tgindex
خورشید| نوشته‌های تقی دژاکام

خورشید| نوشته‌های تقی دژاکام

Статистика
@tdejakamперсидский

خبرنگار، ویراستار و بیش‌فعال فضای مجازی! ارتباط با مدیر کانال: @Dejakam

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
840
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
436
33 постов
Вовлечённость
51,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 33
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
143
1/48двое суток
163
1/72трое суток
176

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✳️ تغییر رویه دشمن در ترور؛ از شیخ فضل‌الله تا مصباح یزدی دیروز یک‌صد و هفدهمین سالروز شهادت شیخ فضل‌الله نوری بود. ماجرای شهادت این عالم مجاهد و حاشیه‌های عبرت‌آموز آن از آن برگ‌های قابل تأمل کتاب تاریخ است؛ اینکه چگونه شد مردی که تلاش فراوانی برای مشروطیت داشت، ناگهان با بصیرتی که داشت کنار کشید و مشروطه را مشروط به مشروع بودن کرد و از آن کوتاه هم نیامد، و چه شد که مردم عادی و حتی دینداران هم فریب خوردند و در پازل طراحی شدهٔ دشمنان بخصوص انگلیس و مزدوران شناخته‌شدهٔ داخلی‌اش بازی کردند و شد آنچه نباید می‌شد. ماجرای به دار آویختن شیخ و سوت و کف و صلوات همزمان برخی آخوندهای نفهم و یپرم خان ارمنی و درباریان و دست‌اندرکاران و وابستگان سفارت انگلیس از بخش‌های بسیار پرعبرت تاریخ ایران است که درس‌های زیادی برای همیشه و برای همین امروز ما دارد. در بخشی از روایت تکان‌دهندهٔ دکتر تندر کیا نوهٔ شیخ شهید از این ماجرا آمده است: «در اثر تلاطم و طوفان، یک‌مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش به زمین افتاد. جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه مقابل درِ حیاط روی یک نیمکت گذاشتند. جمعیت کثیری ریخت توی حیاط. محشری برپا شد. مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا می‌رفتند. همه می‌خواستند خود را به جنازه برسانند. دور نعش را گرفتند و آنقدر با قنداقِ تفنگ و لگد به نعش زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهانش روی گونه‌ها و محاسنش سرازیر شد. هر که هر چه در دست داشت می‌زد. آنهایی هم که دستشان به نعش نمی‌رسید، تف می‌انداختند. به همه مقدسات قسم که در این ساعت، گودال قتلگاه را به چشم خودم دیدم. یک‌مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین مرد تنومند و چهارشانه بود وارد حیاط نظمیه شد. غریبه بود. جلو آمد، بالای جنازه ایستاد، جلوی همه دکمه‌های شلوارش را باز کرد و روبه‌روی این‌همه چشم شُرشُر به سر و صورت آقا ... !» 🔻 دشمن، شخصیت‌های هدفش را گاه ترور، گاه اعدام و گاه ترور شخصیت می‌کند، و گاه مثل شیخ فضل‌الله نوری ابتدا ترور شخصیت و بعد ترور فیزیکی می‌کند. شانس بزرگ کسانی چون مطهری این بود که دشمن، آنها را تنها ترور فیزیکی کرد و مطهری تازه از آن‌زمان بخصوص در بین نسل جوان و نوجوانان شناخته و محبوب شد و شهادت او موجی بزرگ از اقبال به شناخت نظری و عمیق دین در بین این نسل ایجاد کرد. حالا دشمن فهمیده بود که این شیوه نقض غرض است و کار او را خراب‌تر می‌کند، این بود که برای دیگر اهداف خود مثل کسانی چون عالم فرهیخته مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی در حوزهٔ اندیشه و کسانی از چهره‌های خادم و انقلابی و شخصیت‌های تأثیرگذار و مهم، با هوشمندی راه دیگر یعنی ترور شخصیت را برگزید و کوشید تا حدودی به اهداف خود برسد. این ترور شخصیت ابتدا در خانه‌های تیمی دسیسه‌ساز آنان کلید خورد و از سوی اذناب وابسته و مزدورانِ با و بی‌جیره و مواجب و برخی احمق‌های بندهٔ لایک و فالوور تقویت شد. کار به مطهری و مصباح و شیخ فضل‌الله و فلان شخصیت سیاسی و نظامی شهید یا زنده خلاصه نمی‌شود؛ ما وظیفه داریم هم خود و هم فرزندانمان را به مطالعه تاریخ واداریم تا دوباره عزیزی را از دست ندهیم یا در شهادت مردانی از جنس دین و سیاست و جهاد سوت‌وکف نزنیم و نزنند! @tdejakam

  • تغییر رویه دشمن در ترور؛ از شیخ فضل‌الله تا مصباح یزدی این یادداشت در صفحات اول و دوم #روزنامه_جوان امروز دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ منتشر شده و در پیوند زیر قابل مشاهده و دریافت است: Javann.ir/005kyk @tdejakam

  • https://x.com/i/status/2083269785081499732

  • سخنان استاد محمدحسین صفارهرندی که من سالهاست او را به متانت و عقلانیت و تعهد کم‌نظیر در نگرش انقلابی می‌شناسم. شاید با برخی فرازهای این سخنان همراه نباشیم ولی تلاش عقل قدسی برای رقم خوردن بهترین درک از شرایط همان چیزی است که همگان به آن نیاز داریم خصوصا اکنون که باز هم جنگ شعله کشیده. این حرفها فقط اظهارنظر نیست. باید شنید و به خود رجوع کرد، اندیشید و گاه گریست. #وحید_یامین‌پور ➕️ @yaminpour

  • ✳️ رسانه‌داری و عقلانیت! توی حرم مطهر امام رضا با چند تن از رفقا نشسته بودیم و درباره جنگ و اخبار و حواشی آن صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان نکته جالبی را خاطرنشان کرد. گفت من در این مدت، دو کانال پرمخاطب را خیلی دنبال می‌کنم؛ یکی در تلگرام یکی در ایتا، کانال عقل سرخ آقای #مهدی_محمدی و یکی هم کانال آقای... [اسم برد]در ایتا. صوت‌های آقای محمدی را که در کانالش گوش می‌کنم به آینده جنگ و کشور امیدوار می‌شوم، به فرماندهان و رزمندگان کشورم پر از اعتماد می‌شوم و حس غرور و پیروزی پیدا می‌کنم، اما کانال دوستمان را در ایتا که دنبال می‌کنم به مسئولان کشور شک می‌کنم، به اخبار پیروزی‌های جنگ بی‌اعتماد می‌شوم و [موارد دیگری که نمی‌نویسم]. دیشب هم یکی دیگر از دوستان صوت مهدی محمدی را که آخرین وضعیت جنگ را توضیح داده بود برایم فرستاد تا گوش کنم و از دقت و فرانگری و امیدآفرینی صاحب کانال لذت ببرم که بردم؛ مثل همه دفعه‌های قبلی که این صوت‌ها را گوش می‌کردم. محمدی بدون آنکه در صوت‌هایش کوچک‌ترین کلمه و نکته‌ای که از آن بوی نقار و تفرقه‌افکنی بین مردم و جبهه انقلاب بیاید، با ارائه دقیق اخبار و تحلیل آنها، بخصوص با استناد به اظهارات و اذعانات دشمن و کارشناسان جبهه دشمن به ترسیم درست وضعیت جنگ برای مخاطبان می‌پردازد و به اندازه چندین بخش خبری مفصل سیما و برخی گفت‌و‌گو‌های ویژه اطلاعات دقیق و به‌روز و جامع‌الاطراف به مخاطب می‌دهد. بعد به یاد حرف‌های آن دوستمان در حرم مطهر افتادم و تفاوت نگاه و خروجی دو کانال از دو بچه‌مسلمان انقلابی که یکی مخاطب را نه با اباطیل و اخبار فیک که با بیان واقعیات، سرشار از امید می‌کند و انگیزه حرکت و حضور بیشتر در میادین را می‌دهد و دیگری ناامیدی تزریق می‌کند و مخاطب را به مسئولان کشور بی‌اعتماد و مشکوک می‌سازد. امروز در سطح فراگیرتر آن هم یک بررسی کردم و دیدم بعضی صفحات و رسانه‌ها بشدت شبیه این دو بزرگوارِ ذکرشده‌اند. به یکی دو تا از نیوز‌های معروف دقیق شدم و دیدم که اکثر اخبار و مطالب و پیام‌های منتشره‌اش علیه مسئولان و تصمیمات آنها و تفرقه‌افکنی در جبهه انقلاب و علیه تفاهمنامه و امضاکنندگان یادداشت تفاهم و درصد کمی درباره پیروزی‌ها و توفیقات در جبهه و جنگ با خونخوارترین دشمن تاریخ ایران است. در محیط‌هایی مثل توییتر و در استوری‌ها و وضعیت‌های شبکه‌های اجتماعی هم می‌بینیم که عده‌ای امیدآفرینی و متحدسازی و آگاهی‌بخشی می‌کنند و گروهی ناامیدسازی و تفرقه‌افکنی بین مردم را پیشه خود کرده‌اند. هنوز سخن گویندهٔ خبر پیام شنبه‌شب رهبر عزیز انقلاب در «تذکر مکرر و مؤکد در صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و نزاع و برجسته‌کردن اختلافات» تمام نشده بود که یکی از کسانی که خود را دلبسته یک شخصیت سیاسی نشان می‌دهد یکی دو توییت تند علیه مسئولان کشور با ذکر نام منتشر و آنها را متهم کرد! به نظر حقیر وقتی رهبر انقلاب در تمام پیام‌های اخیر و در این پیام جدید با تأکید و صراحت، بر جلوگیری از تفرقه‌‎افکنی تذکر می‌دهند، اینجا جای ورود قوه قضاییه است تا بدون توجه به نام و عنوان و دلبستگی ظاهری افراد به این و آن شخصیت سیاسی، عقبهٔ تشکیلاتی آنها را بررسی کند و ببیند دلیل اصرار آنها بر تفرقه‌افکنی، ناامیدسازی و دشمن‌تراشی از مسئولان نظام چیست؟ آیا نباید احتمال نفوذی بودن آنها را داد؟ و مگر نفوذی‌های دشمن تابلو دارند و مگر تا حالا با همین عناوین ظاهراً مصلحانه و مؤمنانه در مهمترین مراکز رخنه نکرده بوده‌اند؟ دوستان رسانه‌دار! قلم‌به‌دستان جبههٔ انقلاب! همه ما و شما امروز مانند آنان که در پشت لانچر‌ها و پدافند‌ها و هدایت پهپاد‌ها مشغول عملیات‌اند، در جبههٔ جنگیم و چه بسا به همان اندازه و شاید بیشتر می‌توانیم در سرنوشت جنگ و آینده کشور تأثیرگذار باشیم. اگر با تأکید بر «امیدآفرینی» و «متحدسازی» و «زمان‌شناسی» به تبیین مواضع و ارائه تحلیل درست نپردازیم و این جبههٔ بزرگ و پردامنه را با داده‌های غلط، سطحی و خاله‌زنکی پر کنیم و تصور کنیم هنوز در دوران رقابت‌های انتخاباتی هستیم که اگر کوچکترین غفلتی کنیم، رقیبمان که کم از دشمن غدار نیست! رأی می‌آورد و سرمان بی‌کلاه می‌ماند! نه فقط آخرت که حتی همین دنیا و آینده زندگی و حیات مادی خودمان و فرزندانمان را هم از دست خواهیم داد. دیگر خود دانیم! @tdejakam

  • رسانه‌داری و عقلانیت! این یادداشت در صفحات اول و دوم #روزنامه_جوان امروز دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ منتشر شده و با پیوند زیر قابل دریافت است: https://www.javanonline.ir/fa/news/1369681 @tdejakam

  • 19 июл.13371из m_molaie110

    آقا(روحی‌فداه) سابقا هم در بعضی پیام‌های مبارکشان بر مسئله حفظ وحدت تاکید فرموده بودند. برای بعضی از ما اما مع‌الأسف اعتبار فرمایشات حضرتشان یک‌ روزه و دو روزه بوده و با گذشت مدتی، باز شیوه و روش خود در تخطئه مسئولان و ارکان نظام را پیش گرفتیم؛ از کودتا و خیانت و رذالت مسئولان گفتیم؛ در برخی تجمعاتمان، وزن شعارهای مرگ بر فلانی بر شعار علیه دشمن غلبه پیدا کرد؛ انگشت سوی یکدیگر گرفتیم که وضعیت جنوب تقصیر توست، خواستار اعزام فلانی به جنوب هستیم؛ چون فلان نماینده رای نیاورده پس مجلس خائن است. چون رئیس‌جمهور آنطور که توقع می‌رفت موضع نگرفته پس دولت و وزارت‌خارجه کودتاگرند. آقا، برای ما که «علی‌الأصول» را سر دست گرفتیم و بر سر همگان کوفتیم امروز یکی از مهم‌ترین اصول را تشریح کردند:«از  اصولی‌ترین امور، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس است». امید که با گذشت چند روز، دوباره به منهج سابق خود بازنگردیم، فرمایش آقا همیشه روی سرمان باشد و برهم زنندگان وحدت را، هرچند دوستان و هم‌قطارانمان باشند، بدون تعارف به بازگشت به وحدت دعوت کنیم! «مهدی مولایی»

  • https://x.com/i/status/2078543934511579617 @tdejakam

  • ✳️ مرگ ناگهانی... فقط اون‌جاش که می‌گه: خانواده سناتور گراهام خواستار حفظ حریم خصوصی در این دوران فوق‌العاده دشوار می‌باشند. https://x.com/i/status/2076204048043114787 @tdejakam

  • 4 июл.3 143842

    ✳️ یک نکته درباره نماز و تشییع تاریخی فردا ۱- کسانی که به حج مشرف شده‌اند و حتی آنها که نرفته‌اند، حتماً شنیده‌اند که امام زمان«ع» هر سال حتماً در آنجا حضور دارند. شنیده‌اند که تأکید می‌شود: چشم بگردانید شاید آقا را دیدید، حتی اگر نشناسید. ۲- حکایت‌های بسیاری نقل شده است که امام زمان«ع» در مراسم تشییع کسانی که تقوا و ورع نسبت به یک عمل حرام داشته‌اند یا از شیعیان خاص بخصوص از مراجع تقلید بوده‌اند، حاضر می‌شوند و خودشان جداگانه بر پیکرش نماز می‌خوانند. در یک نمونه مرحوم آیت‌الله امامی کاشانی از نماز حضرت بر پیکر یکی از مراجع بزرگ تقلید پیش از تشییع، روایت کرده بود با این مضمون: «یکی از افراد مورد وثوق که گاهی اخباری را در دسترسم قرار می‌دهد، گفت: به منظور شرکت در تشییع جنازهٔ حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی قدس سره، از تهران به قم رفتم و به مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السلام رسیدم. در آنجا به دو نفر از اصحاب حضرت حجت ارواحنا فداه برخوردم. آنان به من گفتند: «امام زمان علیه‌السلام در مسجد امام حسن عسکری علیه‌السلام تشریف دارند، برو آقا را ملاقات کن.» با عجله، خودم را به مسجد امام حسن عسکری رساندم و وارد شدم. در آن هنگام اذان ظهر را گفته بودند. من، متوجه شدم که حضرت، با سی نفر از اصحاب، مشغول نمازند. اقتدا کردم. بعد از نماز، حضرت فرمودند: «ما، از همین‌جا تشییع می‌کنیم.» از مسجد خارج شدیم و دنبال جمعیت، با آقا رفتیم تا به صحن رسیدیم.» ۳- آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای علاوه بر شیعهٔ خاص مولا بودن، علاوه بر مرجع تقلید بودن، نایب خود حضرت و کسی بود که حکومت اسلامی تأسیسی امام خمینی را به بهترین وجهی حفظ کرد، ادامه و بسط داد و در این راه به دست شقی‌ترین شیاطین جهان به شهادت رسید و دنیا را به نزدیکی‌های ظهور رساند.‌ محال است امام زمان علیه‌السلام فردا در مراسم پرشکوه تشییع این مرد بزرگ، این شهید سربلند قرن و این انسان صالح روزگار، حاضر نباشد. فردا صبح، پیش از طلوع خورشید در مصلای تهران باشیم، حتی اگر اماممان را ببینیم و نشناسیم... @tdejakam

  • 3 июл.26271из Hemmatsocial

    مادرم گفت: کار من نیست، من طاقت ندارم! گفتم: کار چه کسی است؟! کدام ایرانی حریف این داغ می‌شود؟! ولی امر امر شماست. پاسخم را با گریه داد، یعنی نرویم چه کنیم؟! زینبیه‌ی بیت رهبری شده بود کربلا! بعد نماز یکی بلند شد و روضه اول را خواند، چرخید رو به جمعیت، مشت‌هاش را گره کرد و با حالت شعار گفت: ای پسر فاطمه‌، منتظر تو هستیم... و مردم به جای شعار دادن زار می‌زدند. و از آن به بعد همه به هر علتی زار می‌زدند، ما برای خیلی پیکرها گریه کردیم، گریه بر پیکرهای زیادی دیدیم، می‌گویم زار می‌زدند چون این کاری که در حسینیه کردیم گریه کردن نبود، اگر شما کلمه بهتری دارید که این گریه‌های یکریز، بلند و بی‌وقفه را توصیف کند بنویسید. و این آخرین روضه‌ای بود که من توی زینبیه شنیدم، از آن به بعد هرچه خوانده بودند را توی خانه و در فضای مجازی پیدا کردم و برایم تازگی داشت، من فقط دیدم که پرده کنار رفت، آقا در حلقه محافظانش آمد، روی سکو رفت، اما یک کلمه حرف نزد، حتی یک کلمه! و من و بقیه بچه‌های شهدا همدیگر را بغل کرده بودیم که این غم بزرگ را توی تن‌های بیشتری جا بدهیم، غم را از سینه‌هامان به هم می‌دادیم که ما را نکشد، غم اما برای ۹۰ میلیون نفر هم زیاد بود. آدم به امید زنده است، آدم با خودش فکر می‌کند که شاید پرده کنار برود و پدرش با مشت گره کرده بیرون بیاید، آدم فکر می‌کند شاید، چه می‌دانم شاید... آدم الکی دل خودش را خوش می‌کند، اما وقتی آمد و حتی برای دلخوشی مردم و ما بچه‌های شهدا یک کلمه هم صحبت نکرد سنگینی تابوت امید را روی شانه‌هامان حس کردیم. گفتم که، آدم به امید زنده است و ما بدون امید مردیم. این‌ها را وقتی می‌نویسم که توی بالکن خانه مادر نشسته‌ام، مادرم که اینقدر گریه کرد که خوابش برد، مادرم که امشب مثل من دوباره یتیم شد، مادرم که تمام آوارگی پس از شهادت پدرم یکباره روی سرش خراب شد. آنچه تا امشب دیده بودم غم بود و آنچه امشب دیدم کلمه‌ای برای معادل سازی ندارد. ما میزبان مردی بودیم که یک عمر به میهمانی‌اش افتخار کردیم، آقا، نمک سفره شما کورمان کند اگر از خون شما بگذریم... محمدمهدی همت شام ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ در جوار حسینیه امام خمینی(ره) وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی @hemmatsocial https://www.instagram.com/p/DaUoaBlOXW7/?igsh=aW50Z3F1M2NpaWNw

  • 2 июл.15997из SabeeleRashad

    فروغ خوشبختی دیشب توفیق،‌ یار شد و سعادت یافتم تا در آیین وداع خانواده و دوستان و همکاران و شاگردان شهید زهرا حدادعادل، عروس رهبر شهیدمان و دختر استاد محبوبم، آقای دکتر غلامعلی حدادعادل و خواهر برادر بزرگوارم آقافریدالدین حضور داشته باشم و زیر تابوت آن شهید بزرگ و بزرگ‌زاده را بگیرم و چند قدمی به‌رسم تکریم شهید بردارم. در این مراسم جان‌سوز، آقای دکتر حدادعادل، برای نخستین‌بار اعلام کردند که پس از برگزاری مراسم عقد دخترشان با حاج‌آقامجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب،‌ حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، غزلی زیبا برای عروس‌شان زهرا سروده‌اند که زهراخانم آن را به پدر نشان داده و آقای دکتر هم آن را برای خوش‌نویسی، در اختیار یکی از شاگردان خود قرار داده‌اند و اصل شعر و تابلوی خطاطی‌شده آن هم در منزل کوچک زهراخانم و حاج‌آقامجتبی نگهداری می‌شده که در بمباران دشمن، از بین رفته است. آقای دکتر گفتند که نسخه دیگری از این شعر، در اختیار نداشته‌اند و پس از سال‌ها با ناامیدی با آن شاگردشان تماس گرفته‌اند و او هم یک‌ربع ساعت بعد،‌ عکسی را که از آن تابلو گرفته بود برای ایشان فرستاده است. متن این غزل زیبا و روان و خوش‌مضمون که نشان‌دهنده روح لطیف و طبع دل‌انگیز آن رهبر عرش‌پیماست و برای نخستین‌بار منتشر می‌شود به این شرح است: رخشنده و باصفا و زیبایی شایسته‌ی نام نیک زهرایی موزون و رسا و دلکش و نغزی چون شعر، نکو به لفظ و معنایی خرم چو نسیم نوبهارانی پرشور چو موج جام صهبایی بس راز نگفته در نگاه توست پیدا و نهان، مثال رؤیایی در ناصیه‌ات فروغ خوشبختی‌است مجموعه‌ی حُسن، چون ثریایی همتای سعیده‌*ی عزیزی تو دلبند منی، هدی و بشرایی در عید ربیع آمدی، آری فرخنده‌عطای حق‌تعالایی شادی زده خیمه در سرای دل زهرا تو عروس خانه‌ی مایی پاداش جهاد مجتبایی تو مستوره‌ای از بهشت مأوایی ای نخل امید! شاد زی کاین‌سان پیراسته همچو شاخ طوبایی هان! دختر من! شنو ز پیران پند اکنون که به عمر و بخت برنایی: در جمله‌جهان به چشم دل بنگر بگشای دو دیده چون که بینایی بنگر که جهان به عشق پابرجاست می‌کوش به عشق تا که برجایی با مهر و صفا و راستی سر کن مشتاق اگر به صید دل‌هایی چون در تو عفاف و عشق و ایمان است در چشم کسان به حُسن یکتایی گر پند «امین» نیوشی و کوشی حقا که به نزد خلق، دانایی *«سعیده» نام عروس اول رهبر شهید انقلاب است. @SabeeleRashad

  • ✳️ چه کسی حزب جمهوری را تعطیل کرد؟ این هفته یادآور روزهای تلخ و به نوعی شیرینی از تاریخ انقلاب اسلامی است. اولین روز آن، یادآور حادثه تلخ ترور رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران است که خوشبختانه به لطف خداوند حکیم و دعاهای خالصانه مردم ایران، هدف این ترور تا دهه‌ها بعد زنده ماند و به رهبری نظام رسید و منشأ تحولات بزرگی در ایران اسلامی و جهان شد. دومین روز آن هم یادآور حادثۀ بزرگ و تکان‌دهنده انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و بیش از هفتاد تن از یاران و نزدیکانش و مسئولان عالی نظام جمهوری اسلامی در دولت و مجلس و بخش‌های مختلف شد. بزرگانی چون خامنه‌ای و بهشتی علاوه بر اینکه از لحاظ داشتن مسئولیت در جمهوری اسلامی اشتراک داشتند، علاوه بر اینکه هر دو روحانی بودند و هر دو از یاران نزدیک و دیرینه امام خمینی رهبر کبیر انقلاب به شمار می‌رفتند، در یک چیز دیگر هم اشتراک داشتند و آن راه‌اندازی یک حزب سیاسی مهم و تأثیرگذار در تاریخ انقلاب بود و هر دو جزو شورای مرکزی و هر دو در دوره‌هایی دبیرکل این حزب سیاسی بودند؛ شهید بهشتی کمتر (از ابتدای تأسیس حزب در بهمن ۵۷ تا زمان شهادتش در هفتم تیر ۶۰)  و شهید خامنه‌ای بیشتر (از هشتم شهریور ۶۰ تا ۱۱ خرداد ۶۶ و اعلامیه تعطیلی (و نه انحلال) حزب). شاید بسیاری از نسل جدید ندانند که حزب جمهوری اسلامی اولین تشکل رسمی تأسیس‌شده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و بزرگترین حزب در تاریخ ایران بوده است؛ هم از لحاظ عِدّه و تعداد اعضا و هم از لحاظ عُدّه و سازوبرگ و اداره و ساختمان و تجهیزات و هم از لحاظ تأثیرگذاری در ساختار و شیوۀ حکومت و البته هم از لحاظ میزان نفوذ و محبوبیت در بین اقشار مختلف مردم ایران بخصوص در سال‌های اول تأسیس و دوره‌ای که اختلافات درونی حزب زیاد نشده بود. البته حزب جمهوری اسلامی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اختلافات و برداشت‌های متفاوت اعضایش باعث نشد که رسماً به انشقاق و انشعاب به دو سه جناح و بعد به انحلال برسد. اما آنچه باعث شد این یادداشت نوشته شود، بیشتر اشاره به یک خاطره درباره حزب به نقل از رهبر شهید و آخرین دبیرکل این حزب بود. ماجرا از این قرار است که بعد از ارتحال امام خمینی و با رایزنی و هماهنگی مدیرمسئول وقت هفته‌نامۀ کیهان هوایی آقای عباس سلیمی نمین که آن‌سال‌ها برای ایرانیان خارج از کشور منتشر می‌شد و بسیار حرفه‌ای بود، ترتیب مصاحبه‌ای مفصل با رهبر جدید داده شد و آقای علی شکوهی مسئول بخش گفت‌وگوهای این نشریه به همراه یکی از عکاسان کیهان به دفتر رهبری اعزام شدند و به مدت سه ساعت با آیت‌الله خامنه‌ای مصاحبه‌ای کردند که البته هیچ‌گاه  منتشر نشد. طبیعی بود ما که از این گفت‌وگو مطلع شده بودیم، دلمان بخواهد درباره مفاد آن بدانیم، به همین دلیل از مصاحبه‌گر زبردست آن دراین‌باره می‌پرسیدیم. از مهمترین نکاتی که برای بنده جذاب بود و از آن زمان تاکنون به یادم مانده است، اظهارات رهبر شهید درباره ماجرای تعطیلی حزب بود. آیت‌الله خامنه‌ای با نوعی دلگیری گفته بود اینجا و آنجا این‌گونه مطرح می‌شود که در ماجرای تعطیلی حزب، بنده پیگیر تعطیلی آن بودم و آقای هاشمی مخالف این کار بودند؛ در حالی که ماجرا درست برعکس است و آقای هاشمی دیگر صلاح نمی‌دانست که حزب با این وضعیت به فعالیت خود ادامه دهد و من مخالف بودم و معتقد بودم حزب نباید تعطیل شود و باید حتی دراین‌صورت به کار خود ادامه دهد که در نهایت هم آن نامه مشترک به امام نوشته شد و بعد از آن حزب فعالیت‌های خود را متوقف کرد. آقا درست می‌گفت. آن‌موقع این‌گونه وانمود می‌شد که آقای هاشمی مخالف تعطیلی حزب و آقای خامنه‌ای موافق آن است و برای ما بسیار جالب بود که نظر رهبر چنین بوده است. خامنه‌ای دقیقاً مانند بهشتی بشدت به نظم و سازماندهی و کار تشکیلاتی و بخصوص تحزب البته با شیوه و مدل اسلامی آن اعتقاد داشت و تا آخر عمر شریف خود آن را رعایت و توصیه می‌کرد بخصوص به جوانان و دانشجویان و بالاخص به انجمن‌های اسلامی و تشکل‌های مختلف دانشجویی. مروری بر اندیشه‌ها و ضوابط رهبر شهید برای کار حزبی و تشکیلاتی به نوشته و نوشته‌هایی جداگانه نیاز دارد، اما در یک کلام باید به صراحت تأکید کرد که رهبر شهید نه تنها با تحزب و کار تشکیلاتی مخالف نبود بلکه آن را بشدت توصیه و مطالبه هم می‌کرد و انتظار داشت جوانان و دانشجویان و کنشگران سیاسی کشور آن را جدی بگیرند. @tdejakam

  • چه کسی حزب جمهوری را تعطیل کرد؟ این یادداشت در صفحات اول و دوم #روزنامه_جوان امروز دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ منتشر شده و در پیوند زیر قابل دسترسی است: https://www.javanonline.ir/005jLb @tdejakam

  • 24 июн.1912из Badraghe_agha

    📢 رسانه رسمی «بدرقه آقای شهید ایران» آغاز به کار کرد 👈 آخرین اخبار و اطلاعات درباره مراسم وداع، تشییع و تدفین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه را از نشانی‌های زیر دنبال کنید. 📲تلگرام https://t.me/Badraghe_agha 📲 ایتا https://eitaa.com/Badraghe_agha 📲 بله https://ble.ir/Badraghe_agha 📲 روبیکا https://rubika.ir/Badraghe_agha 📱 سروش https://splus.ir/Badraghe_agha 📲 توییتر https://x.com/Badraghe_agha 🏴 #باید_برخاست #یالثارات_الحسین (ع) 📢 رسانه رسمی ستاد تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب 📲 @Badraghe_Agha

  • 🎶 نام نوحه: #باید_برخاست إنّا علی العهدی شاعر: #محمد_مروستی‌زاده مداح: #محسن_محمدی‌پناه @tdejakam

  • ✳️ به احترام «باید برخاست» ـ بخش آخر جزئیاتی که شاعر محترم در شعر قوی خود آورده، بسیار بیشتر از این موارد است و مثلاً به ایستادگی در برابر صهیونیست‌ها و دشمنان و حتی به موضوع «رجعت» پرداخته است. در هر صورت، این هماهنگی تحسین‌برانگیز ادبیات شعری و مضمون قوی و متنوع و معارف مطروحه در آن و اجرای خوب، این نوحه را همان‌طور که گفته شد روزبه‌روز در بین مردم و جوانان محبوب‌تر کرده و می‌کند؛ و حتماً با همین توجه به محبوبیت این نوحه است که مسئولان برگزاری تشییع رهبر شهیدمان، شعار این خیزش پیش رو را هوشمندانه «باید برخاست» انتخاب کرده‌اند و برای کشور‌های دیگر شعار «قوموا لله» را، که باز هم از مضامین قرآنی این نوحه است. اگر در سال‌های اخیر سرود «سلام فرمانده» بدون هیچ هماهنگی سازمانی ناگهان در دل‌وجان مردم و حتی کودکان نشست و آوازهٔ آن از مرز‌های ایران فراتر رفت و جهانی شد، دیری نیست که نوحهٔ «باید برخاست» یا همان «إنّا علی العهدی» زمزمه تک‌تک عاشقان مهدی در ایران و جهان خواهد شد. به امید روزی که این عبارات را در حضور خود حضرت مهدی «عج» و در استقبال از حضرتش تکرار کنیم... @tdejakam

  • ✳️ به احترام «باید برخاست» ـ بخش اول بگذارید همین اول یک اعتراف بکنم و آن اینکه نگارنده بسیار بیشتر اهل موسیقی است تا اینکه اهل نوحه باشد. فکر کنم در یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام هم پیش از ماه محرم گلایه کردم که چرا جای موسیقی‌ها و سرود‌های فاخر و مناسب در تجمع‌های شبانه مردم خالی است و چرا از هر دو (سرود و نوحه) در این برنامه‌ها استفاده نمی‌شود. یک اعتراف دیگر هم بکنم و آن اینکه از بسیاری از نوحه‌هایی که این ایام در تجمع‌های خیابانی و چهارراه‌ها پخش می‌شود، به دلیل شعر سست و بسیار ضعیف یا اجرای غلط آنها یا هر دو، ناراحت و دلگیر و گاهی عصبانی می‌شوم و گاهی این انتقاد را به مسئولان برگزاری مراسم یا مسئول پخش برنامه منتقل کرده‌ام. چرا این اعترافات را مطرح کردم؟ عرض می‌کنم. یادتان هست رهنمود‌ها و توصیه‌های رهبر شهید را در دیدار‌های سالانه با شاعران و مداحان و اهالی شعر و ادب؟ این توصیه‌ها بسیار زیاد و متنوع است که اگر جمع‌آوری شود، خود یک درسنامه و راهنمای عمل باارزش خواهد شد. بگذارید فقط به بعضی از آن توصیه‌ها اشاره کنم. ایشان شعر را یک «رسانه» و یک «رسانهٔ مهم و تأثیرگذار» توصیف می‌کردند و معتقد بودند در جنگ رسانه‌ای دنیا، رسانه‌ای در اهدافش موفق‌تر است که قوی‌تر و تأثیرگذارتر باشد. رهبر فرزانهٔ ما شرط این تأثیرگذاری را در این می‌دانستند که شعر، به معنای دقیق کلمه، هنری سروده شده و یک اثر هنری باشد و گلایه داشتند که «شعر‌هایی داریم که اسمشان «شعر» است، لکن در آنها مایه هنر یا نیست یا خیلی کم است؛ اینها اثرگذار نیستند.» ایشان راه هنری شدن یک شعر را هم ارائه کرده بودند: «تکیه بر روی جسم و روح، روی لفظ و مضمون؛ با الفاظ سست، با الفاظ نه‌چندان محکم و استوار و پرمعنا، نمی‌شود اثر هنری ساخت.» همچنین ایشان بر توجه به «پیام» در اشعار تأکید بسیار داشتند: «خب حالا ما مضمون را انتخاب کردیم و الفاظ خوبی هم برایش انتخاب کردیم؛ ما چه پیامی می‌خواهیم به مخاطبمان بدهیم؟... آنچه مورد نظر است که می‌تواند پیام خوبی باشد، پیام دین است، پیام اخلاق است، پیام تمدن است، برای ما ایرانی‌ها پیام ایرانی‌گری ماست. ما خیلی پیام داریم، خیلی حرف داریم برای گفتن؛ ما پیام‌های تمدنی بی‌شماری داریم که معارف دینی ما، معارف اخلاقی ما، معارف ایرانی ما، پیام ایستادگی شجاعانه ملت ایران، اینها همه چیز‌هایی است که قابل‌انتقال است؛ اینها را بایستی در پیام شعر بیاوریم. الان یکی از مایه‌های اعتبار ملت ایران ایستادگی شجاعانه او در مقابل ظلم، در مقابل زورگویی و زیاده‌طلبی در دنیاست که حالا مظهرش امریکا و صهیونیست‌ها و... هستند. ملت ایران صریح، بدون ملاحظه، بدون اجمال، موضع خودش را بیان می‌کند؛ خب این مسئلهٔ خیلی مهمی است.» حالا با چنین پیش‌زمینه‌ای از توصیه‌های رهبر فرزانهٔ شهید، به یک اتفاق حال‌خوب‌کن در عرصهٔ شعر و ادبیات و هنر بپردازیم. از نخستین روز‌های جنگ تحمیلی سوم یکی از آثار مداحی به‌طور ویژه در دل و روح و زبان مردم و بخصوص جوانان جا باز کرده و روزبه‌روز بیشتر جا باز می‌کند. به‌طوری‌که حالا دیگر با جرئت می‌توان گفت محبوب‌ترین و پرطرفدارترین نوحهٔ این ۱۱۰ روز و شب شده است. بله درست حدس زده‌اید نوحه «انّا علی العهدی» با صدای آقای محسن محمدی‌پناه با شعری استوار و قوی از شاعری طلبه: آقای محمد مروستی‌زاده. شعری که هم از لحاظ مضامین قوی و معارف پرارزشی که در آن مطرح شده و هم احساسات و عاطفه شعری سرشار و نیز ریتم و ضرباهنگ حساب‌شده نوحه و در آخر اجرای دلنشین و هنرمندانه آقای محمدی‌پناه این روز‌ها و شب‌ها کولاک کرده و در اکثر گوشی‌ها و خودرو‌ها و بلندگو‌های تجمعات پرتکرار شنیده و پخش می‌شود. شعر نوحه، شنونده را با خود به ابتدای آفرینش می‌برد: «ای غم شیرینت با آدم و حوا‌ ای بهشت فطرت در دوزخ دنیا» و با قیام سیدالشهدا و انتظار مهدی موعود علیهم‌السلام همراه می‌کند: «رؤیا یعنی دوباره حسین می‌آید خورشیدی از تبار حسین کنار او می‌جنگیم؛ کنار حسین زمین برمی‌گردد بر مدار حسین انّا علی العهدی لبیک یا مهدی» انتظار در این نوحه، از نوع صبر و سکوت و سازش و به شیوهٔ انجمن حجتیه یا شیعهٔ انگلیسی نیست؛ پر از امید و حرکت و قیام و ایستادگی در برابر ظالمان جهان و پر از کلیدواژه‌هایی است که آنها را از زبان امام خمینی و رهبر شهیدمان شنیده‌ایم: «با تو پیمان بستیم در عهد خمینی ان تقوموا لله مثنی و فرادی باید برخاست دنیا با آنها و مولا با ماست این پیچ تاریخی طاقت‌فرساست باطل خواهد رفت و حق پابرجاست باید برخاست» @tdejakam

  • ✳️ به احترام «باید برخاست» این یادداشت به عنوان سرمقاله در صفحات اول و دوم #روزنامه_جوان امروز پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شده و با پیوند زیر قابل دریافت است: https://www.javanonline.ir/005ix2 @tdejakam

  • 🎶 صدای سنج و دمّام آمد از دور... نام قطعه: #گریه_خون خواننده: #سیدحسام‌الدین_سراج آهنگساز: #سیدمحمد_میرزمانی شاعر: #علیرضا_قزوه دستگاه: نوا آلبوم: #وداع @tdejakam