tgindex
پیاله
@yekpialehперсидский

مادر روان‌شناس و زنده به موسیقی و ادبیات و شعر

Последний пост
18 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
349
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
618
20 постов
Вовлечённость
177,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دعوا نمیکنم حوصله هیچ بحث سیاسی ندارم فقط میدونم دشمن الان برای ما دیگه تنها آمریکا و اسرائیه، نه اونی که نظر سیاسیش فرق داره… نه اونی که حجابش شله یا سفته… نه اونی که طرفدار موندنه یا رفتن… اونی که اومد بچه مدرسه ای کشت، نوزاد کشت، سالمند و سرباز و زن حامله کشت و پل و بیمارستان و مسکونی و مدرسه و زیرساخت و پارک زد تا ابد دشمن منه! تا ابد … میدونی موشک و‌مهماتش هم هیچ وقت از هیچکس سوال نکرده نظر سیاسیش چیه… @yekpialeh

  • کسی که سکوت کرده قبلا حرفهاشو زده … @yekpialeh

  • برایم نوشت خاورمیانه به تقلید از چشم هایت آفریده شد آشفته، اندوهگین، خسته، زیبا … @yekpialeh

  • مراقب همدیگه باشید 🫂 @yekpialeh

  • خیلی عجیبه بعد مدتها نت وصل شده توی تلگرام هر آن داره به ایران حمله نظامی میشه توی اینستاگرام انقلاب شده توی ایتا و بله و نخیر و … عملیات خرابکاری دشمنان با موفقیت سرکوب شده تو تلوزیون جشن اعیاد شعبانیه است اما کف خیابون مردم غم نان دارن! و این واقعی ترین واقعیت موجوده… @yekpialeh

  • بغل دستم نشسته و دارم رانندگی می‌کنم، آفتاب افتاده توی چشمش، خم میشوم که از داشبود عینک آفتابی اش را پیدا کنم، باچشمهای به هم فشرده ی بسته می‌گوید مامان، عینک نده، میخوام چشمهامو ببندم و همینجور که تند میری فکر کنم داریم پرواز میکنیم… میگویم قبول پا را میگذارم روی گاز که تند بروم که در خیالش پرواز کند… کاش من هم می‌توانستم چشمانم را ببندم و خیال کنم که دارم پرواز میکنم، اما… اما پاهایم محکم به زمین چسبیده. #شازده_کوچولو @yekpialeh

  • که یادم بمونه آدم ته تهش صاحب هیچ چیز نیست همه چیز موقته … @yekpialeh

  • 8 дек.592113

    گاهی خیرات و برکاتی به واسطه و دقیقا از سمت کسی که به زندگیت آسیب زده، بهت میرسه، که باورکردنی نیست! به قول حضرت مولانا، به هرچیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیرد چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی… @yekpialeh

  • در دنیایی دیگر، این موقعِ شب دارم باهاش کل‌کل می‌کنم مسواک بزند که وقت خوابش رسیده… حالا ولی غمگینم خشمگین حیران و صبور بی اندازه صبور…. @yekpialeh

  • آدم‌های قوی هم ممکنه روزهایی در زندگی‌شون باشه که مراقبت از خودشون تبدیل به سخت‌ترین کار دنیا بشه براشون. روزهایی که تنها راه کنار اومدن باهاشون اینه که بپذیریم آدمیم و این روز هم می‌گذره و زندگی برای بقیه هم از این روزها توی آستینش داره. @yekpialeh

  • نوشته بود وقتی فرزندی به دنیا آورده ای انگار، گروگانی دست دنیا داری…. و قسم به لحظه‌هایی که هیچ‌کس در مواجهه با تاریکی آن‌ها، درکنارت نیست. @yekpialeh

  • زنده باد، تمام شدن ها رفتن ها از دست دادن ها زنده باد، زمین خوردن ها گذشتن ها عبور کردن ها زنده باد نقطه ی پایان تمام راه های منقضی شده! بخند خداوند اشتباه نمی‌کند … @yekpialeh

  • من فقط میدونم بعضی اتفاق‌ها نباید بیفتد … آدم مگر چقدر جان دارد؟ @yekpialeh

  • گنجشک ترین آدم او من شده بودم او دغدغه اش بود مرا باز بگیرد حرصش که درآمد بدنم خون بجگر شد من سیب شدم بلکه مرا گاز بگیرد . . . میری ببینی جاتو با کی میشه پر کرد با اینکه این دوری تحمل کردنی نیست تو انقدر بودی کنار من بفهمی جای کسی با هیچ کس پر کردنی نیست آقای روزبه بمانی، ترانه های شما انصافانه نیست … 🥺 @yekpialeh

  • ۱۲ سال پیش یک بیت شعر نوشتم و رها شد تا دیشب، که بالاخره تبدیل شد به یک غزل … حس میکنم باری زمین گذاشته شد گفته بودند هرچیزی در وقت خودش اتفاق می‌افتد، اما ۱۲ سال صبر خیلی زیاد بود… @yekpialeh

  • امروز در جمع تعدادی انسان فرهیخته و البته شاعر بودم، کسی گفت؛ مرز بین بی رحمی و هر گزاره ی دیگری ، نفی یا وجود مهربانی و عاطفه ی کنار آن گزاره است ، اگر در هر گزاره ای مهربانی نباشد، بی رحمی محض است. میخواهم اضافه کنم، به نظرم آدم‌ها میتوانند حتی تا لحظه خداحافظی هم با هم مهربان باشند، میتوانند رحم و عاطفه داشته باشند، و فکر نکنند منطقی سازی افراطی کلمات و عبارات آن هم به شکل تهوع و آور و نچسب به موضوع مورد بحث، روشی می شود برای حفظ فاصله. عزیزان، سرد شدن به یکباره و سوپر منطقی شدن کاریکاتوری و اغراق آمیز پس از یک دوره داد و ستد عشق و هیجان آنهم به مقدار زیاد، روشی تنبیه گونه برای آزار و اذیت دیگران و ناامن کردن دنیای روانی آنهاست، نه روشی برای باز تعریف مرزهای رابطه، و اگر کسی در رابطه به جایی رسید که با چنین رفتارهایی شروع به شکنجه و آزار شما کرد، شک نکنید و تردید نداشته باشید، که هرگز ظرفیت عشق ورزیدن و علاقه در اون نبوده، و اگر چیزی به اسم عشق به شما تعارف میکرده صرفا سرمایه گذاری حقیرانه ای حول محور خودخواهی های خودش بوده، به این ترتیب که حالا که من تو را نمیخواهم، به درک که تو چقدر اذیت می‌شوی! ازینجا به بعد مشکل خودت هست و من مسئولیتی در قبال آن همه عشق و علاقه و احساسات و هیجانهای بی در و پیکری که بر روح و روانت ریخته ام ندارم! بله دوستان، آزارگرهای اطرافتان را بشناسید و به آنها فرصت ندید با هر رفت و برگشتی به زندگی شما به نیازهای سادیستیک خودشان پاسخ بدهند. @yekpialeh

  • بعد از چند روز سردرگمی بلند شدم و برگشتم به زندگی، خانه را برق انداختم و دوش گرفتم و نهار موردعلاقه ام را پختم و با وسواس، سالاد خوش آب رنگی درست کردم، لباسهای نو پوشیدم و آرایش کردم و موهایم را آب و تاب دادم و با ادکلن محبوبم دوش گرفتم، به اتفاقِ یک فنجان قهوه نشستم به تماشای شازده که پنجاه تا ماشین چیده بود روی زمین و مشغول بازی بود و یکبار نه، هزار بار خدا را شکر کردم که اجازه داد مادرش باشم. عصری خودم را رساندم به تماشا و نقد یک فیلم زیبا و بی نظیر، توی ماشین تا توانستم چاوشی و قمیشی و ابی پلی کردم و بلند بلند همخوانی کردم. شب، رژیم دست و پا شکسته ام را شکسته‌تر کردم و خودم را به چای و یک برش پای سیب و دارچین در کافه ی محبوبم دعوت کردم و توی کوچه پس‌کوچه های مورد علاقه ام پرسه زدم و برگشتم به خانه. و خانه، و خانه … کنج دنج محبوبم که دوستش دارم، که پناهگاه درونگرایی های من است. بله، من برگشتن به زندگی، با همین چیزهای ساده را بلدم حالا هرکسی بخواهد زمینم بزند حتی کسی که دربرابرش بی دفاع‌ترین بودم. پ.ن؛ Mothers instinct (غریزه مادران) را ببینید و کیف کنید و بعد، نظریه ی میل دیگران از لکان را یک بار دیگر بخوانید و بیشترتر کیف کنید… و شب بخیر @yekpialeh

  • و سکوت ِبعد از پذیرش… @yekpialeh

  • خانم همسایه در پیامک اش نوشته؛ سلام؛ ببخشید پیام دادم، دخترم میگه صدای گریه ی شما از سر شب قطع نشده. اتاق دخترم زیر اتاق شماست. نگران شدم، کمکی از دستم بر میاد؟ می‌نویسم؛ ببخشید؛ فیلم می‌دیدم، صدا را قطع می‌کنم الان و شب بخیر! @yekpialeh

  • کودک معلولی را تصور کن که نمیتواند روی دوپا راه برود و کسی را تصور کن که دارد باهاش تندی و تلخی میکند و می‌گوید مادامی که معلولی، با تو قهرم! میگوید تو برای خواستنی بودن کافی نیستی! میگوید تا راه رفتن یادنگرفتی؛نباش! زشتی و بی اخلاقی و بیشعوری و حیوان‌صفتی، ازین عبارات چکه نکرد؟ در هیج جای دنیا احدی را برای آنچه که دست خودش نیست، تنبیه نمی‌کنند تحقیر نمی‌کنند حیف اسم آدمیزاد روی بعضی درندگان ِ خودشیفته ی از تمدن و اخلاق به دور… @yekpialeh