-آبیِ خاکستری-
Статистикаمن هنوز پا برجا بودم ایستاده ، در دل ویرانها https://t.me/HarfChatBot?start=cecab7103bc4 برای ناشناخته
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مرا به یاد آر ، آنگاه که از اینجا رفته ام آنگاه که دور بسیار دورم و به سرزمین های تاریک کوچ کرده ام عکس من بودم، تو ذهن حنا
تو یکی از پاسخبرگ ها یکی نوشته بود «محصص محترم ، چون سرکار میرم تایم کمی برای خوندن داشتم،حس میکنم از استرس یه سری جواب هارو قاطی نوشتم.از بهم ریختگی برگه عذر میخوام» قربون ادبت بشم من بچه :) کاش تو روزگاری زندگی میکردی که مجبور نبودی تو بچگی هم کار کنی هم…
تو یکی از پاسخبرگ ها یکی نوشته بود «محصص محترم ، چون سرکار میرم تایم کمی برای خوندن داشتم،حس میکنم از استرس یه سری جواب هارو قاطی نوشتم.از بهم ریختگی برگه عذر میخوام» قربون ادبت بشم من بچه :) کاش تو روزگاری زندگی میکردی که مجبور نبودی تو بچگی هم کار کنی هم درس بخونی.
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد، چه جای نگرانیست؟ من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
روزی که حالت خوب نباشد روز نکبتی است
من در سرزمینی ایستاده ام که راه ها به تو ختم نمی شوند و دستم، مثل واژه ای در باد ناتمام و بی پناه مانده است.
چرا اکثر زلزله ها شب میان؟ موج s و p نایت پرسن هستید عزیزان؟
احساس می کرد برای اینکه به خانه برود و در آغوش مادرش هق هق کند زیادی بزرگ شده است
چورنج بوده فقط سهم از جهان شما خوشا به کنج اتاقم خوشا جهان خودم
آیا اندوه این سرزمین پایان می یابد؟ یا هزاران سال بعد مردمانی چون ما، با قلب هایی دردمند و چشمهایی اشکبار سوگنامه های مارا خواهند خواند؟
آه من دیوانه ام دیوانه بودن عار نیست
طفلکها، طفلک این جوانها که مثل خرمن دروشان میکنند. مارسل پروست، در جستجوی زمان ازدسترفته، ترجمه سحابی، طرف خانه سوان
ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻣﻨﻮ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﭼﺸﻢ ﻓﺎﻧوﺳﻤﻮ ﺑﺴﺘﻦ ﺗﻮ میگی ﺧﺪا ﺑﺰرﮔـﻪ ﻣﺎﻫﻮ ﻣﻴﺪه ﺑﻪ ﺷﺐ ﻣﻦ! من میگم اخه دلم بود اونکه افتاده به خاکه تو میگی سرت سلامت آینه ها زلال و پاکه! @thebluegray
من.
صدا های تو سرم خیلی بلند تر از قبل دارن میگن بیا موهاتو کوتاه کن.
«به معنی واقعی کلمه غمگین شدم، خیلی غمگین، برای همه ،برای خودم ، برای مالی برای همه ی انسانها . شاید این چیزی است که کل عمرمان در جست وجویش هستیم. شدیدترین اندوه ممکن که قبل از مرگ ما را بدل کند به خود حقیقی مان.»
«به معنی واقعی کلمه غمگین شدم، خیلی غمگین، برای همه ،برای خودم ، برای مالی برای همه ی انسانها . شاید این چیزی است که کل عمرمان در جست وجویش هستیم. شدیدترین اندوه ممکن که قبل از مرگ ما را بدل کند به خود حقیقی مان.»
غم روزگار که زورش به مرگ ما نرسید تصمیم گرفت با درد جمعی مارو از پای در بیاره.
بقول نوید افکاری شنیده بودم سر بیگناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره ، که همش دروغ بود...
و من که پرندگان را آب و دانه می دهم نمیدانم چرا اینچنین سزاوار هزاران سقوطم من که با درختان مهربان تر از خویشم چرا پیچک هزاران پیچ تنهایی ، همیشه به گرد من می گردد!؟ کاش سنگی بودم در قعر چاهی، که تنهاییش را آب شسته بود به ناچار انسانم و نام کوچکم همیشه درد می کشد. ماه وش