tgindex
زبان‌شناسیک | سجاد سرگلی

زبان‌شناسیک | سجاد سرگلی

Статистика
@zabanshenasikперсидский

تأملات زبان‌شناسانه دربارۀ زبان و ادبیات و ویرایش یادداشت‌های سجاد سرگلی نویسنده و پژوهشگر کارشناس ارشد زبان‌شناسی کانال دیگر از همین نویسنده (الهیاتیک): https://t.me/elahiatik راه ارتباطی: @z_e_admin انتشار بدون ذکر منبع جایز نیست.

Последний пост
15 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 597
−2 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 181
20 постов
Вовлечённость
261,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 15 июн.1 38537

    ان‌شاءالله 🎞خبرنگار از وزیر امور خارجهٔ لهستان می‌پرسد آیا امیدی هست که تفاهم‌نامهٔ میان ایران و آمریکا طولانی‌مدت و دائمی شود؟ پاسخ می‌دهد: ان‌شاءالله‌. 📎چند سال‌ پیش از یکی از دوستانم که آلمانی می‌دانست شنیدم که «ان‌شاءالله» در فرهنگ‌های لغت آلمانی نیز مدخل شده. 📎📎یکی از دوستان عربی‌دان به‌شوخی میگفت وقتی ایرانی‌ها می‌گویند ان‌شاءالله، «إن» در اینجا از نوع «إنِ نافیه» است. برای دوستانی که نمی‌دانند توضیح دهم که «إن» در عربی معانی مختلفی دارد. یکی از آن‌ها شرطیه است که معنای «اگر، چنانچه، درصورتی‌که» می‌دهد. نوع دیگرش نافیه است که معنای جمله را منفی می‌کند. @zabanshenasik

  • 14 июн.1 20362

    🎞دکتر سید حسین نصر در این گفت‌وگو زبان فارسی را، در مقایسه با سایر زبان‌های دنیا، غنی‌ترین زبان در شعر عرفانی می‌داند. نکتهٔ عجیب و تأمل‌برانگیز آنجاست که او دلیل غنای زبان فارسی را ازدواج آن با زبان عربی ذکر می‌کند. از همین روست که، بنا به گفتهٔ او، در زمان ساسانیان یا هخامنشیان ادیبانی همچون حافظ و سعدی نداشته‌ایم. نیما قربانی، استاد دانشگاه و روان‌شناس، از نصر می‌پرسد این غنا را اثر اسلام می‌دانید یا زبان عربی؟ نصر پاسخ می‌دهد هیچ‌کدام، بلکه اثر زایا و زاییده شدن زبان فارسی در اثر آمدن اسلام به ایران و ازدواج یک زبان هندواروپایی (فارسی) با یک زبان سامی (عربی). #عربی_در_فارسی @zabanshenasik

  • 2 февр.1 41517

    واژه‌های ایدئولوژیک 🔸به این سه واژه توجه کنید: ۱. تجزیه‌طلب؛ ۲. استقلال‌طلب؛ ۳. جدایی‌طلب. هر سهٔ این واژه‌ها به گروهی اشاره می‌کنند که خواستار تبدیل شدن به کشوری مستقل یا پیوستن به کشوری دیگر هستند. 🔸مفهوم این سه واژه و تعریف آن‌ها تقریباً یکی است، اما تفاوت‌های معنایی ظریفی هم با یکدیگر دارند. بستگی دارد شما کجای این ماجرا ایستاده باشید و چه باور یا انگاره‌ای داشته باشید. اگر طرفدار دولت مرکزی باشید، آن‌ گروه را تجزیه‌طلب خواهید خواند، کلمه‌ای که بار منفی دارد. اگر از طرفداران آن گروه به حساب بیایید، از واژهٔ استقلال‌طلب استفاده خواهید کرد، که بار مثبت دارد. اگر سعی در بی‌طرفی و‌ روایتگری داشته باشید، احتمالاً جدایی‌طلب را انتخاب خواهید کرد که در مقایسه با دو واژهٔ پیش خنثی به نظر می‌رسد. 🔸واژه‌ها باورها و ایده‌های جهانِ ما را هویدا می‌کنند و ازاین‌رو بسیاری‌شان ایدئولوژیک محسوب می‌شوند. البته، همان‌طور که در سیاست انسان تماماً بی‌طرف نداریم، چه‌بسا بتوان گفت واژه‌های تماماً بی‌طرف و خنثی نیز نداریم. تعبیر خنثی صرفاً در مقایسه و در نسبتِ با واژه‌های دیگر معنا پیدا می‌کند. در مثال حاضر، جدایی‌طلب در نسبت با تجزیه‌طلب (منفی) و استقلال‌طلب (مثبت) خنثی قلمداد می‌شود. 🔸اگر خبرگزاری‌ها را بشنوید و بخوانید، بسیار زیاد به این واژه‌های ایدئولوژیک برمی‌خورید. یکی از آن‌‌ واژه‌ها، که در این روزها بیشتر می‌شنویم، واژهٔ «جاویدنام» است که احتمالاً معادلی باشد برای واژه‌های «شهید» یا «جان‌باخته». افزون‌براین، به زخمی‌شدگان و آسیب‌دیدگان کمتر «جانباز» می‌گویند، با اینکه جانباز واژه‌ای فارسی است. 📎برای همهٔ جانبازان دی ماه ۱۴۰۴ و خانواده‌هایشان، که این روزها کمتر از آنان یاد می‌شود، بهبودی و سلامتی، و برای خانواده‌های مفقودان شکیبایی و بردباری آرزومندم و برای این ضایعهٔ بزرگ به هر آن‌که ایرانی است تسلیت عرض می‌کنم، چرا که داغی است جمعی که نه‌فقط بر دل خانواده‌های داغدیدگان بلکه بر دل همهٔ ما ایرانیان نشسته. @zabanshenasik

  • без подписи

  • 🎞یکی از گرایش‌های رشتهٔ زبان‌شناسی «زبان‌شناسی حقوقی» است که چند سالی است در ایران نیز در مقطع کارشناسی ارشد به تصویب وزارت علوم رسیده است. نمی‌دانم تا به حالا دانشگاهی در ایران در این گرایش پذیرش دانشجو داشته یا خیر، اما می‌دانم کشور ایران در بسیاری از قراردادهای کلان در تمام این سال‌ها، به‌دلیل نبود زبان‌شناس کاردان در هنگام عقد قراردادها، ضررهای بسیار هنگفتی متحمل شده است. صرفاً نمونه‌ای از اهمیت زبان در قراردادها را می‌توانید در ویدیوهای بالا، بر سر موضوع تحریم‌ها، ملاحظه کنید. 📎پی‌نوشت: یکی از دروسی که لازم است در گرایش «زبان‌شناسی حقوقی» تدریس شود «مباحث الفاظِ» اصول فقه است. آگاه شدن به مباحث الفاظ، در کنار معنی‌شناسی، زبان‌شناس را به فردی بسیار توانمندتر و کارآمدتر تبدیل خواهد کرد. #زبان‌شناسی_حقوقی #اصول_فقه #معنی‌شناسی @zabanshenasik

  • 🎞چند سال پیش که گفت‌وگوی صداوسیما با نوام چامسکی را می‌دیدم، وقتی مجری برنامه اولین سؤال را از او پرسید، چند ثانیه‌ای طول کشید تا چامسکی پاسخش را بدهد. ظرف همان چند ثانیه، ذهن من پاسخ‌هایی برای خود آماده و حاضر کرد. سؤال این بود: «چه ربطی میان زبان‌شناسی و سیاست خارجی وجود دارد؟» پاسخ چامسکی شگفت‌زده‌ام کرد و لبخندی به لبم آورد. 📎پی‌نوشت: نه‌فقط دانشجویان زبان‌شناسی، بلکه همهٔ دانشجوها در همهٔ رشته‌ها می‌توانند، در کنار کارهای خود، به مسائل سیاسی نیز ورود پیدا کنند و آگاهی‌های خود را ارتقا دهند. هر چه به پیش می‌رویم، ضرورت این موضوع بیشتر احساس می‌شود. @elahiatik @zabanshenasik

  • 🎞«همنسلان من بسیاری از کارهایی که من می‌کردم نمی‌فهمیدند یعنی چه. یا با حسادت و بی‌ارزش شمردن، یا اینکه می‌گفتند حالا تو مثلاً چه می‌گویی؟ درحالی‌که مملکت ما این‌چنین و آن‌چنان است و اولین وظیفهٔ ما این است که شاه را سرنگون کنیم، بعد اولین وظیفهٔ ما این است که خمینی و جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم، تو حالا آمده‌ای نشسته‌ای می‌خواهی به کار لغت و زبان بپردازی؟» بخشی از گفت‌وگو با داریوش آشوری، با عنوان «همنسلانم مرا نفهمیدند» و انتشار آن به مناسبت سالروز تولد او. کامل این گفت‌وگو را می‌توانید اینجا ببینید. @zabanshenasik

  • ۱۲. حروف مقطعه در قرآن (دربارهٔ معنای طه) ۱۳. کدام وطن؟ (دربارهٔ معنای وطن در حدیث پیامبر) ۱۴. حکم بر... یا حکم میان...؟ (دربارهٔ اینکه پیامبر بر مردم حکومت می‌کند یا داوری؟) ۱۵. پسران بهشتی یا شراب؟ (دربارهٔ ترکیب ولدان مخلدون) ۱۶. غلمان (دربارهٔ کلمهٔ…

  • 🔸رباعی منسوب به ابوسعید ابوالخیر در وصف احوال جهان و البته همراه با اصطلاحات نردبازی، که در آن جهان را به تخته‌نردی مانند می‌کند که اگر این بازی را ببری درواقع باخته‌ای، چون بردنی در کار نیست. در چنین وضعیتی، نردباز حرفه‌ای با نقشِ کم بازی می‌کند و به دارایی کم می‌سازد. نقشْ همان اعدادی است که تاس نشان می‌دهد. به تاس‌های بازی «کعبتَین» می‌گفته‌اند، یعنی دو کعبه، دو مکعب. شاعر، در بیت بعد، دنیا را به‌مانند کعبتین می‌داند که برداشتنش برای انداختن و رها کردن است. 📎واژهٔ «کعبتین» من را به یاد «کلبتین» انداخت که پیش‌تر درباره‌اش نوشته بودم. #ادبیات #شعر #معنای_شعر @zabanshenasik

  • 5 февр. 2024 г.11,8 тыс200

    📢فصلنامهٔ مغز و شناخت، شمارهٔ ۲۷ 🔸در این شماره، گفت‌وگویی با سجاد سرگلی تحت عنوان «معنا در متن؛ ایستا یا پویا؟» صورت گرفته و دربارهٔ نقش بافت‌های زبانی و غیرزبانی در یافتن معنای متن سخن گفته شده است. در این گفت‌وگو، عمدتاً مسائل زیر مطرح شد: ➖تعریف زبان ➖معرفی سطوح مختلف زبان ➖تعریف بافت زبانی و غیرزبانی ➖تحلیل گفتمان توصیفی و انتقادی ➖اهمیت و تأثیر بافت در فهم معنا ➖اشاراتی به ملاک‌های علمی برای مطالعهٔ بافت و روش‌‌های تفسیر متن ➖طرح شاهدهایی از آیات قرآن، انجیل، اشعار حافظ، و مثال‌هایی از زندگی روزمره ستاد علوم و فناوری‌های شناختی گروه علمی سیناپس @zabanshenasik

  • 🎞خوانندگی نگاره خالوا، خوانندهٔ تاجیکی، به‌همراه رقص بانوان تاجیکی 🔸زبانی که در سه کشور ایران و افغانستان و تاجیکستان بدان سخن گفته می‌شود درواقع یک زبان است با سه نام مختلف. زبان فارسی/ایرانی (فارسی ایران) و زبان دری (فارسی افغانستان) و زبان تاجیکی (فارسی تاجیکستان) نام‌گذاری‌هایی هستند که سیاست در آن‌ بی‌تأثیر نبوده است. از نظر زبان‌شناسان، این سه «گونه‌»هایی از زبانی واحدند. 🔸گرچه سیاست ما را از هم دور کرده، امیدوارم این زبان‌ ما را به هم نزدیک کند. سوای علم و سیاست، اگر بخواهم احساس خود را بیان کنم، باید بگویم: بشخصه آوای دلنشین لهجه‌های شیرین افغان‌ها و تاجیک‌ها را دوست دارم. زیبایی‌های آن یادآور زیبایی‌های شرقی است و اساساً با زبان‌های اروپایی قابل مقایسه نیست. پرستیژ (منزلت اجتماعی) و کلاسی که این لهجه‌ها دارند با به‌کاربردن مفردات انگلیسی در یک رده قرار نمی‌گیرند. راستیِ سخن من را می‌توانید با شنیدن و این‌بار توجه کردن به ویژگی‌هایی آوایی این لهجه‌ها دریابید. جلوه‌ای از شکوه و زیبایی آن را نیز می‌توانید در ویدیوی بالا بشنوید و تماشا کنید. #لهجه #گویش @zabanshenasik

  • سیما، سیم، سمیولوژی (از قرآن تا یونان) 🔸«سیما» واژه‌ای فارسی است یا عربی؟ برای پیدا کردن پاسخ این پرسش، می‌توانیم ابتدا به فرهنگ‌های لغت فارسی مراجعه کنیم. برای نمونه، به دو فرهنگ دهخدا و سخن سری می‌زنیم و برچسب (ع) و [عر.] را در مقابل این واژه می‌بینیم، که به معنای عربی بودن آن است. 🔸در فرهنگ‌های لغت عربی نیز «سیما» مدخل شده. باید به حروف «س‌وم» مراجعه کنیم تا آن را بیابیم. در عربی و همچنین در متون کهن فارسی به معنای «نشانه و علامت» است. این کلمه شش بار در قرآن به کار رفته است. 🔸اما ریشهٔ اصلی این واژه از کجاست؟ طبق فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، نوشتهٔ دکتر محمد حسن‌دوست، سیما از عربی به فارسی راه یافته و «درنهایت، از یونانی: σῆμα 'نشان، علامت، ویژگی، خصیصه' مأخوذ است» (ذیل مدخل «سیما»)‌. آرتور جفری، در واژگان دخیل قرآن، علاوه‌براینکه تبار یونانی این واژه‌ را تأیید می‌کند، می‌گوید در انجیل نیز از این ریشهٔ یونانی کلمه‌ای به معنای «علامت و نشانهٔ آسمانی» آمده است (با جست‌وجو، حدود ۲۰ آیه در انجیل یونانی یافتم که این کلمه در آن‌ آمده). 🔸«سیما»ی یونانی با «سیم» به معنای نقره هم در ارتباط است. واژهٔ یونانی‌اش از همین ریشه به‌همراه پیشوند نفی ساخته شده و به معنای «بی‌علامت، بی‌نشان، نامسکوک» است که به فارسی میانه (asēm) و سپس به فارسی نو (sīm) راه یافته. 🔸واژه‌های semiology («نشانه‌شناسی» در علوم پزشکی) و semiotics («نشانه‌شناسی» در علوم انسانی) و semantics («معنی‌شناسی» در علم زبان‌شناسی) در جزء اول مشترک‌اند و از σημεῖον یونانی (sēmeîon) ساخته و گرفته شده‌اند. 🔸نهایتاً اینکه تبار و اصالت این واژه نه فارسی و نه عربی بلکه یونانی است، اما این واژه را هم فارسی، هم عربی و هم یونانی قلمداد می‌کنیم، چون در هر سه زبان با قدمتی دیرینه حضور دارد و سه هویت مستقل و مختلف پیدا کرده است. 📎از سرکار خانم شیدا صفوت بابت طرح پرسش دربارهٔ تبار واژهٔ «سیما» سپاسگزارم. #واژگان #ساخت‌واژه #معنی‌شناسی #ریشه‌شناسی #عربی_در_فارسی @zabanshenasik

  • 🔸یکی از دلایلی که نمی‌شود به اندازهٔ کافی به فرهنگ‌های لغت عربی اطمینان کرد مواجه شدن با چنین چیزهایی است. 🔸جشن «مهرگان»، وقتی به زبان عربی رفته، تبدیل به «مهرجان» شده. فرهنگ لغتی که در تصویر ملاحظه می‌کنید آن را مرکب از دو کلمه دانسته: «مهر» را به معنای خورشید گرفته و «جان» را به معنای حیات و روح! 📎«-گان» احتمالاً در مهرگان معنای مستقل ندارد و پسوندی است که معنای نسبت را می‌رساند و در کلماتی مانند خدایگان، گروگان، رایگان، راهگان دیده می‌شود. #واژه‌شناسی #ساخت‌واژه @zabanshenasik

  • شما خبر دارید چرا پسر کوچولویی که ما به اسم «اَلفی اَتکیز» می‌شناسیم هفت اسم مختلف دارد؟ عنوان مقاله: «نگاهی زبان‌شناختی به تغییرِ نام شخصیت‌های کتاب‌‌های خردسالان در ترجمه‌» ✍نویسنده: دکتر نیلوفر کشتیاری منتشرشده در مجلهٔ مترجم، شمارهٔ ۸۱ 📎مقاله‌ای خواندنی برای کسانی که دغدغهٔ ضبط اعلام دارند یا کار کتاب کودک می‌کنند. از سرکار خانم دکتر نیلوفر کشتیاری برای ارسال این مطلب صمیمانه سپاسگزارم. #ضبط_اعلام @zabanshenasik

  • زبانی‌های الهیاتیک 🔸در مدتی که در این کانال فعالیت کمتری داشتم، مشغول نوشتن در کانالی دیگر به نام «الهیاتیک» بودم. وقتی نوشته‌های الهیاتیک را مرور می‌کردم، دیدم بسیاری از آن‌ها نوشته‌هایی با موضوعات زبانی‌اند، یا به تعبیر دیگر زبان‌شناسیک‌اند. اما به‌دلیل…

  • تماشا 🔸بعضی واژه‌ها به ظاهرشان نمی‌خورد که عربی باشند. حتی اگر با زبان عربی آشنا باشیم، آن‌قدر این واژه‌ها در زبان فارسی حل و هضم شده‌اند و معانی تازه پیدا کرده‌اند که ذهن متوجه تبارشان نمی‌شود، مگر اینکه پیش‌تر آن‌ها را در جایی شنیده یا خوانده باشد. 🔸تماشا یکی از آن واژه‌هاست. «مَشی» به معنای «راه رفتن و قدم زدن» است. «حکمت مشّائی» نیز از همین ریشه گرفته شده‌. «مَشّاء» یعنی «بسیار راه‌رونده». می‌گویند ارسطو هنگام تدریس معمولاً قدم می‌زده و به همین دلیل پیروان ارسطو و حکمت او را مشائی می‌نامند. 🔸«مشی» اگر به باب تفاعل برود، می‌شود «تماشیٰ/تماشا». مهم‌ترین معنای باب تفاعل «مشارکت» است. تماشا یعنی قدم زدن با هم، راه رفتن و گردش کردن. حافظ در بیت زیر تماشا را به همین معنا به کار برده است: خلوت‌گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است سعدی نیز در بیت زیر تماشا را در دو معنا به کار برده، در مصرع اول به معنای قدم زدن و گردش و در مصرع دوم به معنای دیدن و نگاه کردن: یعلم الله که گر آیی به تماشا روزی مردمان از در و بامت به تماشا آیند #واژگان #معنی‌شناسی #عربی_در_فارسی @zabanshenasik

  • عطر یا عطف؟ 🔸حافظ در غزل معروفی با مطلع «سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند / همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند» بیتی دارد که یکی از کلماتش در نسخه‌ها متفاوت است: با همه عطفِ دامنت آیدم از صبا عجب کز گذرِ تو خاک را مُشکِ خُتَن نمی‌کند 🔸بعضی نسخه‌ها، به‌جای کلمهٔ «عطف»، کلمهٔ «عطر» را آورده‌اند. در مقابل، علامه قزوینی در تصحیح خود «عطف» را بر «عطر» ترجیح داده است. زنده‌یاد شجریان در آواز خود هر دو را به کار برده است. 🔸برای فهم بهتر بیت لازم است این تصور را در ذهن داشته باشیم که سرو چمانِ حافظ در حال حرکت و عبور است و هم‌زمان بادی نیز در حال وزیدن است. اگر منظور حافظ «عطرِ دامن» باشد، معنای بیت چنین می‌شود: با این همه عطری که دامنت دارد تعجب می‌کنم که چرا باد صبا، وقتی در حال گذر کردن هستی، عطر دامن را بر خاک نمی‌ریزد تا خاک، همچون مشک، معطر شود. 🔸و اگر مراد حافظ «عطفِ دامن» بوده باشد، یکی از معانی عطف «چین و شکن و گوشه و لبه» است و معنا این‌گونه می‌شود: با وجود چین و کناره‌‌هایی که دامنت دارد تعجب می‌کنم که چرا باد صبا، به‌واسطهٔ گذر کردن تو، خاک را همچون مشک معطر نمی‌کند. 🔸به نظر می‌رسد حق به جانب تصحیح علامه قزوینی باشد و «عطف دامن» منطقی‌تر باشد. در حالت اول، دامن یار باید آن‌قدر عطرآگین باشد که باد بتواند آن عطر را بر روی خاک بریزد‌. در حالت دوم، معطر بودنِ دامن یار مفروض است و فقط باید بادی به دامن بخورد و آن را به خاک بزند تا عطرِ دامن به خاک نیز منتقل شود. #ادبیات #شعر @zabanshenasik

  • زبان‌شناسی، زبان‌دانی، زبان‌آگاهی فرق این سه در چیست؟ 🔸«زبان‌شناسی» شاخه‌ای از علم است که به مطالعۀ علمی زبان می‌پردازد، رشته‌ای تحصیلی است که دانشجویان در آن تحصیل می‌کنند، حوزه‌ای است که کتاب‌های تخصصی در زمینه‌اش نوشته می‌شود، و ساحت‌های مورد مطالعه‌اش…

  • پایان و پایین 🔸پس از مطلب «باران»، توجه شما را به کلمهٔ دیگری جلب می‌کنم که مانند باران با پسوند «-ان» ساخته شده: پایان. 🔸«پایان» از «پا/پای» به‌اضافهٔ پسوند «-ان» تشکیل شده، اما پسوند -ان در اینجا دلالت بر کیفیتی زودگذر نمی‌کند، بلکه احتمالاً معنای نسبت را می‌رساند. پایان یعنی آنچه منسوب به پاست، و ما فارسی‌زبانان این واژه را در معنای «انتها و آخر هر چیز» به کار می‌بریم. 🔸با پسوند «-ان» در معنای نسبت واژه‌های دیگری ساخته شده که عمدتاً دلالت بر مکان می‌کنند. برای نمونه، گیلان (گیل+-ان): منسوب به گیل، دیلمان (دیلم+-ان): منسوب به دیلم، گرگان (گرگ+-ان): منسوب به گرگ. 🔸علاوه‌بر پایان، کلمهٔ دیگری نیز با «پا» ساخته شده: پایین: پا/پای (یکی از اعضای بدن) + -ین (پسوند). پسوند «-ین» در این واژه معنای نسبت را می‌رساند، و در کلماتی مانند آغازین، امروزین، پسین، پیشین و زیرین نیز دیده می‌شود‌. 🔸آنچه پایان و پایین را در ذهن من متصل کرد، در ابتدا، ساخت‌واژه بود، اما با نگاهی دیگر هم می‌توان به این دو واژه نگاه کرد. از آنجا که واژه‌ها می‌توانند نوع نگاه ما به جهان و پدیده‌ها را تا حدی نمایان کنند، ساختار واژهٔ پایان هم می‌تواند نوع نگاه ما به مفهوم «انتها» را نشان دهد. واژهٔ پایان، از منظر شناختی، نشان‌دهندهٔ امری فرادست و استعلایی نیست، بلکه به قعر و پایین توجه می‌دهد. به عبارت دیگر، انتها و آخرِ هر چیز می‌تواند رو به بالا هم باشد، مانند بالا رفتن از کوه، اما در واژهٔ «پایان» به «پا» اشاره دارد و رو به «پایین» است. 📎پیش‌تر نیز در فرستهٔ «عضو بدن+-ه»، برای نمونه، به واژه‌سازی با اعضای بدن اشاره کرده بودم. #واژگان #ساخت‌واژه @zabanshenasik

  • باران 🔸انس ما با بعضی واژه‌ها به قدری زیاد است که معمولاً توجهمان به شیوهٔ ساخت و اجزای سازنده‌شان جلب نمی‌شود. کافی است تأمل و توجه کوتاهی کنیم تا برایمان آشکار و شفاف شوند. 🔸«باران» یکی از همین واژه‌هاست. به قدری دیده‌ایمش که حواسمان کمتر درگیر ساخت‌واژه‌اش شده. باران: «بار» (ستاک حال از «باریدن») + «-ان» (پسوند اشتقاقی) 🔸این واژه، اگرچه اسم‌ است، با همان روشی ساخته شده که صفت‌های ناپایدار یا صفت‌های حالیه ساخته می‌شوند. کلمات زیر نمونه‌هایی از صفات‌ ناپایدار یا حالیه هستند: آویزان (آویز+-ان)، پرسان (پرس+-ان)، تابان (تاب+-ان)، جوشان (جوش+-ان)، خندان (خند+-ان)، درخشان (درخش+-ان)، روان (رو+-ان)، سوزان (سوز+-ان)، گریان (گری+-ان)، لرزان (لرز+-ان)، هراسان (هراس+-ان). 🔸این صفت‌ها معمولاً به کیفیتی زودگذر اشاره می‌کنند، همچنان‌که باران نیز در بیشتر شهرها زودگذر و موقتی است. «باران» من را یاد این شعر قیصر امین‌پور می‌اندازد: دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یک‌ریز به گوش پنجره پچ‌ پچ کرد چک چک... چک چک... چکار با پنجره داشت؟ #واژگان #ساخت‌واژه @zabanshenasik