زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی
Статистикаاینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 61
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 730
- 1/48двое суток
- 836
- 1/72трое суток
- 902
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
❌ مهلت رسمی ثبتنام تا یکشنبه ١١ مرداد پیش از نشست دوم است، ولی امکان ملحق شدن دیرتر و دسترسی به فایلهای نشستهای پیشین نیز میباشد. لطفا به دایرکت صفحهٔ «زندهباد فلسفه» در اینستاگرام پیام دهید.
🔰 لینک ویدئوی ذخیرهشدهٔ لایو معرفی دورهٔ «فلسفه در هفت ایستگاه» 👇 🌈https://www.instagram.com/reel/DbbZ6wHDPeD/?igsh=MTMwMng1Z2IxM294bg== 🔰 لینک فایل صوتی لایو معرفی دورهٔ «فلسفه در هفت ایستگاه» 👇 🌈 https://t.me/vivaphilosophy/2725ک
#دوره_جدید فلسفه در هفت ایستگاه (سفری تدارکاتی) به روایت #مسعود_زنجانی بر اساس کتاب «فلسفه در هفت عبارت» نوشتهٔ #داگلاس_گروتوس (ترجمهٔ #ناصر_مومنی، #نشر_شوند) ✅ ویدئوی ذخیرهشدهٔ لایو معرفی این دوره در صفحهٔ «زندهباد فلسفه» در اینستاگرام و فایل صوتی آن در همین کانال دسترس است. 🌈 @vivaphilosophy
#گفتارها 🌺 #مسعود_زنجانی 🌺 نشست اول دورهٔ فلسفه در هفت ایستگاه؛ سفری تدارکاتی) 🌺 موضوع: آیا نومیدی از آگاهی (~ فلسفه) اساساً میتواند موجّه باشد؟ یا دستکم آنهنگام که تنها تاریکی در نگاهمان است؟ 🌺 ٨ مرداد ١۴٠۵ 🌺 ٨۵ دقیقه 🌺 کانال «زنده باد فلسفه»: 🌈 @vivaphilosophy
فلسفه در هفت ایستگاه (سفری تدارکاتی) به روایت #مسعود_زنجانی مدتی این مثنوی تاخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد سلام و درود به همهٔ دوستان و همراهان عزیز، به امید خدا و با حمايت و محبت همیشگی شما، بعد از یک وقفهٔ طولانی، حدوداً ٧ ماهه، دورههای گذشتهٔ خود…
فلسفه در هفت ایستگاه (سفری تدارکاتی) به روایت #مسعود_زنجانی بر اساس کتاب «فلسفه در هفت عبارت» نوشتهٔ #داگلاس_گروتوس (ترجمهٔ #ناصر_مومنی، #نشر_شوند) @vivaphilosophy
فلسفه در هفت ایستگاه (سفری تدارکاتی) به روایت #مسعود_زنجانی بر اساس کتاب «فلسفه در هفت عبارت» نوشتهٔ #داگلاس_گروتوس (ترجمهٔ #ناصر_مومنی، #نشر_شوند) @vivaphilosophy
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی pinned Deleted message
без подписи
#گفتارها 🌺 #مسعود_زنجانی در نشست نمایش و بررسی مستند زائر شرقی (روایتی از زندگی داریوش شایگان) 🌺 ١٩ تیر ١۴٠۵ 🌺 ۴ دقیقه 🌺 کانال «زنده باد فلسفه»: 🌈 @vivaphilosophy
🔊فایل صوتی مسعود زنجانی در گفتگو با دکتر مژگان خلیلی نشست اول دورهٔ «ژاپن باستان؛ راهنمای سفر به معنویت و خرد ژاپن» ١٠ مهر ١۴٠۴ ٨٠ دقیقه «زنده باد فلسفه» . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @vivaphilosophy 🆑 #کانالسخنرانیها 🌹
Violeta Parra – Gracias A La Vida
زندگی را میستایم ویولتا پارا* * یکی از بزرگترین هنرمندان امریکای لاتین قرن ۲۰ ویولتا پارا، آهنگساز، ترانه سرا، نوازنده و موسیقیشناس قومی و نقاش، مشهور به "مادر موسیقی نوی شیلی"، بود. پارا زنی استثنایی بود که شناخت دوبارهای از سنت و فرهنگ را در ذهن پرورش داد و باعث شد در هجوم موسیقی و فرهنگ غرب به آمریکای جنوبی، مردم با ساخت موسیقی فولک جدید و احیای موسیقی قدیمی به ریشهها و سازهای بومی خود افتخار کنند. مشهورترین ساخته او و چه بسا مشهورترین ترانه شیلی تا به امروز آهنگ Gracias a la Vida است که توسط بسیاری از هنرمندان در جهان اجرا شده است. "زندگی را میستایم" آهنگی بود که پارا قبل از خودکشی خود نوشت و میتوان شخصیت و زندگی او را در آن درک کرد. ویولتا پارا در سال 1967 در سن 49 سالگی با شلیک گلوله به سر خود به زندگی خود پایان داد و آمریکای لاتین را در شوک مرگ خود فرو برد. او طاقت رنج و عذاب عشق را نداشت و ظاهرا به خاطر افسردگی حاصل از شکست رابطه عاشقانهاش با ژیلبر فاوره نوازنده نامدار فلوت و مردمشناس سوییسی دست به این عمل بهتآور زد. بعد از خودکشی پارا تأثیر این ترانه صد چندان شد. 🌈 @vivaphilosophy
Channel photo updated
без подписи
🔰 سراسرِ زندگانی عید است (متن کامل) 📚 فیلون اسکندرانی (~ ۲۰ ق. م. - ~ ۴۵ میلادی) آنان که فرزانگی میورزند، کسانی که زندگانی را نکوهشناپذیرانه و بیکاستی به پیش میبَرند، به خواستِ خود، از دستبُردن به بیدادگری یا تلافیکردنِ بیدادگریِ دیگران خودداری میکنند، از آمیزش با مردمانِ هرجایی میپرهیزند و مکانهایی را که چنین کسانی در آنها رفت و آمد میکنند، همچون دادگاهها، انجمنها، میدانهای عمومی، محافل و [خلاصه] هر گردهمایی و اجتماعی از مردمان بیاندیشه را خوار میشمارند. از آن رو که زندگانیِ همراه با آرامش و آسودگی را آرزو دارند، طبیعت و هر آنچه را در آن یافت میشود به نظاره مینشینند، زمین، دریا، هوا، آسمان و همهٔ ذواتی را که در آنها یافت میشود به دقت میکاوند، و در اندیشهٔ خود با ماه، خورشید و گردشهایِ دیگر ستارگانِ سرگردان و ثابت همراه میشوند. تنِ آنان بر روی زمین میماند، ولی به جانهایِ خود بال و پَر میدهند تا در فضایِ اثیری بالا روند و تماشاگرِ نیروهایی باشند که آن بالا یافت میشود. این کار درخور کسانی است که به راستی شهروندِ جهان شده، جهان را شهر خود میانگارند، شهری که شهروندانِ آن همنشینِ فرزانگی هستند و حقوقِ مدنیِ خود را از فضیلت، که به فرمانروایی بر حکومتِ کیهان گماشته شده است، دریافت میکنند. بدینسان از فضل و کمالِ تام برخوردارند و خویِ ایشان چنین است که رنجهای جسمانی و شُرور بیرونی را به هیچ انگارند، میکوشند به چیزهایی که دخلی [به ایشان] ندارد، بیتوجّه باشند و برای رویارویی با کامها و خواستهها آماده باشند و در یک سخن، همواره میکوشند که خود را بالاتر از انفعالات نگه دارند.... در برابر کوبههایِ سرنوشت سَر خَم نمیکنند، چون پیشاپیش حسابِ یورشهای آن را نزدِ خود دارند (زیرا پیشنگری، تاب آوردنِ آنچه را خلاف خواستِ ما سَرمیرسد آسان میکند، هرچند دردناکترینِ چیزها باشد. پس آنگاه که ذهن هیچ کدام از این رویدادها را نامنتظره و غریب نیابد، شدّتِ اثرپذیری از آنها کاسته میشود، تو گویی چیزهایی کهنه و نخنما هستند). آشکار است که برای چنین مردمانی که شادمانی را در فضیلت میجویند، سراسرِ زندگانی عید است. اینان به راستی در شمارِ اندک، و اخگرهایِ فرزانگی هستند که در شهرها افروخته شده تا فضیلت یکسره به خاموشی نگراید و ریشهٔ آن از نژاد ما آدمیان برکنده نشود. باری، اگر در هر جا مردمان، باورهایی همانندِ این گروهِ اندک داشتند و به راستی آنگونه میشدند که طبیعت از ایشان میخواهد، یعنی نکوهشناپذیر و بیکاستی، و دوستدارانِ فرزانگی میبودند، از نیکی از آن رو که نیکی است، شادمان و خرسند میبودند و خیرِ اخلاقی را یگانه خیرِ موجود میانگاشتند ... باری، شهرها از خوشی سرشار میشدند، از هر آنچه مایهٔ رنجِش و هراس است، رهایی مییافتند و از هر آنچه شادمانی و لذّتِ معنوی پدید میآورد، آکنده میشدند، چنانکه یک دَم از زندگانیِ شادمانه محروم نمیبودند و روزهایِ سال سراسر عید میبُود. #کلمات_فیلسوفان کانال زنده باد فلسفه: 🌈 @vivaphilosophy
#گفتارها 🌺 سراسر زندگانی عید است 🌺 فیلون اسکندرانی؛ فیلسوف یهودی دوره باستانی 🌺 خوانش: مسعود زنجانی 🌈 @vivaphilosophy
без подписи
без подписи
без подписи