tgindex
خلاصه‌ی فلاسفه

خلاصه‌ی فلاسفه

Статистика
@Arts1992Искусствоперсидский

اینجا تمامی فیلسوفان تاریخ رو از طالس تا سقراط و از سقراط تا دکارت و کانت و از کانت تا شوپنهاور و نیچه و هایدگر و ژان‌پل‌سارتر و کامو و فروید و لکان و …براتون خلاصه می‌کنیم 🙏

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
59
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
18 980
+19 за 3 дн.
Сутки
−15
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 525
40 постов
Вовлечённость
23,8%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 59
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
139
1/48двое суток
159
1/72трое суток
171

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔸جامع ترین بانک pdf کتاب های نایاب در تلگرام، در اختیار شماست، کافیست با لمس متن وارد شوید. 📚⬆️

  • 12 авг.1571из tabadolat_kahkeshean

    ⬅️مجموعه ای ویژه از بهترین کانال های تلگرام، برای مدت محدودی در اختیار شماست، با لمس متن وارد شوید.⭐️⤵️

  • 12 авг.1761из tabadolat_kahkeshean

    📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب 🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم 🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان 🤔برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.🤔

  • 24 июл.2 7021529

    《 فیزیکِ ارسطو ، بخش دوم 》 ارسطو برای توضیح امکان تغییر، سه اصل را مطرح می‌کند: ماده، صورت و فقدان. ماده چیزی است که استعداد دگرگونی دارد. صورت، فعلیت یا کمالی است که در پایان فرایند تحقق می‌یابد و فقدان یعنی نبودِ همان صورتِ مورد نظر در موضوعی که قابلیت داشتن آن را دارد. مثلاً تخم بلوط را در نظر بگیرید ، خودِ تخم، ماده است؛ چون قابلیت تبدیل شدن به درخت را دارد. تا زمانی که هنوز درخت نشده، فقدانِ صورتِ درخت را دارد؛ یعنی درخت نیست، اما می‌تواند درخت شود. وقتی رشد می‌کند، صورتِ درخت بلوط را به دست می‌آورد. بنابراین، تغییر از نظر ارسطو یعنی ماده، فقدانِ یک صورت را کنار می‌گذارد و همان صورت را به فعلیت می‌رساند. مسئلهٔ شدن و تغییر : ارسطو می‌خواهد به این پرسش پاسخ دهد که اگر هستی از نیستی به وجود نمی‌آید پس تغییر چگونه ممکن است؟ پاسخ او این است که تغییر نه از هیچ آغاز می‌شود و نه به معنای نابودی کامل یک چیز است. هر تغییر بر پایهٔ ماده‌ای رخ می‌دهد که قابلیت پذیرش صورت جدید را دارد. بنابراین، آنچه دگرگون می‌شود، یک موضوعِ ثابت است که از قوه به فعل می‌رسد. یعنی استعدادی که از قبل در آن وجود داشته، به واقعیت تبدیل می‌شود. بنابراین ارسطو هم نظر پارمنیدس را می‌پذیرد که از نیستی چیزی پدید نمی‌آید و هم واقعیت تغییر را که هراکلیتوس بر آن تأکید می‌کرد ، می‌پذیرد. از نظر او، شدن یعنی فعلیت یافتنِ استعدادهای موجود، نه آفرینش چیزی از هیچ. #ارسطو @Arts1992

  • 18 июл.3 1262618

    《 دفترِ سوم جمهور 》 دفتر سوم جمهور بر چگونگی پرورش نگهبانان و زمامداران جامعهٔ آرمانی تمرکز دارد. افلاطون معتقد است که آموزش از دوران کودکی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری شخصیت انسان دارد؛ ازاین‌رو، آموزش، موسیقی، ورزش و شیوهٔ زندگی باید به گونه‌ای باشد که فضیلت، شجاعت، اعتدال و مسئولیت‌پذیری را تقویت کند. او همچنین تأکید می‌کند که حاکمان نباید در پی ثروت و منافع شخصی باشند، بلکه باید تمام توان خود را صرف حفظ عدالت و تأمین خیر عمومی کنند. به همین دلیل، تنها افرادی که در طول زندگی شایستگی، خرد و پایداری خود را نشان می‌دهند، می‌توانند مسئولیت ادارهٔ جامعه را بر عهده بگیرند. دفتر سوم نشان می‌دهد که تحقق عدالت در دولت، پیش از هر چیز به تربیت درست و پرورش اخلاقی زمامداران وابسته است. #افلاطون @Arts1992

  • 11 июл.3 4511936

    《 فیزیکِ ارسطو ، بخش اول 》 ارسطو کتاب را با این ایده آغاز می‌کند که هر علمی برای رسیدن به شناخت حقیقی باید از اصول و علل موضوع خود شروع کند. تا زمانی که ندانیم یک پدیده بر چه مبنایی به وجود آمده و چه عواملی آن را شکل داده‌اند، شناخت ما سطحی و ناقص می‌باشد. اما روش رسیدن به این اصول آن نیست که از همان ابتدا به پیچیده‌ترین مفاهیم بپردازیم؛ بلکه باید از چیزهایی آغاز کنیم که برای ما روشن‌تر و آشناترند و به‌تدریج به آنچه در ذات خود روشن‌تر و بنیادی‌تر است برسیم. از نظر ارسطو، علم طبیعت نیز باید همین مسیر را طی کند: ابتدا پدیده‌های طبیعی را مشاهده کرده، سپس از دل این مشاهدات، اصول کلی و علل آن‌ها را کشف کند. بنابراین، پیش از هر بحثی درباره حرکت، زمان یا مکان، باید روشن شود که اصول بنیادین طبیعت و تغییر چیست؛ زیرا همه مباحث بعدی بر همین پایه استوار خواهند بود. نقد نظریه‌های پیشاسقراطیان : پس از اینکه ارسطو توضیح می‌دهد هر علم باید از شناخت اصول آغاز شود، به سراغ فیلسوفان پیش از خود می‌رود تا نشان دهد چرا نظریه‌های آنان برای توضیح طبیعت کافی نیست. او معتقد است بسیاری از آنان کوشیده‌اند همه چیز را به یک اصل واحد یا آرخه ، مانند آب، آتش،خاک یا هوا، فروبکاهند یا تغییر را به شکلی توضیح دهند که به نوعی با تجربه واقعی و روزمره هماهنگ نیست. مثلا پارمنیدس تغییر واقعی را ناممکن می‌دانست، زیرا باور داشت هستی نمی‌تواند به نیستی تبدیل شود و از نیستی نیز چیزی پدید نمی‌آید. در مقابل، هراکلیتوس جهان را یکسره دگرگونی و تغیر می‌دید و بر این باور بود که همه چیز همواره در حال تغییر است. ارسطو معتقد است هر دو دیدگاه بخشی از حقیقت را دریافته‌اند، اما هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند واقعیت طبیعت را توضیح دهند. از نظر او، هم ثبات در جهان وجود دارد و هم تغییر. بنابراین باید نظریه‌ای ارائه شود که هر دو را با هم توضیح دهد. #ارسطو @Arts1992

  • 3 июл.3 5891726

    《 دفترِ دوم جمهور 》 این دفتر به دنبال تعریفِ عدالت است. سقراط تصمیم می‌گیرد در ابتدا عدالت را در شهر و دولت آرمانی بررسی کند و بعد آن را در نفس انسان جستجو کند. افلاطون از طریق شخصیتِ سقراط می‌خواهد نشان دهد که عدالت صرفاً یک قرارداد اجتماعی یا وسیله‌ای برای کسب منفعت نیست، بلکه خودِ عدالت انسان را به سعادت می‌رساند. سقراط برای اثبات این موضوع، ابتدا یک دولت آرمانی را در اندیشه بنا می‌کند؛ زیرا معتقد است عدالت در مقیاس بزرگ‌تر آسان‌تر دیده می‌شود. او دولت را ساخته شده از سه گروه می‌داند: فرمانروایان که با خرد حکومت می‌کنند، نگهبانان که وظیفهٔ دفاع از شهر را بر عهده دارند، و تولیدکنندگان که نیازهای اقتصادی جامعه را تأمین می‌کنند. دولت زمانی عادل است که هر گروه فقط وظیفهٔ خود را انجام دهد و در کار گروه دیگر دخالت نکند. بعد  همین الگو را به نفس انسان تعمیم می‌دهد و می‌گوید نفس نیز سه بخش دارد: بخش عاقل که جایگاه اندیشه و خرد است، بخش خشمگین یا اراده‌مند که منشأ شجاعت و غیرت است، و بخش شهوانی که سرچشمهٔ خواسته‌ها و امیال است. انسان زمانی عادل است که عقل فرمانروایی کند، بخش خشمگین از عقل پشتیبانی کند و بخش شهوانی در جایگاه خود باقی بماند. بنابراین، عدالت چه در دولت و چه در انسان، به معنای نظم، هماهنگی و انجام درست وظیفهٔ هر بخش است. #افلاطون @Arts1992

  • 27 июн.3 9082637

    《 دفترِ اول جمهور 》 این نوشتار با گفت‌وگوی سقراط در خانهٔ سفالوس آغاز می‌شود. سفالوس که مردی سالخورده و ثروتمند است، از آرامش دوران پیری سخن می‌گوید و آن را نتیجهٔ زندگی درست و وجدان آسوده می‌داند. از نظر او، عدالت عبارت است از راستگویی و بازگرداندن امانت به صاحبانش. سقراط این تعریف را ناکافی می‌داند و با طرح مثالی نشان می‌دهد که اگر کسی سلاح خود را در حال سلامت عقل به امانت سپرده باشد و سپس دچار جنون شود، بازگرداندن آن سلاح نه‌تنها عادلانه نیست، بلکه می‌تواند به زیان دیگران بینجامد. از این‌رو، عدالت را نمی‌توان صرفاً به انجام ظاهری تعهدات و امانت‌داری فروکاست. پس از آن، پولمارخوس تعریف دیگری از عدالت ارائه می‌کند و آن را نیکی کردن به دوستان و زیان رساندن به دشمنان می‌داند. سقراط این دیدگاه را نیز مورد نقد قرار می‌دهد. او استدلال می‌کند که انسان‌ها همواره در تشخیص دوست و دشمن دچار خطا می‌شوند و افزون بر آن، انسان عادل نباید هیچ فردی را از نظر اخلاقی بدتر سازد. همان‌گونه که وظیفهٔ پزشک درمان بیماری است، نه ایجاد آن، وظیفهٔ انسان عادل نیز اصلاح و بهبود است، نه آسیب رساندن و فاسد کردن دیگران. بنابراین این تعریف نیز نمی‌تواند ماهیت حقیقی عدالت را بیان کند. در ادامه، تراسیماخوس با لحنی تند وارد بحث می‌شود و نظری کاملاً متفاوت مطرح می‌کند. به اعتقاد او، عدالت چیزی جز تأمین منافع صاحبان قدرت نیست. هر حکومتی قوانین را بر اساس منافع خود وضع می‌کند و مردم با اطاعت از این قوانین عادل نامیده می‌شوند. از این منظر، عدالت مفهومی اخلاقی نیست، بلکه ابزاری در خدمت قدرت سیاسی است و انسان بی‌عدالت، اگر بتواند از راه بی‌عدالتی سود بیشتری به دست آورد، کامیاب‌تر از انسان عادل خواهد بود. سقراط در پاسخ تأکید می‌کند که هر هنر و هر منصب، در حقیقت برای تأمین خیرِ موضوع خود پدید آمده است. همان‌گونه که پزشکی برای سلامت بیمار و کشتی‌رانی برای امنیت مسافران است، حکومت نیز باید در خدمت خیر و صلاح شهروندان باشد، نه در خدمت منافع حاکمان. او همچنین استدلال می‌کند که بی‌عدالتی، چه در جامعه و چه در نفس انسان، موجب اختلاف، آشفتگی و ناتوانی می‌شود، در حالی که عدالت سرچشمهٔ هماهنگی، نظم و استواری است. دفتر نخست بدون ارائهٔ تعریفی نهایی از عدالت به پایان می‌رسد. هدف افلاطون در این بخش آن است که نشان دهد تعریف‌های رایج از عدالت نارسا و ناکافی‌اند و برای دستیابی به حقیقت این مفهوم باید پژوهشی عمیق‌تر صورت گیرد. #افلاطون @Arts1992

  • 27 июн.2 8533447из Dostoyevsky1980

    نمی‌دانم دارم روز‌هایم را می‌کشم، یا روزهایم دارند مرا ‌می‌کشند. ‏در هر صورت جنایتی در حال وقوع است. #فئودور_داستایفسکی @Dostoyevsky1980

  • 14 июн.3 9991014из logoss24

    کلاب فلسفه لوگوس تقدیم می‌کند. فلسفه از جایی آغاز می‌شود که جرأت پرسیدن پیدا می‌کنیم و به جواب‌های سطحی و قالبی اکتفا نمی‌کنیم‌. هستی چیست؟ دین چه کارکردی دارد؟ چرا عقب مانده‌ایم؟ آیا جهان همان است که می‌بینیم؟ آیا انسان آزاد است؟ آیا حقیقت را می‌توان شناخت؟ در جهانی که هنوز هم خیلی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخ بشری بی‌پاسخ مانده‌اند… اگر شما هم به اندیشیدن فراتر از روزمرگی علاقه‌مندید، از شما دعوت می‌کنیم در جلسات معارفه کلاب فلسفه لوگوس شرکت کنید. ما در دوره‌های جدید به تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی ایران و فیلسوفان عصر رنسانس خواهیم پرداخت. همان طور که می‌دانید جلسات معارفه در پایان هر دوره و هر چهار ماه یکبار جهت پویایی و آشنایی با افکار و اندیشه‌های دوستان جدیدتر برگزار می‌شود و از عزیزان شرکت کننده تقریبا پنج نفر می‌توانند عضو خانواده کوچک کلاب فلسفه شوند و همراه اعضای قدیمی‌تر ما را در ادامه مسیر یاری کنند. جهت آشنایی بیشتر و حضور در جلسات معارفه، به آیدی زیر پیام دهید. @philosophyyar 🆔 @logoss24

  • 10 июн.3 50637из logoss24

    سلام خدمت همگی اعضای محترم کانال‌های کلاب فلسفه لوگوس عزیزانی که مایل به عضویت و شرکت در جلسات حضوری کلاب فلسفه لوگوس هستند. لطفا جهت پیش ثبت نام و تکمیل فرم جلسات معارفه به آیدی زیر پیام دهند. @philosophyyar با تشکر: مدیریت کلاب فلسفه لوگوس

  • 8 июн.3 8156155из logoss24

    حکومت‌ها در دو برهه٫ به صورت مفرط به خشونت متوسل می‌شوند. یکبار در بدو استقرار، و بار دیگر در حین نابودی و اضمحلال. هانا آرنت 🆔 @logoss24

  • 4 июн.5 63784111

    بسیاری از مردم به جای آنکه به یادگیری فکر کنند، به این فکر می‌کنند که چطور طوری رفتار کنند که انگار همه چیز را می‌دانند. #آرتور_شوپنهاور @Arts1992

  • 19 февр.7 18397119из logoss24

    با دین یا بدون دین، انسان‌های خوب، کارهای خوب می‌کنند و انسان‌های بد، کارهای بد. اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب بتواند کار‌های بد بکند قطعا به دین نیاز دارد. #استفان_واینبرگ 🆔 @logoss24

  • 9 февр.7 2451846

    #رضا_براهنی #اسماعیل 🆔 @logoss24

  • 14 дек.9 8763871из logoss24

    هرچیز تا وقتی به تجربه ثابت نشود جز یک تئوری پادرهوا و تجریدی نیست ... حال وقت آن رسیده است که آن را با عمل محک بزنیم. اگر واقعا بخواهید، رنج نمی برید، تا وقتی رنج می کشید که از رنج کشیدن خوشتان می آید؛ همین که خواستید، خودتان می توانید آن را قطع کنید. بگذارید بقایای یک تربیت غلط از وجودشان پاک شود. آه که افکار اکتسابی چه قدر سرسخت و لجوج اند! وقتی از پیشداوری های زشت خود خلاص شدید، تقریبا آزاد خواهید بود، یا بهتر بگویم برای آزادی آماده خواهید بود. #اوژن_یونسکو کتاب: تشنگی و گشنگی 🆔 @logoss24

  • 13 дек.7 5347896

    مطمئن‌ترین راه برای فاسد کردن یک جوان این است که به او بیاموزیم کسانی را که مانند او فکر می‌کنند، برتر از کسانی بداند که متفاوت می‌اندیشند. #فردریش_نیچه @Arts1992

  • 6 дек.8 0503744

    برای نفوسی که همچنان پاک و منزه مانده‌اند، خودشناسی، همان خداشناسی است. انسان‌ها با تعمق در درون خودشان به خدا می‌رسند. کمال نامرئی خدا از زمان آفرینش دنیا از طریق آثارش مشهود است؛ به نحوی که آن‌هایی که نمی‌خواهند به این مساله توجه کنند و از این‌که خدا را در آفرینش ببینند، او را دوست داشته باشند و او را مقدس شمارند، امتناع می‌کنند، هیچ بهانه‌ای ندارند. آن‌ها نمی‌خواهند از ظلمات عبور کنند و به نور حقیقی خدا برسند. #بوناونتورا @Arts1992

  • 4 дек.7 2698599

    با شریف‌ترین افرادی که می‌شناسی، هم‌نشینی کن؛ بهترین کتاب‌ها را بخوان؛ باقدرت زندگی کن؛ اما یاد بگیر که به تنهایی، خوشحال باشی. رولشتاین #سال_بلو @Arts1992

  • 1 дек.6 334865

    نقد و تحلیل رمان مسخ کافکا از سلسله جلسات نقد و تحلیل آثار کافکا و صادق هدایت تحلیلگر: بهنام محمدی پژوهشگر فلسفه و ادبیات غرب عزیزانی که علاقمندان به شرکت در این دوره به صورت آنلاین و آفلاین هستند به آیدی زیر پیام دهند🌹🙏 @philosophyyar 🆔 @logoss24

خلاصه‌ی فلاسفه — tgindex