب اطلاعات بیشتر ‌ بخش انگلیسی (مجازی) 💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة» 👥 با همکاری مرکز دین‌پژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب 🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان» پنج‌شنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران 🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر 🗂 محورهای اصلی: ◀️فراروی از تاریخ‌نگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی ◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی ◀️بینش‌های فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان 🔗کسب اطلاعات بیشتر ‌ 🎓 اعطای گواهی 🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom 👥 شبکه‌سازی و تعامل علمی 📍 امکان اسکان برای شرکت‌کنندگان غیر تهرانی و امکان نگه‌داری از کودکان در بخش حضوری ⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ 🌐 کسب اطلاعات بیشتر: ◀️بخش فارسی ◀️بخش انگلیسی 🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید. #رویداد_انعکاس 🔵@Inekas

  • 27 июн.1 1431217

    سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ بعد از سه چهار ماه فرصتی شد که به دیدن زنده‌یاد استاد پرویز خرسند بروم. لابه‌لای قفسه‌های کتاب‌خانه‌ رؤیایی‌اش چشمم به کتاب «گزارش به خاک یونان» افتاد؛ به قلم نیکوس کازانت‌زاکیس (خالق آثار درخشانی چون آخرین وسوسه مسیح، مسیح بازمصلوب و زوربای یونانی) و ترجمه صالح حسینی. دیدم استاد در صفحه ۱۹۱ زیر این جمله خط کشیده و چه جمله دل‌نشینی است درباره تعارض آرمان با واقعیت و دل با عقل: «اگر آرزومندِ به بار نشستن زندگی‌مان هستیم، باید تصمیمی بگیریم که با آهنگ ترسناک زمان‌مان هماهنگ باشد». @taqriraat

  • 24 июн.1 643952

    هابیل؛ شهید همه اعصار نویسنده و گوینده: زنده‌یاد استاد پرویز خرسند (۱۴۰۵-۱۳۱۹) تدوین: شادروان احمد خرسند این متن که به «هابیل و قابیل» نیز مشهور است، به‌جرأت می‌توان گفت که هنوز هم درخشان‌ترین و اثرگذارترین نثر عاشورایی معاصر است. پرویز خرسند این متن را صبح عاشورا (هفتم اسفند ۱۳۵۰) نوشته و ظهر همان روز در مراسم حسینیه ارشاد در حضور استادش علی شریعتی خوانده است. چندی بعد نیز این متن را به کمک برادرش احمد مخفیانه در استودیوی رادیو مشهد خوانده و برادرش نیز آن را تدوین کرده است. شریعتی پس از شنیدن این متن گفت: «برادرم پرویز خرسند قوی‌ترین نویسنده‌ای است که نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز ما قرار داده است» (مجموعه آثار، ج ۲۲، ص ۱۸۳). اکنون به مناسبت عاشورا و در آستانه چهلمین روز درگذشت استاد خرسند، فایل صوتی این اثر تاریخی را تقدیم می‌کنم. متن کامل آن را اینجا بخوانید. @taqriraat

  • 24 июн.1 172624

    مجلس عزاداری شب عاشورا مداح: مرحوم استاد سید جواد ذبیحی مسجد سپهسالار تهران، دی ۱۳۵۵ اشعار از: سعدی، سید مهدی فاطمی قمی (طوفان)، حبیب‌الله چایچیان (حسان) @taqriraat @seyedjavadzabihii

  • 19 июн.2 3281929

    🔹رند تشنه‌لب ✍🏻علی‌اشرف فتحی از خرداد سال 86 که استاد پرویز خرسند را در حاشیه مراسم سی‌امین سالگرد استادش علی شریعتی در حسینیه ارشاد دیدم، تا خرداد امسال که آخرین بار چهره آرام او را هنگام دفن دیدم، حدود دو دهه گذشت؛ دو دهه آشنایی و هم‌صحبتی و آموختن و لذت بردن از حضور انسان ارزشمند و رنج‌دیده‌ای که نظیر او را کم دیده‌ام. امروز که چهل و نهمین سالگرد درگذشت استادش علی شریعتی است، چند خطی درباره صدها خاطره‌ای که از استاد خرسند شنیده‌ام و دارم می‌نویسم که ادای احترام بسیار ناچیزی برای این استاد مهربان و ارزشمند باشد. پرویز خرسند را همه به عنوان نویسنده، روزنامه‌نگار و ویراستار اثرگذار قرن اخیر می‌شناسند، ولی او همیشه به خاطر ما می‌آورد که سال‌های جوانی‌اش در دهه سی مجبور به ترک تحصیل و کارگری در مشاغل مختلف شده و یک چشمش را هنگام کار در یک کشتارگاه از دست داده بود. می‌گفت حتی در زمان کارگری هم دست از مطالعه مجله و کتاب نکشیده بود و در همین سیر مطالعاتی به دیدگاه سیاسی نزدیک به چپ رسیده بود: «من کارگر بودم و به پدرم در تامین مخارج خانواده کمک می‌کردم. با مطالعه مجلات و کتاب‌های آن روزگار به این نتیجه رسیدم که باید بین دو ابرقدرت آمریکا و شوروی یکی را انتخاب کنم و فهمیدم که شوروی حامی حقوق و منافع ما کارگران است». خرسند اگرچه با اغلب رهبران چریک‌های چپ رفاقت نزدیک داشت (امیرپرویز پویان و احمدزاده‌ها و ...)، اما استقلال خود را حفظ کرد و به عنوان یک مبارز چپ شناخته نشد. بستر خانوادگی و شغلی و اجتماعی او ایجاب می‌کرد که جزو نویسندگان یا فعالان چپ شناخته شود، اما تیزبینی خاص او به کمکش آمد و به این نتیجه رسید که ستیز با مذهب در ایران به نتیجه‌ای نمی‌رسد: «پویان [مغز متفکر فدائیان خلق] خیلی مذهبی بود و فعالیت مذهبی داشت، ولی کم‌کم به این نتیجه رسید که جذب مردم به دین ناگزیر منجر به جذب آنان به روحانیت می‌شود و روحانیت نیز به فکر رنج مردم نیست. پس بهتر است اصلا مردم را به سمت دین نکشانیم و مانع از بی‌دینی جوانان نشویم». صمیمیت پرویز خرسند با پرویز پویان به لامذهب شدن او منجر نشد. خرسند راه استاد و دوست صمیمی‌ دیگرش یعنی علی شریعتی را برگزید و کوشید همچون او به ارائه روایت جدیدی از دین همت گمارد که دغدغه‌اش رنج مردم باشد: «یک بار نمایشنامه تشنگی و گشنگی (La Soif et la Faim) اثر اوژن یونسکو با ترجمه رضا کرم‌رضایی را به شریعتی نشان دادم و گفتم شبیه شخصیت اصلی این نمایشنامه هستی. شریعتی کتاب را گرفت و برد و چند روز بعد کتاب را آورد و گفت مرا درست شناخته‌ای». این نمایشنامه به تلاش مردی پرداخته که در جستجوی خوشبختی است و نسبت دینداری‌های ریاکارانه و ویرانگر با جامعه و انسان را به تصویر می‌کشد. خرسند ویراستار بخش قابل توجهی از کتاب‌های شریعتی است و در واقع بخشی از بیان سحرآمیز شریعتی مدیون نثر و قلم سحرآمیز خرسند است. خاطرات ناب و نقادانه او از بسیاری از شخصیت‌های اثرگذار معاصر، ویژگی بت‌شکنانه برایم داشت و مرا با واقعیت آشنا می‌کرد. نویسنده قهاری که بخشی از جریان آرمان‌گرای ما بود و ضربه‌های تلخ دوستان، او را از آرمان‌های آسمانی به واقعیت‌های زمینی سوق داده بود. اواخر عمرش در اثر سکته مغزی، تجربه نزدیک به مرگ (NDE) نیز به انبوه تجربیات او افزود شده بود. با همان لحن و بیان شیرین و دوست‌داشتنی‌اش می‌گفت: «از من خواستند که پیش تراپیست بروم تا بتوانم آن تجربه را فراموش کنم. به تراپیست گفتم من نویسنده‌ام و از شما می‌خواهم کمکم کنی که به جای فراموش کردن آن تجربه، همه لحظات لذت‌بخش آن را به خاطر بیاورم و بنویسم». طبعا او هیچ‌وقت با این چیزها کاسبی نمی‌کرد و به دام کاسبان این تجربه عجیب نیافتاد. او همیشه دوست داشت یاد بگیرد و یاد بدهد، همیشه تشنه فهمیدن و فهماندن بود. وقتی وبلاگی برای انتشار آثار قدیم و جدید او در بلاگفا زدیم، گفت اسمش را بگذارید: آب نه، تشنگی ... @taqriraat

  • 19 июн.1 158723

    🚩🏳دربارهٔ ستیز و سازش در روایت‌های عاشورا 🎙شب اول با حضور علی‌اشرف فتحی میزبان: دکتر نورا نوری‌صفت تماشای این برنامه در اینستاگرام (اینجا) 🆔 @dinonline 🆔@taqriraat

  • 15 июн.1 35588

    ستیز و سازش در روایت‌های عاشورا ساعت ۲۱ سه‌شنبه ۲۶ خرداد (شب دوم محرم) از پیج دین‌آنلاین در اینستاگرام: instagram.com/dinonline t.me/dinonline/6728

  • 30 мая1 6921415

    هفته گذشته استاد پرویز خرسند از میان ما رفت و به آرامش ابدی رسید. این آگهی مراسم گرامیداشت اوست. امیدوارم بتوانم در روزهای آینده به پاس دو دهه هم‌نشینی و هم‌صحبتی با این استاد مهربان و ارجمند یادداشتی در اینجا بنویسم. یادش گرامی ...

  • 28 мая1 421174

    هفته گذشته استاد پرویز خرسند از میان ما رفت و به آرامش ابدی رسید. این آگهی مراسم گرامیداشت اوست. امیدوارم بتوانم در روزهای آینده به پاس دو دهه هم‌نشینی و هم‌صحبتی با این استاد مهربان و ارجمند یادداشتی در اینجا بنویسم. یادش گرامی ...

  • 27 февр.2 086209

    ▪️در میانهٔ اندوه و بلا شنیدم که استاد عزیزمان دکتر الله‌یار خلعتبری در سن هشتاد سالگی از دنیا رفته است. ترم پاییز سال 89 در دوره ارشد تاریخ اسلام دانشجوی ایشان بودم. پدرش نوه محمد ولی خان خلعتبری؛ مشهور به سپهدار تنکابنی بود که از فاتحان تهران در انقلاب مشروطه به شمار می‌رفت. دکتر خلعتبری با دانشجویانش بسیار مهربان و صمیمی بود. مدرک دکتری تاریخ را از دانشگاه سوربن پاریس گرفته بود و اگر درست در خاطرم مانده باشد، از سال 1356 در دانشگاه ملی ایران (بهشتی کنونی) به تدریس تاریخ اشتغال داشت. بهمن سال 89 در خانه‌اش گفتگویی با او انجام دادیم که در نشریه انجمن علمی دانشجویی گروه تاریخ دانشگاه منتشر شد. در آنجا گفت که شناخت تاریخ به ما دید کلی نسبت به تحولات روز می‌دهد و صبور می‌شویم. معتقد بود که باید با مطالعه تاریخ به یک نگاه خاکستری (و نه سیاه و سفید) نسبت به شخصیت‌ها و رویدادها برسیم و از انسان‌ها قدیس یا شیطان نسازیم. اکنون که در این روزهای اندوهبار و جانکاه کشورمان این استاد بزرگ تاریخ را از دست داده‌ایم، بسیار به آن صبوری و آن نگاه خاکستری نیازمندیم. روح استاد عزیزمان شاد ... @taqriraat

  • 19 февр.2 1881245

    🕌مناجات در آوازهای دشتی و ابوعطا یکی از زیباترین مناجات‌های مرحوم استاد سید جواد ذبیحی (۱۳۵۹-۱۳۰۹ش) با اشعاری از سعدی، خواجه عبدالله انصاری و ابوسعید ابوالخیر @seyedjavadzabihii @taqriraat

  • 19 февр.2 1351328

    🔸مناجات و ربّنای مرحوم استاد شجریان 🌙اجرا در تیر ماه ۱۳۵۸ 🔺اشعار مولوی در مایه مثنوی افشاری 🔺ربناهای قرآن؛ مرکب‌خوانی در سه‌گاه و ماهور (گوشه عراق) @taqriraat

  • 19 февр.2 004931

    🔸مناجات و ربّنای مرحوم سید جواد ذبیحی در دستگاه سه‌گاه که پیش از انقلاب از رادیو ایران پخش می‌شد. @taqriraat

  • 6 февр.2 8184636

    ▪️«چرا رنج و سختی همه بهر ماست؟!» ساعت 6 صبح شنبه 17 بهمن 1388 به اتاق بازجویی فراخوانده شدم. سابقه نداشت که در این ساعت بازجویی شوم، خصوصا که شب قبلش هم تا پاسی از شب در اتاق بازجویی بودم و به من گفته شد که حدود دو ماه باید در بازداشت بمانم. بعد از یک بازجویی مختصر به من گفته شد که قرار است آزاد شوم و اگر نکته ناگفته‌ای دارم، در آخرین برگه بنویسم. در آن برگه آخر نوشتم: اگر در تظاهرات 25 خرداد 88 که اخبار صدا و سیما هم آن را «راهپیمایی انبوه حامیان میرحسین موسوی» خواند، به جای میرحسین و کروبی، پهلوی و رجوی در رأس جمعیت بودند و مردم به فراخوان آنها آمده بودند، الان چه‌بسا شرایط دیگری را شاهد بودیم. همه حرف من و امثال من این است که این تجمعات و اعتراضات شنیده و دیده شود و به چشم فتنه و اغتشاش به آن نگاه نکنید. قصد این بخش از مردم فقط اصلاح امور است و باید تا شرایط وخیم‌تر نشده، به آنان توجه کرد. امروز شانزده سال از آن روز گذشت و آنچه که نباید می‌شد، به تلخی رخ داده و داغدار هزاران هم‌وطن خود شده‌ایم. بخشی از معترضان آن روزها هم اکنون در صدا و سیما مشابه همان استدلال‌ها و نگاه‌هایی را مطرح می‌کنند که خودشان زمانی منتقدش بودند. شکاف عمیقی بین معترضان سال‌های 1388 و 1401 رخ داده و صف‌بندی‌های جدیدی شکل گرفته است. شکل‌گیری صف‌بندی جدید لزوما نگران‌کننده نیست، ولی وقتی تخاطب میان این صف‌های جدید به‌غایت خشن و مخاطره‌آمیز باشد، باید در عوامل و بسترهای شکل‌گیری این صف‌بندی تأمل جدی کرد. استیصال و ناامیدی از صف‌بندی‌های سابق است که آن صف‌ها را به هم زده است. من هیچ‌گاه نه عضو احزاب و تشکل‌های سیاسی بوده‌ام و نه پست و مقام رسمی حکومتی داشته‌ام. از همان سال 88 به عنوان عنصر نامطلوب و بی‌بصیرت شناخته شده و در حاشیه قدرت به تحصیل و تحقیق و گاهی نیز تدریس مشغول بوده‌ام؛ بدون آنکه حق استخدام رسمی و ثابت در جایی به من بدهند. راهکار خودم را هم قبل و بعد انتخابات ریاست جمهوری در سال 1403 گفته‌ام (اینجا و اینجا). نمی‌دانم! شاید اکنون برای آن راهکار هم دیر شده باشد. خیلی‌های دیگر هم قبل و بعد من به این راهکار اشاره کرده بودند. در توییتر هم قبل و بعد قضایای تلخ اخیر نوشتم که جریان موسوم به اصلاح‌طلبی که قرار بود راه حلی برای تغییر به نفع جامعه و منافع ملی باشد، سال‌هاست که خود به بخشی از مشکل بدل شده و متأسفانه اجازه نمی‌دهد که سیستم به مشکلات عمیق خود پی ببرد. همین الان به جای آنکه بابت کشته شدن همین چند هزار نفری که خودشان فهرستش را منتشر کرده‌اند، عذرخواهی کرده و یکی دو نفرشان کناره‌گیری کنند، چند روز است که منت سرمان می‌گذارند که فقط سه هزار نفر جان عزیزشان را از دست داده‌اند و نه بیشتر! چنین جریانی آیا می‌تواند عامل اصلاح معایب حکومت باشد؟! اکنون که عاملیت از دست مردم خارج شده و کشورهای خارجی در اوج اثرگذاری و عاملیت هستند، امیدوارم اندک عقلانیتی هنوز مانده باشد و جرأت تصمیم‌گیری به نفع مردم و کشور در این بزنگاه تاریخی داشته باشند. بسیاری از ما رنج فراوانی برای عیب‌یابی و رفع عیب از ساختار سیاسی کشور کشیدیم، اما این رنج‌ها تبدیل به گنج نشد. از خطاهای مکررمان درس نگرفتیم و باز هم تکرارشان کردیم. از دموکراسی استفاده نمایشی کردیم تا باندبازی و رفیق‌بازی کنیم، اما مغز دموکراسی یعنی پذیرش خطاپذیری بشر و تعبیه سازکار برای جلوگیری از تکرار خطاها را درک نکردیم. این ایراد فقط متوجه حکومت نیست؛ جریان نواندیش دینی ما هم در هنر تکرار مکررات و غفلت از واقعیت‌های زمانه، چیزی کم از رقیبش روحانیت نداشت. ما از هر نظر به پایان یک عصر و مسیر رسیده‌ایم و نیازمند طرح جدیدی برای برون‌رفت از انسداد هستیم. از کنشگران پیشین نیز نمی‌توان انتظار زیادی داشت. آنان هر چه بلد بوده‌اند گفته‌اند و انجام داده‌اند. اگر می‌خواهند راهی نو بگشایند، دست از تکرار مکررات و نادیده گرفتن واقعیات بردارند و کناره بگیرند و سکوت کنند تا راه برای ذهن‌های نو و ایده‌های نو گشوده شود، البته اگر دیر نشده باشد ... @taqriraat

  • 21 янв.2 9464415

    ▪️ داغدار شدن تعداد زیادی از هم‌وطنان عزیزمان در این روزهای تلخ را تسلیت می‌گویم. این زخم‌ها فراتر از هر تحلیل و نقد و سخن است. ایران و ایرانی روزهای سخت و طاقت‌فرسایی را سپری می‌کند. هرچند تاریخ دراز این سرزمین سرشار از سختی و رنج است. امیدوارم نوجوانان و جوانان امروز، روزهای شاد و بهتری را با تلاش و بینش خود تجربه کنند و آنها که از دست‌شان کاری برای نجات ایران و ایرانی برمی‌آید، عافیت‌طلبی و ستیز با واقعیات را کنار بگذارند ‌و تا دیر نشده کاری بکنند. به قول سعدی: ای که دستت می‌رسد، کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار نام نیکو گر بماند زآدمی به کزو ماند سرای زرنگار این همه هیچ است چون می‌بگذرد تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار منجنیق آه مظلومان به صبح سخت گیرد ظالمان را در حصار سعدیا چندان که می‌دانی بگوی حق نباید گفتن الا آشکار @taqriraat

  • 3 янв.2 6281519

    «وفاق ملی»؛ پروژهٔ تخدیر یا فرایند درمان؟ 🎙علی‌اشرف فتحی همایش چیستی و موانع وفاق ملی، اول آذر 1403 درباره معنای «وفاق ملی» هیچ وفاقی وجود ندارد. من چند مورد اخیر را که مربوط به ایران و جوامع نزدیک ماست، با مباحثی که در دولت فعلی مطرح شده مقایسه می‌کنم. 1- نمونه فلسطینی‌ها که از آن با عنوان «National Accord» یاد می‌کنند. در سال 2007 نبرد خونینی در غزه بین دو گروه فلسطینی حماس و فتح رخ داد و با کشته شدن صدها نفر، فتح مجبور شد غزه را به حماس واگذار کند. در سال 2014 طرح دولت وفاق ملی بین آنها شکل گرفت، اما نقش تزریق سلاح و پول خارجی که همواره عامل نزاع بین فلسطینی‌ها بوده، این دولت را به شکست کشاند و کار به عملیات 7 اکتبر کشید. کشورهایی که سلاح و پول به گروه‌های فلسطینی ارسال می‌کردند منافع متضادی داشتند و این تضاد منافع منجر به شکست وفاق ملی در فلسطین شد. 2- دولت وفاق ملی در لیبی پساقذافی نیز به دلیل دخالت کشورهای خارجی و پمپاژ سلاح و پول از سال 2015 تاکنون ناکام مانده است. 3-تجربه سوم در دولت رئیسی رخ داد و اساسا دولت پزشکیان نمی‌تواند خود را نخستین مطرح‌کننده ایده دولت وفاق ملی بنامد. 12 مرداد 1400 در مراسم تنفیذ رئیسی گفته شد که امر ملی در زمان پهلوی مورد توجه نبوده و باید در دولت آقای رئیسی جدی گرفته شود. 14 مرداد نیز آقای رئیسی در مراسم تحلیف خود گفت که دولتش دولت وفاق ملی است. بعد از آن نیز رسانه‌های حامی او مقالات و مطالب زیادی درباره دولت وفاق ملی منتشر کردند. این سه تجربه ناموفق مربوط به همین دهه اخیر است. ما الان بدون تعارف درگیر جنگ هستیم. حالا شما می‌توانید اسم آن را جنگ نیابتی بگذارید، ولی ما از جنگ نیابتی هم عبور کرده‌ایم و چند ماه است که شب‌ها با استرس جنگ و موشک می‌خوابیم. به هر حال این وضعیت شبیه وضعیت و تجربه فلسطینی‌ها و لیبیایی‌هاست. مفهوم «دولت وفاق ملی» شبیه مفهوم «دولت فراجناحی» است که زمان هاشمی مطرح شد. آن تجربه نیز منحصر به اقدامات نمایشی نظیر حضور چند چهره متمایز از اصولگرایان در صدا و سیما شد. مساله دولت هاشمی فعال کردن جامعه بود. مساله دولت رئیسی هم مقابله با تحریم بی‌سابقه بود. البته ما مشارکت 50 درصدی را مثلا در سال 68 هم داشته‌ایم، ولی آن موقع رقابت و داغی انتخابات، دغدغه حاکمیت نبود. ولی به تدریج رقابت و میزان مشارکت اهمیت پیدا کرد و در سال 1400 شاهد یک افت بی‌سابقه در انتخابات ریاست جمهوری بودیم. تا آن زمان، جمهوری اسلامی مشروعیت مردمی خود را از دو راهکار صندوق و خیابان پیگیری می‌کرد. خیابان بعد از وقایع 88 دچار مخاطره شد و صندوق نیز به تدریج کمرنگ شد. اینجا بود که دغدغه وفاق ملی شکل گرفت. ناکامی دولت قبلی، وقایع پس از هفت اکتبر و مشارکت پایین انتخابات امسال، نظام را به سوی شکل‌دهی مدل دیگری از وفاق ملی سوق داد. پس وفاق ملی مساله کسانی است که صندوق را در مخاطره دیده‌اند. آنها به دنبال آشتی دادن مردم با صندوق هستند تا پس از آن، دوباره در بر همان پاشنه سابق بچرخد و همان چالش‌های قبلی تکرار شود. نکته دیگر این است که وفاق ملی چرا باید به دولت واگذار شود؟ مگر طبق قانون اساسی فعلی، دولت چقدر قدرت و امکانات دارد؟ امکانات قوه مجریه در کشور ما بسیار محدود است و اساسا قادر به تحقق وفاق ملی نیست. این چالش در زمان آقای خاتمی بسیار جدی شد و ایشان صریحا در اواخر سال 82 گفت که رئيس‌جمهور در حد تدارك‏چی دستگاه‏‌های ديگر است. اما بعدها چون بنا شد دوباره در انتخابات نقش‌آفرینی کند، گفت که چنین حرفی نزده است. پس با این تجربه‌ها، مدافعان وفاق ملی باید روشن کنند که دولت چه قدرت و امکاناتی برای تحقق وفاق ملی دارد. همچنین به این پاسخ دهند که با تحقق وفاق ملی قرار است چه نتایجی به نفع مردم به دست بیاید. آیا صرفا به دنبال افزایش مشارکت در انتخابات بعدی نیستند؟ همچنین وفاق ملی مبتنی بر یک میثاق ملی شکل می‌گیرد. یک مشکل گروه‌های فلسطینی و لیبیایی همین بود که نمی‌توانستند بر سر یک میثاق ملی توافق کنند. میثاق ملی بر اساس گفتمانی شکل می‌گیرد که معطوف به قدرت و واقعیت باشد. بر اساس واقعیت‌های موجود، دولت قدرت و اختیارات کافی برای تغییر سیاست خارجی بر اساس خواسته‌های اکثریت مردم ندارد. از سویی، باید در ایده دولت وفاق ملی بر تقدم منافع «ایران» و «ایرانی» تاکید شود. واقعیت این است که هر دو جناح در این زمینه با ابهام رفتار کرده‌اند. در منطق می‌گوییم که نتیجه باید تابع اخسّ مقدمتین باشد. یعنی باید به نتیجه حداقلی اکتفا کنیم. میثاق ملی ما باید حداقلی باشد تا همه بر سر آن وفاق کنند. قانون اساسی فعلی بعد از 36 سال نیاز به بازنگری دارد و باید مطالبات حداکثری آن به سود ملت اصلاح شود تا مورد توافق همه ملت باشد. تا این کار انجام نشود، دولت وفاق ملی نیز شکل نخواهد گرفت. 📂پرونده کامل این نشست در کانال باشگاه اندیشه @taqriraat

  • 28 дек.1 9201120из AlBasatin

    ‌ 📔 معجزه برای که؟ نظریه معجزاتِ معطوف به مخاطبِ شریف مرتضی ✍️ محمدرضا معینی MohammadReza Moini, "A Miracle for Whom? Al‑Sharīf Al‑Murtad‌ā’s Theory of Audience‑Relative Miracles", Religions 2025, 16(12). آگاهی از [صدقِ] پیامبریِ پیامبر ما، صلوات الله علیه و آله، بی‌نیاز از علم به این است که قرآن موجود در میان ما، همان قرآنی است که تحدی به آن واقع شده... پس شک در صحت نقل قرآن [و تحریف آن] به هر صورت، ضرری به دلالت نبوت نمی‌زند. (الشریف المرتضی، الذخیرة فی علم الکلام، ج۲: ص۸۳) 🔺در نگاه عموم مسلمانان، همین قرآنی که در طاقچه هر خانه‌ای موجود است، معجزه‌ای است الهی و دلیلی جاودانه بر صدق ادعای رسول الله. بسیاری از مؤمنان باور دارند که بر خلاف معجزات سایر انبیاء که منقضی شده و تنها گزارش‌هایی از آن بر جای مانده، قرآن هنوز هم در جایگاه اعجاز نشسته و می‌تواند بر صدق رسول گواهی دهد. نظریهٔ غالب متکلمان مسلمان درباره اعجاز قرآن، نزدیک به همین باور عمومی است. عموم متکلمان ادعا می‌کنند که متن قرآن ویژگی‌های ادبی-بلاغی خارق‌العاده‌‌ای دارد که هیچ بشری نتوانسته و هرگز نمی‌تواند مانند آن تولید کند. 🔺شریف مرتضی علم الهدی، متکلم بزرگ و تأثیرگذار امامیه در بغداد قرن چهارم و پنجم هجری، به جهات مختلفی که در رسالهٔ «الموضح عن جهة اعجاز القرآن» به تفصیل شرح داده، با این ایده غالب مخالف بود و ایدهٔ جایگزینی را پیشنهاد می‌کرد که با عنوان «صرفه (بازداشتن)» شناخته می‌شود. او استدلال می‌کند که معجزه در واقع نشانه‌ای است از جانب خدا برای تأیید رسول، و برای تحقق آن کافی است خداوند صرفاً معاصران و مخاطبان رسول را از مقابلهٔ با قرآن و آوردن متنی مانند آن، در دورهٔ زمانی خاصی که به این چالش دعوت شده بودند، باز دارد. شریف مرتضی معتقد است که این مداخلهٔ حداقلی و موضعی خدا برای اثبات صدق رسول به مخاطبانِ بی‌واسطه‌اش کافی است و نسل‌های آینده برای آگاهی از صدق رسول، نه بر اعجاز مستمر قرآن، بلکه بر شهادت تاریخی درباره این مداخلهٔ الهی تکیه خواهند کرد. 🔺پیش از این، پژوهش‌های اندکی دربارهٔ نظریهٔ خاص شریف مرتضی دربارهٔ اعجاز قرآن (یعنی نظریه «صرفه») انجام شده بود، اما این پژوهش‌ها معمولاً از نظریهٔ عام او دربارهٔ چیستی «معجزه» غفلت کرده‌اند. من در مقالهٔ حاضر به بررسی اندیشهٔ شریف مرتضی درباره «معجزه» پرداخته‌ام و تلاش کرده‌ام نشان دهم که می‌توان نظریهٔ او را در قالب یک «نظریهٔ حداقلی درباب اعجاز» بازسازی کرد. تلاش من در این مقاله، احتمالاً کمک خواهد کرد تفسیری معقول‌تر و پذیرفتنی‌تر از نظریهٔ «صرفه» نیز به دست بیاوریم. 🔺به ادعای من، نظریهٔ شریف مرتضی دربارهٔ «معجزه» مبتنی است بر دو اصل بنیادین: نخست، فهمی خاص از چگونگی کنش خداوند در جهان؛ و دوم، اعتقاد به مسئولیت اخلاقی خدا. تقریر شریف مرتضی از این دو اصل بنیادین، به این می‌انجامد که معجزه تنها باید نقض کننده عادات و الگوهایی باشد که مخاطبان بی‌واسطه‌اش تجربه می‌کنند، نه قوانین کلی طبیعت برای همهٔ زمان‌ها و همهٔ مکان‌ها. شفای پزشکی که در فلسطین قرن اول میلادی خارق‌العاده بود، ممکن است در یک بیمارستان مدرن مبدل به عادتی روزمره شده باشد، اما این امر نقش تصدیق‌کنندگی اولیهٔ آن را زیر سؤال نمی‌برد. به طور مشابه، معجزهٔ قرآن تنها متوجه مخاطبان اولیهٔ پیامبر است، نه برای فراتر از زمان و مکان نزول اولیهٔ خود. 🔺اندیشه‌های سید مرتضی در زمان خودش نامتعارف بود و در زمانه ما نیز کمتر از آنچه سزاوار است مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اما به گمان من مطالعهٔ اندیشه‌های او (و همچنین سایر اندیشه‌های فلسفی و الهیاتی متکلمان متقدم مسلمان) می‌تواند بینش‌های ارزشمندی برای بحث‌های معاصر ما داشته باشد؛ خواه با او موافق باشیم یا نه! 🔗 مقالهٔ فوق در ضمن ویژه‌نامه اخیر ژورنال Religions با موضوع «معجزات در اسلام» منتشر شده و متن کامل آن با دسترسی آزاد از این پیوند قابل دستیابی است. [ پ.ن: طبیعتاً خوشحال و مفتخر خواهم شد اگر کسی مقاله را بخواند و نکات و اشکالاتی را که به نظرش می‌رسد برای من ارسال کند. ] @AlBasatin

  • 25 дек.2 7273467

    🔸ما بعد المنازعه یکی از علمای قم که در جریان ادعاها و مواضع دکتر سلیمانی اردستانی، در جلسه درس خود صریحا از محکومیت آقای سلیمانی به تکفیر و ارتداد سخن گفت (از لحظهٔ 05:57 اینجا و نیز اینجا)، علاوه بر آنکه منکران ضروریات مذهب شیعه را نیز به اجماع همه علما مرتد دانست، حکم قتل مرتد را «حکم اجماعی همه ادیان» خواند. درباره این دو ادعا تأملات جدی می‌توان مطرح کرد. اگرچه منازعه بر سر مواضع آقای سلیمانی فروکش کرده، اما با توجه به اینکه در آینده نیز چنین مواردی پیش خواهد آمد، لازم است مبانی صدور حکم قتل و تکفیر مورد مداقه قرار گیرد تا منجر به نزاع‌های زیان‌بار اجتماعی نشود. 1- آیت‌الله محمدی قائینی با استناد به جواهر الکلام (ج 41، صص 442 و 602) گفته‌اند که شیعه امامی منکر ضروری این مذهب یا منکر امامت یکی از دوازده امام نیز بنا به اتفاق همه فقها باید کشته شود. اینکه ایشان تعمیم حکم مرتد به منکر ضروری مذهب را نظر خود و برخی فقها بداند مقبول است، ولی اینکه ایشان صرفا به استناد جواهر بگوید که دیگران نیز چنین فتوایی دارند و اگر کسی اهل فقه است، باید این را بپذیرد، چندان موجه به نظر نمی‌رسد. نخست آنکه عبارت پرتکرار «بلا خلاف أجده» که بیش از 1600 بار در کتاب جواهرالکلام تکرار شده، به معنای اجماع همه فقها نیست و صرفا گزارشی از تتبع محدود خود صاحب جواهر است که آن هم اغلب بر اساس کشف‌اللثام بوده است (کتاب النکاح، آیت‌الله‌العظمی شبیری، ج 2، ص661، ج 10، ص3497، ج21، ص6616، ج24، ص7557). دوم آنکه فقهای بزرگی داریم که تصریح کرده‌اند منکر ضروری مذهب، مرتد محسوب نمی‌شود و فقط از مذهب شیعه امامی خارج شده است (مثلا شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و حضرات آیات سید محسن حکیم، خمینی و گلپایگانی). آقای گلپایگانی همچنین در «الدر المنضود» ضمن نقد نظر صاحب جواهر گفته که شیعیان بسیاری در زمان ائمه بوده‌اند که امامت برخی ائمه را منکر شده‌اند ولی ائمه حکم به تکفیر آنان نکرده‌اند. عجیب است که آقای قائینی با اینکه از شاگردان آقای منتظری هم بوده‌اند، به بحث آن مرحوم در ابتدای کتاب الزکات بی‌توجهی کرده‌اند که در آن اساسا هرگونه شهرت و اجماعی بین فقهای متقدم شیعه درباره سببیت مستقل «انکار ضروری دین» در ارتداد نیز رد شده است. بنابر این به این آسانی نمی‌شود چنین حکمی درباره منکران ضروریات مذهب داد. 2- آقای قائینی با قاطعیت گفته‌اند که حکم قتل مرتد، مورد اجماع همه ادیان است و اختصاص به اسلام و تشیع ندارد. قاعدتا منظورشان سه دین یهود، مسیحیت و زرتشت است. یک منبع دم دستی و معتبر برای بررسی این ادعا، مدخل Apostasy در جلد اول کتاب «Encyclopedia of Religion» است که به قلم هانس کیپنبرگ و تحت نظارت میرچا الیاده؛ دین‌پژوه بزرگ قرن بیستم نوشته شده است. ماجرا به آن سادگی و وضوح که ایشان تصور کرده‌اند نیست و چنین اجماعی را نمی‌توان اثبات کرد. علاوه بر آنکه اغلب این اعدام‌ها و تکفیرها در زمان سه امپراتوری روم و ساسانی و بیزانس بوده و روحانیون این ادیان به پشتوانه این سه امپراتوری اقدام به قلع و قمع افرادی می‌کرده‌اند که تغییر دین می‌داده‌اند. قاعدتا نمی‌شود این‌گونه اعمال را به معنای اجماع همه ادیان بر قتل مرتد دانست و در عداد حامیان انکیزیسیون قرون وسطایی قرار گرفت. این‌گونه استدلال را مغالطه توسل به مرجع کاذب (Argument from False Authority) می‌نامند. بگذریم که امروزه اغلب رهبران این ادیان اساسا چنین نظری ندارند و عمل به همین نظرات، از عوامل زوال قدرت نهاد دین در این ادیان بوده است. ضمن اینکه ایشان قاعدتا قائل به تحریف متون مقدس آن ادیان هستند و نمی‌توانند به استناد آنها حکم به قتل مرتد در بین شیعیان بدهند. بنابر این، دو اجماع مورد ادعای ایشان قابل خدشه است. @taqriraat

  • 19 дек.1 919841

    ↔️روحانیت ایرانی، چالش‌های ایرانی 🎙سخنرانی علی‌اشرف فتحی در مراسم سیزدهمین سالگرد درگذشت آیت‌الله منتظری قم، دوم دی ۱۴۰۱ @fathivoice @taqriraat

  • 19 дек.2 2091932

    🔸آذر همیشه‌سوزان صبح 29 آذر 1388 که سوم محرم بود، خبر شوکه‌کننده‌ای را شنیدیم که آن روزها تصورش را نداشتیم. آیت‌الله‌العظمی منتظری در سن 87 سالگی نیمه‌شب در خواب از دنیا رفته بود. او در جنبش سبز فعال بود و بیانیه می‌داد و جلسات درسش برپا بود. آخرین جلسه درس نهج‌البلاغه را هم چهار روز قبل از وفات برگزار کرده بود. آن ایام در وبلاگ تورجان می‌نوشتم. وبلاگ در آن ماه‌ها روزانه حدود سه هزار بازدید داشت، ولی پس از انتشار خبر درگذشت آقای منتظری و تصاویر حضور مراجع در دفتر ایشان، آمار به بالای ده هزار بازدید رسید و برای ساعاتی وبلاگ از کار افتاد. آن روز و فردای آن روز که تشییع پرجمعیت پیکر ایشان برگزار شد، بی‌بی‌سی فارسی سه مصاحبه با من انجام داد که یکی از آنها تلویزیونی بود و درباره جایگاه و اهمیت آقای منتظری سخن گفتم. من فقط چهار سال در جلسات درس آقای منتظری شرکت کردم و عمده استفاده من از خلال کتاب‌های فقهی و اصولی ایشان بوده، اما همانند خود ایشان که پیشگام «انتقاد از خود» شد و مسؤولیت خطاهای خود را پذیرفت، کوشیدم احترام استاد را با طرح و نقد برخی آرای او به جا آورم. یادش گرامی ... @taqriraat