tgindex
فروید و روانکاوی

فروید و روانکاوی

Статистика
@Sigmund_freudddперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
146
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
14 754
+26 за 3 дн.
Сутки
+8
+0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 008
40 постов
Вовлечённость
6,8%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 146
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
879
1/48двое суток
1 007
1/72трое суток
1 086

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.87удалён 14 авг.

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.6091210

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.24911удалён 14 авг.

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.7191417

    видео или голосовое, без подписи

  • چگونه سرکوبِ میل تبدیل به میلِ به سرکوب می‌شود؟ 👆 با حوصله و بدون عجله بخوانید #ابوذر_شریعتی #فروید #میل و #سرکوب

  • 12 авг.1 0822351

    فروید و میلِ سرکوب‌شده فروید به ما یادآوری می‌کند که انسان همیشه آن چیزی نیست که آگاهانه می‌خواهد. میل، اگر با ممنوعیت، اخلاق، تربیت، قانون یا اقتدار بیرونی و درونی روبه‌رو شود، لزوماً نابود نمی‌شود؛ ممکن است به ناخودآگاه رانده شود. این همان چیزی است که فروید آن را سرکوب (Verdrängung) می‌نامد. اما مسئله از اینجا پیچیده‌تر می‌شود: آنچه سرکوب می‌کنیم، ممکن است به شکلی دیگر بازگردد. میلِ جنسی، خشم، پرخاشگری، حسادت، میل به قدرت یا حتی میل به تخطی، ممکن است مستقیماً اجازه‌ی ظهور پیدا نکند؛ در عوض در رؤیا، لغزش زبانی، نشانه‌ی روان‌نژندانه، وسواس یا رفتارهای به‌ظاهر بی‌ربط خود را نشان دهد. اما یک گام دیگر هم وجود دارد: گاهی انسان فقط میلش را سرکوب نمی‌کند؛ بلکه به‌تدریج خودِ سرکوب را به میل تبدیل می‌کند. یعنی چه؟ کودکی را تصور کنید که بارها می‌شنود: «این را نخواه.» «این فکر را نکن.» «این خشم زشت است.» «این میل ممنوع است.» در آغاز، یک میل وجود دارد و یک مانع در برابر آن. اما با درونی‌شدنِ ممنوعیت، ساختار پیچیده‌تر می‌شود: میل 👇🏻 ممنوعیت 👇🏻 سرکوب 👇🏻 درونی‌شدن ممنوعیت 👇🏻 میل به سرکوب اینجا دیگر «من» صرفاً قربانیِ یک ممنوعیت بیرونی نیستم؛ من خودم به عاملِ اجرای آن ممنوعیت تبدیل می‌شوم. به تعبیر فرویدی، بخشی از اقتدار بیرونی می‌تواند در ساختار روان درونی شود و به صورت فرامن (Über-Ich) علیه امیال «من» عمل کند. و اینجاست که پارادوکس آغاز می‌شود: ممکن است انسان از چیزی لذت ببرد که ظاهراً از آن متنفر است؛ نه از خودِ میل، بلکه از ممنوع‌کردن، مجازات‌کردن و سرکوب‌کردنِ آن میل. گاهی حتی هویت فرد حول همین مبارزه ساخته می‌شود: «من کسی هستم که نباید چنین میلی داشته باشم.» اما همین «نباید»، میل را دائماً در میدان روان حاضر نگه می‌دارد. پس سرکوب همیشه به معنای حذف میل نیست. گاهی سرکوب، شیوه‌ی دیگری از تداوم میل است. میل سرکوب‌شده می‌تواند در هیئت دشمن، گناه، وسواس، ممنوعیت، اخلاق‌گرایی افراطی یا حتی نفرت از میل خودش را بازتولید کند. و شاید یکی از پرسش‌های رادیکال روانکاوی همین باشد: آیا واقعاً از چیزی که می‌گوییم «نمی‌خواهیم»، رهایی یافته‌ایم؛ یا فقط شکلِ خواستنِ آن را تغییر داده‌ایم؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • 11 авг.1 0752039

    فروید و فرافکنیِ تروما گاهی آنچه بیش از همه در دیگری آزارمان می‌دهد، چیزی نیست که واقعاً در اوست؛ بلکه چیزی است که خودمان نتوانسته‌ایم در خودمان تحمل کنیم. فروید نشان می‌دهد که روان انسان همیشه قادر نیست با برخی تجربه‌ها، امیال، خشم‌ها، ترس‌ها و تعارض‌هایش مستقیماً مواجه شود. آنچه تحمل‌ناپذیر است ممکن است سرکوب شود و سپس به شکلی تغییر‌یافته بازگردد. یکی از این شکل‌ها فرافکنی است: من خشم خودم را در دیگری می‌بینم. ترس خودم را به دیگری نسبت می‌دهم. میل یا خصومتی را که پذیرفتنش برایم دشوار است، در دیگری کشف می‌کنم. و گاهی حتی تروما نیز می‌تواند بر نحوه دیدن دیگران و تفسیر رفتارشان اثر بگذارد. کسی که بارها تحقیر شده، ممکن است در یک جمله‌ی کاملاً عادی، تحقیر ببیند. کسی که بارها طرد شده، ممکن است سکوت دیگری را نشانه‌ی طردشدن بداند. کسی که خیانت دیده، ممکن است در هر فاصله‌ای نشانه‌ی خیانت جست‌وجو کند. اما اینجا یک نکته‌ی ظریف وجود دارد: فرافکنی به این معنا نیست که هر چیزی که می‌بینیم «توهم» ماست. ممکن است دیگری واقعاً رفتار آزارگرانه‌ای داشته باشد؛ اما تجربه‌های گذشته می‌توانند نحوه‌ی ادراک، تفسیر و واکنش ما به آن رفتار را نیز شکل دهند. به همین دلیل، روان‌کاوی فقط نمی‌پرسد: «دیگری با من چه کرد؟» بلکه می‌پرسد: «من با آنچه دیگری با من کرد، چه کردم؟» و شاید دشوارترین مرحله‌ی خودشناسی همین‌جاست: تشخیص اینکه کدام بخش از رنجِ امروز، واقعاً از وضعیت اکنون می‌آید و کدام بخش، صدای زخمی از گذشته است که هنوز در اکنون ما سخن می‌گوید. #فروید #روانکاوی #فرافکنی #تروما #ناخودآگاه #روانشناسی #فلسفه

  • 10 авг.1 05843

    #فلسفه™️ 🎥:نهیلیسم و نهیلیسم خوشبینانه سازنده ویدئو: گروه آلمانی Kurzgesagt ما چه هستیم، چرا هستیم، فایده زندگی کردن چیست؟ زندگی چه معنایی دارد؟ اهمیت ما در چیست؟ از کجا آمده ایم و به کجا میرویم؟ ما واقعا کجای کاریم؟ جایگاه ما کجاست؟ هدف جهان چیست؟

  • 10 авг.1 14461

    چرا #جنگ؟ دیالوگ #انشتین و #فروید

  • 10 авг.1 3251222

    نمی‌توان تمام جنگها را در اساس محکوم کرد. تا زمانی که قدرتهایی وجود دارند که بی رحمانه آماده نابودی دیگرانند، دیگران نیز باید خود را برای جنگ مسلح کنند از ویژگیهای روان شناختی تکامل فرهنگی، دو وی‍ژگی از اهمیت زیادی برخوردارند یکی قدرت یابی عقل که بر زندگی غریزی غلبه نموده است و دیگری درونی شدن تمایلات پرخاشگرانه با همه پیامدهای سودمند و تمام عواقب خطرناکش. تا کی باید انتظار داشت تا مردم دنیا صلح طلب شوند؟ نمی دانم. تنها امید من به نگرش فرهنگی و دیگری ترس موجه از تاثیرات و پیامدهای جنگ است. هر چیزی که به تکامل فرهنگی یاری رساند و آن را تقویت و تسریع کند، بی گمان کاربردی مثبت علیه جنگ دارد. دوستدار شما #زیگموند_فروید #چرا_جنگ

  • 10 авг.1 099724

    غرایز انسانی به دو گونه‌اند: 1- غرایزی که خواهان صیانت نفس و وحدت زندگی هستند این غرایز را عشقی یا تمایلات جنسی می نامند. 2- غرایزی که خواهان نابودی و مرگ هستند ما آنها را به غریزه پرخاشگری و غریزه تخریب خلاصه می کنیم. به نظر می رسد که هیچ یک از این غرایز به تنهایی فعالیت نمی کنند. به طور مثال شخصی که عاشق می شود غریزه تصاحب و مالکیت و پرخاشگری هم در او تشدید میشود اما غریزه تخریب یا مرگ و ویرانگری در درون هر موجود زنده ای فعال است و می کوشد موجود زنده را به تدریج ویران و متلاشی کند و حیات را به حالت بی جان برگرداند درحالیکه غریزه عشق و شهوانی قطب مخالف آن است که معرف کوششهای زندگی هستند. امیدی به محو تمایلات پرخاشگرانه انسانها نمیتوان داشت. بلشویک ها امیدوارند بتوانند از طریق تضمین ارضا نیازهای مادی و رفع اختلاف طبقاتی در جامعه و برابری پرخاشگری انسانها را از میان بردارند. به نظر من امیدی واهی و خیالی باطل است چون بلشویکها حتی به پیروان خود نمی آموزند از کینه توزی و دشمنی نسبت به یکدیگر دست بردارند. هدف ما محو کامل تمایلات پرخاشگرانه انسانها نیست فقط باید سعی کرد این گرایش به گونه ای هدایت شود که به صورت جنگ بروز نکند. امروزه در جوامع اکثریتی عظیم از مردم تشکیل می دهند که خود استقلال و ثبات عقیده ندارند و به مرجع قدرتی نیازمندند که برای ایشان قادر به اتخاذ تصمیم باشد. باید دقت و کوشش بسیار به کار برد تا انسانهای روشنفکر تحصیل کرده و دارای استقلال فکر-شجاع و حقیقت جو، از لایه های بالای جامعه تربیت نمود و هدایت توده های وابسته و فاقد استقلال را به آنان سپرد. البته وضعیت مطلوب و دلخواه اجتماعی مرکب از مردمانی خواهد بود که زندگی غریزی خود را مطیع و مقهور حاکمیت خرد و عقل کرده باشند.

  • به طور کلی کشتن دشمن، موجب ارضای یکی از غرایز انسانی است اما به تدریج در نظامهای بشری تغییراتی صورت گرفت و شیوه های توسل به زور به نفع حاکمیت حقوق تغییر کرد. با نگاهی گذرا به تاریخ بشر می‌بینیم که همواره اختلافاتی پایان‌ناپذیر میان یک یا چند موجودیت اجتماعی، اختلافاتی میان واحدهای کوچک و بزرگ، محدوده‌های شهری (مناطق مختلف میان قبایل) ملتها و امپراتوریها وجود داشته که اغلب با زورآزمایی و جنگ خاتمه یافته است. برخی مانند هونها و مغولها در تاریخ بشر مانند طاعون ظاهر شدند و فقط بدبختی و تباهی به بار آوردند. جلوگیری قطعی از بروز جنگ فقط زمانی ممکن است که انسانها برای جایگزینی قدرت مرکزی و رعایت احکام آن در هریک از موارد اختلاف به توافق اصولی برسند. آقای انیشتین شما از سهولت بسیج مشتاقانه انسانها برای جنگ حیرت کرده و حدس زده اید که چیزی درون انسانها منشا اثر است و سپس از غریزه نفرت و نابودی که کار این گونه تحریکات را آسان می‌کند نام برده‌اید. ما روان‌‌کاوان به وجود چنین غریزه‌ای ای اعتقاد داریم و سعی کرده‌ایم تظاهرات و نشانه‌های این غریزه را بررسی کنیم. ادامه 👇👇👇

  • #چرا_جنگ اصل متن نامه انیشتین به فروید: آقای فروید عزیز آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای بشریت وجود دارد؟ چرا باید انسانها این طور بی‌رحمانه یگدیگر را بکشند؟ چرا تمام تلاشها برای یک صلح پایدار به شکست منتهی شده است؟ چرا آدمیان تا این حد، خون‌خوار…

  • #چرا_جنگ اصل متن نامه انیشتین به فروید: آقای فروید عزیز آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای بشریت وجود دارد؟ چرا باید انسانها این طور بی‌رحمانه یگدیگر را بکشند؟ چرا تمام تلاشها برای یک صلح پایدار به شکست منتهی شده است؟ چرا آدمیان تا این حد، خون‌خوار و بی‌رحم هستند؟ چرا مردم اجازه می‌دهند دیکتاتورهای جنایت‌کار و دیوانه، از احساسات آنان سوء استفاده کرده و آنان را تا مرز دیوانگی و کشتنِ همسایگان خود، به کار ببرند؟ آیا هدایت رشد روانِ انسان در جهتی که توان مقابله با جنون نفرت و نابودی را داشته باشد امکان پذیر است؟

  • 9 авг.1 2032428

    امروزه بهترين آدم ها را دیوانه می‌ دانند. دوره، دوره ی بی مايگی و بلاتكليفی است همين و بس؛ ولی اصلا ارزش حرف زدن ندارد. این روزگار، عصر طلایی بی مايگی و بی‌ عاطفگی است؛ عصر اشتياق به جهل، بلاهت، بلاتكليفی. دوران درخشان كشمكش بر سر چيزهای حاضر و آماده‌! هيچكس فكر نمی‌كند. به ندرت كسی پيدا می‌شود كه انديشه ای برای خودش ترسيم كند. #داستایفسکی

  • 8 авг.1 3851327

    #عاشق_شدن_چیست؟ "برای آنکه از زنی رنج بکشیم، باید به او ایمانِ کامل داشته باشیم" عاشق شدن عبارت است از تکین ساختنِ کسی به واسطه‌ی نشانه‌هایی که دارد؛ عاشق این نشانه‌ها را یاد می‌گیرد. عاشق شدن حساس شدن به این نشانه‌هاست. ارتباط‌های عاطفیِ دیگر از گفتگو و تعامل و تاريخ حاصل می‌شود، اما عشق از تاویل و تفسیرِ نشانه‌های خاموشِ معشوق تغذیه می‌کند. معشوق به صورت یک جان پدیدار می‌شود. به صورت جهانی ممکن که خارج از شناخت ما قرار دارد و باید تأویل و رمزگشایی شود. 👤 #دلوز ▪️#عشق

  • 8 авг.1 3691278

    🔸جنایت و مکافات 1983- کارگردان: آکی کوریسماکی ▪️Crime and Punishment 1983 ▫️دوبله فارسی #آکی_کوریسماکی #جنایت_و_مکافات #فیودور_داستایفسکی

فروید و روانکاوی — tgindex