نشر نی
Статистикаwww.nashreney.com :وبسایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 285
- 1/48двое суток
- 1 472
- 1/72трое суток
- 1 588
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مهار طبیعت منافع زیادی برای ما داشتهاست. در کنار حیوانات باوفایی که فرمانبری را به آنها آموختهایم، ذرت و قهوه را به طریق بهبود ژنتیکی در مزارع آراسته و بارورشده پرورش میدهیم. ولی طبیعت رازهای پنهانی هم دارد. درست وقتی که فکر میکنیم مهارش کردهایم، جاخالی میدهد. آتشفشانهایی که خاموش به نظر میآیند با هیجانی عظیم و مخرب فوران میکنند. جمعیتهای میکروبی منتقلشده توسط ماکیان سر از دیگها درمیآورند. سگها روراستتر بودند؛ به ما حمله میکردند، خرخر میکردند، و با گاز گرفتن مرگ و دیوانگی برایمان آوردند؛ انگار بچههای خودمان به ما حمله میکنند. برای همین، وقتی لویی پاستور، در آخرین تلاش بزرگ علمی زندگی خود با هاری درافتاد، با شیاطینی رودررو شد که همیشه ما را تسخیر کرده بودند: آنهایی که میگویند اگر همۀ چیزهایی که فکر میکنیم عادی و خوب هستند ناگهان علیه ما شوند چه؟ از کتابِ «دنیاگیریها» بیماریهای مرگبار از طاعون خیارکی تا کرونا دیوید والتنر تیوز ترجمهٔ رشاد مردوخی
نشر نی برگزار میکند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «شهرسازان و شهرسازی: رودررو با حرفه» نوشتهٔ مریم کهنسال نودهی با حضور: کمال اطهاری نفیسه آزاد محسن آزموده و نویسنده زمان: سهشنبه ۲۷ مرداد ماه، ساعت ۱۸ مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
واقعيت مسلم اين بود كه در درياى متلاطم هستى هيچ بندرگاه و هيچ ساحل نجاتى براى خويش نمىديد. آهى كشيد و زيرلب غريد: جاى شكرش باقى است كه همهٔ اينها رؤيايى بيش نبود! عجب تصور باطلى است كه خيال كنم من هم جزو جماعت پرهياهو، نوكرمنش و بىآبروى اين زمانه خواهم شد! براى آنكه زخم درونش زودتر جوش بخورد، كلمات قصار تسكيندهندهٔ شوپنهاور را به يارى مىخواند؛ اصول بديهى دردناک و اندوهبار پاسكال را در دل تكرار مىكرد: «اگر روان بر هر آنچه با چشم جان ديده انديشه كند، به يقين، متألم و مغموم مىگردد»، ولى كلمات چون اصواتى بىمفهوم در ذهنش طنين مىافكندند؛ ملالش الفاظ را از هم مىگسست، از معنا كاملاً تهى مىساخت، خاصيت تسكيندهنده و آرامبخششان را خنثى مىكرد، قدرت مؤثر و ملايمشان را مىربود. سرانجام، درمىيافت كه استدلالهاى بدبينى از سبككردن بار اندوهش عاجز بودند، فقط اعتقاد ناممكن به زندگانى آتى مىتوانست تلاطم درونش را فرو بنشاند. از رمانِ «بیراه» ژوریس کارل اوئیسمانس ترجمهٔ کاوه میرعباسی
مدتی است که حضور کودکان دستفروش یا متکدی در چهارراههای تهران توجه خبرنگاران و فعالان حقوق کودک را جلب کرده است. واقعیت این است که زنان متکدی همیشه نوزادان خود را به پشت خود بسته و سر کار بردهاند، اما ظاهراً کار کودک، همچون عضوی مستقل، در چهارراه پدیدۀ نسبتاً جدیدی است. با وجود این، در بازارهای تهران، فروش فال حافظ به دست کودکان یا ارائۀ خدماتی همچون واکس زدن کفشِ شهروندان تازگی ندارد. چیزی که ظاهراً توجه و نارضایتی برخی تهرانیها را برانگیخته حضور کودکانِ موردنظر از صبح تا غروب در چهارراههاست. از آنجا که مدرسه در ایران رایگان و اجباری است، سؤالی که ذهن رهگذران را درگیر میکند این است که چرا این کودکان به جای حضور در مدرسه در خیابان مشغول کارند. کودکانی که کولی نامیده میشوند هم به دستفروشی و هم به گدایی در چهارراههای تهران مشغولند. این دسته از کودکان برای شهروندان تهرانی ناشناختهاند و کلیشهها و باورهای تخیلی چنان ذهنیت رهگذران را پر کرده است که جایی برای شناخت واقعیِ آنها باقی نمیگذارد. تهرانیها عمیقاً بر این باورند که کودکانی که در چهارراهها کار میکنند یتیمانیاند که باندهای مافیایی آنها را به استثمار گرفتهاند و به گدایی وادار میکنند تا پول آنها را در ازای جایی برای خوابیدن از ایشان بگیرند. تعدادی از رهگذارن شهادت میدهند که «خودم با چشمهای خودم دیدم. صبح با مینیبوس و ون میآن سرچهارراه ولشون میکنن، شب هم میآن جمعشون میکنن.» ترکیببندی این جملات و الفاظ آن بهندرت از شهروندی به شهروند دیگر تغییر میکند و بیشتر به کلیشه شبیه است تا روایتی از صحنهای عینی. همین دربارۀ صحت این شهادت شبهه ایجاد میکند. از کتابِ «سفر به قربت غربتها» قومنگاری در فضای درونگروهی غربتهای مازندران میترا اسفاری از مجموعهٔ پژوهشهای اجتماعی درباره ایران
چاپ دوم منتشر شد «از کرامات شیخ ما» ابوسعید ابوالخیر و مسئلهٔ کرامت بهزاد برهان مخاطب این کتاب هر کسی است که به ادبیات فارسی، تصوف، تذکرهها، ابوسعید ابوالخیر، معجزه و کرامت، و اساساً به داستانهای خارقالعاده علاقه دارد؛ چه از سر باور و چه از سر شک، چه به عنوان پژوهشگر و چه در مقام خوانندهای مشتاق. نویسنده دربارهٔ رویکرد خود هنگام نگارش کتاب چنین توضیح میدهد: «من برای مطالعهٔ کرامت، رویکردی میانرشتهای اختیار کردهام؛ بدین معنا که هر جا دیدم نظریه، نگاه، یا پژوهشی به شفافیت استدلالم کمک میکند، پیاش را گرفتهام. پس به فراخور موضوع، از نظریههای فلسفهٔ دین، مردمشناسی و جامعهشناسی دین، معرفتشناسی، و روانشناسی استفاده کردهام. طبعاً من متخصص تمام این موضوعات نیستم و ادعا هم نمیکنم که تمام منابع ممکن را دیدهام یا هر چه را میشد دربارهٔ کرامت گفت، گفتهام. تنها به عنوان یک ادبیاتخوانده، به قدر وسع کوشیدهام روایات کرامات را از دریچههای مختلف مطالعه کنم تا نتیجهٔ کار هم به کار متخصصان ادبیات فارسی و علوم انسانی بیاید و هم دیگران.» 📖 بخشی از کتاب
کتاب پیتر آوری حاوی بخشی دربارۀ بحران نفت با عنوان «یک مرد تنها چه کار میتواند بکند» است. نویسنده در این گفتار توصیف کلیشهای از مصدق را تکرار میکند که در پایان کار درحالیکه تانکها به سوی منزلش شلیک میکردند، ملحفهای روی سر خود کشید و با خنده میگفت «ببین چه کرده ام!» از سوی دیگر شرح حال مذکور دربارۀ شخصیتهای ایرانی مصدق را اینگونه ارزیابی میکند: او در روزگارش یک فریبکار سیاسی باهوش و عوامفریبی بااستعدادی کمنظیر و قابلتوجه بود. شهرت او به درستکاری او را در موقعیت خوبی در ارتباط با مردم ایران قرار داده بود. او بر روی بیگانههراسی ایرانیان و نارضایتی مردم کار کرد تا از خود یک قهرمان ملی بسازد و با ارعاب ماهرانه مجلس شانزدهم را در اختیار گرفت. هیچ برنامۀ مثبتی و هیچ درکی نیز نسبت به مشکلات واقعی کشور نداشت، اما با ایجاد هیجانات پیدرپی به کار خود ادامه داد. سرانجام او از حد خود فراتر رفته بود، اما تقریباً موفق شد شاه را به پایین آمدن از تخت سلطنت مجبور کند. وزارت خارجۀ بریتانیا در اندک مواردی هم که به سرنگونی مصدق اشاره داشته، به منظور اجتناب از اشاره به نقش بریتانیا در کودتا، با دقت از کاربرد واژۀ «کودتا» دوری کرده است. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ هم به طور معمول به ذکر این عبارت پرداخته که «در ۲۸ مرداد قیامی غیرمنتظره موجب سرنگونی مصدق شد.» از کتابِ «بحران نفت در ایران» از ناسیونالیسم تا کودتا یرواند آبراهامیان ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی
چاپ ششم منتشر شد «بحران نفت در ایران» یرواند آبراهامیان ترجمهی محمدابراهیم فتاحی «پژوهش تازهی آبراهامیان پایانی است بر این افسانه که پیشنهاد نفتی آمریکاــبریتانیا در سالهای ۱۳۳۰-۱۳۳۲ سخاوتمندانه بود و باید از سوی مصدق پذیرفته میشد. این اثر بهوضوح نشان میدهد این پیشنهاد، در کنار دیگر مسائل، به منظور خریدن وقت برای حل بحران از طریق «معامله با یک دولت دوستِ» پس از مصدق «طراحی» شده بود.» مازیار بهروز، دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو «یرواند آبراهامیان بررسی ژرفی از اسناد جدیدِ نقش آمریکا در کودتای سال ۱۳۳۲ که منجر به برکناری نخستوزیر مصدق و بازگشت شاه به سلطنت شد، ارائه کرده است. فهم رویدادهای مربوط به آن وقایع موضوعی است همچنان داغ و زنده. آبراهامیان در بررسی خود موضوعات اساسی زیر را مد نظر قرار میدهد: مناقشه بر سر چه بود، نفت یا کمونیسم؟ نقش آمریکا در این حوادث چهقدر تعیینکننده بود؟ تأثیر این رویدادها بر روابط کنونی آمریکا با ایران چگونه است؟ گری سیک، دانشگاه کلمبیا
کل دنیا که نمیتونه تسلیم ظلم و ستم شه. بذار من از اینجا ببَرمش. میبینی چقدر رنج میکشه؟ هنوز داغدار والدین مردهشه! خدای من، اگه از اینجا میرفت این موضوعو هضم میکرد. دنیا پر از آدمهای آسیبدیدهست که منتظرن تو بری سراغشون و شکنجهشون کنی! موقعیتشون هم بدتر از اونه. این تو رو به وجد نمیآره؟ ارضات نمیکنه؟ میتونی بهشون صدمه بزنی. بقیۀ مردم برام مهم نیستن. آره، من هرزهام! فقط به چیزی که جلو رومه اهمیت میدم، به چیزی که به من تعلق داره. اونو به من ببخش و بذار ازش مراقبت کنم. اگه یه قربانی رو رها کنی به جایی برنمیخوره. از نمایشنامهٔ «سهگانهٔ صندلی» من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی (سه نمایشنامه) ادوارد باند ترجمهٔ حمید دشتی از مجموعهٔ جهان نمایش
در دست انتشار «از تاریخ شاهان تا حکایت مردمان» نقاشیهای ایرانی در مرقعات دیتس دیوید جی. راکسبرو، چارلز ملویل، برنارد اکین، کارن روردانتس ترجمهٔ آزاده لطیفکار از مجموعهٔ در اقلیم هنر مرقعات دیتس (Diez A fol.70-74) که از ارزشمندترین منابع در تاریخنگاری هنر ایران به شمار میروند دربرگیرندهٔ مجموعهای غنی از آثار نقاشی، خوشنویسی، تذهیب و طراحی از ایران دوران ایلخانی و تیموریاند که در سفری غریب و طولانی از کتابخانههای دربار ایران به کتابخانهٔ دولتی برلین راه یافتهاند. کتاب حاضر مجموعهای از چهار مقاله به قلم چهار پژوهشگر برجستهٔ هنر ایران در باب این مرقعات و نقاشیهای ایرانی آنها است.
هر فرد سهمی در ذهنهای تودهای متعدد دارد ــ تودههایی چون نژادش، طبقهاش، مذهبش، ملیتش، و غیره. او همچنین میتواند خود را از این تودهها جدا کند تا حدی که اندکی استقلال و خلاقیت بهدست آورد. چنین برساختهای تودهای پایدار و ماندگاری با تأثیرات یکنواخت و مداومشان، نسبت به تودههایی که بهسرعت شکل میگیرند و ناپایدارند ــ و لوبون طرح بهلحاظ روانشناختی درخشان خود را از ذهن تودهای از روی آنها ارائه داده ــ برای مشاهدهگر جذابیت کمتری دارند. در همین تودههای ناپایدار و پر سروصدا ــ که گویی بر سایرین تحمیل میشوند ــ است که ما با پدیدهٔ شگفتانگیز محو کامل، اگرچه موقتی، همان چیزهایی مواجه میشویم که تحت عنوان دستاوردهای فردی میشناسیم. از کتابِ «روانشناسی تودهای و تحلیل اگو» زیگموند فروید ترجمهٔ سایرا رفیعی
در دست انتشار «قهوهخانههای اصفهان» زندگی شهری، معماری و عرصهٔ عمومی در ایران صفوی فرشید امامی، نیلوفر لاری از مجموعهٔ در اقلیم هنر قهوهخانههای اصفهان روایتی نو از فضاهای شهری، فرهنگِ مصرفی و عرصۀ عمومی در عصر صفوی است. قهوهخانههای صفوی فقط محلی برای نوشیدن قهوه نبودند، بلکه فضاهای جدید زندگی شهری، گفتوگو و تماشای عمومی بودند. فرشید امامی، مورّخ معماری و هنرِ سرزمینهای اسلامی در دوران مدرنِ متقدم، در این کتاب، با نگاهی میانرشتهای، فرهنگِ نوظهور ملازم با قهوه را در پیوند با ویژگیهای کالبدی قهوهخانهها و نقش آنها در شکلگیری عرصۀ عمومی بازخوانی میکند و با ترسیم جزئیات تاریخیِ عالمانه و معمارانه، تجربۀ تازهای از اصفهانِ عصر صفوی از دریچۀ قهوهخانههای این شهر به خوانندگان ارائه میدهد. در نیمۀ دوم این کتاب، رسالۀ ناشناختۀ سالکالدین محمد حموی یزدی معرفی و تصحیح شده است. این رساله نخستین واکنشها را به رواج نوشیدنیهای تازهواردی چون قهوه و چای و موادی مانند پادزهر بررسی میکند و در این بین، تصویری ارزشمند از طب و دانش اجتماعی صفویان عرضه میکند...
میل جنسی و شهوت برای یونگ نیز همچون بسیاری از رازورزیهای سنتهای غربی و شرقی، نماد این اشتیاق همیشگی بشر به چیرگی بر بیگانگی و یکیشدن با معشوق آسمانی در عمل دگردیسی است. بیشتر نوشتههای یونگ در زمینهی کیمیاگری بر نمادگرایی جنسیِ یا ازدواج مقدس (پیوند کیمیاگرانه) تمرکز داشت که مظهر دستیابی کمال روحیروانی بود. عشق رمانتیک بُعد معنوی را فرامیخوانَد، زیرا ما در تصویر معشوق، جستوجو برای قطعهی گمشده را تجربه میکنیم. این زمینهی کهننمونهای عباراتی همچون «نیمهی دیگر»، «نیمهی بهتر» و اصطلاحات مشابهی است که معشوق را توصیف میکنند. زندگیهای کنونی ما متشکل است از بخش «جداشده»ای که در زمان و مکان آشکار میشود. ولی هرجا میرویم، به کمال ازلیای ــ که خاستگاه همیشهحاضر ما است ـ اشاره داریم و آن را در خود حمل میکنیم. از کتابِ «چگونه یونگ بخوانیم» دیوید تِیسی ترجمهٔ سپیده حبیب
وقتی شکاکان را بررسی میکنیم، طبعاً سوفسطاییان را به یاد میآوریم، زیرا آنها نیز بهخصوص در وجود حقیقت مطلق تردید میکردند، اما اگر با دقت بیشتر این دو مکتب را بررسی کنیم، بیدرنگ متوجه اختلافی بین آنها خواهیم شد. سوفسطاییان بیشتر «وکیل دعاوی»، «صاحبان مشاغل آزاد» و «بازاری» بودند، درحالیکه شکاکان اغلب «روشنفکر» بودند. اولیها حقیقت را انکار میکردند و برای گفتار اعتبار قائل میشدند تا قدرت موضوعهٔ خود را افزایش دهند و حال آنکه دومیها میخواستند به ترک علایق و عواطف برسند. سوفسطاییان بیشتر به انسان تکیه میکردند تا به حقیقت مطلق. (انسان معیار همه چیز است.) شکاکان اساساً به هیچکس و به هیچچیز اعتماد نداشتند: نه به حقیقت مطلق، نه به انسان بهطورکلی، نه به گفتار. آنها میتوانستند این جمله را شعار خود قرار دهند: «وجود موجود نیست و این هیچ ربطی به من ندارد!» یا چنانکه تیمون بسیار فیلسوفانهتر میگفت: «فقط چرایی قضایا نیست که توجه مرا جلب نمیکند، بلکه حتی چرایی چراها هم مورد توجه من نیست.» از کتابِ «فیلسوفان بزرگ یونان باستان و قرون وسطا» لوچانو دِکرشِنتزو ترجمهٔ عباس باقری
نام آشنای ونگوگ که به میان میآید، تصاویر خاصی در ذهنمان مجسم میشود: هنرمندی باعظمت و مقهور دیوانگی؛ شهر آرل؛ گوشِ بریدهاش؛ گلهای زنبق و آفتابگردان؛ برادرش تئو؛ مرگ غمانگیزش؛ نقاش نفرینشده؛ نابغۀ بازنشناخته؛ درکنشدۀ همعصرانش؛ قیمتهای سرسامآور کنونی نقاشیهایش و الی آخر. امروزه این حقایق چنان فراگیرند که بهندرت به مخیلۀ کسی خطور میکند تصویر رایج ونگوگ و مؤلفهها و منشأ آن را به پرسش بگیرد. اما کتاب حاضر چنین قصدی دارد. با ردگیری برساخت افسانۀ ونگوگ، بهترتیب زمانی و بهلحاظ درونمایه، کشف میکنیم که چگونه انسانی به نام ونسان ونگوگ بهتدریج به چهرهای عام بدل میشود که بهسبب یکتاییاش مورد توجه و بهسبب عظمتش درخورِ تحسین است و بسان قدیسی واقعی او را گرامی میدارند. از کتابِ «شکوه ونگوگ» ناتالی انیک ترجمهٔ حسن خیاطی
یکی از ابرچالشهای نظام جمهوری اسلامی، انزوای جهانی ایران است. چون انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی» پیروز شد، از همان ابتدا در دوران جنگ سرد با هر دو بلوک شرق و غرب سر ناسازگاری داشت. همچنین چون جمهوری اسلامی یک نظام انقلابی و خواهان صدور انقلاب به کشورهای دیگر بود، سایر کشورهای اسلامی نیز آن را برای خود اغلب به عنوان تهدید ارزیابی میکردند. در نتیجۀ اتخاذ این رویکرد، دیدیم در جنگ عراق با ایران، جمهوری اسلامی نمیتوانست از کشورهای دیگر چشمداشتی برای کمک و همراهی داشته باشد. به دیگر سخن، با توجه به رویکرد «آشتیناپذیری» در سیاست خارجی، ایران انقلابی نمیتوانست مانند عراق از کشورهای دیگر کمک بگیرد و خریدهای کلان سلاح و مهمات داشته باشد. در نقطۀ مقابل، عراق کمکهای فراوان از کشورهای همسایه بهویژه عربستان و کویت دریافت میکرد، چون به آنان میگفت که سدی در مقابل صدور انقلاب ایران به آن کشورها ایجاد کرده است. همچنین عراق میتوانست از امریکا اطلاعات ماهوارهای و مشاورۀ نظامی دریافت کند که برایش بسیار کارساز بود و میتوانست از شوروی، فرانسه، آلمان و انگلستان تجهیزات نظامی مدرن و پیشرفته خریداری کند و از حمایت نهادهای بینالمللی که تحت نفوذ آن کشورها بودند، به نفع خود بهره بگیرد. این آرمانگرایی ابتدای انقلاب رفتهرفته با عملگرایی درآمیخت و ایران در صدد بهبود روابط با بسیاری از کشورها برآمد. اما امریکا با کشورهای دیگر متفاوت بود. از زمانی که جمهوری اسلامی تأسیس شد، دشمنی عمیق با امریکا در مرکز سیاست خارجی ایران قرار گرفت و بقیۀ سیاستهای ایران بر اساس آن دشمنی تنظیم میشد. گویی انقلابیان نوعی مشابهت میان شاه و امریکا میدیدند و همانطور که در عرصۀ داخلی، شاه را شکست داده بودند، در پی آن بودند که در عرصۀ بینالمللی امریکا را نیز شکست دهند. از کتابِ «نبرد قدرت در ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی» محمد سمیعی
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи