-تعلیقاتِ من-
Статистикаمن؛ هر روز https://t.me/BiChatBot?start=sc-7c4bf53f68 یا https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MjMzNzc4NjIz
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 139
- 1/48двое суток
- 159
- 1/72трое суток
- 171
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
انقدر دلتنگم که توی خوابم باز نشسته بودیم روی ایوون. آدمای مناسب.
دیگه کلهم خراب نیست. مرسی.
کلهم خرابه جدا.
آدمایی رو که سعی میکنن به زور بهت نزدیک شن، نمیفهمم. برو عقب دهع.
بد خوابیدن هم بخشی از زندگیه؛ اما من فقط یه چرت ساده میخواستم:))
«همواره در مسیر» یه هشتگ بود که برای تمام راههایی که میرفتم میزدم. حالا بیشتر اوقات ساکنم. میخوام راه بیفتم و خودم رو پیدا کنم. خودم که میگشت، تجربه میکرد و ادبیات رو دوست داشت.
هانی اومد خونه و خوابید. من یه عالمه چیز داشتم برای تعریف کردن مرد. پاشو دهع:)))))
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد دل شوریده ما را به بو در کار میآورد -حافظ
هانی اومد خونه و خوابید. من یه عالمه چیز داشتم برای تعریف کردن مرد. پاشو دهع:)))))
من بعدِ از دست دادن آدمها، بیشتر از همه دلتنگ کلماتشون میشم.
من هنوز این رو متوجه نمیشم که تا گه نزنی به زندگیت، واقعا یه چیزایی رو متوجه نمیشی. راه سادهتری نداره جدا؟
فیلم اسپیلبرگ رو پنجاه دقیقه تحمل کردیم. واقعا بیشتر نتونستیم.
جا داره بهم بر بخوره؛ اما حوصله ندارم.
ایستگاه بعد ایستگاه پایانی میباشد.
آلا؛ اواسط ده سالگی.
بعضی از سختیها همواره سخت میمونن.
فکر میکردم حماقت یعنی اینکه ببخشمش. امروز که دیدمش، فهمیدم حماقت یعنی نپذیرم اونقدر دوستش دارم که میتونم ببخشمش.
«بیا بشین آخرین کتابی که خوندم رو برات تعریف کنم» یا «دوستت دارم»؟ معلومه که اولی.
سحر کرشمه چشمت به خواب می دیدم زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است حافظ
без подписи