- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 226
- 1/48двое суток
- 258
- 1/72трое суток
- 279
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اولویت سیاستگذاری اقتصادی کدام است؟ در یکی از جدیترین بحثهای بین اقتصاددانان داخل و خارج در سالهای اخیر، جواد صالحی اصفهانی، امیر کرمانی و مسعود نیلی ایرانیان اقتصاددان عضو هیئت علمی دانشگاههای ویرجینیا تک آمریکا، برکلی آمریکا و صنعتی شریف در رسانه آزاد درباره چشمانداز حکمرانی اقتصادی کشور صحبت کردند. دیدن این گفتگو را توصیه میکنم. https://youtu.be/CS0-pSn29_o?si=fhuTISR5JnN1IQ4g @AminKavei
«دولتها چگونه شکست میخورند؟» روز گذشته به طور اتفاقی گذرم به یکی از معروفترین مراکز تصویربرداری پزشکی تهران افتاد. باجهدار محترم با ذکر اینکه برای MRI بیمار شما، داشتن لباس مخصوص (گان) اجباری است، یواشکی گفت که باید به چند مغازه بالاتر بروید تا از مغازه «رنگفروشی»، از میان انبوه رنگهای صنعتی، لباس بهداشتی ضروری خود را را تهیه کنید! چرا؟ چون وزارت بهداشت فروش لباس بهداشتی را ممنوع کرده است! قابل حدس است که پای یک مناقشه اقتصاد سلامت و پوشش بیمهای در کار است. خلاصه هر جا که دیدید بر سر در هر دکان رنگ ساختمانی بیرق «گان بهداشتی» برافراشتهاند، بدانید که شکست دولت (Government Failure) در اقتصاد حوزه سلامت آن کشور مسلط شده است. @AminKavei
در نظام سلامت ايران همه چيز تعرفه دارد حتي کيفيت ! در اغلب کتابهای اقتصاد سلامت، پس از معرفی روشهای مختلف جبران خدمات، بهصراحت درباره معایب نظام پرداخت في فور سرويس صحبت میشود؛ از تقاضای القایی و افزایش هزینهها گرفته تا تمرکز بر حجم خدمات به جای ارزش و پیامدهای سلامت. با این حال، این سؤال همچنان باقی است که چرا با وجود این حجم از شواهد علمی، نظام سلامت ایران نهتنها از این الگو فاصله نگرفته، بلکه طی دهه های گذشته نقش آن پررنگ تر شده است؟ به اعتقاد بنده، پاسخ این سؤال را نباید صرفاً در تصمیمات وزارت بهداشت، سازمانهای بیمهگر یا شورایعالی بیمه جستوجو کرد. بخشی از پاسخ، در ریشههای تاریخی نظام مالی و بیمهای کشور نهفته است. نخست آنکه، منطق حاکم بر مالیه عمومی ایران (که البته ريشه هاي تاريخي عميقي دارد و شايد به اوايل دوره مشروطه بازگردد) بر این اصل استوار بوده است که هر پرداخت از منابع عمومی باید بر اساس خدمت انجامشده، هزینه تحققیافته و اسناد قابل رسیدگی صورت گیرد. این منطق، برای ایجاد انضباط مالی و جلوگیری از سوءاستفاده از منابع عمومی کاملاً ضروری و قابل دفاع بود؛ اما زمانی که به حوزه سلامت وارد شد، ناخواسته خدمات سلامت را به مجموعهای از واحدهای قابل اندازهگیری و قابل قیمتگذاری تبدیل کرد؛ ویزیت، جراحی، آزمایش، بستری و دهها خدمت دیگر که هر یک دارای تعرفه مشخص شدند. در چنین چارچوبی، تعرفه به طبیعیترین ابزار پرداخت تبدیل شد، زیرا تنها چیزی بود که هم قابل اندازهگیری بود و هم قابلیت حسابرسی داشت. دوم آنکه، در بسیاری از نظامهای سلامت، سازمان هاي بيمه گر بهعنوان یک "خریدار راهبردی سلامت" شکل میگیرند؛ یعنی منابع را جمعآوری میکنند، ریسک سلامت جمعیت را میپذیرند و با انتخاب روشهای پرداخت مناسب، ارائهدهندگان را به سمت کیفیت، کارایی و ارزش بیشتر هدایت میکنند. اما در ایران، سازمانهایی مانند تأمین اجتماعی علاوه بر نقش بیمهگری، بهتدریج وارد عرصه ارائه مستقیم خدمات شدند و با ایجاد بیمارستانها و مراکز درمانی، نقش خریدار و ارائهدهنده را همزمان بر عهده گرفتند. قانون الزام سازمان تأمين اجتماعي به اجراي بند هاي الف و ب ماده 3 قانون تأمين اجتماعي مصوب ۱۳۶۸ یکی از نقاط مهم تثبیت این مسیر بود. بنابراین، تثبیت نظام پرداخت في فور سرويس در ایران را میتوان حاصل همافزایی دو روند تاریخی دانست؛ از یک سو، غلبه منطق مالیه عمومی که پرداخت را بر مبنای هزینه و خدمت قابل اندازهگیری تعریف میکند و از سوی دیگر، بیمههایی که به جای ایفای نقش خریدار راهبردی سلامت، خود به ارائهدهنده خدمت و در سالهای اخیر، تا حد زیادی به سازمانهایی با مأموریتهای حمایتی و پرداختکننده هزینه تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، تعرفه دیگر صرفاً یک ابزار قیمتگذاری نیست؛ بلکه زبان مشترک همه بازیگران نظام سلامت است. شاید یکی از نشانههای عمق نفوذ این منطق آن باشد که حتی زمانی که تلاش کردیم مفهوم کیفیت را وارد نظام سلامت کنیم، باز هم آن را در قالب همان منطق تعرفهای تعریف کردیم. به جای آنکه کیفیت بهعنوان یک معیار مستقل برای انتخاب، ارزیابی و قرارداد با ارائهدهندگان خدمت مطرح شود، به تدریج به یک جزء قابل قیمتگذاری در کنار سایر خدمات تبدیل شد؛ یعنی حتی کیفیت نیز وارد چارچوب في فور سرويس شد. بنابراين مسئله فقط نظام پرداخت و جبران خدمات نیست، بلکه یک الگوی نهادی است که طی دههها در نظام سلامت ايران شکل گرفته است. اگر این تحلیل را بپذیریم، آنگاه روشن میشود که اصلاح نظام پرداخت، صرفاً با تغییر کتاب ارزش نسبی خدمات، بازنگری تعرفهها یا طراحی چند مشوق مالی جدید محقق نخواهد شد. پیشنیاز این تحول، بازتعریف نقش بازیگران نظام سلامت است. دولت و وزارت محترم بهداشت باید بیش از هر چیز بر تولیت، سیاستگذاری، تنظیمگری و نظارت متمرکز شوند؛ بیمهها باید از جایگاه "پرداختکننده هزینه خدمات" به "خریدار راهبردی سلامت"ارتقا یابند و با استفاده از قراردادهای هوشمند، روشهای پرداخت و شاخصهای عملکرد، رفتار ارائهدهندگان را هدایت کنند؛ و ارائهدهندگان نیز باید بر ارائه خدمات ایمن، اثربخش و باکیفیت تمرکز داشته باشند، نه بر افزایش حجم خدمات. البته که در ابتدا براي تفکيک نقش ها، نيازمند يک الزام قانوني و به تبع آن، يک پشتوانه اجرايي قوي مبتني بر سازوکارهاي منطقي مي باشيم. تا زمانی که این تفکیک نقشها محقق نشود، هر اصلاحی در روش پرداخت، احتمالاً تنها به تغییر ظاهری في فور سرويس منجر خواهد شد؛ زیرا مسئله اصلی، صرفاً نوع پرداخت نیست، بلکه منطق نهادی حاکم بر خرید، ارائه و تأمین مالی خدمات سلامت است. ارادتمند محمدپور https://t.me/health_economics_school
«درگیریهای پیشپا افتاده نظام بانکی و اعتباری ما!» اشاره به نابسامانیهای نظام بانکی و تامین مالی ما ایرانیها از فرط تکرار، مشابه پخش سریال «مختارنامه» در ایام محرم و صفر شده است! «نرخ بهره غیربازاری و دستوری پایین همزمان با تورم بالا»، «عدم رعایت مناسب حاکمیت شرکتی» و «ضعف نظام اعتبارسنجی و ناگزیری بانکها در ترجیح مشتریان بزرگ» عوامل اصلی موثر در بیشتر این مصائب هستند. سید محمد نبیزاده کارشناس بانکی اینجا در مورد یکی از همین موارد یعنی خطا در تامین سرمایه در گردش را به خوبی توضیح میدهد. @AminKavei
без подписи
برخلاف تصور بسیاری از کارشناسان بدبین نسبت به حذف رانت ارزی توسط دولت، این پژوهش ظاهرا محرمانه که به تازگی از محرمانگی درآمده و در مجازی منتشر شده، نشان میدهد که به خاطر طرح کالابرگی کردن ارز ترجیحی، مصرف گوشت قرمز و مرغ خانوار خصوصا خانوارهای کمدرآمد، بهبود هم یافته است. این البته برآوردی مقدماتی است و پسندیدهتر آن است که تا شهریور ۱۴۰۶ برای مقایسه تغییرات سفره مردم از سال ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵ براساس منبع اصلی «بودجه خانوار شهری و روستایی» صبر کنیم. @AminKavei
«اتاق فرمان بانکداری مرکزی» عباس دادجو توکلی بار دیگر با تیم پژوهشی متفاوت به فضای مجازی برگشته. پیشنهاد میکنم تحلیلهای ناب و جدید پولی دکتر دادجو را دنبال کنید. https://t.me/TCROCB/13 @AminKavei
آمریکا و ایران: علل جنگ و توافق سعید لیلاز معتقد است جنگ آمریکا علیه ایران علتهای ساختاری دارد و فراتر از شعارهای سیاسی، از سالها قبل این رویارویی را ناگزیر و حتمی میدانسته است. وی در این گفتوگو علل این نبرد ناگزیر را شرح میکند. وی همچنین ریشه تابآوری و مقاومت ایران را در عظمت انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ میداند و سازوکار آنرا تشریح میکند. دیدن گفتوگو https://youtu.be/yrRy_aA481c سعید لیلاز همچنین بزرگترین مشکل ایران را داخلی و مربوط به ساختار بوروکراسی میداند. وی منکر تأثیرگذاری تحریمها نیست اما ناکارآمدی بوروکراسی و فساد آنرا عامل مهمتری تلقی میکند. ایشان همچنین راهکارهایی برای بازسازی رابطه دولت و ملت، افزایش کارآمدی و حرکت به سوی آیندهای که در آن باز هم جنگ رخ خواهد داد ارائه میکند. #اقتصاد_ایران #سعید_لیلاز #فساد_اداری #بوروکراسی #اثر_تحریم @irantalk_sn
جزئیات تعهدات ایران و امریکا در یک نگاه 🆔 @thezoomon
یک تحلیل (با اجازه بزرگترها) نادرست⭕ ✳️یک ماهی است که مطلبی از اساتید به نام اقتصاد، دکتر هاشم پسران و دکتر مسعود کارشناس در فضای مجازی می چرخد مبنی بر اینکه راهی برای یک توافق برد-برد در بحران خلیج فارس وجود دارد. ایده ای که در نوشته این اساتید به نام وجود دارد این است که می توان وضعیت همه را بهبود بخشید بدون اینکه وضعیت کسی بدتر شود. این حالت را در کتابهای اقتصادی بهبود پارتویی می نامند. ✳️حرف مقاله این است که آمریکا سالانه چیزی بین 10 تا 30 میلیارد دلار و در یک تخمین دیگر 60 تا 120 میلیارد دلار بابت امنیت خلیج فارس هزینه می کند. اگر امنیت خلیج فارس به شکل جمعی توسط کشورهای منطقه تامین شود و در مقابل مالیات ایجاد امنیت روی هر واحد نفت یا کالایی که عبور می کند گرفته شود، هم درآمد کشورهای منطقه بهبود می یابد و هم آمریکا می تواند از منطقه برود و هزینه هایش کاهش یابد. ایده دیگر این مقاله آنست که آمریکا بابت امنیت خلیج فارس هزینه می کند اما منفعت به کشورهای واردکننده نفت و فرآورده می رسد و آنها عملا دارند از آمریکا سواری مجانی می گیرند. ✳️اشکال مهم مقاله این است که فرض کرده آمریکا در این منطقه حضور دارد تا امنیت کشتیرانی در خلیج فارس را تامین کند همانطور که حضور آمریکا در باب المندب امنیت کشتیرانی را در برابر راهزنی دریایی سومالیاییها تامین کرده است! این تصور خیلی نادرست و ساده انگارانه است. آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس حضور دارد تا هم امنیت آنها را در قبال ایران تامین کند و هم ایران را در معرض تهدید قرار دهد و این دو امر هیچ ربطی به امنیت دریایی ندارد! اینها امور سیاسی هستند نه امور اقتصادی! ✳️علت مضاعف حضور آمریکا این است که از اسرائیل حمایت کند و مهار کشورهای عربی دستش باشد تا آنها از مسیر مطلوب آمریکا منحرف نشوند. البته در سالهای اخیر آمریکا دلش می خواهد از منطقه برود و با پیمان ابراهیم عادی سازی روابط با اسرائیل رخ دهد و امنیت اسرائیل تامین شود و در عین حال اسرائیل نقش آمریکا را در منطقه بر عهده گیرد و مسئولیت تقابل با ایران بر عهده اسرائیل باشد. ✳️واقعیت این است که ایران از خدایش هست آمریکا از منطقه برود اما این کشورهای کوچک منطقه هستند که مایل نیستند آمریکا برود! آنها آنقدر کوچک هستند که برایشان نمی صرفد نیروی نظامی تشکیل دهند بلکه برایشان می صرفد امنیت در برابر تهدید خارجی را به آمریکا یا هر قدرت دیگری برون سپاری کنند زیرا درست یا نادرست، از ایران می ترسند در حالیکه به نظر من باید از اسرائیل نگرانی بیشتری داشته باشند! ✳️چه خوشمان بیاید و چه دشمنان خوششان نیاید، ایران یک قدرت نظامی قوی در منطقه است که از همه قدرتهای نظامی موجود روی هم (به جز ترکیه و اسرائیل) قویتر است. راه حل منطقه به نظر من این است که اولا ایران اطمینان خاطر دهد که قصد کوتاه مدت یا بلندمدت تعرض به این کشورها را ندارد و ثانیا آنها راه همزیستی با ایران را بیابند و دنبال توطئه علیه ایران نباشند. در عین حال پیمانهای جمعی شاید بتواند بخشی از دغدغه عمومی کشورهای کوچک عرب حاشیه خلیج فارس را برطرف کند. ✳️نکته عجیب برای من این است که چرا کسی خطای روشن این تحلیل را اشاره نمی کند؟ جهت ارتباط و انتقال دیدگاه خود با این آیدی در ارتباط باشید: @Ali_Sarzaeempv کانال دوستدار سقراط (یادداشتهای علی سرزعیم) در بله @philosocrate
🔆نکات مهم مصاحبه اخیر دنی رودریک: ➖۱-صنعت ساخت دیگر نمیتواند مانند گذشته موتور رشد سریع و اشتغالزای کشورهای در حال توسعه باشد، چون توانایی جذب نیروی کار گسترده را از دست داده است! ➖۲-ورود به زنجیرههای ارزش جهانی امروز نیازمند مهارت، زیرساخت، لجستیک و حکمرانی سطح بالایی است؛ بنابراین میانبر سنتی صنعتیسازی (مثل آسیای شرقی) دیگر وجود ندارد. ➖۳-رشد اقتصادی امروز میتواند از طریق خدمات (حتی خدمات ساده محلی مثل خردهفروشی، حملونقل، مراقبت و هتلداری) پیش برود. ➖۴-فناوریهایی مثل «هوش مصنوعی، سکوهای دیجیتال و ابزارهای مالی»، بهرهوری در خدمات را افزایش میدهند و نوعی انقلاب بهرهوری در این بخش شکل گرفته است. (این یکی طبعا حرف تازهای نیست!) ➖۵-تفاوت اصلی با ایدههای قبلی این است که رودریک پیشتر صنعتیسازی را میانبری ضروری برای توسعه میدانست، اما اکنون مسیر رشد مبتنی بر خدمات را واقعبینانهتر میبیند. ➖۶-«سیاست صنعتی برای خدمات» کلیدی است؛ یعنی همکاری دولت با سکوها، آموزشهای محلی، رفع موانع تنظیمگری و حمایت از کارآفرینی خرد، نه انتخاب برندگان از بالا. ➖۷-الگوی خدمات نسبت به صنعتیسازی سنتی رشد کندتر و سقف پایینتری دارد، اما تنها گزینه ممکن برای ایجاد اشتغال مولد برای اکثریت نیروی کار در جهان در حال توسعه است. @AminKavei
مصاحبه تصویری دیروز منتشر شده دنی رودریک استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد با رسانه Voxdev در مورد توسعه صنعتی جالب توجه است. اقتصاددان ترکتبار برجسته حوزه سیاست صنعتی، در برخی از مهمترین نکات مورد تاکید خودش در این سالها تجدیدنظر اساسی کرده است! کامل این گفتگو را میتوان از اینجا دید: https://www.youtube.com/live/glfYWJp74vE?si=mRUjZxKoz2IEhk-Z @AminKavei
#وطن اینجا «خانه» من است. @AminKavei
میگن طرف بالای دیوار خونه مردم بود. پرسیدند اونجا چکار می کنی؟ گفت دهل میزنم! پرسیدند پس چرا صداش نمیاد؟ گفت صداش بعدا میاد! تعیین قیمت ارز هم از اون دهلهاییست که صداش بعدا میاد. بهمن سال ۱۳۹۰، وقتی دلار ۱۹۰۰ تومن بود، آقای بهمنی، رییس کل وقت بانک مرکزی، نرخ دلار رو [به خیال خودش] ۱۲۲۶ تومن تعیین کرد! فروردین ۹۷، آقای اسحاق جهانگیری [در هپروت خودش] قیمت دلار رو ۴۲۰۰ تومن اعلام کرد، و گفت هر نرخی بالاتر از اون قاچاقه. تعیین قیمت عجیب اغواگره! هر چقدر هم واقعیتهای اقتصادی مسوولان رو تحقیر و مفتضح کنه، باز از رو نمیروند. سه سال پیش در چنین روزی، هشتم دی ۱۴۰۱، رییس کل بانک مرکزی رفت در تلویزیون و دلار نیمایی رو در ۲۸۵۰۰ تثبیت کرد. این وضعیت کنونی بازار ارز، دهلیست که اون روز نواخت. کسی که برای ارز قیمت تعیین کنه، برای هیچ مسوولیتی در بانک مرکزی قابل اعتماد نیست.
بودجه این دستگاهها قیچی شد؛ دولت به کدام دستگاهها سخت گرفت؟ 🔸️دولت در لایحه بودجه ١۴٠۵ به برخی دستگاهها سخت گرفته و از بودجه آنها کاسته است. 🔸️بررسی زومان نشان میدهد یکی از ارقام قابل توجه، برای مجلس شورای اسلامی است که یک سوم از بودجه هزینهای امسال را در سال آینده از دست داده است. 🔸️دبیرخانه مجلس خبرگان و وزارت کشور هم با افت منابع دولتی در سال ١۴٠۵ مواجه شدهاند. گزارش کامل را در زومان بخوانید #بودجه_۱۴۰۵ 🆔 @thezoomon
#محمدعلی_مختاری و #حامد_قدوسی با مطالعه سیاست یارانه نقدی در #ایران، نشان دادهاند که جایگزینی یارانه انرژی با پرداخت نقدی، نابرابری را کاهش میدهد و چون خانوارهای زیادی از این سیاست منتفع میشوند امکانپذیری اجرای سیاست افزایش مییابد. https://www.researchgate.net/publication/390583996_Fueling_Inequality_A_Novel_Estimate_from_Large-Scale_Reforms #دانش #نیمکت @nymkat
عینک جادویی اقتصاددانان: ارزش واقعی دلار ۱۳۰ هزاری چقدر است؟ ▪️ دلار با عبور از ۱۳۰ هزار تومان، بازار را ملتهب کرده؛ اما برای دیدن تصویر واقعی، باید از «دلار حقیقی» استفاده کرد؛ شاخصی که با حذف اثر تورم ایران و آمریکا، قدرت خرید واقعی دلار را در طول زمان نشان میدهد. این شاخص، عینک اقتصاددانان برای تشخیص حباب یا ارزش واقعی در بازاری پر از ابهام است. ▪️ محاسبات زومان نشان میدهد که دلار حقیقی به مرز ۳۶ هزار رسیده؛ عددی که به شدت به سقف تاریخی ۵۰ سال اخیر (۳۷ هزار و ۲۰۰ در مهر ۹۹) نزدیک است. ▪️این یعنی فشار روی قدرت خرید مردم تقریبا به اوج خود رسیده و بازار در یک نقطه عطف سرنوشتساز قرار دارد. عبور از این سقف روانی، اقتصاد ایران را وارد یک پارادایم قیمتی کاملاً جدید میکند. #قیمت_دلار #دلار 🔗 تحلیل ارزش واقعی دلار در زومان 🆔 @thezoomon
برای گوشهای کر🔴 وقتی هوا در شهرها چنین ناسالم است یک دولت شجاع و فهیم می توانست برای چند روز قیمت بنزین و گازوییل را شدیداً بالا ببرد مثلاً ده هزار تومان در هر لیتر کند تا لااقل انگیزه حرکت خودرو در این روزهای ناسالم را کم کند. این حرفها را برای کی می زنم وقتی گوشها کر٫ جسارت نایاب و دستان حکومت برای اقدام علیل است. باید هوای آلوده تنفس کنیم تا بمیریم.
حرف حساب
🦕 باشگاه فسیلها؛ ایران در میان ۲۲ دایناسور ارزی 📊 بر اساس گزارش IMF در سال ۲۰۲۳، از ۱۹۴ کشور بررسیشده، ۱۷۲ کشور از ساختار ارزی تکنرخی بهره میبرند. ⚠️ تنها ۲۲ کشور مانند ایران، آنگولا، گینه و باهاما ساختار ارزیشان همچنان چند نرخی است. اکوهشت - دیدهبان رشد اقتصادی ایران @ecohasht