زیبا بشنویم
Статистикаلینک پیج اینستاگرام👇 instagram.com/ziba_beshnavim ادمین 👇 @advs_admin
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 057
- 1/48двое суток
- 2 357
- 1/72трое суток
- 2 542
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
میدونین چرا «کفشدوزک»؟ چون اول اسمش «کوژدوشک» بوده، کوژ یعنی گردالی، دوش که یعنی پشت بدن، اون ـک هم که یعنی کوچولو. موجود کوچولوی پشت گردالی.
عباس کیارستمی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای جهان بود. کارگردان، نویسنده، عکاس، شاعر و هنرمندی که آثارش بارها در معتبرترین جشنوارههای بینالمللی درخشید و با فیلم طعم گیلاس، نخل طلای جشنوارهٔ کن را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. ( ۱۳۱۹ – ۱۳۹۵) کیارستمی نگاه عمیقی به زندگی، مرگ و شأن انسان داشت. در این روایت، کیارستمی از مرگ سخن میگوید، اما نه از خودِ مرگ؛ از آخرین احترام به انسان. آیا انسان، پس از پایان زندگی، سزاوار لحظهای مکث، اندکی سکوت و ذرهای همدلی نیست؟ اینکه چگونه میتواند بپذیرد که آخرین لمسِ زندگیاش، از آنِ کسی باشد که حضور او برایش هیچ تفاوتی با هر پیکر دیگری ندارد؟ از روزی میترسد، که تمام زندگیاش به جسمی تبدیل شود که دیگران، بیآنکه حتی لحظهای به او بیندیشند، از کنارش عبور کنند. (پست 1232) زیبا بشنویم
نتیجه تواضع بیش از حد شنیدن نصیحت از یک ابله است. - ابن خالدون
نام ابراهیم گلستان بیش از هفت دهه با ادبیات و سینمای ایران گره خورده است؛ نویسنده، داستاننویس، مترجم، فیلمسازی که میتوان او را از اثرگذارترین چهرههای فرهنگ معاصر ایران دانست. او در سال ۱۳۰۱ در شیراز به دنیا آمد. فعالیت ادبی خود را از جوانی آغاز کرد و خیلی زود با نثر متفاوت، دقیق و تصویرسازش شناخته شد. آثاری چون آذر، ماه آخر پاییز، جوی و دیوار و تشنه، شکار سایه و اسرار گنج درهٔ جنی، از مهمترین آثار او هستند. گلستان تنها در ادبیات نماند؛ با تأسیس «استودیو گلستان» مستندهایی ساخت که مسیر تازهای در سینمای مستند ایران گشود. ( ۱۳۰۱ – ۱۴۰۲) او معتقد بود بزرگترین رقیب انسان، نه دیگری، بلکه نسخهٔ دیروزِ خود اوست. (پست 1231) زیبا بشنویم
بیشتر تنش ها و ناامیدی های ما ناشی از نیازهای اجباری برای ایفای نقش کسی است که نیستیم.
بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی آن که جان می بازد و سر درنمی آری منم وان که خون می ریزد و سر برنمی آرم تویی گر تلف شد جان چه باک این بس که جانان منی ور ز کف شد دل چه غم این بس که دلدارم تویی گرچه صد خواری رسد هر دم ز دست غم مرا من چه غم دارم عزیز من که غمخوارم تویی با که گویم درد خود یا رب درین شب های غم آگه از صبر کم و اندوه بسیارم تویی گفته ای یار توام جامی مجو یار دگر من بسی بی یار خواهم بود اگر یارم تویی ✍🏻عبدالرحمان جامی 🎙رشید کاکاوند (پست 1230) زیبا بشنویم
آدم چقدر باید خسته باشه، که از بودنش پشیمان باشه و بگه: «متاسفم که به دنیا اومدم...» 🎙 سوسن (خوانندهای ایرانی بود که در سال ۱۳۲۲ در قصر شیرین به دنیا آمد. با صدای خاص و ترانههای کوچهبازاریاش به شهرت رسید و در سال ۱۳۸۳ در لسآنجلس درگذشت.) #پست949_زیبابشنویم
نصرت کریمی؛ هنرمندی که نزدیک به شش دهه در عرصه تئاتر، سینما، نویسندگی، مجسمهسازی و آموزش هنر فعالیت کرد و تا واپسین سالهای زندگی، با همان شوقی که در جوانی داشت، کار کرد و در تمام عمر، همان کاری را انجام داد که دوستش داشت. آدمی که کارش را دوست دارد، تنها معاش خود را تأمین نمیکند؛ بخشی از وجودش را به جهان میبخشد. اثرش ماندگارتر میشود، خلاقتر میشود و سودش، هم به خودش میرسد و هم به جامعه. ( ۱۳۰۳ – ۱۳۹۸) (پست 1229) زیبا بشنویم
خیلی به شروع های عاشقانه و جذاب اعتماد نکنید داستایوفسکی میگه: (طبیعی است که آغازها زیبا باشند، زيرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید: سلام، من آدم پستى هستم.)
محمدعلی اسلامی ندوشن از برجستهترین نویسندگان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان معاصر ایران بود؛ حقوق خواند، سالها قاضی و استاد دانشگاه بود، اما بیش از هر چیز، عمر خود را صرف شناخت و معرفی فرهنگ و ادبیات ایران کرد. ( ۱۳۰۳ – ۱۴۰۱) او در دهها کتاب و مقاله کوشید نشان دهد که شاهنامه فقط روایت جنگها و پهلوانیها نیست، بلکه کتابی است دربارهٔ اخلاق، هویت، مسئولیت و معنای انسان بودن. در این پست درباره شاهنامه نقل میکند: کشته شدن سیاوش تنها مرگ یک شاهزاده نیست؛ زخمی است بر حیثیت و عدالت. زخمی که تا جبران نشود، داستان پایان نمییابد. زیرا آنچه باید حفظ شود، فقط جان انسان نیست؛ نام اوست. در زبان فردوسی، «نام» صرفاً شهرت نیست؛ اعتبار اخلاقی انسان است، آن چیزی که پس از مرگ نیز از او باقی میماند. (پست 1228) زیبا بشنویم
احمد مهدوی دامغانی؛ در میان اهل ادب و پژوهش، از برجستهترین استادان زبان و ادبیات فارسی، به شمار میرود. هزاران بیت شعر فارسی و عربی را از حفظ میخواند. بعدها نیز در دانشگاههای هاروارد و پنسیلوانیا، متون کلاسیک فارسی، ادبیات عرب، فلسفه و معارف اسلامی تدریس کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، بهدلیل مسئولیتش در کانون سردفتران و نیز تنظیم سند ازدواج محمدرضا شاه و فرح پهلوی، بازداشت و مدتی زندانی شد. هرچند از اتهامها تبرئه شد، اما دیگر امکان ادامهٔ زندگی و فعالیت علمی گذشته را نیافت و در اواخر دههٔ شصت، به دعوت دانشگاه هاروارد، ایران را ترک کرد و تا پایان عمر در آمریکا ماند. احمد مهدوی دامغانی؛ مردی که تا واپسین روزهای زندگی، خود را مسافر ایران میدانست و بزرگترین آرزویش این بود که پس از مرگ نیز به خاک همان سرزمینی بازگردد که هیچگاه از دلش بیرون نرفت. (۱۳۰۵ – ۱۴۰۱) (پست 1227) زیبا بشنویم
مادربزرگم میگفت در و که کامل نبندی نمیدونی بادِ بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه این میشه بلاتکلیفی... تو زندگیت همیشه یا برو بیرون یا بیا تو و بعدش درو محکم ببند. اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره!
فریدون جنیدی، پژوهشگر، شاهنامهشناس، نویسنده و بنیانگذار بنیاد نیشابور، بیش از شش دهه از زندگی خود را صرف پژوهش دربارهٔ زبان، فرهنگ و تاریخ ایران کرده است. او از شناختهشدهترین چهرههای معاصر در حوزهٔ ایرانشناسی و فردوسیپژوهی است و همواره کوشیده است میراث فرهنگی ایران را زنده نگه دارد. (زاده فروردین ۱۳۱۸) او روایت میکند که در سالهای جنگ، از دانشگاه ناپل دعوت شد تا به ایتالیا برود و تدریس کند. وقتی علت نپذیرفتن این پیشنهاد را پرسیدند، گفت که نمیتواند دماوند را تنها بگذارد... (پست 1226 ) زیبا بشنویم
از غرلهای معروف وحشی بافقی: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم، غلط دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم، غلط ✍🏻 وحشی بافقی 🎙رشید کاکاوند (پست 1225) زیبا بشنویم
بهرام بیضایی از برجستهترین نمایشنامهنویسان و فیلمسازان معاصر ایران است. بخش بزرگی از عمر او صرف پژوهش درباره اسطورههای ایرانی، شاهنامه، نمایشهای سنتی و ریشههای فرهنگ ایران شده است. آثاری چون مرگ یزدگرد، غریبهٔ کوچک، شاید وقتی دیگر و مسافران تنها فیلم یا نمایشنامه نیستند؛ حاصل سالها تأمل او درباره تاریخ، هویت و حافظهٔ فرهنگی ایرانیاناند. ( ۱۳۱۷ – ۱۴۰۴) بیضایی در این گفتوگو، شاهنامه را تنها یک اثر ادبی نمیداند؛ بلکه آن را یکی از بزرگترین ابزارهای حفظ هویت ایرانی پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی میخواند. او میگوید پس از آنکه مقاومتهای نظامی ایرانیان یکی پس از دیگری شکست خورد، نبرد پایان نیافت؛ فقط میدانش تغییر کرد. شمشیرها کنار رفتند و قلم به میدان آمد. از دل همین مقاومت فرهنگی، آثاری پدید آمد که مهمترینشان شاهنامه بود. در نگاه بیضایی، شاهنامه فقط روایت گذشته نیست؛ پاسخی است به فراموشی. کتابی که زبان، اسطورهها، قهرمانان و حافظهٔ تاریخی یک ملت را گرد آورد تا ایرانیان بدانند پیش از هر شکست و هر دگرگونی، چه بودهاند و از کجا آمدهاند. (پست 1224)
چرا باید از آدم نادرست فقط به این دلیل حمایت کنیم که «از خودمان» است؟ چرا همین که کسی پدر، برادر، خواهر، عمو، دایی یا خویشاوند ماست، خودبهخود حقی بر ما پیدا میکند؟ هیچکس به صرف همخون بودن، شریفتر نمیشود. بیگانه اگر وفا کند، خویشِ من است... 🎙اردشیر رستمی (پست 1223) زیبا بشنویم
روایتی که در این پست میشنوید، نقدی از سوی موسی غنی نژاد به برخی چهرههای جریان روشنفکری معاصر ایران، از جمله علی شریعتی و جلال آلاحمد است. اگر اندیشهای حقیقتاً استوار و منطقی باشد، آیا نیازی دارد که پشت نامی ساختگی، مرجعی خیالی یا روایتی نادرست پنهان شود؟ حقیقت نیازی به آرایش ندارد؛ اگر توان ایستادن داشته باشد، با همان چهرهٔ واقعی خود نیز خواهد ایستاد، و اگر نداشته باشد، هیچ نام بزرگ و هیچ روایت ساختگی نمیتواند آن را نجات دهد. 🎙موسی غنی نژاد (اقتصاددان و پژوهشگر فلسفه) (پست 1222) زیبا بشنویم
ایران درودی از برجستهترین نقاشان معاصر ایران، نویسنده، استاد دانشگاه و مستندساز بود. آثار او در معتبرترین موزهها و گالریهای جهان به نمایش درآمد. ( ۱۳۱۵ – ۱۴۰۰ ) او میگوید آنچه بیش از خودِ جنگ هراسانگیز است، توانایی بشر در آراستن خشونت است؛ اینکه ویران کردن را «دلاوری» بنامد، کشتن را «پیروزی» و سلطه را «افتخار». او پا را فراتر میگذارد و میگوید اگر ناگزیر به انتخاب باشد، ترجیح میدهد نابود شود، اما نابود نکند؛ زیرا هیچ پیروزیای که بر ویرانهٔ جان انسانها بنا شود، سزاوار نامِ پیروزی نیست. (پست ۱۲۲۱) زیبا بشنویم
بهنظرم یکی از دلایلی که فرزندان نمیتونن والدینشون رو ببخشن یا باهاشون به صلح برسن اینه که اکثر والدین در هیچ سنی رنجهای فرزندانشون رو به رسمیت نمیشناسن. نادیده گرفتن، انکار کردن و تمسخر رنجهای هرچند بهظاهر بیاهمیت این چرخهی معیوب رو بسیار طولانی و صلح رو سختتر میکنه.
« انسان فقط در یه چیزی تاب نمیاره؛ اونم ابهامه. ابهام هر موجودی رو از پا درمیاره. در واقع جهنم از برزخ خیلی بهتره.»