کانال الکلیهای آکرون AA🇮🇷
Статистикаخداوند کاری برای ما انجام داد که خود هرگز قادر به انجامش نبودیم
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 64
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 51
- 1/48двое суток
- 58
- 1/72трое суток
- 63
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
😒 🔹افراد کم سن و سال به هیچ عنوان کلیک نکنند🔹 ◀️اين كانال رو از دست نديد▶️
❤️تیم لیستی شایلین 😎 شایلین ➡️➡️➡️😁
لغزشِ الکلی نشانه ای از روان پریشیِ او نیست. ابداً هیچ چیزِ عجیب و غریبی در موردِ لغزش وجود ندارد. فقط به سادگی می توان گفت فردِ بیمار راهکارهای برنامه را دنبال نکرده است https://t.me/weyar
https://t.me/weyar
اما ناگهان فکر بکری چون رعد، تمام مسائل دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد: « تو کیستی که بگویی خدایی وجود ندارد؟» این مرد به خاطر میآورد که آن شب بلافاصله با یک جهش از تختخواب به زیر میآید و به زانو میافتد. پس از چند لحظه اعتقاد محکمی از حضور خدا او را در خود غرق میکند. این امواج سیلآسای شکوهمند و مطمئن، تمام سدها و موانعی که او در طی سالها ایجاد کرده بود را در هم کوبید. او در محضر عشق و قدرت لایزال ایستاد. او از فراز پل میگذرد و قدم به ساحل میگذارد. او برای اولین بار، آگاه از همجواری آفریدگار، زندگی خویش را آغاز میکند. https://t.me/weyar
سعید سام راه حلی وجود دارد... https://t.me/weyar
قدم دو بخش روحانیت و حضور خداوند در زندگی تجربه دهنده: رضا کنجدی https://t.me/weyar
https://t.me/weyar
https://t.me/weyar
https://t.me/weyar کتاب بیگ بوک کتاب بزرگ الکلیهای گمنام
ر.mpگگ3https://t.me/weyar
در دعای سحر از او سوال کنید که امروز چطور میتوانم به کسی که هنوز بیمار است کمک کنم اگر حساب و کتابتان درست باشد جواب خواهد رسید اما واضح است که از جیب خالی نمیتوان بخشش کرد رابطه خود را با پروردگار درست کنید تا رویدادهایی عظیمی در زندگی شما و دیگران پدید آید . آری اینها واقعیات بزرگ زندگی ما هستند . ای دوست خود را به خدایی که درک میکنی بسپار قصورت را به او و همنوعانت اقرار کن خرابیهای گذشته را جبران نما و از آنچه که به دست میآوری ایثار کن و به ما بپیوند ما در مجمع روحانی همراه تویم و در مسیر سرنوشت خیرت به طور قطع با بعضی از ما ملاقات خواهی کرد . خدا یار و نگهدارت باشه . https://t.me/weyar
https://t.me/weyar
در قدم ،١٠ ما سريعأ به اشتباهاتمان اقرار ميكنيم. اقرا ِر سريع. اين يعني اقرار اشتباهاتم به خدا در همين لحظه. ميدانم كه از ابتداي كتاب راجع به اكنون حرف ميزنم امّا معناي اكنون در قدم ١٠ از هر جاي ديگر رساتر است. ادامه دادن به گرفتن تراز شخصي بدين معناست كه بايد به درونم نگاه كنم. نه در گذشتهام، بلكه در زمان حالم. هركار كه بكنم و هر كجا كه بروم بايد بهتوانم همين حالا تراز شخصيام را بگيرم. هر كجا كه باشم بايد اصول قدم ١٠ را با خودم حمل كنم. در کتاب ١٢/١٢ راجع به سه نوع تراز در رابطه با قدم ١٠ صحبت ميكند. يكي از آنها تراز لحظهاي است. دوم تراز روزانه است، سوم يك مرور دقيق با راهنماست. آيا مورد سوم، يعني مرور با راهنما بيشتر شبيه قدم ٥ نيست؟ بابی اندرسون https://t.me/weyar
وقتی کسی می گوید حالم خوش نیست دنبال اتفاقات بزرگ نگردیم و نگوییم این که چیز مهمی نیست. به دلایل متعدد بازتاب یک اتفاق بیرونی در درون ممکن است بسیار بزرگ باشد. به رسمیت شناختن هرازگاهِ «حق کم آوردن» برای دوست، امنیت بخشترین قسمت دوستی است و شناخت این حق برای خود، نشان از صلح با خود دارد در عمیقترین لایههای وجود. #کارل_راجرز https://t.me/weyar
ﻻﯾﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ... ﺍﻣﺎ...! ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ، ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺧﻢ ﺷﻮ ﻭ ﺳﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺖ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﯼ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺨﻮﺭﺩ... ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﺳﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ... ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ... ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮﻗﻊ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺑﺪﻩ. ﻧﮑﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻘﯿﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﯼ ﭼﯿﺰﯼ -ﻫﺮ ﭼﯿﺰ- ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ! ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﺵِ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻝ، ﭘﻮﻝ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ... ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ... ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻧﮕﺎﻩِ ﺗﺸﮑﺮﺁﻣﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ... ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ «ﻓﻘﻂ» ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ... ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ! ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﯽ ﻭ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ... ﺍﻣﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﮐﻤﯿﺎﺏ! ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ؟! ﻻﯾﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺍﻣﺎ... ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ، ﻣﺤﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ...! https://telegram.me/weyar
✍(قدم یک) تعریف شخصیت یک الکلی واقعی : درست کنار نیامدن با زندگی، فاصله زیاد با واقعیت، مغز معیوب (ص۲۴) بی تاب، بدخلق، ناراضی (ص۲۷) آلرژی و پدیده ویار (ص۲۶) (پدیده ویار، در بسیاری از موارد باعث شده است که افراد بجای ادامه مبارزه خود را قربانی کنند(ص۲۸) نظریه دکتر ویلیام د. سیلک ورت : ما تا به حال هیچ نوع درمانی را ندیدهایم که بتواند این بیماری را ریشه کن کند. تنها راه حلی که میتوانیم پیشنهاد کنیم نخوردن مشروب(و...) است.(ص۲۹) دانش: بیل: مطمئن بودم که جوابم را پیدا کردهام و آن (خودشناسی) است. من در اشتباه بودم زیرا آن روز ترسناک رسید که دوباره مشروب(و...)خوردم و منحنی در حال نزول سلامت اخلاق و جسم من (ناگهان) به پایین ترین حد ممکن رسید.(ص۳۹) بیقدرت گفتند که یا در حالت «دلریوم ترمنز(مالیخولیائی و هذیانی)» قلب من از کار خواهد افتاد و یا ظرف یکسال دچار حالتی دیگر بنام «وت برین(از دست دادن قوای عقلی)»خواهم شد. او میبایستی به زودی یا مرا تحویل مرده شور بدهد و یا به تیمارستان بسپارد.(ص۴۰) ترس: با لرزش از بیمارستان بیرون آمدم، مرد کمر شکستهای بودم، (ترس) برای (مدت کوتاهی) هشیارم کرد اما بار دیگر با وسوسه گیلاس اول (غافل گیر) شدم.(ص۴۰) در نتیجه : یک بار دیگر تکرار میکنیم : در بعضی(تمام) مواقع، الکلی هیچ گونه قدرت دفاع فکری مؤثری برای مقابله با اولین گیلاس مشروب(و...) در خود ندارد و به جز مواردی استثنائی، (الکلی) و یا (هیچ انسان دیگری) قادر نیست یک چنین قدرت مقابلهای را در او ایجاد کند. قدرت دفاع او باید از یک (نیروی مافوق) سرچشمه بگیرد.(ص۷۳) اگر فقط (اصول اخلاقی) و یا یک (فلسفه) بهتر، برای غلبه بر الکلیسم کافی بود، مسلماً بسیاری از ما مدتها قبل بهبود یافته بودیم. ما متوجه شدیم، هر چقدر هم که سعی کنیم این گونه (اصول و فلسفه ها) نمیتوانند نجاتمان دهند. ما با آن که سعی میکردیم فلسفه متوازنی داشته باشیم و (با تقوی) زندگی کنیم و با آن که با تمام وجود و حقیقتاً آن را اراده میکردیم اما (نیروئی) که لازمه انجام آن است در ما وجود نداشت و (منابع نیروهای انسانی ما) که به (فرمان ارادهاند) کافی نبودند و بشدت شکست میخوردند.(ص۷۶) کارل گوستاو یونگ (دکتر یونگ) فیلسوف و روانپزشک اهل سوئیس بود که با فعالیتش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتی تحت عنوان روانشناسی تحلیلی شناخته میشود. به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کردهاست.» یونگ بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کردهاست مانند: ناخودآگاه جمعی، سایهها، پرسونا، عقدهها، آنیما و آنیموس، درونگرایی و برونگرایی. دکتر یونگ: تو افکار یک الکلی مزمن را داری، من تا به حال حتی (یک مورد) هم ندیدهام که کسی افکار بیمارش به حد تو رسیده باشد و بهبودی یابد.(ص۵۸) تجربه شخصی:: تنها راه نجات رحمت الهی است که برای یک الکلی واقعی (یا همان معتاد واقعی) رحمت الهی فقط و فقط و فقط ازطریق کارکرد 12 قدم و بعد خدمت صادقانه آن هم فقط طبق اراده خداوند اتفاق می افتد. تجربه روحانی از طریق کارکرد 12 قدم و انتقال آن به همدردان بیچاره اتفاق می افتد ولاغیر. https://t.me/weyar
📌عاشقانهی سمی با زخمهای کهنه؛ چرا رها کردنِ نقصها مثل کندنِ پوست است؟ چسبیدن ما به نقصهای اخلاقیمان (مثل خشم، کنترلگری، لذتجویی یا دروغگویی) یک دلیل بسیار ساده اما عمیق دارد: این نقصها سالها «بهترین رفقای تنهایی» و «سِپرهای دفاعی» ما بودهاند. ما به آنها نمیچسبیم چون آدمهای بدی هستیم، بلکه به این دلیل میچسبیم که تصور میکنیم بدون آنها بیدفاع و برهنه خواهیم شد. نقصهای ما در واقع «ابزارهای بقا» در دنیایی بودند که ما را میترساند؛ مثلاً با «خشم» جلوی تحقیر شدن را میگرفتیم، با «دروغ» از مسئولیت فرار میکردیم و با «تأییدطلبی» خلأ تنهاییمان را پر میکردیم. رها کردن اینها دردناک است چون ذهن ما بین «هویت» و «نقص» تفاوتی قائل نمیشود؛ ما فکر میکنیم اگر من دیگر خشمگین نباشم، پس اصلاً کی هستم؟ این احساسِ گمگشتگی و پوچی، ترسی ایجاد میکند که باعث میشود حتی به یک نقصِ آزاردهنده چنگ بزنیم، چون حداقل این رنج برایمان «آشنا» است، در حالی که پاکدامنی و تواضع برایمان فضایی «غریب و ناشناخته» به نظر میرسد. علاوه بر این، نقصهای ما همیشه یک «سودِ کوتاهمدت» دارند؛ خشم به ما قدرت کاذب میدهد، غرور به ما احساس برتری میدهد و تنبلی ما را از مواجهه با سختیها معاف میکند. رها کردن این سودهای فوری برای رسیدن به یک آرامشِ بلندمدت، نیاز به جراحیِ روح دارد. دردِ قدم ششم و هفتم، دردِ از دست دادن نیست، بلکه دردِ «رشد» است؛ مثل خرچنگی که باید پوستهی سخت و قدیمیاش را بشکند تا رشد کند و در آن فاصله، بدنش نرم و آسیبپذیر است. ما به نقصهایمان میچسبیم چون میترسیم اگر آنها را به خدا واگذار کنیم، او چیزی جایشان نگذارد؛ اما معجزهی مسیر اینجاست که تنها زمانی که دستمان را از این ابزارهای زنگزده خالی میکنیم، خداوند دستمان را با هدایای واقعیِ روحانی پر میکند. https://t.me/weyar
صفحه ۴۳ چگونه میتوانست این همه قوانین دقیق و تغییر ناپذیر بدون یک آفریدگار دانا وجود داشته باشد؟ من حداقل باید به نیرویی در طبیعت که نه حد و نه زمان میشناسد اعتقاد میداشته ام اما این بالا ترین مرحله ای بود که تا امروز رفته بودم . وقتی صحبت از ، خدا یی، برای من میشد ، وقتی میگفتند او عشق استو قدرتش ما فوق انسان است ، بی حوصله میشدم و مغزم ، در را بر روی این تئوری به شدت میبست و اینجا نقطه جدایی من با مردان مذهبی و مذاهب دنیا بود. مسیح را به عنوان یک مرد بزرگ قبول داشتم ولی فکر میکردم پیروانش راه او را درست دنبال نمیکنند ، درس های اخلاقی او بسیار عالی بود اما من برای خود قسمت های را که مشکل نبود و به نظر آسان می آمد جدا کرده و بقیه را به دور ریخته بودم. آن جنگ ها ، آتش سوزی ها و تناقض هوایی که جدالهای جدال های مذهبی بوجود آورده بود حالم را به هم میزد به راستی شک داشتم که مذهب در جمع ، کار مثبتی از پیش برده باشد . با قضاوت های حاصل از آنچه که در اروپا و بعد از آن دیده بودم . ارتباط خدا با بندگانش را کوتاه میدیدم، و برادری انسانها را طئنه ای تلخ می یافتم ، اما اگر شیطانی در کار بوود ، به نظر می آمد که همه کاره دنیا او باشد .و بدون شک ، مرا در اختیار خود داشت . دوستم در مقابل من نشست ، و بدون مقدمه گفت: خدا کاری برای او انجام داده است که او خود ، قادر به انجامش نبود . او گفت ، نیروی اراده انسانی اش شکست خورده بود ، و پزشکان حکم غیر قابل علاج بودن اورا صادر کرده بودند ، و اجتماع در حال به زنجیر کشیدنش بود . او هم مثل من شکست کامل خود را اقرار داشت ، در واقع او از کام مرگ و دفعتا از حالت یک توده زباله به نقطه ای از زندگی رسیده بود که از بهترین که تا آن زمان میشناخت به مراتب بهتر بود . آیا منشأ این نیرو از وجود او بود ؟ مسلمان نه ، هیچ نیروی برتری در او وجود نداشت که دران لحظه در من نباشد . دیگر جوابی نداشتم ، فکر این که گویا افراد مذهبی درست می گفته اند در من قدرت گرفت . اینجا چیزی در قلب یک انسان نهفته بود که کار غیر ممکن را ممکن میساخت . https://t.me/weyar