tgindex
شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

Статистика
@vir486персидский
Последний пост
26 июн.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
61
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
12 064
−34 за 3 дн.
Сутки
−4
−0,03%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 907
40 постов
Вовлечённость
24,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 61
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 26 июн.2 0723521

    جایگاه مادران در جهان‌بینی ایرانی: نیایش فرانک هنگام دادن روانامه یا پروانه‌ی جنگ با ضحاک به فریدون: فروريخت آب از مژه مادرش همی‌خواند با خونِ دل داوَرَش به يزدان همی‌گفت: «زنهارِ من سپردم تُرا ای جهاندارِ من بگردان ز جانش بدِ جادُوان بپرداز گيتی ز نابخردان فريدون پس از این نیایش راهی جنگ با اژی‌دهاک می‌شود. نیایش فرانک بسیار خردمندانه و آرمانی است؛ چون او پس از نیایش به جان فرزند -که بدیهی‌ترین رفتار از سوی هر مادر در هر زمان و در هر جای گیتی‌ست- مادرانه برای همهٔ فرزندان همهٔ مادران هم نیایش می‌کند: «بپرداز گیتی ز نابخردان» فرانک با این نیایش در حقّ همهٔ مردم جهان، مهربانانه و بسیار خردمندانه نیایش می‌کند تا آفریدگار توانا، گیتی را از «نابخردان» پاک کند -که به راستی آرزوی هر زن و مرد نیک‌اندیش از آغاز جهان همین بوده و هست. @vir486

  • 20 июн.2 4424719

    چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند. @vir486

  • 13 июн.3 0584942

    افلاک که جز غم نفزایند دگر ننهند به جا تا نربایند دگر ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه می‌کشیم نایند دگر #خیام   @vir486

  • 12 июн.2 8032522

    آزادی متولد می شود شبانه هر کجا که ممکن باشد در روزنی بر دیوار یا در مسیر بادهای یخ زده #رنه_شار @vir486

  • 28 февр.3 6926315

    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند...

  • 27 февр.3 5522820

    سیم و زر شد محک تجربه‌ی گوهر مرد که سیه باد بدین تجربه روی زر و سیم شهریار

  • 27 февр.3 512526

    ایران را دعای ممسنی بسازد..

  • 27 февр.3 8325263

    دردناک است که در دام شغال افتد شیر یا که محتاج فرومایه شود مرد کریم نشود مرغ چمن همنفس زاغ و زغن “روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم شهریار

  • 26 февр.3 5082713

    زیرا که گریختن در شان ما نبود...

  • 26 февр.3 3603218

    پُر از خورد و داد و خرید و فروخت تو گفتی زمان چشم ایشان بدوخت ز کوری یکی دیگری را ندید همی این بدان، آن بدین برکشید زمانی بیاید کزان سان شود که دانا پرستار نادان شود بر ایشان بود دانشومند خوار درختِ خردشان نیاید به بار ستاینده‌ی مرد نادان شوند نیایش‌کُنان پیش یزدان شوند شاهنامه فردوسی تصحیح استاد خالقی‌مطلق جلد سه داستان اسکندر و کید هندی

  • 25 февр.2 9062020

    « قومی دید که کِشت کرده بودند و تیمار داشته تا کِشت‌شان تمام رسیده، و بلند شده، و دانه‌ها آکنده شد، لایق درودن، و خرمن کردن شد. آتش آوردند و آن همه کشت را سوختند. با خود گفت ای عجب سوختن چنین دخل دریغ‌شان نمی‌آید؟ از آنجا درگذشت و حیران و به تعجب می‌رفت... » اشاره‌ی مولوی، در مجالس سبعه، به قومی که کشت کرده بودند، اما آتش بر آن زدند، به عنوان استعاره‌ای ادبی، قرینه‌ای در سفرنامه‌ی ژان شاردن دارد که نوشته است، ایرانیان نیز مانند بسیاری از اقوام استعدادهای ذاتی بسیاری دارند، اما هیچ قومی این‌چنین استعدادهای خود را ضایع نگذاشته است. جواد طباطبایی، تاملی درباره‌ی ایران جلد نخست: دیباچه‌ای بر نظریه‌ی انحطاط ایران با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران، تهران، مینوی خرد، 1395، ص 44

  • 25 февр.2 3515542

    مبادا چنین هرگز آیینِ من سزا نیست این کار در دینِ من که ایرانیان را به کشتن دهم خود اندر جهان تاج بر سر نهم! شاهنامه فردوسی

  • 24 февр.2 5044831

    یا رب! ز باد فتنه نگهدار خاک پارس چندان که خاک را بُوَد و باد را بقا سعدی

  • 24 февр.2 6053322

    مکتبی که برای ما گشوده‌اند این است که تا کمر خم نکنیم، تا روسپی‌وار زندگی نکنیم، نخواهیم توانست خوشبخت و مرفّه و کامروا باشیم. بیایید تا درسِ این مکتب را تحقیر کنیم و این خوشبختی و رفاه و کامروایی را نفرت‌انگیز بشماریم، بیایید تا اعتقاد بیاوریم که لذّت‌هایی هست بسی بزرگتر و پاینده‌تر و والاتر از لذّت‌های مورد پسندِ فرومایگان، و آن لذّتِ اندیشه به حالِ محرومان و از یاد رفتگان است، لذّتِ دفاع از «حقیقت» و «عدالت». بکوشیم تا زانُوانمان نلرزد، سرِ خود را بلند نگاه داریم، در دورانهای دشوارِ زندگی است که نموده می‌شود مرد کیست و نامَرد، کی.           ایران را از یاد نبریم دکتر اسلامی‌ندوشن

  • 23 февр.2 4603819

    یکی از بهترین راز‌ونیازها( شطحیات) معاصر، که عصیان شگفتی درونش هست، گفته‌ی پدر جاویدنام مسعود ذات‌پرور هست. خطاب به خدا: اگر رفیق مایی، رفیق مردانه‌ی ما باش.

  • 23 февр.2 9413041

    آنچه دیدی بر قرار خود نماند و آنچه بینی هم نماند برقرار سعدی

  • 22 февр.2 8273410

    به کین سیاوش کمر بر میان ببست و بیامد چو شیر ژیان کین‌خواهی سیاوش

  • 22 февр.2 7934016

    بر اساس گزارش‌های تاریخی، برادر بابک به نام عبدالله نیز به همراه او دستگیر شد و به‌طور مشابه اعدام گردید. گفته می‌شود که عبدالله حتی شجاع‌تر از بابک بود و در لحظات آخر به برادرش گفت: «تو کاری کردی که هیچ‌کس نکرده است، پس صبر کن صبری که هیچ‌کس نکرده است.» بابک نیز در پاسخ گفت: «به زودی صبر مرا خواهی دید.» پس از قطع دست‌ها و پاهایش، بابک با خون خود صورتش را پوشاند تا نشان دهد که از مرگ نمی‌هراسد. این اقدام او باعث شد معتصم به اطرافیانش بگوید که اگر جنایات بابک قابل بخشش بود، او شایسته زنده ماندن می‌بود. پی‌نوشت: اینکه در سوگواری می‌رقصیم و پایکوبی می‌کنیم فقط به این خاطر که دشمن‌شاد نشوییم.

  • 21 февр.2 5264430

    ز دل‌ها همه ترس بیرون کنید زمین را ز خون رود جیحون کنید به یزدان که تا در جهان زنده‌ام به کین سیاوش دل آگنده‌ام کین‌خواهی سیاوش

  • 20 февр.2 395276

    دل‌شکستگانیم ای باد شرطه برخیز...

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر — tgindex