- Последний пост
- 13 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 46
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از ١٩١٧ تا به امروز نماد اسکادران ٢٠٩ ضدهوایی بریتانیا که موفق به سرنگونی بارون سرخ شد، شاهین سرخ درحال غروب از آسمان است.
مانفرد فون ریشتهوفن، مشهور به «بارون سرخ» ، برترین خلبان تکخال جنگ جهانی اول با ۸۰ پیروزی هوایی تأییدشده بود. شهرت او نه تنها به خاطر تعداد پیروزیهایش، که به دلیل ترکیب نادر استعداد یک شکارچی ذاتی، نبوغ تاکتیکی، و رفتار جوانمردانهاش بود که از او یک «شوالیهٔ آسمان» در دل جنگی بیرحم و صنعتی ساخت. او پیش از جنگ یک افسر سوارهنظام (اُولان) در ارتش پروس بود، اما با منسوخ شدن سوارهنظام در جنگ سنگری، به نیروی هوایی منتقل شد. او فرماندهٔ اسکادران معروف «سیرک پرنده» شد، جایی که هواپیمایش را کاملا قرمز رنگآمیزی میکرد تا دشمن او را بشناسد و پیش از نبرد، وحشت کند. تاکتیک «گلهٔ گرگها» (حملهٔ دستهجمعی از خورشید و ارتفاع بالاتر) را به کمال رساند. او هرگز به خلبانی که با چتر نجات فرار میکرد شلیک نکرد مرگ او در ٢۵ سالگی، پشت خطوط دشمن، هنگامی که هدف گلولهٔ یک مسلسلچی از زمین قرار گرفت. با این حال، توانست هواپیما را به سلامت فرود آورد و آخرین کلماتش این بود: «همه چیز تمام شد.» قوای انگلیسی، به او یک تشییعجنازهٔ نظامی کامل با احترامات و شلیک هوایی هدیه کردند و بر مزارش نوشتند: «به یاد دشمن شجاع و جوانمرد ما.»
видео или голосовое, без подписи
بارون سرخ، مانفرد فون ریشتهوفن اپریل خونین نامی است که به آپریل ۱۹۱۷، فاجعهبارترین ماه در تاریخ نیروی هوایی بریتانیا داده شده است. در این ماه، سپاه هوایی سلطنتی بریتانیا (RFC) در جریان نبرد آراس (Battle of Arras) با ورود اسکادران بارون سرخ به جبهه غربی متحمل تلفاتی چنان هولناک شد که میانگین عمر یک خلبان تازهکار به فقط ۱۷.۵ ساعت پرواز کاهش یافت. این فاجعه، نقطهٔ اوج برتری تاکتیکی نیروی هوایی آلمان در میانهٔ جنگ بود
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نبرد کورسک (تابستان ۱۹۴۳) و عملیات سیتادل و نبرد عظیم زرهی پروخروفکا، نقطهٔ عطفی تعیینکننده در جنگ جهانی دوم و مرگ قطعی توان تهاجمی ارتش آلمان در جبههٔ شرقی بود. پس از شکست آفند تابستانه ١٩۴١ (مسکو) و ١٩۴٢ (فاجعه استالینگراد) ، ستاد کل نیروهای مسلح آلمان OKW, به دنبال یک پیروزی قاطع بود تا ابتکار عمل را بازپس گیرد. نتیجه، طراحی عملیات سیتادل بود: یک حملهٔ گازانبری عظیم به برآمدگی کورسک که توسط ارتش سرخ تصرف شده بود. آنها ماهها منطقه را به یک قلعهٔ دفاعی تو در تو با میدانهای مین، خندقهای ضد تانک و هزاران توپ ضد تانک تبدیل کردند. اوج حماسی در پروخروفکا: در ۱۲ ژوئیه ۱۹۴۳، بزرگترین نبرد زرهی تاریخ بشر در نزدیکی پروخروفکا رخ داد؛ جایی که صدها تانک از سپاه دوم زرهی اس اس و ارتش پنجم تانکهای گارد شوروی در فاصلهٔ نزدیک به هم کوبیده شدند. اگرچه آلمانیها یک پیروزی عملیاتی بزرگ به دست آوردند اما نتیجه شکست استراتژیک شکست عملیات سیتادل و توقف در پروخروفکا به معنای پایان راهبردی جنگ برقآسا آلمان بود. با نابودی قوای آلمان در تابستان ١٩۴۴ در عملیات باگراتیون، تنها ۲۲ ماه بعد از پروخروفکا، به سقوط برلین انجامید.
روستای پروخروفکا، نبرد کورسک ، ١٢ ژوئیه ١٩۴٣ گزارش مکتوب بررسی وقایع ضلع شمالی نبرد از ساعت ١٠ الی ١۴: دو تانک تایگر PZKMFWG. VI نوع H1 به فرماندهی ستوان یکم مایکل ویتمن (١٩١۴- ١٩۴۴) و ستوان یکم یواخیم پایپر (١٩١۵-١٩٧۶) موفق به نابودی ٣۴ عدد تانک KV1 و T34-85 گارد پنجم شوروی و ١٠ قبضه توپ ضد زره شدند و سپس بدون تلفات و به علت اتمام مهمات عقب نشینی کردند.
видео или голосовое, без подписи
محاصره تئوچیتلان پایتخت ملت آزتک در هندغربی (قاره آمریکا، مکزیک امروزی) در سال ۱۵۲۱ میلادی توسط هرنان کورتس. و قوای اسپانیا، این نه فقط سقوط یک پایتخت، که فروپاشی یک جهان بود. این نبرد به ظاهر میان «اسپانیاییها» و «آزتکها» بود، اما در حقیقت، بزرگترین ارتش محاصرهکننده را نه اسپانیاییها، که دشمنان بومی امپراتوری آزتک تشکیل میدادند؛ ملتهایی که از ظلم سیستماتیک آزتکها به ستوه آمده بودند. آزتک ها از قبایل تحتسلطه، نه فقط طلا و محصولات کشاورزی، که قربانی انسانی برای معابد خود طلب میکردند. در مراسمی که برای تقدیس خدای جنگ برگزار میشد، هزاران اسیر جنگی از قبایل همسایه (بهویژه تلاکسکالاها و هوئخوتزینگوها) را بر فراز هرم بزرگ قربانی میکردند و قلب تپندهٔ آنها را بیرون میکشیدند. این «جنگهای گل» برای آزتکها یک آیین مقدس بود، اما برای همسایگانشان یک کابوس دائمی. به همین دلیل، وقتی هرنان کورتس با ششصد اسپانیایی از راه رسید، تلاکسکالاها که دههها منتظر فرصت انتقام بودند، بلافاصله دهها هزار جنگجو در اختیار او گذاشتند و ستون فقرات ارتش فاتح را تشکیل دادند. محاصرهٔ تئوچیتلان ٣ ماه طول کشید. کورتس با درایت نظامی، قناتهای آب شهر را قطع کرد و بریگانتینهای مسلح به توپ را بر روی دریاچهٔ تکسکوکو به کار گرفت تا راههای تدارکاتی کانوها را مسدود کند. در داخل شهر، قحطی و بیماری آبله (که توسط اروپاییها آورده شده بود) صدهاهزار نفر از مردم شهر و مدافعان را از پای درآورد. با این حال، مقاومت آزتکها به رهبری آخرین امپراتورشان، کوئوتِمُک حماسی و بیرحمانه بود. آنها کوچهبهکوچه و خانهبهخانه جنگیدند. کورتس بعدها نوشت که خیابانها چنان از اجساد پوشیده شده بود که راه رفتن ناممکن میشد. سرانجام در ۱۳ اوت ۱۵۲۱، کوئوتِمُک دستگیر شد و تئوچیتلان سقوط کرد. پس از سقوط، اسپانیاییها معابد آزتکها را سنگبهسنگ ویران کردند و با همان مصالح، کلیساهای کاتولیک را بر فراز ویرانهها بنا نهادند. خدایان آزتک «مُردند»، کاهنانشان قتلعام شدند، متون مقدسشان سوزانده شد و آیینهایشان ممنوع گردید.
видео или голосовое, без подписи
آزتک باید نابود گردد Azteca delenda Est جمله ای معروف از زبان کشیش همراه سپاه هرمان کورتس ، خوان د سان پدرو، به تقلید از جمله سناتور جمهوری روم، کاتو درباره کارتاژ : Cartago delenda est کارتاژ باید نابود گردد
نبرد وردان در سال ۱۹۱۶، یکی از طولانیترین و خونینترین نبردهای جنگ جهانی اول بود که حدود ۱۰ ماه به طول انجامید. ارتش آلمان با طرح فرماندهی خود، اریش فون فالکنهاین، قصد داشت ارتش فرانسه را در منطقه وردان به «چرخ گوشت» بیندازد و با وارد کردن تلفات سنگین، فرانسه را مجبور به صلح کند. آلمانیها ابتدا با حملات سنگین توپخانهای، مواضع فرانسویها را ویران کردند؛ اما فرانسویها مقاومت کردند. نبرد به جنگی فرسایشی تبدیل شد که در آن دو طرف بیش از ۷۰۰ هزار کشته بر جای گذاشت و باتلاقی از گل و خون شد. فاجعه وردان نمادی از وحشت و بیمعنایی جنگ صنعتی مدرن محسوب میشود.
آنان عبور نخواهند کرد! وردان، ١٩١۶
Kann eine Frau je diesen Moment verstehen?
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
پیرنگ اول: ١١٢٢ میلادی ژوسلین اول شاهزاده ادسا (زاده کورتنی فرانسه) , با نیایش و دعا و اراده قوی و شایسته یک مرد جنگاور، همراه ارتش صلیبی ادسا عازم ساروج می شود. ادسا، نخستین و در شرقیترین نقطهٔ قلمرو صلیبیون بود: دور از اورشلیم، دور از انطاکیه، دور از دریا و محاصره در میان دریایی از امیرنشینان ترک. پیرنگ دوم: شوالیه شکوهمند به خاک افتاده و سواران ترک او را اسیر خواهند کرد و دعاهای او بی جواب ماند. به زودی توسط ترکان بعنوان یک برده در خراسان یا ماوراالنهر به فروش خواهد رسید یا گردنش زده خواهد شد. معنای زندگی ژوسلین چیست؟ فقط یک جستجوگر می داند!
نبرد ناواس د تلوسا، ١٢١٢ میلادی
видео или голосовое, без подписи