مشاهدات
Статистикаاز انسان و ادبیات و فلسفه و غیره محمد حسین عارفی
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 51
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 332
- 1/48двое суток
- 380
- 1/72трое суток
- 410
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«جمعي هم اشتغال به مناصبِ دولتی را نمیپسندند و زندگیِ سیاسی را خوش ندارند. به گمانِ ایشان زندگیِ مردِ آزاده از زندگیِ مردِ سیاسی جداست و سعادتِ آدمی در برکناری از کارهایِ سیاسی است. برخی دیگر نیز زندگیِ سیاسی را برتر مینهند..... در برابرِ این دو قول باید بگوییم که هر دو گروه از یک نظر حق دارند و از نظرِ دیگر به خطا میروند......» -سیاست، ارسطو، ترجمهیِ حمید عنایت، انتشاراتِ علمی و فرهنگی، ١۴٠٠، ص ٣٧٩
"تمثیلِ غار" تمثیلی است که توسطِ افلاطون در کتابِ جمهور مطرح شده است. او از این تمثیل برایِ توضیحِ نظریهیِ عالمِ مُثُلِ خود بهره برده است. تمثیلِ مزبور، به احتمالِ خیالی بودن یا نادرست بودنِ تصورات و عقايدِ انسانها اشاره دارد. --------------------------…
💬جزیرهیِ نیکبختان! «این گروه از افراد (فیلسوفان) مایل نیستند سروکاری با امورِ سیاسی داشته باشند، زیرا معتقدند که در همین زندگیِ زمینی در جزیرهیِ نیکبختان به سر میبرند.» -جمهوری، افلاطون، 520
💬جزیرهیِ نیکبختان! «این گروه از افراد (فیلسوفان) مایل نیستند سروکاری با امورِ سیاسی داشته باشند، زیرا معتقدند که در همین زندگیِ زمینی در جزیرهیِ نیکبختان به سر میبرند.» -جمهوری، افلاطون، 520
سنکا: «اگر عرصهیِ عمومی چنان فاسد باشد که امیدِ اصلاحِ آن نرود، یا اگر اشرار بر آن سلطه یافته باشند، انسانِ خردمند [رواقی] تقلایِ بیفایده نخواهد کرد و بیهوده خود را فرسوده نخواهد ساخت...همانگونه که با کشتیِ درهمشکسته به دریا نخواهد زد یا با تني از کارافتاده قصدِ نبرد نخواهد کرد.» -چهار رساله در بابِ زندگی، ترجمهیِ سید محمد علی شامخی، نقش و نگار، ١٣٩٩، ص ٣٠
داریوش آشوری، مترجمِ چنین گفت زرتشت نیچه، در زادروزش سطرهایی از این کتاب را انتخاب کرد و در برابرِ دوربینِ بارو خواند. بیدلیل نخواند. @Baruwiki
فلک به مردمِ نادان دهد زمامِ مُراد تو اهلِ فضلی و دانش همین گناهت بس -حافظ
💬دلایلی که هملت بابتِ "بودن یا نبودناش" آنها را سبک سنگین میکند تا ببیند زندگی به زیستناش میارزد یا نه را من به دو دستهیِ شخصی و غیرِ شخصی (جمعی) تقسیم میکنم: ١-فرود آمدنِ تازیانههایِ روزگار و زمانه بر وجودِ آدمی (whips and scorns of time) ٢…
💬بودن یا نبودن؟ "For who would bear the whips and scorns of time, Th'oppressor's wrong, the proud man's contumely, The pangs of dispriz'd love, the law's delay, The insolence of office, and the spurns That patient merit of th'unworthy takes, When he himself…
💬بودن یا نبودن؟ "For who would bear the whips and scorns of time, Th'oppressor's wrong, the proud man's contumely, The pangs of dispriz'd love, the law's delay, The insolence of office, and the spurns That patient merit of th'unworthy takes, When he himself might his quietus make With a bare bodkin?" 💬ترجمه از ادیبسلطانی است.
ارسطو: «ازاینرو آدمیزادی که از فضیلت بیبهره باشد گجستهترین و درندهخوترینِ جانداران، و در شهوترانی و آزمندی بدترینِ آنهاست.» -سیاست، ارسطو
جهان بهراستی جملگی از هر فضیلتي تهی گشته، چنانکه تو برایم وصف نمودی، و از بدی آبستن و سرشار گشته است. -کمدیِ الهی، برزخ، سرودِ شانزدهم، دانته آلیگیری
چه خوب است زاده شدن در روزگار فساد؛ چراکه میتوانید، در قیاس با دیگران، به ثمن بخس شهرتی در فضیلت به دست آرید. ▨ مونتنی #نقل_قول @kaaghaz
نهان گشت کردارِ فرزانگان پراگنده شد کامِ دیوانگان هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند شده بر بدی دستِ دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن جز به راز -شاهنامه، حکیم ابوالقاسم فردوسی
گویِ توفیق و کرامت در میان افکندهاند کس به میدان درنمیآید سواران را چه شد -حافظ (شرحِ شوق، ص ٢٢٢۶)
Tired with all these, for restful death I cry, As, to behold desert a beggar born, And needy nothing trimm'd in jollity, And purest faith unhappily forsworn, And gilded honour shamefully misplac'd, And maiden virtue rudely strumpeted, And right perfection wrongfully disgrac'd, And strength by limping sway disabled, And art made tongue-tied by authority, And folly doctor-like controlling skill, And simple truth miscall'd simplicity, And captive good attending captain ill: Tired with all these, from these would I be gone, Save that, to die, I leave my love alone. -Sonnet 66, William Shakespeare از جملهیِ اینها خسته گشتهام و مرگی آرام را آرزو میکنم؛ از اینکه میبینم شایستگی و استحقاق به گدایی افتاده، و آدمهایی فرومایه در ناز و نعمت زندگی همی کنند، و پاکترینِ ایمانها به بداقبالی شکسته و بیحرمت گردد، و شرافتِ درخشان بهناحق نصیبِ آدمهایی نادرست شود، و پاکدامنیِ دوشیزهوار بیشرمانه به فحشا کشیده شود، و کمالِ حقیقی ناعادلانه خوار گردد، و توانایی به دستِ قدرتی ناتوان از کار همی میافتد، و زبانِ هنر در برابرِ قدرت دوخته گردد، و نادانی، همچون استادي، بر علم و دانش سروری کند، و حقیقتِ ساده و روشن سادهلوحی نام گیرد، و نیکی اسیر و بردهیِ فرمانروایی بد شود؛ از جملهیِ اینها خسته گشتهام و میخواهم به این جهان بدرود گویم، اگر که نمیترسیدم که با مرگم، عشقام را تنها میگذارم. -ویلیام شیکسپیر
«وای بر زندگی، وای بر من، روزگاری که اراذل و اوباش بر آن ریاست میکنند.» -عقایدِ فلسفیِ ابوالعلا، عمر فروخ، ترجمهیِ حسین خدیوجم، انتشاراتِ علمی و فرهنگی، ١٣٨١، ص ١٣۶
و به سببِ تغییر روزگار و تأثیر فلک دوّار و گردش گردونِ دون و اختلاف عالمِ بوقلمون مدارس درس مُندرِس و مَعالم علم مُنطمس گشته و طبقهٔ طلبه آن در دست لگدکوبِ حوادث پایمال زمانهٔ غدّار و روزگار مکّار شدند و به صنوف فِتَن و مِحَن گرفتار و در معرض تفرقه و بَوار…
"αἱρεῦνται γὰρ ἓν ἀντὶ ἁπάντων οἱ ἄριστοι͵ κλέος ἀέναον θνητῶν· οἱ δὲ πολλοὶ κεκόρηνται ὅκωσπερ κτήνεα." "For the best men choose one thing only and sacrifice everything to it, glory eternal of the mortals, while the many are stuffed like beasts." …
فرمولِ من برایِ سعادت: یک آری، یک نه، یک خطِ راست، یک هدف.... -غروبِ بتها، فریدریش نیچه، نکتهپردازیها و خدنگاندازیها، گزینگویهیِ ۴۴