- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 107
- 1/48двое суток
- 122
- 1/72трое суток
- 132
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
عاشق آشپزیام ولی وقتی حالم بده و به جای این که غذا در تختم سرو شه مجبورم تو هوای ۴۰ درجه پای گاز وایسم ازش متنفر میشم.
без подписи
مسافران رو شروع کردم و فهمیدم فرخ از فرید آدم بهتریه. از نقش رامبد جوان قشنگ متنفرم :))
ویدیوهای چرتوپرت، نقاشی، سفال، آرایش کردن، لباس خریدن، یوگا، مدیتیشن، بستنی مکدانلدز و نوشتن حالم رو خوب میکنند. اگه چیزی یادم اومد به لیست اضافه میکنم.
حالا نصف شبی با ماچالته با عصارهی اسک میخورم و تو دفترم مینویسم ببینم چی میشه.
نای زیستن ندارم.
یه وقتایی به پشت سرم نگاه میکنم و میگم: واقعا همهی این مسیرو من اومدم؟!
تا وارد خونه شدم خونریزیم شروع شد🎈
без подписи
باورم نمیشه که یک نصفشب دارم هیچهایک میکنم چون قطار نیومد و راهآهن رو بستند :))
کم دلم گوربا میخواست. ویدیوی میا رو هم نگاه کردم و نزدیک بود گریه کنم.
без подписи
بعد من نوشته بودم به مرزهای شخصیش احترام میذارم و همون لحظه کات نکرده بودم =))))))
بعد گویا یه جا به مردی گفته بودم از این اخلاق حسابگریت خوشم نمیاد. و گفته بود خب خوشت نیاد :))) و حتی گفته بود چرا باید بهت اعتماد کنم :)))))))) وا.
خودباستانشناسی شب گذشتهم به مرور دفترهای خاطرات هم کشیده شد. متوجه شدم چقدر اون رابطهی قبل از مهاجرتم که فکر میکردم سالم و نرماله جالب نبوده. نوشته بودم دلم نمیخواد هر بار که بیرون میریم از خونه خوراکی و نوشیدنی ببرم که اگه وسط دیت گرسنهم شد نگران دنگ دادن نباشم :)) اولین درآمد حاصل از نویسندگیم رو هم (۱۱۶ هزارتومان برای یک مقاله) به آقایی دادم برای دنگ 😭
حرف (لاولایفم) مثال دورهی اول مثال دورهی دوم مثال دورهی سوم مثال دورهی چهارم :))
هنوز یک ماه به پایان دو سال مونده. حالا فکر میکنم که این شهر خوابآور و کسلکنندهست و اونقدرها از زیبایی بهره نبرده. اون موقع از سیاهی و دودزدگی تهران به اینجا پا گذاشته بودم که برام تازگی داشت و شگفتانگیز بود.
در اهمالکاری حریف میطلبم.
عشقت به رویاهای من انگیزه میداد
без подписи