tgindex
حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

Статистика
@YMirdamadiМедицинаперсидский

«عالم چو حباب است ولیکن چه حباب ...» نوشته‌‌‌/گفته‌های یاسر میردامادی در فلسفه، دین‌‌پژوهی و سیاست. دکترای مطالعات اسلام و خاورمیانه از دانشگاه ادینبرا، اسکاتلند. مدرّس و پژوهشگر اخلاق زیستی‌-پزشکی در مؤسسه‌ی مطالعات اسماعیلی، لندن. YMirdamadi@iis.ac.uk

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
63
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Медицина
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
5 085
0 за 4 дн.
Сутки
+2
+0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 566
40 постов
Вовлечённость
30,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 63
Упоминаний
7
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
875
1/48двое суток
1 002
1/72трое суток
1 081

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 авг.9871718

    🔻فلسفه‌ورزی بدون درگیر شدن با تاریخ (ــِ فلسفه) ما را گرفتار «اکنون‌زدگی» (Presentism) می‌کند؛ انگار که می‌توان چرخ حل مسأله را از نو اختراع کرد. در نقطه‌ی مقابل، «تاریخ‌زدگی» (Antiquarianism) هم موجب می‌شود که چشمه‌ی خلاقیت بخشکد و فلسفه‌ورزی به سرایداری میراث فیلسوفان مُرده بدل شود. بر این اساس، فلسفه‌ورزی نه نادیده گرفتن تاریخ است و نه تسلیم محض شدن در برابر آن؛ فلسفه‌ورزی درگیریِ فیلسوفانه با تاریخ است. 🔴 @YMirdamadi

  • 7 авг.960414из AdnanFallahi

    👆ارجاعاتِ فرسته‌ی قبل ــــــ [1]. چنان‌که گفتیم متون فقهی و عقیدتی در این باره بسیار است. برای مطالعه‌ی بیشتر می‌توان به این اثر مراجعه کرد: عبد الله بن عبد الحميد الأثري، الوجيز في عقيدة السلف الصالح، ص173ـ186، السعودية: وزارة الشؤون الإسلامية. و یا برای مطالعه‌ی تفصیلی دیدگاه‌های ابن تیمیه در این باب نک: السمهوری، نقد گفتمان سلفی: مورد ابن تیمیه، ص129ـ228، ترجمه و حواشی: عدنان فلاحی، لندن: نشر نوگام، 2026. [2]. الشاطبي، الاعتصام، 1/158، السعودية: دار ابن عفان، 1992. [3]. الماوردي، الأحكام السلطانية، ص40، القاهرة: دار الحديث. [4]. ابن داود الحنبلي، الكنز الأكبر من الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، ص431،  بیروت: دار الكتب العلمية. [5]. ما پیش‌تر بخش‌هایی از این گزارش‌های تاریخی را در اینجا و فرسته‌های بعدی، در کانال خود نقل کرده بودیم. @AdnanFallahi

  • 7 авг.820517из AdnanFallahi

    ☪️اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان)      یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن است که «اسلام لیبرال نداریم». اگر مقصود از این سخن آن باشد که لیبرالیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، از درون منابع نخستین اسلام استخراج نمی‌شود، این ادعا قابل بحث است. اما اگر مقصود آن باشد که لیبرالیسم هیچ تأثیری بر فهم و صورت‌بندی گفتمان معاصر اسلامی نگذاشته است، شواهد قطعی تاریخی خلاف آن را نشان می‌دهد.    باب «أهل الأهواء والبدع» یکی از موضوعات مهم فقه، حدیث و عقاید تراث قدیم است. فقها صرفاً به نقد نظری بدعتگزاران (دگراندیشان) اکتفا نمی‌کردند، بلکه درباره نحوه تعامل اجتماعی و سیاسی با آنها نیز احکام مفصل ارائه می‌دادند: از تحریم همنشینی و سلام کردن گرفته تا منع تصدی مناصب عمومی، رد شهادت تا انواع و اقسام مجازات‌ها که گاه اعدام را نیز در بر می‌گرفت. در این سنت، حتی با مجتهدین بدعتگزار (دگراندیش) هم مماشات نمی‌شد. گرفتاری‌ها و مصائبی که برای دو فقیه مشهور حنبلی ابن عقیل و ابن تیمیه پیش آمد تنها مشت نمونه‌ی خرواری است از این قبیل برخوردهای مستند به فقه ارتدکس. در اینجا می‌توان انبوهی متون فقهی و فتاوای مؤید این قضیه را از فقهای مختلف اهل سنت نقل کرد که ما فقط به این سخن فقیه مشهور مالکی شاطبی (790ق) ـ که امروزه به مثابه یکی از چهره‌های برجسته‌ی فقه موسوم به مقاصدی هم شناخته می‌شود ـ بسنده می‌کنیم[1]: ... اهل سنت مأمور به دشمنی با بدعتگزاران و طرد آنها و مجازات افراد متمایل به آنان ـ با توسل به اعدام یا پایین‌تر از آن ـ هستند. چنان‌که آوردیم علما از هم‌صحبتی و هم‌نشینی با بدعتگزاران به شدت نهی کرده‌اند"[2].    در تراث قدما، نحوه مواجهه با بدعتگزاران (دگراندیشان) در دو سطح متبلور شده است: 1) برخوردهای شخصی با آنها (مانند پرهیز از همصحبتی و...) 2) برخوردهای دولتی. در واقع به گفته‌ی ماوَردی ـ فقیه بزرگ شافعی قرن پنجم ـ یکی از وظایف اصلی خلیفه یا حاکم سیاسی برخورد با بدعت و بدعتگزاران (دگراندیشان) بود[3]. این مناسبات ذیل مسأله‌ی کلان نهی از منکر قرار داشت و حتی برخی فقها طرد بدعتگزاران (دگراندیشان) را از زمره‌ی واجبات کفایی دانسته‌اند[4]. نکته‌ی مهم‌تر اینکه این فتاوا عملا جامعه‌ی عصر عباسی و ممالیک را شکل می‌داد. گزارش‌های متعدد از برخوردهای میان پیروان مذاهب کلامی و فقهی (اشعری‌ها و حنبلی‌ها و شیعیان) ـ که گاه با تحریک مستقیم علما هم شکل می‌گرفت ـ تأییدی بر اهمیت این مناسبات است[5].    اما در فقه معاصر، چه بر سر این میراث سنگین آمده است؟ امروزه به ندرت فقیهی را می‌یابیم که ـ دست‌کم در عرصه‌ی گفتمانِ عمومی ـ از مجازاتِ بدعت‌گزار (دگراندیش) ـ با شدتِ ابن‌تیمیه یا شاطبی ـ سخن بگوید. بلکه مفاهیمی چون «دگرپذیری»، «حقوق شهروندی»، «حق آزادی بیان و عقیده» و «مدارا» به کانون گفتار فقهیِ معاصر راه یافته‌اند. این تحول، حتی بر نهادهای رسمیِ دینی و فقهایی که خود را در مقابلِ لیبرالیسم تعریف می‌کنند نیز تأثیر گذاشته است. حقوقِ شهروندی، که ریشه‌ در گفتمانِ لیبرال دارد امروزه به یکی از محورهای اصلی فقه معاصر تبدیل شده است. فقهایی که تا دیروز از بدعتگزار و مجازات او سخن می‌گفتند، امروز از «حقوقِ اقلیت‌های دینی»، «آزادیِ عقیده» و «مدارا» با مخالفان می‌گویند. این تغییر، نه یک انتخاب لزوما آگاهانه، بلکه پیامد نوعی تربیت سیاسی لیبرال است که بر ابواب فقه قدیم تحمیل شده است. لیبرالیسم به‌مثابه‌ی یک «واقعیتِ زیستِ اسلامی در جهان مدرن»، چنان فضای گفتمانی را دگرگون کرده است که حتی مخالفان سرسخت آن نیز ناچارند با واژگان و مفاهیم آن سخن بگویند. اگر امروز به بیانیه‌ها و آثار بسیاری از مؤسسات دینی و مفتیان معاصر بنگریم، کمتر بیانی را می‌یابیم که افراد را به صرف داشتن عقاید اشعری، شیعی، سلفی یا... مستوجب محروم کردن‌شان از حقوق مدنی یا اجتماعی بداند. برعکس، تأکید بر حقوق برابر شهروندان، احترام به آزادی اعتقاد، پرهیز از خشونت مذهبی و ضرورت همزیستی، به زبان غالب تبدیل شده است. این تحول را نمی‌توان صرفاً نتیجه اجتهاد درون‌دینی دانست؛ بلکه بدون تردید، نظم سیاسی و حقوقی مدرن و غلبه ارزش‌های لیبرال در عرصه عمومی در شکل‌گیری آن نقش تعیین‌کننده داشته‌اند. از این منظر، اگر گفته شود «اسلام لیبرال نداریم»، نمی‌توان انکار کرد که بخش بزرگی از فقه معاصر در فضایی لیبرال بازخوانی شده است. بنابراین، اگرچه شاید نتوان از «اسلام لیبرال» به عنوان یک مکتب سخن گفت، اما می‌توان با اطمینان از «لیبرالی شدن افق سیاسی و حقوقی فقه معاصر» سخن گفت؛ افقی که موجب شده مثلا بسیاری از مناسبات کلاسیک درباره دگراندیشان و مواجهه با آنان، عملاً کنار گذاشته شوند یا دست‌کم در پرتو مفاهیمی چون آزادی، حقوق شهروندی، مدارا و... بازتفسیر گردند. ــــــ ارجاعات در فرسته‌ی بعد👇 @AdnanFallahi

  • 2 авг.1 197817из ibna_official

    🔰گفت‌وگو با یاسر میردامادی در باب کتاب «گفت‌وگو؛‌ آیین حق‌جویی»؛ در جست‌وجوی سنت گمشده‌ گفت‌وگو 🔸حقایقی که بر زبان نیایند زهرآگین می‌شوند یاسر میردامادی گفت:‌جامعه‌ای که در بحران‌ها همه‌ پل‌های گفت‌وگو را پشت سر خود ویران کند توان خروج از بحران را نیز از دست خواهد داد. گفت‌وگو تضمین نمی‌کند که همه‌ی اختلاف‌ها از میان بروند اما این امکان را فراهم می‌سازد که انسان‌ها دوباره یکدیگر را نه صرفاً به عنوان «موضعِ رقیب» بلکه به عنوان «انسان» ببینند. این، نخستین و ضروری‌ترین گام برای بازسازی جهان مشترک است. 🔸️در چارچوب مفهومیِ کتاب، گفت‌وگو دقیقاً در نقطه مقابل «مکابره» می‌نشیند (مکابره یعنی ستیزه‌جویی و تلاش برای ساکت کردن رقیب به هر قیمتی، یا به تعبیر عامیانه کل‌کل). دلیل این نام‌گذاری به درک خاصی از سرشت حقیقت گره خورده است. حقیقت نه امری تماماً ذهنی و سلیقه‌ای است تا در دام نسبی‌انگاری بیفتیم و گفت‌وگو بی‌ثمر و بلاموضوع شود، و نه شیئی ایستا، مطلق و در انحصار فرد است که نیاز به جست‌وجو و نقد را از اساس منتفی کند. حقیقت، دست‌کم حقیقت اجتماعی، ماهیتی بین‌الاذهانی دارد؛ به این معنا که شیء آماده‌ای در گوشه‌ای از جهان نیست که بتوان آن را یک‌جا دریافت، بلکه کوششی جمعی، زنده، دائمی و برخاسته از دل تضارب آراء است. بنابراین، گفت‌وگو صرفاً ابزاری برای تبادل اطلاعات یا اقناع رقیب نیست بلکه آیین پویایی است که انسان‌ها از طریق آن افق‌های فهم خود را به یکدیگر نزدیک می‌کنند، خطاهایشان را در معرض سنجش قرار می‌دهند و امکان تقرب به حقیقت را فراهم می‌آورند. 🔸نکته تأمل‌برانگیز در زیستِ فکری او پیوند میان کارنامه عملی و دغدغه‌های نظری‌اش است. او سال‌ها در شهرهای بورسا و استانبول بر مسند قضاوت تکیه زد و سرانجام به سبب ضعف بینایی از این منصب کناره گرفت تا یکسره به تألیف بپردازد. می‌توان به‌جد گمان برد که همین تجربه زیسته در مقام قاضی، یعنی جایی که صحن دادگاه آوردگاه بحث و جدل‌های مستمر میان شاکی و متشاکی است و در چنین فضایی رعایت قواعد گفت‌وگو اهمیتی حیاتی می‌یابد، او را به کشف و تدوین آداب گفت‌وگوی انتقادی و ضابطه‌مند کردنِ استدلال‌ورزی سوق داده باشد. 🔸️ترویج فرهنگ گفت‌وگو اهمیت به‌سزا دارد اما این مهم نمی‌تواند به توصیه‌های اخلاقیِ انتزاعی یا صرفِ انتشار آثار مکتوب محدود بماند بلکه تحقق آن مستلزم دگرگونی و مداخله در دو ساحت متمایز اما به‌هم‌پیوسته است: ساحت فردی و ساحت اجتماعی. در ساحت فردی توجه به این نکته مهم است که گفت‌وگو لزوماً بر بستر اشتراک در باورها شکل نمی‌گیرد بلکه نقطه‌ عزیمت آن «مسأله‌ی مشترک» و ریشه‌ای‌تر از آن «دردآگاهی» است. تا زمانی که افراد درک نکنند که در چالش‌ها یا رنج‌های بنیادی اجتماعی شریک‌اند و به تنهایی از عهده‌ی حل‌شان برنمی‌آیند، انگیزه‌ای برای گوش سپردن به دیگری نخواهند داشت. ورود به گفت‌وگو مستلزم داشتن تواضع معرفتی و قبول خطاپذیری است. ibna.ir/x6JhT @ibna_official

  • 30 июл.1 531206из emtedadnet

    видео или голосовое, без подписи

  • 27 июл.1 597817из mashghenowofficial

    📝📝📝برافراشتنِ گفت‌وگو در عصرِ «غلبه‌یِ جدل» 🔺نگاهی به کتاب «گفت‌وگو، آیین حق‌جویی، درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی» ✍️یاسر میردامادی کتاب «گفت‌وگو، آیین حق‌جویی، درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی» را از آن رو نوشتم که پرسشی ذهن مرا به خود مشغول کرده بود سال‌ها، پرسشی که بیش از هر کجا در شبکه‌های اجتماعی فارسی، به‌ویژه کلاب‌هاوس، توییتر، فیس‌بوک، تلگرام و اینستاگرام، پیش چشمم جان گرفت و جولان کرد. 🖊در روزگاری به سر می‌بریم که امکان اظهار نظر آزادانه بیشتر از همیشه شده اما روشن نیست هنوز که این گسترش کمّی به ارتقای کیفی گفت‌وگو در میان فارسی‌زبان‌ها انجامیده باشد، بلکه چه‌بسا شهوداً بتوان گفت که وضع بدتر از گذشته شده است. در این باره آمار و پیمایش معتبری نمی‌شناسم و داوری‌ام صرفاً بر پایه‌ی مشاهدات شخصی است؛ اما آنچه دیده‌ام این است که بحث‌های ایرانیان و فارسی‌زبانان، بسا اوقات، به‌جای آنکه روشن‌گر و پیش‌برنده باشد به جدل می‌انجامد. گویی در عصر «غلبه‌ی جدل و دشواری گفت‌وگو» زیست می‌کنیم، اگر نه «امتناع» گفت‌وگو.   🖊این تجربه، پرسشی ساده اما بنیادی را پیش روی من نهاد: چرا نمی‌توانیم، به تعبیر عامیانه، «عینِ آدم» بحث کنیم؟ چرا گفت‌وگوهایمان، چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در محافل عمومیِ حضوری و چه حتی تا حدودی در حلقه‌های تخصصی، این‌قدر زود به قهر، تحقیر و نزاع می‌کشد یا به سکوتی حاصل از عدم امکان گفت‌وگو می‌انجامد؟ این پرسشی به ظاهر ساده است اما پاسخ سرراستی ندارد. 🖊با این همه، کتاب حاضر اثری در جامعه‌شناسی گفت‌وگو نیست، بلکه در فلسفه‌ی گفت‌وگو است. گرچه انگیزه‌ی نگارش کتاب، دغدغه‌ا‌ی اجتماعی بود پرسش‌های اصلی کتاب سرشت فلسفی دارند: گفت‌وگو چه نسبتی با حقیقت دارد و اصلاً چرا گفت‌وگو اهمیت دارد؟ آداب گفت‌وگو چیست؟ آفت‌ها و دام‌چاله‌های گفت‌وگو کدام‌‌اند؟ 🖊آیا حقیقت‌جویی همیشه اقتضای گفت‌وگو دارد یا در مواردی حقیقت‌جویی اقتضای عدم گفت‌وگو یا پایان دادن به گفت‌وگو دارد؟ در پی این پرسش‌های فلسفی البته پرسشی جامعه‌شناختی نیز روان می‌شود: اگر حقیقت، چنان‌که بسیاری از نظریه‌های گفت‌وگو می‌گویند، در فرآیند تضارب آراء آشکار(تر) می‌شود آیا جامعه‌ی امروز ایران هنوز ظرفیت گفت‌وگو دارد یا به «آستانه‌ی گفت‌وگوناپذیری» رسیده است؟ 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6449 #یاسر_میردامادی #گفت‌وگو #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 24 июл.1 8541018из falshxan

    #شب‌بخیر (سنتور و آواز: سیامک آقایی) |فالش‌خوان|

  • 21 июл.1 9377656из tabarshenasi_ketab

    🔴 درباره‌ی پرفسور شاندلِ شریعتی و فقر تخیلِ مفهومی دکتر غنی‌نژاد ✍سینا جهاندیده دکتر موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان و یکی از شناخته‌شده‌ترین منتقدان سنت چپ و روشنفکری دینی در ایران معاصر است. بخش مهمی از فعالیت فکری او در سال‌های گذشته معطوف به نقد مارکسیسم، اندیشه‌های جمع‌گرایانه و شخصیت‌هایی چون علی شریعتی بوده است. او در برخی گفت‌وگوها و نوشته‌های خود تلاش کرده است نشان دهد که بسیاری از مفاهیم رایج در روشنفکری ایرانی، به‌ویژه در دهه‌های چهل و پنجاه، متأثر از ایدئولوژی‌هایی بوده‌اند که به باور او با آزادی فردی و عقلانیت اقتصادی ناسازگارند. اما در نقد اخیر خود بر علی شریعتی، غنی‌نژاد از سطح نقد یک اندیشه فراتر رفته و شریعتی را «شیاد» دانسته است. یکی از دلایلی که برای این داوری مطرح کرده، ارجاع شریعتی به شخصیتی به نام «پروفسور شاندل» در آثارش است. استدلال این است که چون چنین شخصیتی در جهان بیرونی وجود نداشته، پس شریعتی با ساختن یک شخصیت موهوم دست به فریب زده است. اما این استدلال، پیش از آنکه مسئله‌ای درباره‌ی شریعتی باشد، مسئله‌ای درباره‌ی فهم ما از فلسفه، ادبیات و تاریخ اندیشه است. پرسش اساسی این است: آیا هر شخصیتی که در یک متن فکری ظاهر می‌شود، باید دارای وجود تاریخی و شناسنامه بیرونی باشد تا معتبر تلقی شود؟ اگر چنین معیاری را بپذیریم، باید بخش بزرگی از میراث فلسفی بشر را کنار بگذاریم. آیا سقراطی که در آثار افلاطون سخن می‌گوید، دقیقا همان سقراط تاریخی است؟ یا شخصیتی است که افلاطون برای بیان پرسش‌ها و اندیشه‌های فلسفی خود ساخته و پرداخته است؟ ما امروز می‌دانیم که میان «سقراط تاریخی» و «سقراط افلاطونی» فاصله وجود دارد. اما هیچ فیلسوف جدی‌ای به این دلیل افلاطون را متهم به جعل و فریب نمی‌کند. آیا زرتشت نیچه همان زرتشت تاریخی است؟ آیا نیچه قصد داشت یک زندگی‌نامه تاریخی از پیامبر ایرانی بنویسد؟ روشن است که چنین نبود. زرتشت در کتاب چنین گفت زرتشت یک شخصیت مفهومی است؛ صدایی فلسفی که نیچه از طریق آن درباره مرگ خدا، انسان برتر و دگرگونی ارزش‌ها سخن می‌گوید. فلسفه و ادبیات همواره از چنین شخصیت‌هایی ساخته شده‌اند. شخصیت مفهومی، نه یک دروغ تاریخی، بلکه ابزاری برای اندیشیدن است. انسان متفکر گاهی برای آنکه بتواند با خویشتن گفت‌وگو کند، دیگری‌ای می‌آفریند؛ صدایی که از او جداست و در عین حال بخشی از وجود فکری او را نمایندگی می‌کند. از همین منظر باید به شاندل نگاه کرد. شاندل را نمی‌توان صرفاً با این پرسش سنجید که «آیا چنین استادی در دانشگاهی در فرانسه وجود داشته است؟» پرسش درست‌تر این است که: «شاندل در نظام فکری شریعتی چه نقشی ایفا می‌کند؟» شاندل در واقع همان «دیگری» شریعتی است؛ یک شخصیت واسطه که شریعتی از طریق او با خود، تاریخ، دین و جهان مدرن وارد گفت‌وگو می‌شود. شریعتی با خلق این شخصیت میان خود نویسنده و خود متفکر فاصله ایجاد می‌کند؛ فاصله‌ای که امکان اندیشیدن و خودنقدی را فراهم می‌آورد. حتی خود نام «شاندل» نشان‌دهنده همین بازی نمادین است. واژه فرانسوی Chandelle به معنای «شمع» است و شریعتی با این نام‌گذاری، به نوعی رمزگذاری شخصی نیز دست زده است؛ زیرا «ش» و «م» و «ع» به عنوان حروفی از نام «شریعتی، علی، مزینانی» خوانده شده‌اند. بنابراین شاندل نه یک شخصیت جعلی برای فریب مخاطب، بلکه یک تمهید ادبی و فکری است؛ همان‌گونه که زرتشت نیچه یا سقراط افلاطون نیز شخصیت‌هایی فراتر از وجود تاریخی صرف هستند . نکته مهم اینجاست که در سنت فلسفی، حقیقت همیشه از مسیر گزارش واقعیت بیرونی به دست نمی‌آید. گاهی حقیقت در اسطوره، استعاره، گفت‌وگوی خیالی و شخصیت مفهومی آشکار می‌شود. اگر معیار داوری درباره فلسفه و ادبیات، فقط وجود خارجی شخصیت‌ها باشد، باید بسیاری از بزرگ‌ترین آثار تمدن بشری را فاقد اعتبار بدانیم. این نوع نگاه، ناشی از نوعی تقلیل‌گرایی است؛ یعنی فروکاستن جهان پیچیده اندیشه به معیارهای اثبات‌پذیری علوم تجربی یا اسناد تاریخی. اما فلسفه، ادبیات و علوم انسانی با «امکان‌های معنا» سروکار دارند، نه فقط با اشیای قابل اندازه‌گیری. نقد شریعتی می‌تواند و باید صورت بگیرد؛ می‌توان درباره‌ی نسبت او با مارکسیسم، اسلام سیاسی، ایدئولوژی، روشنفکری و مدرنیته بحث کرد. اما نقد جدی باید با اندیشه او درگیر شود، نه اینکه یک شخصیت مفهومی را با معیار اداره ثبت احوال داوری کند. مسئله شاندل در نهایت مسئله شریعتی نیست؛ مسئله‌ای درباره فهم ما از اندیشه است. جامعه‌ای که میان «وجود تاریخی» و «حقیقت مفهومی» تفاوت نگذارد، نه تنها شریعتی را بد می‌فهمد، بلکه افلاطون، نیچه، کی‌یرکگور و بخش بزرگی از تاریخ فلسفه را نیز نخواهد فهمید. @tabarshenasi_ketab

  • 17 июл.1 7173712из mohsenhesammazaheri

    باید سکوت را شکست چند روز است فصل جدیدی از جنگ نابرابر و ظالمانه علیه ایران عزیزمان آغاز شده و اخبار هولناکی از کشتار هموطنان مظلوم و تخریب زیرساخت‌ها در جنوب کشور به گوش می‌رسد که قلب هر ایرانی منصفی را فشرده می‌کند. برخلاف امواج قبلی جنگ، اما این‌بار هنوز فضای عمومی کشور را سکوت فراگرفته و نشانی از احساس جنگ و واکنش به آن دیده نمی‌شود. اثر چندانی هم از فضای همدلی و وفاقی که در موج قبلی جنگ دیده می‌شود، باقی نمانده (که البته قابل انتظار است). صرف نظر از مسئولان و مقامات سیاسی و نظامی و ارزیابی عملکردشان،‌ نیروهای سیاسی و اجتماعی و اصناف و تشکل‌ها و انجمن‌ها و افراد مؤثر نیز خموشی گزیده‌اند و به تماشا نشسته‌اند. ظاهراً تا موشک‌ها دوباره به تهران و اصفهان نرسند، کسی جنگ را باور نمی‌کند. دلیل این سکوت و انفعال هرچه باشد، بهت‌زدگی از توحش دشمنان، فرسودگی و خستگی و دلزدگی از استمرار وضعیت بحرانی و انباشت فشارهای مختلف معیشتی و اجتماعی و سیاسی، دلخوری و خشم از اقدامات و مواضع ماجراجویانه و تحریک‌کننده‌ی برخی نیروهای تندروِ داخلیِ مخالف توافق، مخالفت با برخی اقدامات و مواضع رسمی اخیر مقامات کشور و سوزاندن فرصت‌های آشتی و همدلی و وفاق ملی، یا هر چیز دیگر، باید این سکوت را شکست. باید با جامعه حرف زد. باید نیروهای اجتماعی و صاحب نفوذ، صریح و صادق و دلسوزانه، به میدان بیایند و سخن بگویند. نباید دست روی دست گذاشت تا در اتحاد نانوشته‌ی تندروهای داخلی و دشمن خارجی، ایران عزیزمان نابود شود. نباید اجازه داد که افراطیون و جنگ‌طلبان داخلی و خارجی، آینده‌‌ی این مرز و بوم را رقم بزنند. فردا برای پشیمانی دیر است. کاری باید کرد. ۱۴۰۵/۰۴/۲۶ @mohsenhesammazaheri

  • 15 июл.1 768410из Online_Bookcity

    📚ارانوس و دین‌گرایی 🖋️فَوتِر هانخراف | علیرضا سمنانی 📝نشر حکمت کلمه ارانوس و دین‌گرایی مجموعه مقالاتی است که به موضوعاتی نظیر باطنی‌گرایی غربی، هرمنوتیک و گنوس اسلامی می‌پردازد. نوشتار نخستین با عنوان ارانوس و دین‌گرایی اثر فوتر هانخراف که نام اثر نیز برگرفته از آن است، نقش حلقۀ ارانوس و مهمترین چهره‌های آن گرشوم شولم، هانری کُربن و میرچا الیاده را به بحث می‌گذارد. 🔗ارانوس و دین‌گرایی در شهر کتاب آنلاین دیدن همهٔ محصولات: shahreketabonline.com @online_bookcity

  • 14 июл.1 797612

    🔻این بخش از الفوائد المدنیة اثر ملامحمدامین استرآبادی (احیاگر مکتب اخباری) در پاسخ به این پرسش است که در اعتقادات دینی، علم اجمالی کفایت می‌کند یا تحصیل علم تفصیلی نیز لازم است. پاسخ ملا محمدامین استرآبادی آشکارا مثبت است، بله علم اجمالی کافی است: از نظر او، ایمان با اتکا به فطرت و ظواهر قرآن و سنت حاصل می‌شود و تحصیل علم تفصیلی از طریق کلام، منطق و فلسفه شرط تحقق ایمان نیست. بلکه او گامی فراتر می‌نهد و کلام را، آن‌گونه که متکلمان تدوین کرده‌اند، راهی پرخطر و حتی مورد نهی پیامبر می‌شمارد و بدین‌سان با اتکای اعتقادی بر کلام و فلسفه مخالفت می‌کند.🔴 @YMirdamadi

  • 8 июл.2 30783

    видео или голосовое, без подписи

  • 8 июл.2 11480

    видео или голосовое, без подписи

  • 8 июл.1 4751478из Arshive_Nowandishane_Dini

    سنجش فلسفی اسلام گرایی نویسنده:عادل ضاهر مترجم:یاسر میردامادی

  • 5 июл.1 88458из kargadanpub

    📚 معرفی و پیشنهاد کتاب اگرچه هدف بوغوسیان رد نسبی‌انگاری معرفت است، این کتاب برای مدافعان نسبی‌انگار‌ی معرفت هم بسیار خواندنی است. هم بدین سبب که با خواندن آن می‌توان از منقح‌ترین صورت‌‌بندی‌های نسبی‌انگاری آگاه شد و شناختی مناسب از آن پیدا کرد، و هم بدین سبب که نویسنده کوشیده است، لااقل به‌زعمِ خود، تقریری به دست دهد از بهترین استدلال‌هایی که ممکن است به سود نسبی‌انگاری آورده شوند. ای‌بسا برخی از این استدلال‌ها را خود نسبی‌انگاران نیز، بدین دقتی که در کتاب آمده است، نیاورده باشند. این کتاب هفت فصل (برساختنِ اجتماعی معرفت، برساختن واقعیات، نسبی‌سازیِ واقعیت، دفاع از نسبی‌انگاریِ معرفت، رد نسبی‌انگاریِ معرفت، حل یک تناقض‌نما، و دلایل معرفتی و تبیین باور) و دو ضمیمه دارد. یکی به قلم بوغوسیان و دربارۀ نسبی‌انگاریِ اخلاقی و دیگری از خودِ مترجم در اهمیت نقد نسبی‌انگاری. 🔶 اطلاعات کتاب‌شناسی: هراس از معرفت در نقد نسبی‌انگاری پل بوغوسیان/ یاسر میردامادی مجموعۀ «معرفت‌شناسی معاصر»/ دبیر: بابک عباسی ۲۰۰ صفحه/ ۴۰۰۰۰۰ تومان خرید مستقیم و استفاده از تخفیف ناشر: www.kargadanpub.com #نشر_کرگدن #هراس_از_معرفت #پل_بوغوسیان #یاسر_میردامادی #نقد_نسبی‌انگاری

  • 5 июл.1 5915

    📚 معرفی و پیشنهاد کتاب

  • 4 июл.1 673423из dinonline

    🔻از ولایت فقیه تا «دعت تورات»؛ چگونه یک مورخ اسرائیلی از «شیعه‌سازی» یهودیت سخن می‌گوید؟ ✔️آیا می‌توان میان سنت‌های دینی‌ای که در ظاهر کاملاً متفاوت‌اند، شباهت‌های ساختاری یافت؟ این پرسش، سال‌هاست که موضوع پژوهش تاریخ‌نگاران ادیان و جامعه‌شناسان دین بوده…

  • 4 июл.1 47818из dinonline

    🔻از ولایت فقیه تا «دعت تورات»؛ چگونه یک مورخ اسرائیلی از «شیعه‌سازی» یهودیت سخن می‌گوید؟ ✔️آیا می‌توان میان سنت‌های دینی‌ای که در ظاهر کاملاً متفاوت‌اند، شباهت‌های ساختاری یافت؟ این پرسش، سال‌هاست که موضوع پژوهش تاریخ‌نگاران ادیان و جامعه‌شناسان دین بوده است. مقاله پیش رو، نوشته یکی از پژوهشگران تاریخ یهود، تلاشی است برای بررسی برخی همانندی‌های تاریخی و نهادی میان تشیع معاصر و جریان‌های فوق‌ارتدوکس یهودی. روشن است که انتشار این ترجمه به معنای تأیید همه داوری‌ها و نتیجه‌گیری‌های نویسنده نیست، بلکه دعوتی است به تأمل و گفت‌وگو درباره یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در مطالعات تطبیقی ادیان. 📎 پيوند به متن کامل این مطلب در سایت دین‌آنلاین https://www.dinonline.com/46132/ 🆔 @dinonline

  • 2 июл.1 419129из kheradvakhiyal

    🎙 صوت نشست «از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ ۳» با حضور دکتر یاسر میردامادی نشست "از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ" شنبه ٧ تیرماه ۱۴۰۵ به همت خانه خرد و خیال و با حضور جمعی از ایرانیان داخل و خارج از کشور در بستر گوگل میت برگزار شد. در این نشست میزبان جناب آقای «یاسر میردامادی بودیم و درباره کتاب «گفت‌وگو؛ آیین حق‌جویی» بحث و بررسی صورت گرفت. گفتنی است این سلسله نشست‌ها باهدف تأمل و پاسخگویی به پرسش «آینده ایران چه نسبتی با گفت‌وگو خواهد داشت؟» برگزار می‌شود. خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal بله | روبیکا | ایتا | سایت | اینستاگرام | توییتر 🔚

  • 2 июл.1 2237из kheradvakhiyal

    🎙 بخش کوتاهی از صحبت یاسر میردامادی در نشست «از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ ۳» نشست "از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ" شنبه ٧ تیرماه ۱۴۰۵ به همت خانه خرد و خیال و با حضور جمعی از ایرانیان داخل و خارج از کشور در بستر گوگل میت برگزار شد. در این نشست دکتر یاسر میردامادی به ذکر دغدغه‌های خود درباره نگارش کتاب «گفت‌وگو؛ آیین حق‌جویی» و نیاز مبرم ایرانیان به گفتگو پرداخت. همچنین در این نشست ۲ ساعته، دکتر حسین بیات، دکتر فرهاد شفتی و دکتر رسول اکبری درباره کتاب مذکور نکاتی را یادآور شدند... 📌 صوت کامل سخنرانی این نشست (ارائه: آقای یاسر میردامادی و نقد و پرسش و پاسخ‌های بعدی) به زودی در کانال تلگرام خانه خرد و خیال منتشر خواهد شد. خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal بله | روبیکا | ایتا | سایت | اینستاگرام | توییتر 🔚

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی — tgindex