یدالله موقن
Статистика- Последний пост
- 18 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مقاله ارنست کاسیرر تحت عنوان « روشنگری »
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
ژرژ سورل هم مارکسیست بود و هم فاشیست. موسولینی پیرو ژرژ سورل بود. سورل هم مداح لنین بود و هم مداح موسولینی. اتفاقاً کارل شمیت نیزاستالین و برنامه ی او برای صنعتی کردن روسیه از بالا را می ستود. از نظر سورل معتقدان به یک اسطوره تشکل پیدا می کنند و وضع موجود را بی آن که بهشتی داشته باشند که جایگزین آن کنند از میان می برند. نقش اسطوره سازمان دادن به معتقدانش است و از میان بردن مخالفانش. اهمیت اسطوره در نیروی ویرانگرش است. کاسیرر می گوید که اسطوره نه بر عقل بلکه بر احساس تکیه دارد. اسطوره نیرویی غیر عقلانی است. اسطوره جهان را به دو نیروی دوست و دشمن تقسیم می کند. همین تصویر اسطوره ای را کارل شمیت در مهمترین کتابش: مفهوم امر سیاسی به کار می گیرد. این کتاب بهترین اثرشمیت است که می توان با مطالعه ی آن با اندیشه ی او آشنا شد. ارنست یونگر در توصیف این کتاب می گفت: «مینی است که بی صدا منفجر می شود.» این کتاب در آغاز مقاله ای بود که در سال 1927 در مجله ای به چاپ رسید؛ سپس شمیت بر مطالبش افزود و بارها در آن تجدید نظر کرد. شمیت در این کتاب مانند هر نظریه پرداز سیاسی این پرسش را مطرح می کند که: سیاست چیست؟ سپس او این پرسش را به این صورت تغییر می دهد که «امر سیاسی» چیست؟ منظور او از «امر سیاسی» شیوه ای از زندگی یا مجموعه ای از نهادها نیست؛ بلکه می خواهد معیار یا سنجه ای ارائه دهد که بتوان با آن به نوعی «تصمیم گیریِ»ِ مشخص رسید. مثلاً سنجه ی اخلاق تمایز میان خوب و بد است، سنجه ی زیبایی شناختی تشخیص زیبا از زشت است. اما سنجه یا معیاری که متناسب با امر سیاسی باشد چیست؟ پاسخ شمیت این است. «تمایز خاص امر سیاسی که اعمال و انگیزه های سیاسی را می توان به آن فرو کاست تمایز میان دوست از دشمن است.» اکنون به جاست که بپرسیم شمیت برای تشخیص دوست یا دوستی چه معیاری معرفی می کند؟ هیچ. بنابراین شاید این نتیجه گرفته شود که دوستی فقط وقتی ایجاد می شود که دشمنانی مشترک در برابر گروه ها یا قوم ها باشند. منظور شمیت از دشمن، نه دشمنِ خصوصی بلکه دشمنِ عمومی است. از نظر او تنها هنگامی یک جمع، یک جمع سیاسی می شود که دشمنانی داشته باشد.از نظر شمیت امر سیاسی وقتی تجلی پیدا می کند که امکان وجود دشمن ، دیگری و بیگانه باشد. او در چاپ سوم کتاب : مفهوم امر سیاسی (1927 ) در سی و سه پاراگراف ، هفتاد و هفت بار از جنگ سخن می گوید. همچنان که لوسین لوی- برول در کتاب : کارکردهای ذهنی در جوامع عقب مانده10 نشان داده است در ذهنیت ابتدائی یا اسطوره ای جزء با کل یکی است. عضو قبیله با خود قبیله یکی است. اگر عضو قبیله ای، عضو قبیله ی دیگری را به قتل رساند، اعضای قبیله ی مقتول وظیفه خود می دانند که یکی از اعضای قبیله ی قاتل را به قتل برسانند؛ نه ضرورتاً خود قاتل را. ذهنیت شمیت هم یک ذهنیت قبیله ای است. او کلکتیویستی می اندیشد: «اگر من آلمانیم و حکومت روسیه با حکومت من سر دشمنی دارد، پس همه ی روس ها دشمن همه ی آلمانی ها هستند.» از نظر شمیت خصومت دقیقاً رابطه ای تعریف می شود که فقط هنگامی بروز می کند که من بعضی اشخاص یا گروهها را از لحاظ وجودی چیزی متفاوت یا بیگانه با خودم بشناسم یا او را «دیگری یا بیگانه» بدانم. شمیت واژه ی «وجودی» را به معنای اگزیستانسیالیستی به کار می برد. همچنان که در بالا گفته شد اواگزیستانسیالیست هم بود. او بر پایه ی همین اصطلاح اگزیستانسیالیستی ، دشمن را تعریف می کند و هر کس با تعریف دشمنی که دارد نخستین گام را در جهت تعریف ذات خودش بر می دارد. او دردفنر یاداشت هایش به نام گلوساریوم (Glossarium) (منطقه ی جغرافیایی نفوذِ) [قوم آلمانی] می نویسد: «به من بگو که دشمنت کیست تا به تو بگویم که تو کیستی.» اگر عمل متمایز کردن دوست از دشمن جوهره ی سیاست است، پس سیاست در بر دارنده ی تهدید به تخاصم و سرانجام امکان جنگ است. توماس هابز نخستین کسی بود که اعتقاد داشت که دشمنی به طور طبیعی از مناسبات انسانی سرچشمه می گیرد و کتاب او: لوایتان یک نظم سیاسی را تصور می کرد که توانایی کنترل خصومت ها را داشته باشد. از زمان هابز متفکران سیاسی جنگ را نتیجه ی شکست سیاستِ سالم می دانند و آن را بیشتر امری استثنایی می پندارند نه قاعده. برعکس، شمیت معتقد است که چنین استثناهایی نشان می دهند که همه چیز بالقوه سیاسی اند؛ زیرا هر چیزی، اخلاق، دین، اقتصاد، هنر، می تواند، در وضعیت های افراطی، به موضوعی سیاسی تبدیل شود، یعنی موضوعی برای رویارویی با دشمن شود و به منبعی برای برخورد و درگیری. شمیت می نویسد: « زندگی انسان تماما یک مبارزه است، هر انسانی به طور نمادین یک رزمنده است. جهانی بی جنگ، جهانی بدون سیاست است؛ جهانی بدون سیاست، جهانی بدون دشمنی است؛ و جهانی بدون دشمنی، جهانی بدون انسان هاست.»
بخش دیگری از مقاله ام در باره کارل شمیت که در شماره 8 مجله قلمیاران صفحات 22 تا 32 به چاپ رسیده است: « در دوران حکومت وایمار، شمیت کتاب ها و مقالات متعددی نوشت که در آنها مدعی بود که عصر دموکراسی به سر آمده و عصر دیکتاتوری فرا رسیده است. از نظر او دموکراسی به این سبب مشروعیتش را از دست داده است چون نهادهای لیبرالی برای زمانی طولانی بی چالش تداوم داشته اند و از این رو فرسوده شده اند. شمیت پنج کتاب و سی و پنج مقاله در پشتیبانی از رایش سوم و هیتلر نوشت. ارنست کاسیرر در کتاب اسطوره ی دولت می نویسد: «اسطوره را همیشه نتیجه ی فعالیت ناآگاه و تخیل آزاد توصیف کرده اند. اما در این جا [یعنی در رایش سوم] اسطوره هایی می یابیم که طبق نقشه ساخته و پرداخته شده اند. اسطوره های سیاسی جدید آزادانه رشد نمی کنند؛ آن ها میوه های وحشی تخیل لگام گسیخته نیستند؛ بلکه مصنوعاتی هستند که به دست صنعتگرانی ماهر و زیرک ساخته شده اند. تحول فن اسطوره سازی برای قرن ما، یعنی عصر تکنولوژی ذخیره شده بود. از این پس می توان اسطوره ها را به همان معنا و بنابر همان روش هایی ساخت که سلاح های مدرن مانند مسلسل و هواپیما را می سازند. فنّ اسطوره سازی چیز تازه ای است؛ چیزی که اهمیت حیاتی دارد و تمامی شکل حیات اجتماعی ما را دگرگون کرده است. در سال 1933 بود که جهان سیاست درباره ی تجهیز تسلیحاتی مجدد آلمان و پی آمدهای اجتماعی بین المللی آن رفته رفته احساس نگرانی کرد. اما در واقع تجهیز تسلیحاتی آلمان سال ها پیش آغاز شده بود، منتهی تقریباً نادیده گرفته می شد. تجهیز تسلیحاتی واقعی با پیدایش و ظهور اسطوره های سیاسی شروع گردید. کار اصلی، پیش از تجهیز نظامی صورت گرفته بود. تجهیز تسلیحاتی فقط پی آمد ضروری و ناگزیر تجهیز تسلیحاتی ذهنی بود. این تسلیحات ذهنی را اسطوره های سیاسی فراهم کرده بودند.»6 یکی از مهمترین اسطوره سازان سیاسی در آلمان پیش از جنگ جهانی دوم و در دوره ی رایش سوم همین کارل شمیت است. کارل شمیت در تمجید از موسولینی و فاشیسم ایتالیایی می نویسد: «تاکنون دموکراسیِ نوع بشر و پارلمان گرایی فقط یکبار آن هم با استهزا و تحقیر و از طریق توسل جستن آگاهانه به اسطوره کنار نهاده شده است؛ و این نمونه ای بود از قدرت غیر عقلانی اسطوره ی ملی. موسولینی در سخنرانی مشهور خود در اکتبر 1922 در نابلز و پیش از رفتن به سوی رُم گفت: «ما یک اسطوره ساخته ایم، این اسطوره یک اعتقاد است، اشتیاقی اصیل است که نیازی ندارد که واقعیت داشته باشد، این اسطوره، کوشش وامید است، ایمان و جرات است اسطوره ی ما، ساختن ملتی بزرگ است که می خواهیم برایمان واقعیت عینی پیدا کند.» 7 کارل شمیت در ادامه مطلب می نویسد: «نظریه ی اسطوره قوی ترین نشانه ی انحطاط نسبی خرد گراییِ اندیشه ی پارلمانی است، لااقل تا آنجا که اسطوره امکان تحقق اتوریته ای متکی بر احساس برای نظم، انضباط و سلسله مراتب را ارائه می دهد.» آموزه های سیاسی شمیت می کوشند تا بُعد کاریزماتیک رهبری سیاسی را احیا کنند که تصور می شد در حیات سیاسی قرن بیستم از میان رفته باشد. همین موضوع، اشتیاق او را برای امر استثنایی (یا وضع فوق العاده) به منزله ی نوعی وضعیت وجودی که بر لبه ی بحران قرار دارد و نیز دلمشغولی او را با حاکمیتِ «تصمیم» و توانایی تصمیم گیری برای احیای «عنصر شخصی» در سیاست که می پنداشت تضعیف شده است و نیز علاقه ی او را به غیر عقلانی بودن اسطوره ی سیاسی توضیح می دهد. کارل شمیت با جلد دوم کتاب ارنست کاسیرر: فلسفه ی صورت های سمبلیک: اندیشه ی اسطوره ای آشنا بوده است. ولی کاسیرر تا پیش از ظهور نازیسم در آلمان به تأثیر سیاسی اسطوره توجهی نداشت. ژرژ سورل درباره ی نقش سیاسی اسطوره در کتابش: تأملاتی درباره ی خشونت مطالبی نوشته بود که مورد توجه کارل شمیت قرار می گیرد. من در مقدمه ای که بر ترجمه خودم از جلد دوم کتاب: فلسفه ی صورت های سمبلیک: اندیشه ی اسطوره ای8 نوشته ام به تفصیل درباره ی نظریه ی ژرژ سورل درباره ی اسطوره سخن گفته ام. هم چنین در مقاله ام با عنوان: «لوکاچ در کوه جادو »که در نقد و معرفی داستان کوه جاده نوشته ی توماس مان است به نظریات ژرژ سورل نیز پرداخته ام.9
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فصل: فن اسطورههای سیاسی جدید، صفحه ۴۲۱
فاشیسم چیست ؟ متن کامل مقدمه من بر کتاب اسطوره دولت.
видео или голосовое, без подписи
با درود به دوستان. متاسفانه من نارسایی قلبی پیدا کرده ام و پا ها و بیضه ام شدیدا ورم کرده اند.پزشکان بیمارستان قلب چمران بیش از دو ماه است که برایم دارو تجویز کرده اند که موجب ضعف شدید و از پای در آمدنم شده است به ویژه تاثیر قرص های فروزماید. ۴۰.در این شرایط هر گونه فعالیت فیزیکی و فرهنگی برایم ناممکن شده است. نمی دانم چه کنم. ولی اوضاع جهان را دنبال می کنم.یاد کتاب هایی که چند دهه پیش ترجمه کرده ام افتادم گفتم دو باره آنها را معرفی کنم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
کتاب جویندگان قریه ی ظاهره کتاب خوبی است که تناقضات در ادعاهای باب را نشان داده است. وارتباط های شیخیه و بابیه را نشان داده است. کتاب از پرخاشگری و افترا زدن پرهیز کرده است.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи