کانال علمیِ گروه الغدیر
Статистика💞 ای ز نفس ما به ما اولی، #علی 💞 🔘 آرشیو مباحث، پُستهای ارزشی-مناسبتی... 🔍 گپ؛ 📿 https://t.me/Alqadeer 🔍 صفحه اینستاگرام؛ 📿 instagram.com/Alghadir_fa
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 132
- 1/48двое суток
- 151
- 1/72трое суток
- 163
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⚠️ ظریف و روایت «تنهایی ایران» 🧭 یکی از محورهای اصلی مقاله ظریف، این ادعاست که ایران در جنگ با آمریکا تنهاست و حتی روسیه و چین همکاری خاصی در حوزه نظامی با ایران ندارند. این ادعا با واقعیت روابط راهبردی ایران با روسیه و چین و ظرفیتهایی که این روابط در اختیار کشور قرار داده، قابل جمع نیست. 🤝 روسیه و چین و حمایت از ایران روسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی، نظامی و امنیتی از ایران حمایت کرده است. در شورای امنیت نیز روسیه با وتوی قطعنامهها و رایزنی با کشورهای عربی برای کاهش سطح قطعنامهها مانع شکلگیری فشار بیشتر علیه ایران شده و چین نیز در این روند با هماهنگی روسیه عمل کرده است. بنابراین طرح این ادعا که ایران در برابر آمریکا تنهاست، نادیده گرفتن نقش این دو کشور در موازنه فعلی است. 🛰 حمایت اطلاعاتی و ماهوارهای روسیه در حوزه اطلاعاتی، برای رصد موقعیت پایگاهها، تحرکات نظامی و اطلاعات مکانی، نیاز به ماهوارههای دقیق وجود دارد. روسیه علاوه بر در اختیار داشتن این ظرفیت، ماهوارههای ایران را نیز به فضا پرتاب کرده است. این همکاری، یک ظرفیت مهم اطلاعاتی و فضایی برای ایران محسوب میشود. 🛡 توافق راهبردی و بند دفاع متقابل در روند توافق راهبردی ایران و روسیه، موضوع بند دفاع متقابل مطرح بوده است. کنار گذاشتن چنین ظرفیتی، در شرایطی که ایران با فشار و تهدید خارجی مواجه است، میتواند از ظرفیت بازدارندگی روابط دو کشور بکاهد. در حالی که روسیه بهرغم فشارهای آمریکا، حمایت خود از ایران را کاهش نداده است. 🚨 مکانیسم ماشه؛ هشداری که نادیده گرفته شد در جریان مذاکرات برجام، لاوروف درباره مکانیسم ماشه به طرف ایرانی هشدار داده بود و آن را تهدیدی برای امنیت ملی ایران میدانست. با وجود این هشدارها، این سازوکار پذیرفته شد و امروز یکی از ابزارهای فشار علیه ایران محسوب میشود. این تجربه نشان میدهد که پذیرش تعهدات خطرناک در برابر وعدههای سیاسی، میتواند در آینده هزینههای سنگینی ایجاد کند. 🛢 تنگه هرمز؛ اهرم قدرت ایران تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است و ظرفیتی معادل یک ابزار بازدارنده بزرگ در اختیار کشور قرار میدهد. تبدیل کردن بازگشایی تنگه به یک امتیاز قابل واگذاری، بدون دریافت امتیاز متقابل، به معنای کاهش ارزش یکی از مهمترین اهرمهای ایران است. 📉 پیامهای سیاسی و قیمت نفت وقتی ترامپ از مذاکره و بازگشایی تنگه سخن میگوید و از داخل ایران نیز این پیام تأیید میشود که مذاکرات در جریان است، بازار به سمت کاهش تنش و کاهش قیمت نفت میرود. در نتیجه، بخشی از هزینهای که قرار است فشار بر آمریکا ایجاد کند، کاهش پیدا میکند و طرف مقابل فرصت بیشتری برای ادامه فشار و تجدید قوا پیدا میکند. 🤝 میانجیگری عمان و پاکستان در خصوص مذاکرات عمان و پاکستان نیز باید توجه داشت که این کشورها لزوماً میانجیهای بیطرفی نیستند. پاکستان با عربستان توافق دفاع متقابل دارد و عمان نیز روابط گستردهای با آمریکا دارد. بنابراین نباید صرف عنوان «میانجی» را به معنای بیطرفی و استقلال آنها از طرف مقابل دانست. ♟ مسئله اصلی؛ حفظ ائتلافها ایران نباید با تضعیف روابط خود با روسیه و چین، زمینه ایجاد اجماع علیه ایران را فراهم کند. اگر روسیه و چین در کنار ایران باقی بمانند، امکان شکلگیری اجماع در شورای امنیت و صدور قطعنامههای شدید علیه ایران کاهش پیدا میکند. بنابراین روابط راهبردی با این دو کشور، بخشی از امنیت ملی ایران است. 🌐 آمریکا، اسرائیل و محور غربی نباید با تفکیک مصنوعی میان آمریکا، اسرائیل، بریتانیا، فرانسه و آلمان، نقش مستقیم آمریکا در فشار و تجاوز علیه ایران را نادیده گرفت. آمریکا صرفاً تحت تأثیر اسرائیل عمل نمیکند؛ بلکه خود آمریکا در کنار اسرائیل و کشورهای اروپایی در فشار علیه ایران نقش دارد. بنابراین سفیدشویی متجاوز و انداختن تمام مسئولیتها بر گردن اسرائیل، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد. 🛡 «نه به جنگ» به معنای تسلیم نیست ایران آغازگر جنگ نبوده و دفاع از کشور جنگطلبی نیست. در شرایطی که کشور مورد تجاوز قرار گرفته، حفظ توان موشکی، پهپادی و دفاعی و افزایش هزینه تجاوز، بخشی از بازدارندگی است. اگر این توان دفاعی و مقاومت وجود نداشت، فشار و تجاوز علیه ایران میتوانست بسیار گستردهتر شود. ⚠️ جمعبندی مشکل اصلی این رویکرد، صرفاً مذاکره با آمریکا نیست؛ مسئله این است که پیش از مذاکره، اهرمهای قدرت ایران تضعیف نشوند. تنگه هرمز، توان دفاعی، روابط راهبردی با روسیه و چین، ظرفیتهای اطلاعاتی و فضایی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ابزارهای چانهزنی کشور هستند. این ظرفیتها باید حفظ شوند تا مذاکره از موضع قدرت انجام شود، نه اینکه ایران ابتدا ابزارهای خود را واگذار کند و سپس برای گرفتن امتیاز پای میز مذاکره بنشیند.
без подписи
без подписи
⚖️ کنوانسیون دریای خزر؛ حفظ اهرمهای حقوقی و ژئوپلیتیکی ایران 🧭 مسئله دریای خزر را نباید به ادعای «سهم ۵۰ درصدی ایران که به ۱۱ درصد فروخته شده» تقلیل داد. برای این ادعا سند حقوقی روشنی وجود ندارد؛ اما رد این ادعا به معنای بیاهمیت بودن نگرانیهای جدی درباره کنوانسیون ۲۰۱۸ نیست. مسئله اصلی، آینده حقوقی بستر و زیربستر خزر، تعیین مرزهای آبی و حفظ قدرت چانهزنی ایران است. 📐 کنوانسیون، درصد مشخصی برای سهم هیچیک از کشورهای ساحلی تعیین نکرده و تعیین حدود بستر و زیربستر را به توافقهای میان کشورهای ساحلی واگذار کرده است. در حالی که ایران هنوز در بخشهایی از خزر، بهویژه در تعیین حدود با آذربایجان و ترکمنستان، به توافق نهایی نرسیده است. بنابراین این پرسش اساسی مطرح است که آیا تصویب کنوانسیون پیش از تعیین دقیق مرزها، میتواند قدرت حقوقی و چانهزنی ایران را در مذاکرات آینده کاهش دهد؟ 🗺 پس از فروپاشی شوروی، روسیه، قزاقستان و آذربایجان توافقهایی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر خزر منعقد کردند؛ ایران طرف این توافقها نبوده است. بنابراین باید پیش از تصویب کنوانسیون، آثار حقوقی این توافقها بر حقوق و سهم آینده ایران بهطور شفاف مشخص شود. ⚠️ نگرانی اصلی فقط نفت و گاز نیست؛ مسئله امنیت و ژئوپلیتیک شمال کشور نیز مطرح است. خطوط لوله، کابلها و زیرساختهای دریایی میتوانند در آینده بر موازنه اقتصادی و امنیتی منطقه اثر بگذارند. از همین رو، هرگونه تغییر در رژیم حقوقی بستر خزر باید با حساسیت بسیار بالا بررسی شود. ⛽️ یکی از ابعاد مهم پرونده، رقابت بر سر مسیرهای انرژی میان آسیای مرکزی و اروپاست. انتقال نفت و گاز ترکمنستان و قزاقستان از مسیر خزر، آذربایجان و ترکیه به اروپا میتواند مسیرهای انرژی جدیدی ایجاد کند و جایگاه ایران را در معادلات انرژی منطقه تحت تأثیر قرار دهد. ♟ این مسئله از زاویه دیگری نیز اهمیت دارد: مسیرهای ترانسخزر میتوانند در رقابت انرژی روسیه و اروپا نقشآفرین باشند. هرچه انرژی آسیای مرکزی با مسیرهایی خارج از شبکه تحت نفوذ روسیه به اروپا منتقل شود، بخشی از اهرم انرژی مسکو در برابر اروپا کاهش مییابد. بنابراین پرونده خزر صرفاً یک اختلاف حقوقی میان پنج کشور ساحلی نیست؛ بخشی از رقابت بزرگتر بر سر انرژی، کریدورها و نظم ژئوپلیتیکی منطقه است. 🔐 از سوی دیگر، کنوانسیون یک امتیاز امنیتی مهم نیز دارد و حضور نیروهای مسلح کشورهای غیرساحلی در دریای خزر را ممنوع میکند. این موضوع برای ایران اهمیت راهبردی دارد و نباید نادیده گرفته شود. اما در کنار آن باید دقیقاً بررسی کرد که مقررات مربوط به بستر، خطوط لوله، کابلها و تأسیسات دریایی چه محدودیتها و چه فرصتهایی برای ایران ایجاد میکند. 🛡 بنابراین نه ادعای «فروش خزر» قابل دفاع است و نه میتوان تمام نگرانیهای مطرحشده درباره کنوانسیون را بیاساس دانست. مسئله واقعی، حفظ اهرمهای حقوقی، امنیتی و ژئوپلیتیکی ایران پیش از ورود به یک تعهد بینالمللی است. ⚖️ راهکار منطقی، تصویب شتابزده نیست. ابتدا باید تعیین حدود مرزی ایران با کشورهای مقابل، بهویژه آذربایجان و ترکمنستان، با جدیت دنبال شود؛ آثار حقوقی توافقهای قبلی سایر کشورها روشن شود و سپس با مشخص بودن حقوق و مرزهای ایران، درباره تصویب کنوانسیون تصمیمگیری شود. 🔹 در نهایت، خزر فقط یک پهنه آبی نیست؛ منبع انرژی، مسیر تجارت، عرصه رقابت روسیه و اروپا و یکی از مهمترین میدانهای ژئوپلیتیکی پیرامون ایران است. در چنین پروندهای، حفظ اهرمهای چانهزنی و جلوگیری از ایجاد تعهدات حقوقی مبهم، باید مقدم بر هرگونه تصمیم شتابزده باشد.
⚖️ تنگه هرمز؛ تبدیل قدرت میدانی به قدرت ملی 🧭 مسئله اصلی در ماجرای تنگه هرمز، صرفاً باز یا بسته بودن یک آبراه یا دریافت عوارض نیست؛ مسئله این است که ایران چگونه میتواند از ظرفیت ژئوپلیتیکی هرمز به یک اهرم واقعی سیاسی و اقتصادی تبدیل کند؛ اهرمی برای افزایش هزینه فشار بر ایران و تأمین منافع ملی. 🚢 در عین حال، نباید هزینههای محاصره دریایی را نادیده گرفت. انتقال تجارت از دریا به مسیرهای زمینی شاید در کوتاهمدت بخشی از نیازها را جبران کند، اما افزایش هزینه واردات و صادرات در بلندمدت فشار قابلتوجهی بر اقتصاد کشور وارد خواهد کرد. 🤝 از این منظر، مذاکره نباید به هدفی مستقل تبدیل شود. مذاکره زمانی معنا دارد که پشتوانه آن قدرت و ظرفیت چانهزنی باشد؛ نه اینکه ایران پیش از نشستن پشت میز، مهمترین ابزارهای فشار خود را واگذار کند. اگر طرف مقابل احساس کند فشار اقتصادی میتواند ایران را به امتیازدهی وادار کند، انگیزه او برای ادامه فشار بیشتر خواهد شد. ♟ در برابر آمریکا نیز هدف باید تغییر محاسبات طرف مقابل باشد؛ یعنی ادامه فشار و تقابل برای واشنگتن هزینهبرتر از تغییر رویکردش شود. تنگه هرمز در چنین شرایطی صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از قدرت چانهزنی ایران است. 💼 اما قدرت خارجی بدون اصلاحات داخلی پایدار نمیماند. بخشی از مشکلات کشور ارتباط مستقیمی با آمریکا ندارد و ناشی از ضعف مدیریت، بروکراسی، فساد و ناکارآمدیهای داخلی است. بنابراین تقویت قدرت ملی فقط با ابزارهای نظامی و ژئوپلیتیکی ممکن نیست و اقتصاد داخلی نیز باید توان تحمل فشار را پیدا کند. 🔹 در نهایت، هنر سیاستگذاری این است که دستاورد میدان به دستاورد پایدار تبدیل شود؛ نه اینکه قدرت میدانی در اثر ضعف اقتصادی از بین برود و نه اینکه برای گشایش کوتاهمدت، اهرمهای راهبردی کشور واگذار شود. هرمز زمانی واقعاً برگ برنده ایران است که بتوان از آن برای افزایش قدرت چانهزنی، کاهش وابستگی و تأمین منافع مردم استفاده کرد.
کانال علمیِ گروه الغدیر pinned «»
без подписи
✅ «دو هفتهی آینده حساس است!» نگرانیام از شرایط داخل کشور، بیش از اتفاقات تحمیلی از بیرونِ خاک ایران است؛ یکی از اقداماتی که میتواند آرامش فعلی داخل ایران را درهم بریزد، بیتدبیری در افزایش قیمت حاملهای انرژی است! طرح دولت برای افزایش نرخ بنزین، تا چند روز گذشته، متفاوت از طرح اعلامی امروز و مبلغ ۸۷٬۲۰۰ تومانی در کرمان بود؛ که البته همین طرح هم متوقف شد و دولت اصطلاحاً «عقب نشست». معذوریتهای جنگی و اقتصادی کشور را درک میکنم، اما چرا دولت دقیقاً اعلام نمیکند برنامهاش درباره بنزین و گازوئیل چیست؟! امیدوارم از «آبان ۹۸» درس عبرت گرفته باشیم!
без подписи
↘️ گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل با ارسال گندم و سوخت و کنترل بخشی از بازار جنوب سوریه، در پی وابستهکردن اقتصاد این مناطق است؛ همزمان ادعاهایی درباره محدودیت دسترسی به آب، قاچاق سوخت و مواد غذایی و حتی استفاده مخفیانه از گلایفوسات برای آسیبزدن به زمینهای کشاورزی سوریه مطرح شده است؛ روندی که در صورت تأیید، میتواند نمونهای از پیامدهای نرمالیزاسیون و تضعیف حاکمیت مرکزی سوریه باشد.
📌 ظاهراً دو هفته پس از ۷ اکتبر آقای محسن رضایی در جلسهای با حضور آقای رئیسی نسبت به گسترش جنگ هشدار میدهد و از برنامه گسترده جنگی اسرائیل و آمریکا سخن میگوید. ⚠️ طبق شنیدهها، در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۲ یعنی ۲۵ روز پس از آغاز جنگ و بعد از ورود تانکهای اسرائیل…
📌 ظاهراً دو هفته پس از ۷ اکتبر آقای محسن رضایی در جلسهای با حضور آقای رئیسی نسبت به گسترش جنگ هشدار میدهد و از برنامه گسترده جنگی اسرائیل و آمریکا سخن میگوید. ⚠️ طبق شنیدهها، در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۲ یعنی ۲۵ روز پس از آغاز جنگ و بعد از ورود تانکهای اسرائیل به غزه، آقای رضایی نامهای به آقای رئیسی مینویسد و هشدار میدهد که جنگی که در غزه آغاز شده به لبنان و سوریه و سایر نقاط منطقه گسترش پیدا میکند و در نهایت منجر به تقابل ایران و اسرائیل میشود. 🎯 در تصمیمگیری استراتژیک، دو مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است: ۱. جمعآوری اطلاعات و ارزیابی و تحلیل دقیق آنها ۲. تصمیمگیری بهنگام و منعطف
📚 در زمان ائمه، اینطور نبود که هر کسی روایتی از امام میشنید، خودش بتواند تشخیص بدهد که این سخن، حکم واقعی امام است یا از روی تقیه بیان شده است. شرایط آن زمان، بهخاطر فشار حکومتها و مسئله تقیه، بسیار پیچیده بود. 🔹 برای همین، بعضی از اصحاب نزدیک و آگاه ائمه این مسائل را بهتر میشناختند و حتی بین خودشان رمز و اصطلاحاتی داشتند؛ مثلاً میگفتند: «أَعْطَاکَ مِنْ جِرَابِ النُّورَة»؛ یعنی امام در اینجا از روی تقیه سخن گفته و نباید این سخن را بهعنوان حکم واقعی امام تلقی کرد. 🧠 بنابراین، همین سابقه تاریخی نشان میدهد که همه افراد در فهم دین و تشخیص مراد واقعی از روایات در یک سطح نبودند. کسی که تخصص لازم را نداشت، به افراد آگاهتر و متخصص مراجعه میکرد. ⚖️ امروز هم مسئله تقلید از همین جهت قابل فهم است: کسی که مجتهد نیست، قرار نیست خودش از میان دهها روایت، بررسی سند، تعارض روایات، تقیه، عام و خاص و... حکم شرعی را استخراج کند؛ بلکه به متخصص این کار، یعنی فقیه، مراجعه میکند.
🛡️ پیمان مکه؛ یک ناتوی اسلامی یا یک لایه امنیتی جدید؟ 🌐 پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را فعلاً نباید «ناتوی اسلامی» دانست، اما نمیشود آن را هم صرفاً یک توافق سیاسی و تشریفاتی تلقی کرد. 🔹 منطق اصلی پیمان، کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا و ایجاد یک لایه دفاعی مکمل است؛ عربستان سرمایه و زیرساخت دارد، ترکیه فناوری و صنایع دفاعی، و پاکستان نیروی نظامی و جایگاه یک قدرت هستهای. ⚠️ با این حال، نقطه ضعف بزرگ پیمان این است که تهدیدهای سه کشور یکسان نیست. پاکستان بیشتر درگیر هند و افغانستان است، ترکیه با مسائل سوریه، اسرائیل و کردها مواجه است و عربستان دغدغههایی مانند یمن، حملات موشکی و پهپادی و امنیت خلیج فارس دارد. 📜 بنابراین جملهی «حمله به یکی، حمله به همه» بهتنهایی به معنای ورود خودکار سه کشور به جنگ نیست. هنوز مشخص نیست دقیقاً چه حملهای مشمول پیمان میشود و هر عضو در چنین شرایطی چه تعهد عملی خواهد داشت. ☢️ از طرف دیگر، حضور پاکستان بهعنوان یک قدرت هستهای میتواند سایهای از بازدارندگی ایجاد کند؛ هرچند فعلاً هیچ مدرک معتبری از وجود یک «چتر هستهای رسمی» برای عربستان و ترکیه وجود ندارد. 🔎 برای ایران هم نباید از همان ابتدا این پیمان را یک ائتلاف یکپارچه ضدایرانی تصور کرد؛ اما تحول مهمی است که باید با دقت زیر نظر گرفته شود، بهخصوص در موضوع یمن، امنیت دریایی و تحولات خلیج فارس. 🔻 در نهایت، ارزش واقعی پیمان نه در بیانیهها، بلکه در اولین بحران مشخص خواهد شد: اگر یکی از اعضا واقعاً مورد حمله قرار بگیرد، آیا دو عضو دیگر حاضرند هزینه واقعی دفاع از او را بپردازند یا نه؟
📉 از زمان آغاز بهکار مجلس دوازدهم در خرداد ۱۴۰۳ تاکنون، قیمتها بهطور متوسط بیش از سه برابر شدهاند. حالا، پس از سه ماه تعطیلی صحن مجلس و در شرایطی که امسال با عنوان «سال اقتصاد مقاومتی» نامگذاری شده، دستور هفتگی مجلس به شرح زیر است! 📌 تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
🚨 تاکنون هیچ نشانهای از عقبنشینی آمریکا از سیاستهای خود در قبال ایران دیده نمیشود؛ از جمله تلاش برای تغییر حکومت، دستیابی به منابع نفتی ایران و حتی تغییر مرزهای کشور. ⏳ توقف یا کاهش موقت فشارها را نیز نمیتوان لزوماً به معنای تغییر این رویکرد دانست؛ بلکه میتوان آن را فرصتی برای بازسازی توان، تجدید قوا، آمادهسازی اقدامات بعدی و تلاش برای شکلدهی به ناآرامیهای جدید دانست. 📌 یک نمونه روشن، اظهارات تد کروز، سناتور نزدیک به ترامپ، است که پیشنهاد مسلح کردن معترضان ایرانی به جای اعزام نیروهای آمریکایی را مطرح کرده است: «هدف باید فروپاشی رژیم ایران باشد. چیزی که از همان ابتدای این جنگ خواستهام، این است که ما معترضان ایرانی را مسلح کنیم. رئیسجمهور ترامپ قرار نیست نیروهای آمریکایی را به جنگ زمینی بفرستد. ما نباید سربازان آمریکایی را در ایران در معرض خطر قرار دهیم... اگر ما معترضان را مسلح کنیم، ایرانیها میتوانند خودشان سرنوشت آیندهشان را تعیین کنند؛ بهجای اینکه سربازان آمریکایی را در معرض خطر قرار دهیم.» ⚠️ این اظهارات نشان میدهد که دستکم در میان برخی چهرههای سیاسی نزدیک به دولت آمریکا، ایده استفاده از مخالفان داخلی برای پیشبرد اهداف واشنگتن همچنان مطرح است.
🇾🇪 بنای یادبود مزار استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی و همچنین منزل ایشان، توسط صهیونیستها منفجر شد.
без подписи
без подписи
🔫 مسئله اصلی فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ مسئله، حفظ قدرت و بازدارندگی ایران در این منطقه است. اگر تنگه هرمز به یک مسیر صرفاً عبوری تبدیل شود که ایران در آن حاکمیت و اهرم واقعی نداشته باشد، عملاً مهمترین ظرفیت ژئوپلیتیکی کشور را واگذار کردهایم. آمریکا میتواند با پذیرش ظاهری حاکمیت ایران، در عمل فقط یک شرط بگذارد: رفتوآمد کشتیها نباید مختل شود؛ در این صورت اسم و عنوان برای ما میماند و اهرم فشار برای طرف مقابل. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که جنگ نه به نفع ایران است و نه ذاتاً مطلوب؛ اما صلح بدون بازدارندگی، صرفاً تعویق جنگ است. تجربه حملات مکرر نشان میدهد صرفِ توانایی یکبار بستن تنگه، بازدارندگی پایدار ایجاد نمیکند؛ طرف مقابل باید بداند تکرار حمله، هزینهای واقعی و سنگین دارد. به همین دلیل، مسئله فقط نظامی نیست؛ ظرفیت اقتصادی تنگه هرمز نیز بخشی از قدرت ملی ایران است. همانطور که کانال سوئز برای مصر درآمد و اهرم سیاسی ایجاد میکند، هرمز هم میتواند برای ایران ظرفیت اقتصادی و راهبردی ایجاد کند؛ هرچند مقایسه مستقیم این دو بدون توجه به تفاوتهای جغرافیایی و حقوقی درست نیست. نکته مهم دیگر، بازی انتخاباتی ترامپ و سیاست داخلی آمریکا است؛ اگر فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران در نهایت با باز شدن تنگه و بازگشت سریع جریان انرژی همراه شود، پیام آن برای واشنگتن این خواهد بود که هزینه حمله قابل تحمل بوده است. بنابراین نباید اجازه داد تنگه هرمز صرفاً به ابزاری برای حل موقت مشکلات انتخاباتی آمریکا تبدیل شود. در عین حال، نگاه سادهانگارانه به «دموکرات و جمهوریخواه» هم خطاست؛ در مسائل راهبردی، بخشهای مختلف دو حزب میتوانند بر سر منافع آمریکا با یکدیگر همجهت شوند. ایران باید روی منافع و توان داخلی خودش حساب کند، نه تغییر حزب حاکم در واشنگتن. حتی توافق و تفاهم روی کاغذ نیز زمانی ارزشمند است که ضمانت اجرای واقعی داشته باشد؛ تجربه برجام و افزایش تحریمها پس از آن نشان داد متن توافق بهتنهایی تضمینکننده منفعت پایدار ایران نیست. در نهایت، راهبرد عقلانی نه جنگطلبی است و نه تسلیم؛ ایجاد بازدارندگی معتبر، حفظ اهرمهای ژئوپلیتیکی، کاهش آسیبپذیری زیرساختها و تحمیل هزینه قابلمحاسبه به هرگونه تجاوز است. اگر چنین بازدارندگیای شکل بگیرد، احتمال جنگ کمتر میشود؛ اما اگر طرف مقابل مطمئن شود حمله میکند، هزینه محدودی میپردازد و چند ماه بعد همهچیز به حالت عادی برمیگردد، طبیعی است که دوباره همان مسیر را امتحان کند.