tgindex
Closeup.
@thecloseupперсидский

آدمیزاد. @sadshahbot

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
892
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 275
20 постов
Вовлечённость
255,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
289
1/48двое суток
331
1/72трое суток
357

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • شب، ولیعصر، بوی نم بارون.

  • واسه پریشونی‌های ذهنم عکس‌هایی که هابل از انتهای کائنات گرفته بود رو هم دیدم ولی خیالم راحت نشد.

  • без подписи

  • 20 июл.1 22616

    без подписи

  • 20 июл.1 23316

    без подписи

  • 20 июл.1 23516

    без подписи

  • 20 июл.1 23417

    ترکیب قاب‌های ماندگار و ادا.

  • 19 июл.1 03418из thecloseup

    ولی خستگی کار سه هیچ جلوتر از خستگی بیکاریه.

  • 18 июл.1 73918

    без подписи

  • 17 июл.1 27626

    без подписи

  • 15 июл.4 95748

    یک مرام قدیمی هست؛ اگر خانه دوستت آتش گرفت، نمی‌پرسی کوچه‌اش کجاست.. جنوب را که می‌زنند، انگار به حافظه ما شلیک کرده‌اند. آدم مگر می‌تواند بگوید من اهل این خاکم، اما دردِ یک گوشه‌اش به من ربطی ندارد؟ مگر می‌شود وقتی بوی دود از جنوب بلند می‌شود، دلِ شمال آرام بماند؟ جنوب فقط پالایشگاه نیست. فقط اسکله نیست. فقط لوله‌های نفت و کشتی‌های باری نیست. جنوب، صدای لنجی است که صبح زود دل به دریا می‌زند. عرق پیشانیِ مردی است که آفتاب را نزدیک‌تر از همه ما دیده. چینِ روسریِ زنی است که کنار پنجره، چشم به راه برگشتن عزیزش مانده. نخلی است که هزار بار خم شده، اما هنوز ایستاده. هرچه آنجاست، جان دارد؛ از خانه‌ای گِلی تا پالایشگاهی فولادی، از قایقی کهنه تا کشتی‌ای که سینه دریا را می‌شکافد. وقتی بیگانه دست روی جانِ جنوب می‌گذارد، فقط آهن و سیمان نمی‌سوزد؛ تکه‌ای از دلِ ایران خاکستر می‌شود. ما شاید از شهرهای مختلف آمده باشیم، با لهجه‌های مختلف حرف بزنیم، اما غم، لهجه ندارد. درد، مرز نمی‌شناسد. این روزها قلب ایران کمی جنوبی‌تر می‌تپد. دعا می‌کنیم دوباره روزی برسد که به‌جای صدای انفجار، صدای نی‌انبان در کوچه‌های جنوب بپیچد؛ به‌جای دود، بوی دریا بلند شود؛ به‌جای دلهره، دست‌ها در رقص‌های محلی به هم گره بخورند و سازها دوباره از شادی مردم کوک شوند. نه فقط برای جنوب. برای تمام این خانه‌ی مادری. که آرامش، حقِ همه‌ی اتاق‌های این خانه است. /صادق شاهسون

  • 13 июл.1 32714

    تا زورت می‌رسه فکر نکن.

  • 12 июл.1 0736

    دوستان جدید خوش اومدین. پیرو درخواست‌های معرفی، ما این‌جا دورهم سکوت می‌کنیم و چایی می‌خوریم و با شلوارک و رکابی تردد می‌کنیم. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.

  • 12 июл.12,1 тыс58

    عموی عزیزشان مرد. بیش‌باد.

  • 10 июл.3 12513

    ای غم برو، وگرنه به می خانه‌ات کشم.

  • 10 июл.3 14315

    این داستان به‌نام تو، این‌جا تمام شد.

  • 7 июл.2 1888

    بی‌مهری‌ روزگار تمومی نداره ماریان.

  • 2 июл.2 3102

    پنج‌دقیقه تموم شد.

  • 2 июл.2 3202

    پنج‌دقیقه غم.

  • 2 июл.2 3082

    قبلا این‌جا چی می‌‌نوشتم؟ انگاری خیلی دورم ازش.