tgindex
یک آیه در روز

یک آیه در روز

Статистика
@yekAayeРелигияперсидский

به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! آدرس در ایتا https://eitaa.com/yekaye سایت: yekaye.ir گزیده مطالب: https://t.me/YekAayah نویسنده کانال(حسین سوزنچی) https://t.me/souzanchi درباره کانال http://yekaye.ir/about-us/

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
31
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Религия
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 145
0 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
85
31 постов
Вовлечённость
7,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 31
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
35
1/48двое суток
40
1/72трое суток
43

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • قبلا اشاره شد که بخاطر شروع دور جدید حملات آمریکا و اسرائیل به ایران به سراغ سوره ‌های #فیل (شروع از اینجا) و #قریش (شروع از اینجا) رفتیم و بعد بخاطر اهمیت آيه ۱۳۰ سوره شعراء، این آیه و چند آیه قبل و بعدش (شروع از اینجا) را مورد بحث قرار دادیم. ان شاء الله تعالی از امروز بحث درباره سوره شعراء را از ابتدا آغاز خواهیم کرد. ☀️قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‌ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‌ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‌ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/80-82) یادآوری می‌شود که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا 🆔 https://eitaa.com/yekaye کانال دیگری با عنوان «یک آیه در روز- گزیده» در همین پیام‌رسان ایتا راه اندازی کرده‌ام: 🆔 https://eitaa.com/yekAaye که صرفا احادیث و گزیده‌ای از مطالب این کانال که جنبه کاربردی بیشتری دارد و قیل و قال کمتری در آن است در آنجا بارگذاری می‌شود؛ و این مطالب گزیده در پیام‌رسان بله: 🆔 https://ble.ir/yekaye و تلگرام (در صورت باز بودن اینترنت بین‌المللی): 🆔 https://t.me/yekAaye نیز با اندکی تأخیر بارگذاری خواهد شد. بعد از پایان بحثهای مربوط به هر آیه، کل بحثها (همراه با عمده مستندات آن که به صورت پاورقی تنظیم شده) در سایت یک آیه در روز: 🌐https://yekaye.ir/ بارگذاری می‌شود. و امکان گذاشتن دیدگاهها در آنجا ذیل هر آیه مهیاست. وَ ما تَوْفيقي‌ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب‌ @yekAaye

  • آخرین سوره‌هایی که در کانال «یک آیه در روز» بحث شد سوره ‌های #فیل (شروع از اینجا) و #قریش (شروع از اینجا) بود که اندکی بعد از شروع دور جدید حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد؛ آنها به اتمام رسید اما این جنگ هنوز ادامه دارد. با اینکه چند سالی بود بنا را بر این گذاشته بودم که بحث را سوره به سوره پیش ببرم اما با توجه به آنچه در این جنگ و برخی اقداماتی که در مقابل از جانب ایران رخ داد، به نظرم رسید که شاید توجه کردن به آيه ۱۳۰ سوره شعراء در این زمان لازم باشد؛ و از این رو، در این ایام سراغ این آیه و چند آیه بعد از آن خواهیم رفت، ان شاء الله تعالی. ☀️قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‌ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‌ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‌ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/80 وَ ما تَوْفيقي‌ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب‌ @yekAaye

  • بسم الله الرحمن الرحیم آخرین سوره‌ای که در کانال «یک آیه در روز» بحث شد سوره «فیل» بود (شروع از اینجا)، اندکی بعد از شروع دور جدید #جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران. در بسیاری از احادیث بر ارتباط وثیق سوره #قریش و سوره #فیل بقدری تأکید شده است که در نماز نمی‌شود یکی از این دو را بتنهایی خواند. ابرهه، ابرقدرت آن زمان، برای نابودی کعبه، پایگاه اصلی توحید، از نقطه‌ای دور به سوی مکه لشکر کشید و خداوند کید آنها را در بیراهه انداخت، اما اندکی بعد سوره قریش را نازل کرد و فرمود که ساکنان آن دیار بدانند در قبال این نعمت خداوند چه باید بکنند. ما هم باید مواظب باشیم که اگر امداد خدا شامل حال ایران، که ام‌القرای امروز جهان اسلام شود، مبادا غرور ما را فراگیرد و پیروزی را به خودمان نسبت دهیم و قدرت را از آن خود ببینیم و به جای اینکه مسیر عبودیت خدا را در پیش گیریم، به بت‌های نفسانی خود سجده کنیم. ☀️قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‌ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‌ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‌ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/80-82) یادآوری می‌شود که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا 🆔 https://eitaa.com/yekaye کانال دیگری با عنوان «یک آیه در روز- گزیده» در همین پیام‌رسان ایتا راه اندازی کرده‌ام: 🆔 https://eitaa.com/yekAaye که صرفا احادیث و گزیده‌ای از مطالب این کانال که جنبه کاربردی بیشتری دارد و قیل و قال کمتری در آن است در آنجا بارگذاری می‌شود؛ و این مطالب گزیده در پیام‌رسان بله: 🆔 https://ble.ir/yekaye و تلگرام (در صورت باز بودن اینترنت بین‌المللی): 🆔 https://t.me/yekAaye نیز با اندکی تأخیر بارگذاری خواهد شد. بعد از پایان بحثهای مربوط به هر آیه، کل بحثها (همراه با عمده مستندات آن که به صورت پاورقی تنظیم شده) در سایت یک آیه در روز: 🌐https://yekaye.ir/ بارگذاری می‌شود. و امکان گذاشتن دیدگاهها در آنجا ذیل هر آیه مهیاست. وَ ما تَوْفيقي‌ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب‌ @yekAaye شروع بحث سوره قریش در ایتا https://eitaa.com/yekaye/13855

  • شروع بحث سوره فیل در ایتا https://eitaa.com/yekaye/13708

  • بسم الله الرحمن الرحیم پیش از سوره قبل (سوره «طلاق»، شروع از اینجا)، موضوع بحث در کانال «یک آیه در روز»، سوره #همزه بود (شروع از اینجا) که در ابتدای آن اشاره شد که با توجه به آتش‌بس شکننده‌ی بعد از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران (۲۳ خرداد- ۳ تیر)، سوره همزه به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به سوره‌های #فیل و #قریش پرداخته شد. ولی با توجه به اینکه ادامه این #جنگ در آن مقطع زمانی منتفی گردید (و به دلایل دیگر)، سراغ سوره #طلاق رفتیم. اما شروع دوباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در یک هفته قبل، ضرورت پرداختن به آن دو سوره را دوباره جدی کرد. اگر ابرهه مصداق ابرقدرت آن زمان بود که برای نابودی کعبه به عنوان پایگاه اصلی توحید از نقطه‌ای دور به سوی مکه لشکر کشید، امروز هم ابرقدرت‌های زمان برای نابود کردن ایران به عنوان پایگاه اصلی توحید از نقطه‌ای دور به سمت ایران لشکر کشیده‌اند، اما همان طور که آن بار خداوند کید آنها را در بیراهه انداخت، امید است این بار نیز امداد خدا شامل این نقطه کانونی‌ای شود که در زمانه جاهلیت مدرن، هنوز در آن مظاهر خداپرستی رواج دارد. امر جالب‌تر اینکه امروز که بحث این سوره شروع می‌شود از سویی در شرف #شب‌های_قدر هستیم که اگر قدربدانیم می‌توانیم چنان باشیم که ان‌شاء الله خداوند بهترین مقدرات را برای ما رقم بزند، و از سوی دیگر، امروز هم مقارن با سالروز #جنگ_بدر است، که باز دشمنان خداپرستی عزم جدی خود را برای نابودی کانون توحید آن روز جزم کردند و با ایستادگی همان معدود مسلمانانی که عزم راسخی برای دفاع از توحید داشتند شکست سختی خوردند. ان شاء الله که خداوند به حق این شب‌های قدر تقدیری را در جهان رقم بزند که بزودی شاهد تکرار عام الفیل در جهان امروز باشیم. ☀️قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‌ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‌ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‌ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/80-82) یادآوری می‌شود که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا 🆔 https://eitaa.com/yekaye کانال دیگری با عنوان «یک آیه در روز- گزیده» در همین پیام‌رسان ایتا راه اندازی کرده‌ام: 🆔 https://eitaa.com/yekAaye که صرفا احادیث و گزیده‌ای از مطالب این کانال که جنبه کاربردی بیشتری دارد و قیل و قال کمتری در آن است در آنجا بارگذاری می‌شود؛ و این مطالب گزیده در پیام‌رسان بله: 🆔 https://ble.ir/yekaye و تلگرام (در صورت باز بودن اینترنت بین‌المللی): 🆔 https://t.me/yekAaye نیز با اندکی تأخیر بارگذاری خواهد شد. بعد از پایان بحثهای مربوط به هر آیه، کل بحثها (همراه با عمده مستندات آن که به صورت پاورقی تنظیم شده) در سایت یک آیه در روز: 🌐https://yekaye.ir/ بارگذاری می‌شود. وَ ما تَوْفيقي‌ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب‌ @yekAaye

  • چون حدود پنج ماه در تلگرام نبودم گزارشی از مطالبی که در این ایام در کانال ایتا گذاشتم در ادامه تقدیم می‌شود آدرس کانال ایتا چنین است https://eitaa.com/yekaye

  • ادامه تدبر۱۷ ادامه ابعاد نیکو شدن روزی از حیث زندگی اخروی: 🌴ب.۴. «أَبَدًا» آیا افزودن این کلمه صرفا برای تأکید است، یا دلالتی اضافه دارد؟ در نکات ادبی اشاره‌ای شد که برخی در ماده «أبد» یک نحوه عدم انس و الفت در آن نهفته است؛ شاید این کلمه می‌خواهد دلالت کند بر اینکه این حضور جاودانه در بهشت به هیچ عنوان آنجا را برایشان عادی و تکراری نمی‌کند که مایه دلزدگی آنها شود، چون وضعیت آنجا به طوری است که نه‌تنها هرچه بخواهند برایشان مهیا می‌شود: «وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‌ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون‌» (فصلت/۳۱)، « وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُون‌» (زخرف/۷۱)، بلکه اموری اضافه بر آنچه در مخیله‌شان می‌گنجد و می خواهند برایشان مهیا می‌شود: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُن‌» (سجده/۱۷)، «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيد» (ق/۳۵). چنانکه در جای دیگر کلمه »أبد» را نیاورد و بجایش فرمود که دلشان هیچگونه تغییر و تحولی نمی‌خواهد: «خالِدينَ فيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلا» (کهف/۱۰۸). @yekAaye #طلاق_۱۱

  • . 7️⃣1️⃣ «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً، رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَـٰتِ الله مُبَيِّنَـٰتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّـٰلِحَـتِ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِالله وَيَعْمَلْ صَـٰلِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَـٰلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ الله لَهُ رِزْقًا» تعبیر «قَدْ أَحْسَنَ الله لَهُ رِزْقًا» که در پایان آیه آمده است، در نگاه اول به نظر می‌رسد ناظر به پاداش عظیمی است که با ورود به بهشتی‌ این‌چنین به وی داده می‌شود (مجمع البيان، ج‌10، ص466 )؛ و حداکثر اشاره کرده اند این توفیق ایمان و عمل صالح در دنیا و ورود به بهشت در آخرت است (الميزان، ج‌19، ص325 )؛ 💢اما به نظر می‌رسد در خود متن آیه بیش از این مورد توجه باشد؛ یعنی این رزق نیکویی که خداوند برای این شخص قرار داده، ابعاد متنوعی دارد، که هریک از اینها بُعدی از ابعاد نیکو شدن رزق اوست؛به‌ویژه اگر توجه کنیم که در آیات قبل از «عذاب نکر» برای عذاب دنیوی آن قریه سرکش، و از «عذاب شدید»‌ برای عذاب اخروی اهل آن قریه سخن گفت؛ اینجا نیز درباره ابعادی از وضعیت دنیوی و اخروی مطیعان سخن می‌گوید؛ که این می‌تواند در مقابل آن وضعیت عذاب نکر و عذاب شدید باشد: 🌐الف. از حیث زندگی او در دنیا، این است که 🌴الف.۱. «ذکرا»، خداوند به او بی‌اعتنا نیست و او را به حال خود رها نرکده و چنان به یاد اوست که اساسا «ذکر» [= یاد] بر او نازل کرده است؛ 🌴الف.۲. «رسولا»، خداوند چنان به وی توجه داشته فرستاده‌ای از جانب خودش به سوی او فرستاده است، و او را شایسته گفتگوی با خویش قرار داده است. 🌴الف.۳. «يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَـٰتِ الله مُبَيِّنَـٰتٍ»، آیاتی که واضح و آشکار شده بر او تلاوت می‌شود؛ خود همین آیات مبینات، روزی گرانقدری برای بقا و رشد روح و بعد معنوی انسان است، که کمتر، از این حیث، مورد توجه قرار می‌گیرد. 🌴الف.۴. «لِيُخْرِجَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّـٰلِحَـتِ» توفیق ایمان و عمل صالح در دنیا پیدا کرده است؛ که هرکسی این توفیق را ندارد؛ و اگر خداوند این توفیق را به کسی ندهد و زمینه را برای ایمان وی و انجام عمل صالح وی مهیا نکند، از هیچکس هیچ خوبی‌ای صادر نمی‌شود؛ که در جای دیگر فرمود: «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك‌» (نساء/۷۹)، «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‌ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ» (نور/۲۱) 🌴الف.۵. «مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَى النُّورِ» او را به طور مستمر از ظلمات به نور بیرون می‌برد. از بزرگترین روزی‌های مومن این است که اگرچه مرتب در فتنه‌های مختلف قرار می‌گیرد اما به توفیق الهی و با نور ایمان و عمل صالح از این فتنه‌ها سربلند بیرون می‌آید، و هربار به مرحله بالاتری از گذشته و عرصه‌ای نورانی‌تر و روشن‌تر وارد می‌شود؛ و شاید به همین جهت ورود در نورانیت‌های مکرر است که توان درکی از اوضاع پیدا می‌کند که هیچ نابغه‌ای به خودی‌خود چنین توانی ندارد و شاید بدین جهت است که پیامبر اکرم ص هشدار دادند که از زیرکی مومن برحذر باشید که او با نور خدا می‌بیند: «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‌» (الكافي، ج‌1، ص218 ؛ بصائر الدرجات، ج‌1، ص۳۵۵ و ۳۵۷ ؛ تفسير العياشي، ج‌2، ص247) (این حدیث با توضیحات مکملی از امام صادق ع [معاني الأخبار، ص350 ؛ الإختصاص، ص143 ] و امام رضا ع [المحاسن، ج‌1، ص131 ؛ بصائر الدرجات، ج‌1، ص80؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‌2، ص200 ] نیز روایت شده است.) 💫ب. از حیث زندگی اخروی او، این است که: 🌴ب.۱. «يُدْخِلْهُ جَنَّـٰتٍ» خود ورورد به بهشت، که غالبا با تعبیر جمع (جنات) آمده که دلالت بر یک تنوعی از وضعیت بهشتها دارد؛ 🌴ب.۲. «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» اینکه رودهایی از زیر آن جاری است، که احتمالات متعددی برای این تعبیر بیان شد (تدبر۱۵) که همگی می‌تواند تا حدودی نیکو بودن این رزق را معنا کند. 🌴ب.۳. «خَـٰلِدِينَ فِيهَا» جاودان بودن در آنجا؛ که خود این شیرینی‌ نعمتها را مضاعف می‌کند؛ یعنی این وضعیت مطلوبی است که دیگر هیچ نگرانی‌ای برای از دست رفتن آن نیست، چنانکه یکی از خوشحالی‌های بهشتیان این است که دیگر هیچگاه نخواهند مرد: «أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتينَ» (صافات/58). @yekAaye 👇ادامه مطلب👉

  • ادامه تدبر ۱۵ 🟩جمع‌بندی تصویر قرآنی از جاری شدن رودها در بهشت: 🔷عموما تأکید شده که این رودها از پایین باغها ویا منزل‌های بهشتیان جاری است اما در سه آیه تصریح شده که از زیر خود اهل بهشت (تحتهم) جاری است. 🔷 غالبا از تعبیر «جنات» استفاده شده که ظهورش در این است برای هر انسان بهشتی کثرتی از این باغها هست؛ و در معدود مواردی که با لفظ مفرد آمده، حرف «ال»‌ بر رویش آمده است، که با توجه به اینکه بسیار بعید است که «ال» تعریف باشد، احتمال اینکه «ال» جنس باشد زیادتر از سایر گزینه‌هاست؛ که در این صورت، باز بر همان کثرت باغها دلالت دارد. این کثرت شاید اشاره به وجود تنوعی از این باغها برای هرکس باشد. 🌳‌در اینکه واقعا در بهشت باغ‌هایی هست و نهرهایی از پایین آن جاری باشد، بحثی نیست؛ اما می‌دانیم اشاره به هر حقیقتی در آخرت دلالت‌هایی دارد؛ ‌یعنی واقعا فرق است بین باغ و میوه، بین نهر و دریا، و ...؛ و هر نعمت بهشتی‌ای تمثل و تجسم حقیقتی است. با این توضیح، درباره اینکه این توصیف از بهشت چه ویژگی خاصی دارد که این اندازه مورد توجه و تأکید قرار گرفته است و مقصود از این پاداش چیست، احتمالات مختلفی قابل طرح است، از جمله: 💦🌳الف. این تعبیر «باغهایی که رودها زیر آن جاری باشد» یک توصیف بسیار دل‌انگیز از یک وضعیت دلچسب و زبا در طبیعت است؛ چنانکه هم‌اکنون از جذاب ترین تصاویر طبیعیت جنگل‌هایی است مملو از رودخانه‌ها و آبشارها؛ و این تعابیر قرار است با ارائه تقریبا دل‌انگیز و جذاب‌ترین وضعیت مکانی در پیرامون ما، شدت جذابیت و دل‌انگیز بودن جایگاه انسانها در بهشت را به مخاطب منتقل کند. 💦ب. در دنیا رودخانه آب جاری‌ای است که به خاطر جمع بین «آب» (که مظهر پاکی و پاک‌کنندگی است) و «حرکت»، پاکی و طهارت را گسترش می‌دهد و هرگونه آلودگی‌ای را می‌زداید. شاید این تعابیر دلالت دارد بر شدت پاکی مستمر بهشت، که همه‌جا این ویژگی طاهر و مطهر بودن را دائما دارد گسترش می‌دهد. آنگاه وقتی علاوه بر جریان رود از زیر درختان به جریان رود از زیر خود انسانها (تحتهم) اشاره می‌کند چه‌بسا می‌خواهد بگوید که این پاک‌کنندگی و طهارت نه فقط ناظر به اشیای پیرامون انسانها بلکه ناظر به خود انسانها هم هست. 💦ج. از ویژگی‌های آب، زلال بودن است که زلال بودن در ذهن ما با خلوص و خالص بودن پیوند دارد؛ آب جاری زلال می‌تواند تجسم خالص‌سازی مستمری باشد که در بهشت برای انسانها واقع می‌شود: انسانها با ورود به بهشت از تعلقات دنیوی رها می‌شوند و همگی غرق در توحید می‌گردند و این زلال فضای توحیدی مانع وقوع هر ناخالصی‌ای در آنها می‌شود. 💦د. اگر توجه کنیم که در قرآن کریم این نهرها منحصر به نهر آب نیستند بلکه نهرهای متنوعی از شراب و شیر و عسل هم در بهشت جاری است: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِم»‌ (محمد/۱۵)؛ آنگاه مساله ابعاد بسیار متنوعی می‌یابد؛ که نمونه‌ای از تفسیر این چهار نهر از قول مرحوم مصطفوی در نکات ادبی اشاره شد؛ که نهر آب خالص و پاک‌کننده از هرگونه رذایل و زشتی‌هاست؛ نهر شیر فیوضات معنوی‌ای است که اولین تغذیه‌های جان از آن است (همانند شیر برای طفل)، نهر شراب جذبات معنوی‌ای است که انسانها را سرمست از حضور خداوند می‌کند و نهر عسل هم ثابت و راسخ کننده انسانها در آن محبت الهی است همان گونه که عسل هم شیرینی‌اش مهم است و هم خصلت قوی تغذیه‌ایش (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‌12، ص289-290). 💦🌳ه. ... @yekAaye #طلاق_۱۱

  • 5️⃣1️⃣ «وَمَنْ يُؤْمِنْ بِالله وَيَعْمَلْ صَـٰلِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» در قرآن کریم یکی از مهمترین توصیف‌های بهشت که پاداش مومنان و صالحان است «ورود در باغ‌هایی است که از زیرش نهرها جاری است». 📝نکته تخصصی #آخرت‌شناسي: تعبير «باغ‌هايی که از زيرش نهرها جاری است» در قرآن کريم و دلالت‌های آن این تعبیر جمعا ۳۸ بار در قرآن کریم به کار رفته است که غیر از یک مورد، همگی در توصیف بهشت است. (آن یک مورد در توصیف یک باغ دنیوی فرضی است: أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ؛ بقره/266). از این ۳۷ مورد که ناظر به آخرت است: 🟡 الف. ♦️ در ۳۳ مورد از تعبیر «تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار» استفاده شده است؛ ♦️ و ۱ مورد بدون حرف «من» آمده است: وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ ... وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (توبه/100) ♦️ و ۳ مورد به جای «من تحتها» تعبیر «من تَحْتِهم» آمده است: وَ نَزَعْنا ما في‌ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ ... وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (اعراف/43) إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْديهِمْ رَبُّهُمْ بِإيمانِهِمْ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ في‌ جَنَّاتِ النَّعيمِ (یونس/9) أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ ... (کهف/31) 🔹یعنی ۳۴ مورد ناظر به جاری شدن نهر از پایین باغها یا غرفه‌های بهشتی است و ۳ موردش ناظر به جاری شدن از زیر خود بهشتیان است. 🟡ب. ♦️در ۳۲ مورد کلمه «جنات» (به صورت جمع نکره) موصوف صریح این وصف قرار گرفته است. (البته در کل قرآن، یکبار کلمه «الجنات» (شوری/۲۲ ) و ۶۶ بار کلمه جنات (با یا بدون اشاره به اینکه رودی از زیرش جاری باشد) استفاده شده، که ۱۲ مورد آنها ناظر به دنیاست (انعام/۹۹ و ۱۴۱ ؛ رعد/۴ ؛ مومنون/۱۹ ؛ شعراء/۵۷ و ۱۳۴ و ۱۴۷ ؛ یس/۳۴ ؛ دخان/۲۵ ؛ ق/۹ ؛‌نوح/۱۲ ؛ نبأ/۱۶ ) یعنی جمعا ۵۵ بار در قرآن کریم به صورت جمع برای اشاره به بهشت به کار رفته است.) ♦️و در ۲ مورد کلمه «الجنة» در آیه مربوطه به کار رفته است (کلمه «الجَنَّة» جمعا ۵۱ بار به کار رفته که تنها ۱ مورد آن مربوط به دنیاست، که «ال» آن «ال»‌عهد است (قلم/۱۷ )؛ هرچند بدون حرف تعریف (خواه مفرد یا مثنی) بارها به کار رفته که از بحث ما خارج است)؛ که: 🔸 ۱ مورد تعبیر «الجنة» (به صورت مفرد معرفه) موصوف صریح این وصف قرار گرفته است؛ مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْكافِرينَ النَّارُ (رعد/35) 🔸 ۱ موردش می‌تواند وصف خود «الجنة» باشد و می‌تواند وصف «غرفه‌های بهشتی» باشد: وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ (عنکبوت/58) ♦️ و ۱ موردش وصف غرفه‌های بهشتی است: لكِنِ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْميعادَ (زمر/20) ♦️ و اشاره شد که ۳ مورد «جاری شدن نهرها از زیرشان» وصف خود بهشتیان است، که از این زاویه: 🔺 ۲ موردش قبل یا بعدش گزارش شده که آنها با این وصف در «جنات» هستند: (یونس/9) (کهف/31) 🔺 ۱ موردش در ادامه‌اش گزارش شده که این وصف «الجنة» (به صورت مفرد معرفه) است: (اعراف/43) 🔹 یعنی اولا از حیث اینکه «جنات» (جمع نکره) باشد یا «الجنة» مفرد معرفه)، ۳۳ مورد ناظر به «جنات» است، ۳ مورد ناظر به «الجنة» و یک مورد هم با اینکه واضح است کلام ناظر به بهشت است، نه اسمی از جنات برده شده و نه از الجنة. 🔹و ثانیا ۳ مورد به جاری شدن نهرها از زیر خود بهشتیان اشاره شده، و در ۳۲ مورد بصراحت اشاره به جاری شدن از زیر باغهاست و ۱ مورد به صراحت از زیر غرفه‌هاست و ۱ مورد ظرفیت هردو احتمال اخیر را دارد. 🟩 جمع‌بندی تصویر قرآنی از جاری شدن رودها در بهشت: @yekAaye 👇ادامه مطلب👉

  • . 2️⃣1️⃣ «مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» چرا ظلمات را متکثر و نور را واحد آورد (نفرمود از ظلمت به نور، یا از ظلمات به انوار)؟ 🌴الف. در قرآن کریم همواره «ظلمات» به صورت جمع و «نور» به صورت مفرد آمده است (یعنی در قرآن کریم یکبار هم تعبیر «ظلمة» یا «أنوار» به کار نرفته است). ظلمت برای اشاره به امور باطل است و نور برای اشاره به حق، و می‌دانیم که حق واحد است و تکثر و اختلافی در آن راه ندارد، در حالی که باطل همواره متشتت است و وحدتی در آن راه ندارد (اقتباس از المیزان، ج۲، ص۳۴۶ ). و این امر به تبع خود حق و باطل، در آثار و پیروان آنها هم بروز می‌کند، به به قول ملای رومی: مستان خدا گر چه هزارند یکی اند مستان هوا جمله دوگانه‌ست و سه گانه‌ست. 🌐https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh332/ 🌴ب. راههاى باطلِ شرك و كفر متعدّد است ولى راه حق، يكى بيشتر نيست (تفسير نور، ج‌10، ص116). چنانکه در جای دیگر فرمود: «وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ» (أنعام/153) . 🌴ج. انسان که در عالی‌ترین خمیرمایه ساخته شده بود با هبوط در دنیا به اسفل سافلین رانده شده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‌ أَحْسَنِ تَقْويم‌؛ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‌» (تین/۱۳-۱۴)؛ و این دنیا عالم کثرت ظلمانی است؛ و باید به سمت توحید حرکت کند. حرکت از ظلمات به نور حرکت از کثرات دنیا و دلمشغولی‌های متکثر به سوی وحدت محض ربوبی و کنار گذاشتن همه اغیار است (سیر از کثرت به وحدت)؛ لذا تا رسیدن به فنای محض همواره از ظلمات متکثری به سوی نورانیت واحدی در حرکت است. و البته این منحصر به سفر اول از اسفار اربعه عرفانی نیست؛‌ زیرا در سفرهای بعدی هم سالک هیچگاه از این وحدت و نورانیت محض بیرون نمی‌رود. در واقع، کثرات بعدی که سالک با آنها مواجه می‌شود همگی در ادامه مقام فنای او و به تعبیری، بقای بعد از فناست، و حضور او در کثرات، حضوری ذیل وحدت و نور است، نه بازگشت دوباره به کثرات ظلمانی. 🌴د. انسانی که در دنیا هنوز از هدایت بهره‌مند نشده، در زندگی‌اش دائما در سرگردانی و دوراهی‌هایی است که نمی‌داند کدام برایش بهتر است؛ و این کثرت گزینه‌ها، که وی را سرگردان و حیران می‌کند برای او ظلمات است. وقتی ایمان می‌آورد و عمل صالح انجام می‌دهد فرقان [جداکننده حق از باطل] پیدا می‌کند و لذا در مواجهه با دوراهی‌ها تکلیفش با خودش معلوم است و همه چیز برایش روشن است. لذا انسان مومن دائما دارد از ظلمات متکثر به سمت نور واحد حرکت می‌کند. 📝ثمره اخلاقی: آیت الله بهجت توصیه‌ای دارند که شاید بهترین دستورالعمل سلوکی برای هر انسانی در هر موقعیتی است که با وجود آن هیچ دستورالعمل دیگری نیاز نیست: آدم باید اختیاراً آنچه را که می‌داند عمل بکند، وگرنه پشیمان می‌شود. آن چیزی را که نمی‌داند به این و آن نگاه نکند، به دفتر[شرع] نگاه کند. اگر بازهم ندانست توقف و احتیاط کند تا روشن بشود، گفته‌اند به آن چیزهایی که می‌دانی اگر عمل بکنی، «أورثه اللهُ علمَ ما لا یَعلم». https://bahjat.ir/fa/content/13440 در جای دیگر فرموده‌اند: به آن‌چه می‌دانید عمل کنید،‌ و آن‌چه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود و اگر روشن نشد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته‌اید. (دفتر آفتاب، رضا باقی‌ زاده، ص195) https://ahlolbait.com/content/6712 احتیاطی که ایشان توصیه می‌کند ناشی از قرار گرفتن در ظلمات جهل است: انسان در برابر دوراهی‌های متکثر قرار گرفته و چون ظلمات است راه درست را نمی‌داند؛ ‌پس اقتضای احتیاط این است که در اینجا توقفی می‌کند و وارد هیچیک از مسیرهایی که برایش واضح [= نورانی]‌ نیست نمی‌شود، تا آن نور هدایت الهی که با ایمان و اعمال صالح قبلی‌اش کسب کرده، راه را برای او روشن کند. وقتی روشن شد از ظلمات به نور درآمده، و اکنون می‌داند گزینه درست کدام است و با انتخاب صحیح خود بر ایمان و عمل صالح خود می‌افزاید و دوباره این نوری می‌شود برای دوراهی ناشناخته [= ظلمانی و تاریک] بعدی‌ای که در پیش‌روی او خواهد بود. @yekAaye #طلاق_۱۱

  • . 1️⃣1️⃣ «لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» با توجه به اینکه مومن از آن جهت که مومن است علی‌القاعده در نور بسر می‌برد، این آیه (و ۶ آیات مشابه آن که در تدبر ۶ اشاره شد، یعنی آیات: بقره/۲۵۷؛ مائده/۱۶؛ احزاب/۴۳؛ ابراهیم/۱ و ۵؛ حدید/۹؛ طلاق/۱۱) چه می‌خواهد بگوید؛ و به تبع آن، مقصود از «ظلمات»ی که مومنان در آن هستند و از آن خارج می‌شوند و «نور»ی که مومنان بدان وارد می‌شوند چیست؟ در اینجا چند وجه می‌شود به آیه نگاه کرد که بر اساس هریک معانی متعددی قابل برداشت است: ⚫️الف. این ظلمت را از جنس ظلمت وی در پیش از ورود به دنیا بگیریم، که خود این چند وجه می تواند داشته باشد: ◼️الف.۱. ظلمت مربوط به والدین و پیشینیان وی، که به یک معنا به طینت وی برمی‌گردد (حدیث۲)، یعنی به طور خاص ناظر است به کسانی که از پدران و مادران کافر و مشرک و ... به دنیا می‌آیند و خداوند آنان را از این پیشینه کفر به نور ایمان وارد می‌کند. ◼️الف.۲. ظلمات عالم ماده که خود این وجوه متعددی می‌تواند داشته باشد مانند: ◾️الف.۲.۱. بالاخره غوطه‌ور شدن هر انسانی در عالم ماده ظلمات و کدورتها و حجاب‌هایی برای وی پیش می‌آورد که مومن دائما در حال بیرون رفتن از این حجابها به سمت ماورایی است که هیچ ظلمت و کدورتی در آن راه ندارد. ◾️الف.۲.۲. ناظر به ظلمات مراحل جنینی و ... است، که انسان قبل از تولد در این ظلمات بوده است، چنانکه فرمود: «يَخْلُقُكُمْ في‌ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‌ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ» (زمر/۶). ⚫️ب. این ظلمت را از همان جنس ظلمت معنوی (که فقدان نور ایمان است)‌ بگیریم، که در این حالت مقصود از ظلمت (و در مقابل آن، نور) می‌تواند عبارت باشد از: ◼️ب.۱. ظلمت ضلالت و کفر و نور هدایت و ایمان (مجمع البيان، ج‌2، ص632 ؛ ج۶، ص۴۶۵؛ ج۸، ص۵۶۹)، و آنگاه چرا ضلالت و کفر، ظلمت؛ و هدایت و ایمان، نور معرفی شده است توضیحات متعددی است که شاید به طور خلاصه در دو قول بگنجد: ◾️ب.۱.۱. این یک تشبیه مجازی است، و وجه تشبیه ایمان به نور، و کفر به ظلمت این است که ایمان به نور در قبر و قیامت و بهشت منجر می‌شود و کفر به ظلمت در قبر و جهنم (مجمع البيان، ج‌10، ص466 ). ◾️ب.۱.۲. این یک بیان حقیقی است [ولی حقیقت «نور» صرفا «نور مادی و فیزیکی» نیست] که اینها لازمه باطنی اعتقادات و اعمال ماست (الميزان، ج‌2، ص346 ) ▫️آنگاه درباره اینکه چگونه چنین چیزی به مومنان نسبت داده شده چند وجه دارد: ▪️ب.۱.۲.۱. از باب حالت مفروض آنها قبل از ایمان است، همان طور که مثلا کسی که پدرش زنده است گلایه می‌کند که «پدرم را از ارث محروم کرد» در حالی که هنوز نمرده است که ارث به وی تعلق بگیرد» یا شبیه اینکه حضرت یوسف فرمود: «إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه‌: من آیین قومی را ترک کرده‌ام که به خدا ایمان نمی‌آورند» (یوسف/۳۷) در حالی که او هیچگاه قبلش در آیین این قوم نبوده است (مجمع البيان، ج‌2، ص63۳). ▪️ب.۱.۲.۲. درست است که انسان به حسب فطرت خود یک نور اجمالی دارد ولی از حیث وضعیت تفصیلی معارف و اعمال صالحِ برحق هنوز در ظلمت است و مومن با ایمانش از این ظلمت به آن نور تفصیلی وارد می‌شود (الميزان، ج‌2، ص346 ). ◼️ب.۲. ظلمات فراموشی و غفلت، و نور یاد خدا. (المیزان، ج۱۶، ص۳۲۹ ) ◼️ب.۳. ظلمات جهل نسبت به خدا و نور معرفت به او؛ چرا که معرفت و جهل است که انسان را به سوی بهشت و جهنم می‌برد. (مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۶۹) ◼️ب.۴. ... ⚫️ج. انسان حتّى بعد از ايمان در ظلماتى به سر مى‌برد كه بايد از آن خارج شود (تفسير نور، ج‌10، ص117) که این هم چند وجه می‌تواند داشته باشد: ◼️ج.۱. هر انسان غیرمعصومی در عین حال که اعمال صالحی دارد چه‌بسا گناهان (یا دست کم کارهای مکروه و ترک اولی و ...) هم دارد که همانها ظلمتی را در او رقم زده‌اند که باید از آنها خارج شود. ◼️ج.۲. در واقع، ایمان امری ذومراتب است که در بسیاری از مراتبش با شرک آمیخته، چنانکه فرمود: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‌» (یوسف/۱۰۶). پس بسیاری از مومنان علی‌رغم اینکه ایمان آورده‌اند هنوز ظلمتهایی از شرک در وجودشان باقی است که خداوند آنها را بتدریج از این ظلمات خارج می‌کند و بتدریج آنان را به مرتبه مخلصین می‌رساند. ◼️ج.۳. در طی مراتب کمال، هر مرتبه‌ای نسبت به مرتبه بالاتر ظلمت است؛ پس خروج از ظلمات به سوی نور، یعنی به دست آوردن رشد و کمال وجودی؛ یعنی حرکت در مسیر قرب الهی. (ایستاده در باد، ص۳۸۲-۳۸۴) ◼️ج.۴. ... @yekAaye #طلاق_۱۱

  • ادامه تدبر ۸ ادامه بحث درباره جايگاه شخص نبی در هدايتگری انسانها 💢بر همین اساس است که خداوند اساسا شأن بیرون بردن از ظلمات به سوی نور را که شأن اختصاصی خودش بود، به پیامبران نسبت می‌دهد، یعنی کسی که پیامبر می‌شود صرفا منتقل کننده یک پیام نیست، بلکه انسان به نور رسیده‌ای است که راه خروج از ظلمت را یاد گرفته و قرار است دست افراد را بگیرد و آنها را از ظلمات به سمت نور بیرون آورد. از این روست که مومنانی که در قرآن نیک تدبر کنند درمی‌یابند که عصمت پیامبران فراتر از مصونیت صرفا در انتقال فیزیکی پیام است؛ یعنی انسان باید به مرتبه‌ای از قدسیت و طهارت در عالم رسیده باشد تا ظرفیت دریافت و انتقال این پیام را پیدا کند، چرا که وظیفه پیامبر و نبی، صرفا کار یک ضبط صوت و یا کاغذ نیست که اگر هیچ درکی از مفاد پیامی که در او هست نداشته باشد باز بتواند انتقال پیام را انجام دهد. بلکه اول باید او چنان طهارتی داشته باشد که تناسبی با محتوای این پیام در ملکوت اعلا پیدا کند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ؛ في‌ كِتابٍ مَكْنُونٍ؛ لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‌» و نه فقط آن را بر آنها تلاوت کند بلکه باید تمام این پیام چنان در دل و جان او نشسته باشد که بتواند وظیفه تعلیم آن و تزکیه انسانها به وسیله آن را انجام دهد (رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ، بقره/۱۲۹؛ لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ (آل عمران/۱۶۴؛ هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ، جمعه/۲). در چنین فضایی است که خداوند همان گونه که درباره نزول قرآن از کتاب مکنون سخن می‌گوید درباره نزول ذکر که همان رسول است سخن می‌گوید و بیرون بردن انسانها از ظلمات به سوی نور را کار و شأن این رسول معرفی می‌کند. لذا تعبیر واسطه فیض بودن معصومین که در احادیث فراوان آمده و مورد توجه بسیاری از علمای دین بوده، نه‌تنها غلو نیست، بلکه لازمه منطقی معرفی‌ای است که خداوند از پیامبران و هدایتگران الهی انسانها ارائه کرده است. @yekAaye #طلاق_۱۱

  • . 8️⃣«رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَـٰتِ الله مُبَيِّنَـٰتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّـٰلِحَـتِ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَى النُّورِ» درست است که آیات مبینات الهی رهنمای مسیر هدایت است اما فاعل «یخرج» رسول است، یعنی پیامبر است که انسانها را از ظلماتها به سوی نور بیرون می‌برد؟ پس پیامبر صرفا یک ضبط صوتی که پیام خدا را منتقل می‌کند نیست. 📝بحثی درباره جايگاه شخص نبی در هدايتگری انسانها برداشت برخی از ظاهرگرایان و روشنفکرمآبان این است که شخصیت خود پیامبر ص هیچ مدخلیتی در پیامبر شدن او ندارد. اینان گاه با استناد به آیاتی که پیامبران خودشان را بشری مانند بقیه می‌دانند (قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبينٍ؛ قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ‌، ابراهیم/10-۱۱؛ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‌ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ، کهف/۱۱۰؛ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‌ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ،‌ فصلت/۶) هرگونه امتیاز و ویژگی خاص برای پیامبران را نفی می‌کنند و پیامبران را صرفا همچون طوطی ویا ضبط صوتی قلمداد می‌کنند که خودش هیچ ارزش خاصی ندارد و صرفا و صرفا پیامی که منتقل می‌کند مهم است. این در حالی است که اگر قرآن را با دقت می‌خواندند می‌دیدند که اتفاقا مهمترین کسانی که در زمره مخالفان پیامبران بوده‌اند همین کسانی هستند که بر همانندی پیامبر با سایرین تأکید می‌کردند و می‌گفتند وقتی آنان همانند ما هستند چرا باید از دستورات آنها اطاعت کنیم و اصلا چرا وحی فقط بر آنها نازل شود (فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلاَّ بَشَراً مِثْلَنا ... وَ ما نَرى‌ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ، هود/۲۷؛ قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا، ابراهیم/10؛ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ، انبیاء/۳؛ فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً، مومنون/۲۴؛ وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ، وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ مومنون/ ۳۳-۳۴؛ فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ، مومنون/47؛ ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ، شعراء/154؛ وَ ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبينَ، شعراء/186؛ قالُوا ما أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ، یس/15). در واقع، اگر قرآن تنها ۳بار بر اینکه پیامبران مثل بقیه‌اند تأکید کرد، اما دست کم ۱۰ بار اشاره کرد که یک عامل بهانه‌جویی مهم افراد برای ایمان نیاوردن، همین بوده که بر همین همانندی پیامبران با خودشان اصرار می‌کردند، که اگر در همان ۳ مورد نخست هم خوب دقت شود، می‌بینیم در همه آنها سخن این است که درست است که از جهاتی مثل شما هستیم اما خداوند در میان بندگانش بر ما یک منت خاص گذاشته است (ابراهیم/۱۱) و آن همین است که ما مخاطب وحی قرار گرفتیم (کهف/۱۱۰؛ فصلت/۶)؛ و این دریافت وحی، صرفا یک وضعیتی طوطی‌منشانه نیست که فرقی بین آنها و دیگران نباشد و اعتراض آنها وارد باشد که چرا به جای آنها وحی به شخص دیگری که از نظر آنها مهمتر است داده نشد (وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‌ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيم‌، زخرف/۳۱). @yekAaye 👇ادامه مطلب👉

  • . 7️⃣ «رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَـٰتِ الله مُبَيِّنَـٰتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّـٰلِحَـتِ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَى النُّورِ» مكتب به تنهايى كافى نيست، وجود رهبر لازم است (تفسير نور، ج‌10، ص116). به تعبیر دقیق‌تر، «قرآن» و متن پیام الهی به‌تنهایی کافی نیست، کسی که آن پیام را آن طور که باید و شاید بر مردم تلاوت کند و آنها را با عمق آن آشنا نماید و جلوی سوءبرداشتها و سوءاستفاده‌ها از قرآن را بگیرد به نحوی که سخن او مرجعیت نهایی در فهم متن الهی داشته باشد، و بدین وسیله انسانها را در عمل از ظلمات به سمت نور بیرون ببرد، لازم است. @yekAaye #طلاق_۱۱

  • قسمت سوم و پایانی تدبر ۶ (نکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور) به تعبیر دیگر، بیرون آوردن انسانها از ظلمات، اگرچه نیازمند امداد و عنایتی از عالم بالاست، اما در عین حال کاملا به اختیار و اراده خود آنها بستگی دارد؛ خداوند و پیامبران تنها کسانی را از ظلمات بیرون می‌آورند که خودشان ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند؛ وگرنه هرچقدر هم پیامبر دلش بخواهد کسی را به سوی نور هدایت کند تا خود او نخواهد هدایت حاصل نخواهد شد: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين‌» (قصص/۵۶) ✳️ تبصره: اینکه در این آیه اخیر فرمود «لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ» دلالت بر همان اراده خود شخص دارد. در واقع مشیت خداوند در خصوص هدایت و ضلالت انسانها کاملا به خواست خود انسانها برمی‌گردد؛ و خداوند وقتی به انسان اختیار داده است، معنایش این است که اگر انسان چیزی را برای خود خواست خدا هم همان را برای او بخواهد، از این روست که در جایی که فرمود خداوند هرکه را بخواهد هدایت و هرکه را بخواهد گمراه می‌کند بلافاصله توضیح داد که این گمراه کردن (یعنی اینکه خدا بخواهد او گرماه شود) تنها در مورد کسانی است که خودشان ابتدا راه فسق و گمراهی را در پیش گرفته باشند: «يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ» (بقره/26). @yekAaye #طلاق_۱۱

  • ادامه تدبر ۶ ادامه نکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور 💢کنار هم گذاشتن آیات فوق نکات ظریفی را درباره ابعاد مختلف خروج انسان از ظلمات به سوی نور آشکار می‌سازد: 📝الف. چه‌کسی می‌تواند بيرون برنده از ظلمت باشد؟ در چهار مورد فاعل این اخراج بوضوح خداوند است (بقره/۲۵۷؛ مائده/۱۶؛ احزاب/۴۳) و در دو مورد فاعلش بوضوح پیامبر است (ابراهیم/۱ و ۵) و در دو مورد اخیر (حدید/۹؛ طلاق/۱۱) هم خدا می‌تواند باشد هم رسول، که در اولی ظهور اولیه خداست و در دومی ظهور اولیه رسول. چه‌بسا بتوان نتیجه گرفت که بیرون آوردن انسانها از ظلمت به سمت نور، عملی است کاملا الهی، که انجام دهنده آن یا خداوند است، که این را یا مستقیم به خود نسبت داده یا به کسی که خود وی را برای این کار فرستاده باشد؛ ودر جای دیگر حتی تأکید می‌کند که وقوع و حصول این هدایتگری به دست خود پیامبر هم نیست: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين‌» (قصص/۵۶)، یعنی پیامبر ص صرفا از این جهت که خداوند این توانایی را در او قرار داده، بیرون‌برنده انسانها از ظلمات است؛ و هر مدعی دیگری تنها آن مقدار که خود را در این پیام‌رسانی فانی کند و هیچ شأنی برای خودش قائل نشود، می‌تواند در این زمینه نقشی ایفا کند؛ وگرنه هرکس با هر سطح تحلیلی هر راهی را برای خروج از ظلمات به سوی نور پیشنهاد دهد بیراهه خواهد بود: «وَ أَنَّ هذا صِراطي‌ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِه‌» (انعام/۱۵۳) 📝ب. وسيله بيرون رفتن از ظلمت چيست؟ در این آیات، در چهار مورد، آنچه به وسیله آن این بیرون آوردن از ظلمت به سوی نور انجام می‌شود، کتاب خدا و آیات الهی است (ابراهیم/۱ و ۵؛ حدید/۹؛ طلاق/۱۱)، در سه مورد دیگر، خود ولایت الهی (بقره/۲۵۷)، پیروی از رضوان خداوند (مائده/۱۶) و صلوات خداوند (احزاب/۴۳)؛ چه‌بسا بتوان نتیجه گرفت که تنها عنایت ویژه خداوند (ولایت و صلوات الهی) که از طریق هدایت تشریعی او (کتاب و آیاتش) به انسانی می‌رسد که اینها را در زندگی جدی می‌گیرد (پیروی از رضوان خدا) می‌تواند انسان را از ظلمات به نور ببرد.؛ و انسانی که بخواهد جدای از هدایت دین قدم بردارد ممکن است اندک لحظاتی آتشی هم روشن کند ویا از برخی بارقه‌های الهی که در هرحال رخ می‌دهد اندک استفاده‌ای هم بکند اما در مجموع در ظلمات خویش سرگردان باقی خواهد ماند: «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في‌ ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ ... يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا» (بقره/۱۷-۲۰). به تعبیر دیگر، کسی که با کفر ورزیدن به آیات الهی خود را از نور خداوند محروم سازد همه داشته‌هایش یا همچون سرابی است که هیچ واقعیتی ندارد ویا ظلماتی تودرتو است که که هیچ نوری در آن راه ندارد: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً ... أَوْ كَظُلُماتٍ في‌ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور» (نور/۳۹-۴۰). 📝ج. بيرون‌روندگان از ظلمت چه کساني‌اند؟ اگرچه نزول کتاب آسمانی و آیات آن برای این است که همه مردم مخاطب پیامبران‌ (ناس، قومک، کُم) را از این ظلمات بیرون آورد (ابراهیم/۱ و ۵؛ احزاب/۴۳؛ حدید/۹)، اما کسانی واقعا از این فرصت استفاده می‌کنند که ایمان داشته باشند (بقره/۲۵۷) و البته ایمان هم زمانی واقعا ایمان است که با پیروی از رضوان خداوند (مائده/۱۶) که همان عمل صالح است همراه باشد (طلاق/۱۱). پس تنها کسانی از ظلمات خارج می‌شوند که اهل ایمان باشند و با عمل صالح، خود را تحت این ولایت خاصه الهی قرار دهند. و بقیه هر گونه آتشی هم برافروزند که اندکی دور و برشان را برایشان روشن کند خداوند سراب و توهمی بودن آن نور دروغینشان را برملا می‌سازد و آنان در ظلمات باقی خواهند ماند: «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في‌ ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُون‌» (بقره/۱۷). به تعبیر دیگر، ... @yekAaye 👇ادامه مطلب👉

  • . 6️⃣ «رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» در قرآن کریم درباره خارج کردن انسانها از ظلمات به سوی نور این آیات آمده است: ▫️اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ‌ (بقره/۲۵۷) ▫️يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ‌ (مائده/۱۶) ▫️الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‌ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ (إبراهيم/۱) ▫️وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‌ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ في‌ ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (إبراهيم/۵) ▫️هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً (احزاب/۴۳) ▫️هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى‌ عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّناتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ‌ (حدید/۹) ▫️رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقا (طلاق/۱۱) 📝نکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور ظاهرا انس و جن تنها موجوداتی هستند که اختیار دارند و از این رو، نیازمند هدایتی ورای هدایت غریزی و طبیعی هستند. همین امر موجب می‌شود نقطه آغاز حرکات اختیاری انسان از ظلمات محض باشد؛ و حکایت زندگی دنیا، برای او یا حکایت خروج از این ظلمات به سمت نور است یا ماندن در ظلمات و همان ظرفیت‌های نورانیت در وجود خود را نابود کردن، که این در قبال این ۷ مورد، تنها در همان آیه ۲۵۷ سوره بقره از خروج انسان از نور به ظلمات یاد شده است؛ که چه‌بسا می‌خواهد بفرماید فقط با قرار کردن تحت ولایت طاغوت چنین امری برای انسان رخ می‌دهد. درواقع انسان از وقتی هبوط کرد و به اسفل سافلین رانده شد در ظلمات قرار گرفت و تمام تلاش‌های علمی بشر بریا این است که در این ظلمات راه نجات و سعادت خویش را بیابد، و در همان موقع هبوط به وی گفته شد که باید هدایتی ویژه از جانب خداوند بیاید تا از این وضعیت رها شوید و در قبال این هدایت انسانها یا به آن تن می دهند و نجات می‌یابند و و در موقعیتی قرار خواهند گرفت که جای هیچ ترس و نگرانی نباشد؛ ویا در مقابل آیات هدایتگر الهی رویه کفر و تکذیب در پیش می‌گیرند و در ظلمات جهنم جاودانه می‌شوند: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره/۳۸-39). 💢کنار هم گذاشتن آیات فوق نکات ظریفی را درباره ابعاد مختلف خروج انسان از ظلمات به سوی نور آشکار می‌سازد: الف. چه‌کسی می‌تواند بيرون برنده از ظلمت باشد؟ ب. وسيله بيرون رفتن از ظلمت چيست؟ ج. بيرون‌روندگان از ظلمت چه کساني‌اند؟ @yekAaye 👇ادامه مطلب (توضیح هریک از سه سوال فوق، و تفاوتی که پاسخ قرآنی با ذهنیت ما دارد)👉

  • . 3️⃣ «ذِكْراً رَسُولًا» انسان مى‌تواند به جايى برسد كه وجودش سراپا ذكر خدا باشد (تفسير نور، ج‌10، ص116). @yekAaye #طلاق_۱۱

  • ادامه تدبر ۴ ادامه پاسخ به سوالی درباره اینکه اگر آیات خدا همگی «مبیَّنات» (تبیین‌شده) است علت اختلاف مفسران چیست؟ د. رجوع و گرفتن از اهل بیت ع منحصر در رجوه حسی و فیزیکی نیست، که آن را منحصر در مراجعه به کتابهای حدیثی‌ای بدانیم که امروز در دستمان است. پیامبر اکرم ص و امامان اهل بیت ع حجت بر بندگان خدا هستند که مهمترین وظیفه‌شان تعلیم حقیقت قرآن بود به هرکسی که طالب باشد. نکته مهم این است که در باور شیعه زمین هیچگاه خالی از حجت نیست، و آنچه در خصوص شخص امام زمان ع هم رخ داده، این است که برای حفظ جانشان خداوند مقدر کرده که مخفی باشند و دور از دسترسی‌پذیری عمومی قرار گیرند. در عین حال تردیدی نیست که ایشان همچنان حجت خدا بر بندگان‌اند. آیا می‌شود کسی حجت خدا بر بندگان باشد و بنده‌ای واقعا سوالی از معارف دین داشته باشد که بدون رسیدن به پاسخ آن، حجت بر او تمام نشود، و ایشان وظیفه‌اش را در خصوص اتمام حجت انجام ندهند؟! بله، اگر توجه کنیم که راه اتمام حجت، تنها پاسخگویی رودررو و فیزیکی نیست، آنگاه درمی‌یابیم که اگر ما از محل او بی‌خبریم اما او که به نص آیه قرآن: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‌» (توبه/۱۰۵) از ما خبر دارد و شاهد احوالات ماست، و خودشان در توقیع معروفشان به شیخ مفید فرمودند که ما شما را به حال خود رها نکرده‌ایم و اینکه توفیق مشاهده ندارید تقصیر خودتان است: «وَ إِنَّا غَيْرُ مُهْمَلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاءُ؛ وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا -وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ‌- عَلَى اجْتِمَاعِ الْقُلُوبِ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا فَمَا يُحْبَسُ عَنْهُمْ مُشَاهَدَتُنَا إِلَّا لِمَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُه‌» (الخرائج و الجرائح، ج‌2، ص903؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‌2، ص497و ۴۹۹) پس همین امروز هم راه پاسخ دادن امام زمان به ما بسته نیست و اگر امام زمان ع در میان ماست و حجت بر ماست، هیچ آیه‌ای را تبیین‌نشده رها نکرده و نخواهد کرد، و «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست»؟ ✅تبصره: این توصیه به رجوع مستقیم به اهل بیت ع، اصلا به معنای مجوز دادن برای ادعاهای ارتباط با امام زمان ع نیست. در دوره غیبت، به ما دستور داده‌اند هرکس ادعای مشاهده (به معنای امکان ارتباط مستقیم و خبر بردن و آوردن از امام زمان ع) داشته باشد، دروغگوست و نباید به سخن چنین کسی اعتماد کرد. (وَ سَيَأْتِي [إلی] شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ، فَهُوَ كَاذِبٌ مُفْتَرٍ. كمال الدين و تمام النعمة، ج‌2، ص516) آن دسته از علمای ربانی هم که توفیق مشاهده حضرت را داشته‌اند این را جار نزده‌اند و عموما خبر این ارتباط بعد از رحلتشان منتشر شده است. هرکه را اسرار حق آموختند قفل کردند و دهانش دوختند کسانی که در فضای عمومی ادعای چنین ارتباطی می‌کنند عموما افراد شیادی هستند که قصدشان سوءاستفاده از احساسات پاک انسانهای متدین است و از این روست که خود امام زمان ع در آن توقیع معروفش از ما خواسته که چنین مدعیانی را صریحا دروغگو و افترازننده بدانیم. @yekAaye #طلاق_۱۱