- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 36
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 74
- 1/48двое суток
- 84
- 1/72трое суток
- 91
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هر اتفاقی میخواهد بیفتد، هر بلایی میخواهد نازل شود، هر آدمی میخواهد سر کار بیایید، در هر صورت آقای چوخ بختیار عین خیالش نیست، به شرطی که زیانی به او نرسد، کاری به کارش نداشته باشند، چیزی ازش کم نشود. رئیسی خوب است که غیبت او را نادیده بگیرد و تملقهای او…
هر اتفاقی میخواهد بیفتد، هر بلایی میخواهد نازل شود، هر آدمی میخواهد سر کار بیایید، در هر صورت آقای چوخ بختیار عین خیالش نیست، به شرطی که زیانی به او نرسد، کاری به کارش نداشته باشند، چیزی ازش کم نشود. رئیسی خوب است که غیبت او را نادیده بگیرد و تملقهای او را به حساب خدمت صادقانه بگذارد. وزیری خوب است که برای او ترفیع رتبهای و پولی در بیاورد. زندگی او مثل حوض آرامی ست. به هیچ قیمتی حاضر نیست سنگی تو حوض انداخته شود و آبش چین و چروک بردارد. آدم سر به راه و پا به راهی است. راضی نمیشود حتی با موری اختلاف پیدا کند. صبح پا میشود و همراه زن و بچهاش صبحانه میخورد و بعد به ادارهاش میرود..... صمد بهرنگی مقاله آقای چوخ بختیار @yoldash1349
@yoldash1349
@yoldash1349
آن زن که خنده روست و از خنده اش قلبهای دیگران شاد می شود بی شک بِدان که زخم بزرگی خورده است قلب او ؛ و او زخمِ خویش را در زیر خنده پِنهان نموده است! این زن قوی ترین زنان است و بهترین... ✍محمود درویش @yoldash1349
@yoldash1349
وقتی ماشینی دستی را قطع میکند یا کارگری را میکشد، توضیح داده میشود که تقصیر خودش است. اما وقتی خون کسی را میمکند و او را مانند لاشه دور میاندازند، این را با هیچ چیز نمیتوان توضیح داد. من هر قتلی را میفهمم، اما شکنجه به خاطر یک شوخی را نمیفهمم! چرا مردم را شکنجه میدهند، چرا همه ما را عذاب میدهند؟ به خاطر شوخی، به خاطر تفریح، تا زندگی روی زمین سرگرم کننده باشد، تا همه چیز را بتوان با خون خرید - یک خواننده، اسب، چاقوهای نقره، ظروف طلایی، اسباب بازی های عزیز برای کودکان. تو کار کن، بیشتر کار کن، و من با زحمت تو پول پسانداز میکنم و به معشوقهام یک گوشواره طلایی میدهم. 📚مادر ✍ماکسیم گورکی @yoldash1349
فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی بهنفوذ در مغز انسانها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامهها و تآترها را بهخشونت حاکم در شکنجهگاههای خویش میافزاید.آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت میکند و در تمام طول روز، بیوقفه بدین امر مشغول است. فاشیسم نمیتواند چیز زیادی بهتودهٔ مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت»انسانهاست.غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند.نمیتواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و بهجنگ نیاز دارد، پس باید بهتقویت جرأت و روحیهٔ رزمندگی بپردازد. بهفداکاری نیازمند است، پس باید بهتشویق حس فداکاری در افراد دست بزند.اینها هم برای خود آرمانهائی هستند،توانائیهائی که از انسانها خواسته میشود و بعضی نیز حتی آرمانها و خواستهای متعالی بهشمار میآیند. ولی ما میدانیم که این آرمانها در خدمت کدامین هدف است، تربیتکننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره میگیرند:بیشک بهرهگیران، تربیتشوندگان نیستند. «سخنرانی برتولت برشت در نخستین کنگرههی جهانی نویسندگان» کاریکاتور- داریوش رادپور @yoldash1349
اقدام مشترک #علیه-جنگ،میلیتاریسم،نه به جمهوری جنایتکار اسلامی متحد ویکپارچه✊✊✌️ @yoldash1349
جنگ جهانی اول در 28 جولای 1914 آغاز شد. نه به دلیل گرسنگی، و نه به خاطر نجات مردم. بلکه به دلیل تقسیم مجدد جهان برای منافع سرمایه. 10 میلیون زندگی - برای منفعت بورژواها. جنگ امپراتوریها و انحصارها، جایی که سرنوشت انسانها به ابزاری برای معامله تبدیل شد. سود عدهای، با خون اکثریت به دست میآید. با خون فقیرترینها ،نه میلیاردرها و نه فرزندانشان در جبههها کشته میشوند. به مردم درباره افتخار، شکوه و دفاع از میهن گفته میشد، اما اصل مطلب چیز دیگری است... «جنگها، با تمام مصیبتهایشان، توسط سرمایهداری ایجاد میشوند، سرمایهداری که میلیونها کارگر را استثمار میکند، درگیری بین ملتها را تشدید میکند و کارگران را به ابزاری برای جنگ تبدیل میکند. فقط ارتش سوسیالیستی جهانی کارگران انقلابی قادر است به این ستم و استثمار تودهها، به این کشتار بردهها به خاطر منافع اربابان، پایان دهد.» 1912 ولادیمیر ایلیچ لنین، «به تمام شهروندان روسیه»، آثار، جلد 22، صفحه 136 نوشته پوستر: «10 میلیون نفر به چه دلیل جان خود را از دست دادند؟»، 1929 نیکولای جورجیویچ کوتوو (1889—1968) @yoldash1349
جنگ اعلام شد: «عصر، عصر، عصر... ایتالیا! آلمان! اتریش!» و در میدان، که با سیاهی ترسناک ترسیم شده بود، جریانی از خون سرخ جاری شد. صورت یک کافه، با خون آغشته شد، و با فریاد حیوانی، خون به صدا درآمد: «بازیهای راین را با خون مسموم میکنیم! با رعد و برق بمبها، مرمر رم را میشکنیم!» از آسمان، که با نوک نیزهها خراشیده شده بود، اشکهای ستارگان، مانند آرد در الک، میریختند، و پاهایی که از همفکری خسته شده بودند، ناله میکردند: «آه، بگذارید، بگذارید، بگذارید...» ژنرالهای برنزی، بر پایهٔ تراشیده شده، التماس میکردند: «ما را آزاد کنید، و ما خواهیم رفت.» بوسههای خداحافظی سوارکاران، صدا میدادند، و پیادهنظام، به سمت قاتل – پیروزی – میخواستند. در خواب، برای شهر در حال گسترش، صدای خندهدار صدای توپها به گوش میرسید، و از غرب، برف قرمز میبارید، تکههای پرطعم گوشت انسان. در میدان، دسته به دسته سربازان جمع میشوند، و رگهای سرشان، از خشم، متورم میشوند. «صبر کنید، شطرنج را از ابریشم پاک میکنیم، در خیابانهای وین، پاک میکنیم.» فروشندگان روزنامه، با صدای بلند فریاد میزدند: «روزنامه عصر را بخرید! ایتالیا! آلمان! اتریش!» و از شب، که با سیاهی ترسناک ترسیم شده بود، جریان خون، جاری و جاری بود.» و. مایاکوفسکی، 20 جولای 1914 @yoldash1349
معرفی فیلم : غیرقابل انتشار ، عنوان یک فیلم آمریکایی در سال ۲۰۰۷ است که توسط «برایان دی پالما» کارگردانی شدهاست. داستان فیلم روایت کشتار محمودیه عراق است. ماجرای قتلعام یک خانواده عراقی و تجاوز دست جمعی به دختر ۱۴ ساله این خانواده توسط نیروهای ارتش آمریکا در تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۰۶ در در خانهای در روستای یوسفیه در غرب شهر محمودیه که در جنوب شهر بغداد واقع است، رخ دادهاست. در این واقعه دختر چهارده سالهای به نام «عبیر الجنابی» توسط ۵ نیروی ارتش امپریالیستی آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و سپس به قتل رسید. همچنین مادر ۳۴ ساله، پدر ۴۵ ساله و خواهر ۶ ساله عبیر نیز توسط نظامیان آمریکایی به قتل رسیدند. این فیلم مشت محکمی ست بر دهان مزدورانی همچون مریم معمارصادقی و مهدی مهدوی آزاد و سایر ماله کشان و شارلاتانهای رسانه صهیونیستیِ اینترنشنال، که همیشه جنگ و کشتار و تجاوز کشورهای امپریالیستی را عادی سازی نموده و بهشتی برای کشورها دیگر میدانند. این ننگ بر پیشانی آنان همیشه ماندگار است @yoldash1349
گفتوگو با یک بازمانده اریش فرید برگردان: آزاد عندلیبی آن روزها تو چکار کردی که نباید میکردی؟ _ هیچ! چکار نکردی که باید میکردی؟ _ این و آن و مشتی چیز دیگر. چرا کاری نکردی؟ _ چون ترسیده بودم. چرا، چرا ترسیده بودی؟ _ چون نمیخواستم، نمیخواستم بمیرم. دیگران مُردند، چون تو نمیخواستی کاری کنی؟ _فکر میکنم، مُردند. چیزی برای گفتن داری، دربارهی آن چه نکردی؟ _ بله: از تو میپرسم، _ تو چه میکردی اگر جای من بودی؟ نمیدانم و نمیتوانم تو را قضاوت کنم، اما تنها یک چیز را میدانم: فردا هیچ یک از ما زنده نمیماند، اگر امروز، دوباره، کاری نکنیم. https://t.me/GiboRheinMain باز نشر @yoldash1349
به دار آویختهشده اثری از ویکتور هوگو -1860 @honarkhalghi
✊🚩این صحنه، مانیفست نسلی است که آزادی را ارزشمندتر از جان خود میداند. در میدان علیخانی اصفهان، ابوالفضل سپاهی با دستان بسته، پیش از اجرای حکم، با انگشتانش نشان قلب ساخت؛ نمادی از عشق به مردم . سپس با ارادهای استوار، طناب دار را خود بر گردن انداخت آن لحظه تنها روایت یک انسان نبود؛ پژواک خواست نسلی بود که میگوید: ما زندگیِ آزاد میخواهیم و از مرگ هراسی نداریم. آنها تشنهی خون ما بودند و ما تشنهی آزادی… - بکتاش آبتین #میدان_علیخانی_اصفهان #نه_به_اعدام #اعدام_قتل_عمد_دولتی_است #سرنگونی_انقلابی_رژیم_جمهوری_اسلامی @yoldash1349
«هیچ گروهی از مردم هرگز زندگی خود را بهبود نداده است، مگر با قدرت نارضایتی خود از وضعیت قبلی و با قدرت تلاش خود برای بهتر شدن... همه چیزهای خوب و واقعی، از طریق مبارزه و رنج انسانهایی به دست آمدهاند که آن را آماده کردهاند؛ و آیندهای بهتر نیز دقیقاً به همین روش آماده میشود.» ✍چرنیشفسکی @yoldash1349
🔴احد_شکوهیان، ۳۸ ساله و کارگر بازار گل تهران از بازداشتشدگان دیماه خونین است که توسط قاضی ایمان افشاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۳ بار اعدام محکوم شده. این حکم در شعبه ۹ دیوان عالی کشور هم تایید شده است. این ویدئو با صدای احد شکوهیان طی تماس تلفنیاش از زندان قزلحصار تهیه شده است. او با جزئیات توضیح میدهد که هیچ نقشی در آتش زدن مسجد پاکدشت نداشته است و علیرغم همهی ادله، بازپرس و قاضی پرونده، از بازبینی مجدد دوربینهای مداربسته جلوگیری کردند. جان احد شکوهیان در خطر جدی اجرای حکم اعدام است. بشنویم و صدایش باشیم. #صدایشان_باشیم #نه_به_اعدام #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ @yoldash1349
ما هم بسیاریم ما هم روزی دور هم جمع خواهیم شد تاریکی را از همهی کوچهها منها خواهیم کرد. ما هم مثل زندگی ضرب در ضرب روی نومیدی ضربدر میکشیم. ما سرانجام آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد. حالا دستت را به من بده از سکو بالا بیا روی تختهی کلاس باران و بنفشه بنویس: اینجا هر کسی حق دارد رویایی داشته باشد. سید علی صالحی @yoldash1349
یولداش pinned a photo
وقتی مرگ ارزانترین بدن را انتخاب میکند گلمحمد محمدی، فرزند نورمحمد، متولد ۱۳۸۱ تبعهی افغانستان. این را در گزارش رسمی نوشتند؛ همانطور که یک ادارهی ثبت مرگ یک نفر را ثبت میکند: خشک، بیتنش، در قامت یک ردیف اداری. صبح یکشنبه در زندان دستگرد اصفهان طنابی دور گردن مردی انداختند که به روایت خود پرونده، جرمش این بوده که در روزی که میدان علیخانی زیر گاز اشکآور و صدای شلیک میلرزید او دری را باز نگه داشته تا مردم وارد شوند. نه اسلحه، نه فرماندهی، نه سازمان، یک پناه دادن ساده و برای همین دستگاه قضایی دو بار حکم اعدامش را صادر کرد. گویی یک بار مردن برای بدنی که در چشم دولت از پیش اضافه بود، بدنی مهاجر، بدنی بیادعا کافی نیست. #نه_به_اعدام #نه_به_نژادپرستی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی اعدام قتل عمد حکومتی است اتحاد بازنشستگان @yoldash1349