ارجاعات
Статистикаپیشاپیش از همرسانی فرستهها سپاسگزارم. بخشهایی از کتاب و مقالههایی که میخونم رو اینجا مینویسم. اگر متنی رونوشت (copy) شده از جایی بود بهش ارجاع داده میشه.
- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 840
- 1/48двое суток
- 3 254
- 1/72трое суток
- 3 510
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«اکنون به پُرشورترین و برانگیزانندهترین نوشتهٔ مربوط به انقلاب مشروطهٔ ایران میپردازیم؛ مقالهای [نوشتهٔ وانگ جینگوی و هو هانمین] که در 'مینبانو'، ارگان رسمی حزب انقلابی چین موسوم به 'اتحاد انقلابی چین' (ژونگگونو تونگمنگهویی) منتشر شد؛ حزبی که پیشدرآمد حزب گومیندانگ (کومینتانگ/حزب ملی چین) به شمار میرفت و بنیانگذار و رهبر آن سون ژونگشان (دکتر سون یات‑سن، ۱۹۲۵-۱۸۶۶)، پیشگام دموکراسی در چین بود. ...نویسنده در این مقاله، هدف و آرمانی را که مشروطهخواهان ایران برایش میجنگیدند به شدت میستاید و مینویسد: "این شور آزادی، برابری و برادری بود که ارادهٔ پیکار مشروطهخواهان ایرانی را برانگیخت و آنان را در نبرد مقاومت علیه قدرت و زور، بیباک و نترس ساخت." او میکوشد دلایل کامیابی مشروطهخواهان ایران در برپایی دورهٔ دوم مجلس شورای ملی در نوامبر ۱۹۰۹ را توضیح دهد و بر این باور است که این کامیابی سه علت اصلی داشت: نخست، شجاعت عظیم و عزم تسلیمناپذیر مشروطهخواهان ایران بود که در برابر ستم و مداخلهٔ خارجی، نبردی خونین را پیش میبردند؛ دوم، برابری نسبی قوای روسیه و بریتانیا در ایران که تا حدی جلو مداخلهٔ افسارگسیختهٔ نظامی روسیه را میگرفت؛ و سوم، گرفتاریهای داخلی روسیه که بر اثر انقلاب روسیه در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷ پدید آمده و توان روسیهٔ تزاری را تضعیف کرده بود. ۲۹ او در پایان، با جمعبندیای که از انقلاب مشروطه ایران به دست میدهد، چنین نتیجه میگیرد: "امروزه شور انقلاب در سراسر جهان به چشم میخورد. یک خودکامه و خائن به مردم نمیتواند همیشه هر آن چه میخواهد به کرسی بنشاند. چنین است روند جهان. اکنون زمانش فرارسیده که عزممان را نشان دهیم و برای شکوفایی میهنمان با تلاشی نیرومند و همهجانبه برخیزیم. تنها آنگاه به کامیابی خواهیم رسید که هر آنچه در توان داریم به کار بندیم. این درسی است که انقلاب ایران به ما آموخته است." به روشنی میتوان دید که انقلابیون چینی که خود را وقف جنبش انقلابی دموکراتیک کرده بودند و در بخشهای گوناگون چین در قیامها مشارکت داشتند، از انقلاب مشروطه ایران سخت دلگرم شدند و در نتیجه عزم خویش را برای مبارزه در راه دموکراسی استوارتر ساختند. یک سال بعد، در ۱۹۱۱، انقلابی فراگیر به رهبری سون ژونگشان در چین رخ داد که سرانجام به سقوط دودمان چینگ و تأسیس جمهوری چین انجامید.» - "انقلاب مشروطهٔ ایران از منظر مطبوعات چین"، نوشتهٔ ییدان وانگ، ترجمهٔ مانی روحانی. @erjahat
۰۱/۰۵/۱۹۹۵ «دیشب رفتم به کنسرت پریسا و گروهاش با شعرهایی از مولانا، حافظ، سعدی و... ...از آواز و صدای پریسا -از صدایی که از برکت انقلاب جوانمرگ شد تا مردها تحریک نشوند- همیشه خیلی خوشم میآمد... ...در راه برگشت پیاده و تنها با خودم فکر میکردم که ایرانیها…
«فکر کردن به کانستبل و حرف زدن با هاکنی به من کمک کرد تا بفهمم چرا درختها جالباند. درختها هیبتهایی در منظره هستند، اما همچنین ناطوران فضا و نورند. مثل یک علامت قد میافرازند، سطح زمین را جدا میکنند؛ ولی درون خود نیز فضایی دارند، مخصوصاً وقتی شاخههایشان…
«هاکنی: بهترین شکلِ زندگی که دیدهام، زندگی مونه است. خانهای معمولی در ژیورنی، ولی با آشپزخانهای خیلی خوب، دو آشپز، باغبانها و استودیویی فوقالعاده. عجب زندگیای! تنها کاری که کرد تماشای برکهٔ نیلوفر و باغش بود. فوقالعاده است. ۴۳ سال آنجا بود. ۴۳ بهار…
«من یک سیگاریِ خوشحالم. در بریدلینگتون میمانم؛ جای خوبی است که بنشینی و ببینی پولهایت نیست و نابود میشود. به نظرم حریص هستم ولی حرص پول ندارم؛ چون میتواند بار اضافی باشد. برای زندگیِ هیجانانگیز حریص هستم. دلم میخواهد همیشه هیجانانگیز باشد و در واقع…
«من یک سیگاریِ خوشحالم. در بریدلینگتون میمانم؛ جای خوبی است که بنشینی و ببینی پولهایت نیست و نابود میشود. به نظرم حریص هستم ولی حرص پول ندارم؛ چون میتواند بار اضافی باشد. برای زندگیِ هیجانانگیز حریص هستم. دلم میخواهد همیشه هیجانانگیز باشد و در واقع همینطور هم میشود. از طرف دیگر اعتراف میکنم که میتوانم از چکیدن قطرات باران روی چاله آب به هیجان بیایم. خیلی از آدمها این طور نیستند. قصدم این است که تا روزی که از پا بیفتم زندگی هیجانانگیز باشد.» - همان (هاکنی، ۱۳۹۸)، صفحهٔ ۱۰۷. @erjahat
без подписи
«هاکنی: بسیاری از نقاشیهای اولیهٔ من ایزومتریکاند؛ یعنی نقطهٔ فرار واحد ندارند. همیشه فکر میکردم اینطور بهتر است. نوعی حس شهودی بود، اما خیلی خوب میدانستم که پرسپکتیو ایزومتریک ژاپنی و چینی است... همیشه به پرسپکتیو آنها علاقه داشتم. گیفورد: دربارهٔ…
«همیشه با بیکن دربارهٔ هنر انتزاعی موافق بودم. با خودم فکر میکردم چهطور میشود گامی به جلو بردش؟ راهی به جایی نمیبرد. حتی نقاشیهای پولاک هم بنبست است. کلمنت گرینبرگ، منتقد آمریکایی که خیلی هم پرنفوذ بود، اعلام کرد: امروز کشیدن پرتره غیرممکن است. ولی همیشه…
«هاکنی: فرانسیس بیکن اولین نقاش باهوشی بود که ملاقات کردم و هیچ از بیشترِ آن هنرهای آبستره خوشش نمیآمد و آنها را رد میکرد. از جاکومتی نقل میکرد که میگفت خیلی از هنرهای انتزاعی 'هنر دستمال' است که پر از لک و چرک شده. مفرح بود. از اینکه فرانسیس آن موقع…
«...هر بار که بهار میشود همینطور به هیجان میآیم. اینجا متوجه شدهایم -دو یا سه سال طول میکشد متوجه شوید- لحظهای هست که بهار کامل میشود. اسمش را گذاشتهایم 'نعوظ طبیعت'. انگار تمام گیاهان، شکوفهها و گلها سر پا ایستادهاند. بعد جاذبه گیاهان را پایین…
«تمام هنرمندان خوب، دنیای پیرامون ما را پیچیدهتر، جالبتر و رازآمیزتر از آنچه معمولاً هست جلوه میدهند. این یکی از مهمترین کارهایی است که میکنند. با این حال تفکر دیوید هاکنی از لحاظ دامنه، برجستگی و شور، غیرعادی است. مدتی پیش برای یکی از دوستانش که در…
«تمام هنرمندان خوب، دنیای پیرامون ما را پیچیدهتر، جالبتر و رازآمیزتر از آنچه معمولاً هست جلوه میدهند. این یکی از مهمترین کارهایی است که میکنند. با این حال تفکر دیوید هاکنی از لحاظ دامنه، برجستگی و شور، غیرعادی است. مدتی پیش برای یکی از دوستانش که در آمریکا زندانی بود کتابی فرستاد: کتاب قطور 'تاریخ معماری' اثر سر بنیستر فلچر که هاکنی آن را نه به خاطر اینکه اثری مرجع بود، بلکه به خاطر عکسهای زیبا و درخشانش ستایش میکرد. بعد سکوتی طولانی از جانب دوست زندانی، در نهایت جواب داد. معلوم شد در سلولاش صفحه به صفحه کتاب قطور را با دقت مطالعه کرده بود و آخر سر گفت: "این اولین تاریخ جهانی است که خواندهام." هاکنی شیفتهٔ این پاسخ شد و به آن فکر کرد. به این نتیجه رسید که به نوعی اگر این تاریخ ساختمانهای جهان است، پس تاریخ مردم و قدرتِ در حال تغییر جهان هم هست. دغدغهٔ محوری هاکنی هم مشابه همین موضوع است. دغدغه همیشگی او این است که دنیا چه شکلی است و انسانها آن را چهطور نشان میدهند: مردم و تصاویر.» - "یک پیام بزرگتر: گفتوگو با دیوید هاکنی"، نوشتهٔ مارتین گیفورد، ترجمهٔ شروین شهامیپور، صفحهٔ ۱۲. @erjahat
«نگاهی که داروین به بومشناسی داشت، در زمان خودش نگاهی تازه بود. هیچ یک از همعصران او چیزی در این باره و با این روش ننوشته است. یکی از علل این امر آن است که تقریباً همهٔ زیستشناسان آن روزگار پیشینهٔ تحصیلیشان پزشکی بود. آنها بیش از آن که با خود موجودات…
«در زمان داروین، نظریهٔ تکامل و انتخاب طبیعیِ او با واکنشهای مختلفی روبهرو شد. ایدهٔ تکامل -دال بر این که گونهها در طول زمان تغییر مییابند- بسیار پیش از داروین مطرح شده بود. در واقع ردپای این نظریه را میتوان در نوشتههای بهجامانده از یونان باستان یافت…
«داروین دو پرسش مطرح میکند: انطباقپذیری را چهگونه میتوان تبیین کرد؟ و تغییرات تکاملی مستمر را چهگونه میتوان تبیین کرد؟ این دو پرسش در واقع دو آزمون برای هر نظریهای هستند که بخواهد به موضوع تکامل بپردازد. اگر نظریهٔ مورد بحث نتواند انطباقپذیری و تغییرات…
«داروین در جایی 'خاستگاه گونهها' را یک برهان طولانی نامیده است، در حالی که میتوان آن را به دو بخش مجزا تفکیک کرد. یکی از این بخشها بررسی میکند که آیا صورتهای جدید حیات حاصل تکاملاند یا حاصل خلقتی جداگانه. خود داروین به تکامل رأی میدهد، هر چند اصطلاحی…
«داروین در جایی 'خاستگاه گونهها' را یک برهان طولانی نامیده است، در حالی که میتوان آن را به دو بخش مجزا تفکیک کرد. یکی از این بخشها بررسی میکند که آیا صورتهای جدید حیات حاصل تکاملاند یا حاصل خلقتی جداگانه. خود داروین به تکامل رأی میدهد، هر چند اصطلاحی که داروین استفاده میکند 'تغییر تبار' [decent with modification] است و نه 'تکامل'. اصطلاح «تکامل» اندک زمانی پس از انتشار کتاب داروین در سال ۱۸۵۹ رواج یافت. طبق نظریهٔ تکامل، صورتهای مختلف حیات بر روی زمین، درختان و گلها، کرمها و والها، همه و همه از اجدادی مشترک منشعب شدهاند. این اجداد بسیار متفاوت از اسلاف مدرنشان بودهاند. دیدگاه بدیلی که داروین سعی در رد آن دارد، دیدگاه خلقت جداگانه یا خلقتباوری است. طبق نظریهٔ خلقت جداگانه، اجداد صورتهای جدید حیات بسیار شبیه این صورتهای جدید بودهاند و صورتهای گوناگون حیاتِ جدید هر یک خاستگاهی جداگانه -و نه مشترک- دارند. در همین راستا، خوانش مذهبی نظریهٔ خلقتباوری نیز مدعی است که هر صورت از حیات به طور فراطبیعی توسط خداوند خلق شده است. داروین اگرچه بر ضد نظریهٔ خلقتباوری قد علم میکند، اما هیچ ادعایی در مخالفت با مذهب ندارد. او قویاً انکار میکند که گونهها دارای خاستگاه واحدی باشند، اما به هیچ وجه منکر وجود خدا نمیشود. بخش دوم خاستگاه گونهها به بررسی فرایندی میپردازد که دلیل تکامل است. داروین استدلال میکند که تکامل حاصل فرایندی است که خود وی آن را انتخاب طبیعی مینامد. این دو برهان -یکی در اثبات تکامل و دیگری در اثبات انتخاب طبیعی- در سراسر کتاب او با یکدیگر همپوشی دارند. فصلهای اول کتاب خاستگاه (به ویژه فصول ۳، ۴، ۶، ۷ و ۸) بیشتر دربارهٔ انتخاب طبیعیاند و فصلهای پایانی کتاب (۹ تا ۱۴) عمدتاً به بحث تکامل پرداختهاند؛ اما هر دو مبحث را میتوان در همهٔ فصلهای کتاب مشاهده کرد.» - "چهگونه داروین بخوانیم؟"، نوشتهٔ مارک ریدلی، ترجمهٔ محمود رافع، صفحهٔ ۲۵-۲۶. @erjahat
«بعد از ظهر نواب به اینجا آمد... بعد به قهوهخانه رفته چای خوردیم و گردش کردیم و به اصرار او چند فقره کارت پستال زنِ لُخت خریدم که بدم میآید. ...[در مجلس شورای ملی فرانسه] جای وکلا البته مفصلتر و زیادتر [از] مجلس ماست، اما بهتر نیست. جای تماشاچیان خیلی…
«بعد از ظهر مسیو دلنکل آمد... معلوم شد متجاوز از پنجاه سال قبل به سمت مترجمی فارسی به ایران رفته و فارسی میداند و از اوضاع ایران مطلع است. خیلی اظهار خیرخواهی و مهربانی نسبت به ما و ایران میکرد... خیلی اظهار انگلوفوبی میکرد و میگفت فرانسهها کلیةً انگلوفوب…