𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓾𝓮 𝓬𝓪𝓼𝓽𝓵𝓮✨
СтатистикаI hate it here so I will go to Lunar valleys in my mind Mobina: https://t.me/HarfChatBot?start=1ce1c98578d0 Shiva: https://telegram.me/BChatBot?start=sc-639243-X6bzVrN چنل چالش: @thebluechallenge
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 27
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 26
- 1/48двое суток
- 29
- 1/72трое суток
- 32
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«شجاع باش» توخالیترین حرف دنیاست. آدما تمام عمر تشویق میشن که شجاع باشن، اما هیچکس نمیدونه دقیقا چه کاری باید انجام بده چون همه فکر میکنن شجاعت یعنی روبهرو شدن با دیگران. شجاعت فقط یعنی صادقانه با خودت روبهرو بشی، یعنی وقتی ترسیدی ترست رو بپذیری، وقتی عاشقی جرات کنی واقعیت رو قبول کنی. این یعنی شجاعت. شجاعت لزوما به معنی به زور پیش بردن همه چیز نیست.
این بدون فیلترشه ولی خب اون یکی خوشگلتره😔☝️🏻
شب بخیر 🫶
رسپی جدید ایز کامینگ
یه چنل آشپزیمون نشه؟✨
شونصدتا ه آخر باشه میذارم چون اگه نذارم حس میکنم خشن صحبت کردم
حضور آدمهاست که به همه چیز روح میده وگرنه هر چیزی فقط همونیه که با چشم میبینیمش.
من و کفتر دم پنجرهام هر روز صبح:
دوتا از رسپیها رو هنوز ننوشتم توی دفترم اذیتم میکنه
۱۰ دقیقه به پایان سریالم مونده و همه چیز رو هواست. ایشالا که بیدار نمیشه ببینه همهاش خواب بوده.
۱۰ دقیقه به پایان سریالم مونده و همه چیز رو هواست. ایشالا که بیدار نمیشه ببینه همهاش خواب بوده.
واقعا مردم برای این یکی شعرش :)
میتوانیم این رنجها را تحمل کنیم، و اگر میتوانیم پس باید تحملشان کنیم
ما ماه را میخواهیم، اما چیزی بیشتر از آن سرنوشت معمول نصیبمان نمیشود
شاهبلوط مشعلهای خود را میافشاند و گلها از درخت زالزالک جدا میشوند و در باد جاری میشوند درها کوبیده میشوند و پنجره از شدت باران تار است پسر، آن قوطی را به من بده؛ ماه می دیگر تمام شده یک بهار تباهشده هم از سهم اندک زندگی فانی ما کم شده یک فصل از زندگی اندکمان از بین رفته به احتمال زیاد، سال آینده ماه می دوباره زیبا خواهد بود آری، اما آن وقت بیست چهار ساله خواهیم بود ما قطعا اولین کسانی نیستیم که در میخانه نشستیم در حالی که بیرون باد میغرید و میتاخت و برنامهها و امیدهایشان را به هیچ و پوچ تبدیل میکرد کسانی که نفرین میکردند هر موجود پست و بیرحمی را که جهان را چنین ساخته حقیقتا بیعدالتی بزرگی در کار است اینکه روحهای محکوم به مرگمان را از رسیدن به آرزوهایشان محروم میکنند و شادی و خوشی ما را تباه کنند، در حالی که من و تو در این سفر طولانی و بیهودهمان به سوی گور پیش میرویم بیعدالتی هست، اما آن قوطی را بده پسر، مادران ما که دو شاه به دنیا نیاوردهاند سهم و میراث ما فقط سرنوشت معمول انسانهاست ما ماه را میخواهیم، اما چیزی بیشتر از آن سرنوشت معمول نصیبمان نمیشود اگر امروز ابر تیره و خشمگین رعد زر فراز ما آویخته باشد فردا به فرمانی از اینجا دور خواهد شد گوشت بر استخوانهایی غیر از استخوانهای ما رنج خواهد کشید و به زودی روح در سینههای دیگری اندوهگین خواهد شد رنجها و مشکلات این غبار مغرور و خشمگین از ازل وجود داشتهاند و هرگز از بین نخواهند رفت میتوانیم این رنجها را تحمل کنیم، و اگر میتوانیم پس باید تحملشان کنیم آسمان را بر دوش بگیر، پسر؛ و مشروبت را بخور اِی. ای هوسمن
ای کاش یه پارتنر نورتونی داشتم با هم نورتون میخوندیم من مغزشو میخوردم😭🤌 الان چطوری بگم چه الگویی از شعرای هوسمن کشف کردم.
I would kill for this cheesecake 🤌
تصور اینکه اگه توی روستا بودم میتونستم شهاب ببینم باعث میشه بخوام گریه کنم
اگه عشق نیاز به حساب کتاب عواقبش داشته باشه، دیگه عشق خالص نیست. اگه خالص نباشه، بازم اسمش عشقه؟
رها کردن ظرفهای کثیف روی کابینت یا سینک برایم آزاردهنده است. همیشه کمی آب داخل ظرف کثیف میریزم و بعد آن را توی سینک میگذارم. البته مشکلم مربوط به همان لحظه نیست؛ ظرف کثیف را که به حال خودش رها کنی، تا چند ساعت بعد لکههایش سفت و خشک میشود. موقع شستن باید بارها اسکاچ را کف ظرف بکشی یا اگر لکهای مثل لکهی ماکارونی باشد عملا باید ظرف را بسابی تا پاک شود. اگر غذایت زردچوبه داشته باشد یا فنجان چینی باشد که در آن چای خوردهای که چه بدتر. رنگ میگیرد و دیگر اینکه با اسکاچ به جانش بیفتی هم اثر نمیکند. باید متوسل بشوی به محلول سفیدکنندهی شگفتانگیز و البته بدبویت. اگر هم رها کردن ظرف عادت همیشهات باشد، سفیدکننده هم دستها را بالا میگیرد و تسلیم میشود. آن وقت است که میفهمی ظرف چینی عزیزت رنگ گرفته و از دست رفته. من را یاد خودمان میانداز و فکر میکنم که نکند وجود ما هم یک چینی سفید باشد؟!