IPA: Iranian Philosophers Association
СтатистикаIPA: Iranian Philosophers Association انجمن فیلسوفان ایرانے 🌍📚 #e_Learning 📲🎧 🔗 t.me/IranianPhilosophers
- Последний пост
- 17 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#ونس
♨️ونس فرآیند نزدیک شدن به ترامپ را پس از انتخابش بهعنوان معاون اول ادامه داد و خواستار بازداشت اباما بهدلیل جرایمش علیه ترامپ شد.
♨️ #هیلبیلی همچنین پرفروشترین کتاب سال فهرست نیویورک تایمز شده است.
♨️ #هیلبیلی زندگینامه جی دی ونس جایزه کتاب سیاسی سالِ ساندی تایمز را از آنِ خود کرده است.
♨️جی. دی. ونس، معاون اول ترامپ و سرتیم مذاکرهکننده آمریکا، ۱۰ سال پیش در چهارم جولای ۲۰۱۶ یعنی سالروز استقلال آمریکا، در مقالهای در آتلانتیک، ترامپ را افیون تودهها نامیده بود.
♨️عکسی از دوران خدمت جی دی ونس در ارتش آمریکا
♨️جایگاه جی دی ونس در قطبنمای سیاسی Political Compass
♨️جی. دی. ونس، معاون اول ترامپ و سرتیم مذاکرهکننده آمریکا، ۱۰ سال پیش در چهارم جولای ۲۰۱۶ یعنی سالروز استقلال آمریکا، در مقالهای در آتلانتیک، ترامپ را افیون تودهها نامیده بود.
در این چارچوب، مسئولیت اصلی سیاستگذاران آمریکایی تعیین این نیست که چهکسی در کشورهای دیگر حکومت کند؛ بلکه حفاظت از امنیت، رفاه و منافع راهبردی ایالات متحده است. مسائلی مانند ساختار قانون اساسی، اختلافهای ایدئولوژیک و انتقال قدرت در کشورهای دیگر، در درجه نخست مسائلی تلقی میشوند که باید به دست خود آن ملتها حل شوند. اهمیت این تحول فکری را نباید دستکم گرفت. این تغییر صرفاً یک جابهجایی حزبی نیست؛ بلکه بازنگری عمیقی در اجماعی است که چند دهه بر بخش قابلتوجهی از سیاست خارجی آمریکا حاکم بود. بنابراین، مسیر ونس از مرثیه هیلبیلی تا معاونت ریاستجمهوری فقط داستان صعود یک سیاستمدار نیست. این مسیر ظهور مکتبی جدید در اندیشه حکمرانی آمریکا را نشان میدهد؛ مکتبی که نسبت به پروژههای تغییر سیاسی در خارج از کشور با دیده تردید مینگرد و خویشتنداری راهبردی را نه ضعف، بلکه فضیلت میداند. هنوز روشن نیست که این رویکرد درنهایت به ثبات بیشتر منجر خواهد شد یا به آمریکایی که فاصله بیشتری از تحولات جهان میگیرد. اما، یک نکته روشن است: جی. دی. ونس به یکی از مهمترین معماران فکری سنتی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است که در حال بازتعریف نقش این کشور در جهان است. برای کسانی که میخواهند مسیر آینده سیاست خارجی آمریکا را درک کنند، مطالعه تحول فکری ونس شاید به همان اندازه اهمیت داشته باشد که دنبال کردن اخبار روزانه در واشنگتن.
📰از «مرثیه هیلبیلی» تا خویشتنداری راهبردی: انقلاب فکری جی. دی. ونس در سیاست خارجی آمریکا شیرزاد پیک حرفه ۱۴۰۵/۰۳/۲۲ در چهارم ژوئیه ۲۰۱۶، کمتر کسی در فضای سیاسی آمریکا تصور میکرد که نویسندهای جوان از منطقه آپالاچیا ــ که آشکارا از دانلد ترامپ انتقاد کرده و صلاحیت او برای ریاستجمهوری را زیر سؤال برده بود ــ روزی به یکی از اثرگذارترین صداهای جنبش ماگا تبدیل شود و سرانجام به مقام معاونت رئیسجمهور آمریکا برسد. در آن زمان، جی. دی. ونس با کتاب مرثیه هیلبیلی شناخته میشد؛ خاطراتی که به فروپاشی اجتماعی و اقتصادی بخشهایی از طبقه کارگر سفیدپوست آمریکا میپرداخت. زندگی او نمونهای از یک مسیر کاملاً آمریکایی بود: نوه «ماما» و «پاپا»، کودکی که در میان فقر، بیثباتی خانوادگی و آشفتگی اجتماعی رشد کرد، به تفنگداران دریایی پیوست، در دانشگاه ایالتی اوهایو تحصیل کرد، از دانشکده حقوق ییل فارغالتحصیل شد و با اوشا ونس، دختر مهاجران هندی، ازدواج کرد. بسیاری از ناظران، دگرگونی سیاسی ونس از منتقد ترامپ به معاون او را تغییری چشمگیر در مواضع شخصیاش دانستند. اما، چنین برداشتی یک پیوستگی عمیقتر را نادیده میگیرد. داستان اصلی این نیست که ونس نظرش را درباره سیاست عوض کرد؛ بلکه این است که دغدغههایی که او در مرثیه هیلبیلی مطرح کرده بود، بهتدریج به نقدی گستردهتر از پیشفرضهایی تبدیل شد که دههها بر سیاستگذاری آمریکا ــ چه در داخل و چه در خارج ــ سایه انداخته بودند. بنیاد فکری جهانبینی ونس بر نوعی بدبینی عمیق نسبت به مهندسی اجتماعی از بالا استوار است. او در سراسر مرثیه هیلبیلی بارها این پرسش را مطرح میکند که آیا نهادهای دوردست واقعاً دانش، مشروعیت یا توانایی لازم را برای حل مشکلات جوامعی دارند که شناخت اندکی از آنها دارند؟ تحلیل او عمدتاً درباره مشکلات داخلی آمریکا بود، اما منطق نهفته در استدلالش بهراحتی به حوزه سیاست خارجی نیز قابل تعمیم است. ونس بهطور ضمنی این پرسش را مطرح میکند: اگر سیاستگذاران واشنگتن در حل مشکلات شهرهای کوچک اوهایو، کنتاکی و ویرجینیای با دشواری روبهرو هستند، چرا باید باور کنیم که همان سیاستگذاران میتوانند نظامهای سیاسی و اجتماعی کشورهایی را که هزاران کیلومتر دورتر قرار دارند با موفقیت بازطراحی کنند؟ همین پرسش در قلب آن چیزی قرار دارد که میتوان آن را «آموزه خویشتنداری راهبردی» در جنبش ماگا نامید. برخلاف سنتهای مداخلهگرایانهای که پس از پایان جنگ سرد بر بخشهای مهمی از نخبگان سیاست خارجی هر دو حزب آمریکا حاکم بود، ونس به نسلی تعلق دارد که تجربه عراق و افغانستان نگاهش را شکل داده است. برای بسیاری از آمریکاییها، این جنگها فقط خستگی نظامی به همراه نیاوردند؛ بلکه اعتماد آنها را به توانایی آمریکا برای شکل دادن به نتایج سیاسی در کشورهای دیگر نیز بهشدت کاهش دادند. به همین دلیل، ونس به سیاست بینالملل از دریچهای مینگرد که در آن منافع ملی بر مأموریتهای ایدئولوژیک مقدم است، خویشتنداری بر کنشگری ارجحیت دارد و ثبات بر طرحهای بلندپروازانه تغییر سیاسی ترجیح داده میشود. این جهتگیری فکری، که خاستگاه نخستین آن را میتوان در وصیتنامه سیاسی جرج واشنگتن نخستین رئیسجمهور ایالات متحده یافت، توضیح میدهد که چرا بسیاری از چهرههای ماگا، از استیو بنن تا تاکر کارلسن، تمایلی ندارند از جناحهای سیاسی، جنبشهای مخالف یا گزینههای خاص رهبری در کشورهای دیگر حمایت کنند. چنین رویکردی را نباید لزوماً بهمعنای تأیید دولتهای موجود یا بیاعتنایی به آزادیهای سیاسی دانست. این رویکرد بیشتر از این باور سرچشمه میگیرد که مشروعیت سیاسی درنهایت باید از ملتها برخیزد و نمیتوان آن را به شکلی پایدار از بیرون اعطا کرد. منتقدان میگویند این جهانبینی ممکن است بهنوعی انفعال راهبردی منجر شود. ازنظر آنها، تأکید بیشازحد بر عدممداخله میتواند اراده سیاستگذاران را برای دفاع آشکار از حقوق بشر، اصول دمکراتیک و آزادیهای سیاسی در جهان تضعیف کند. بهباور آنان، خویشتنداری گاهی ممکن است به سکوت تبدیل شود. اما، حامیان این دیدگاه پاسخ میدهند که خویشتنداری با بیتفاوتی تفاوت دارد. ازنظر آنها، احترام به حاکمیت ملی بهمعنای تأیید همه سیاستهای یک دولت نیست، بلکه این رویکرد بر درک محدودیتهای قدرت خارجی و آگاهی از پیامدهای ناخواسته مداخلات بیرونی استوار است. صرفنظر از اینکه کدام دیدگاه را بپذیریم، پیامدهای این آموزه بسیار مهم است. برای دههها، بسیاری از بازیگران سیاسی در خاورمیانه، اروپای شرقی، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بر این فرض تکیه داشتند که واشنگتن از جنبشهای سیاسی خاص، ائتلافهای مخالف یا انتقال قدرت حمایت خواهد کرد. ظهور جهانبینی ونس این فرض را به چالش کشیده است.
📰از «مرثیه هیلبیلی» تا خویشتنداری راهبردی: انقلاب فکری جی. دی. ونس در سیاست خارجی آمریکا شیرزاد پیک حرفه ۱۴۰۵/۰۳/۲۲ 🔻🔻🔻
:D
4_5861474926938038368.oga
🚨فارس: "بهنظر میرسد با توجه به اینکه امریکا متن پیشنهادی را پذیرفته است احتمال تایید این متن در مراجع اصلی نظام بالا است."
ترامپ قصد دارد در چارچوب یک توافق جدید، ایرانیان را به کشوری در آفریقای مرکزی که با خشونت گسترده دستوپنجه نرم میکند، اخراج کند. فاکس نیوز: در حالی که ایران در مرکز یک بحران بینالمللی رو به گسترش قرار دارد، دولت ترامپ در حال آمادهسازی یک پرواز اخراج مهاجران است که شامل انتقال پناهجویان ایرانی و سایر مهاجران به آفریقا میشود. بر اساس گزارشها، نخستین پرواز ممکن است از روز پنجشنبه انجام شود و حدود ۲۰ نفر را منتقل کند. این گروه شامل مهاجرانی از ایران، سوریه و افغانستان و همچنین یک شهروند ترکیه است و قرار است Central African Republic (جمهوری آفریقای مرکزی) آنها را بپذیرد. این اقدام بخشی از گسترش استفاده دولت آمریکا از توافقهای «اخراج به کشور ثالث» برای مهاجرانی است که بازگرداندن آنها به کشورهای مبدأ بهسادگی امکانپذیر نیست.
🛢
#نادان
🚨فوری: مقدمات امضای توافق/تیم حفاظت جی. دی. ونس با چندین هواپیمای ترابری وارد ژنو شد.
🚨ترامپ: ممکن است آخر هفته در اروپا قراردادی امضا شود. من نمیتوانم آنجا باشم، اما جی دی ونس آنجا خواهد بود.
تلویزیون الجزیره: قطر در لحظه آخر باعث توافق برای امضای یادداشت تفاهم شد.