tgindex
فلسفه غرب تحلیلی

فلسفه غرب تحلیلی

Статистика
@AnalyticalPhilosophy1персидский

آموزش مبانی فلسفه تحلیلی متن خوانی کتب زبان اصلی تخصصی فلسفه

Последний пост
28 февр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
935
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 344
24 постов
Вовлечённость
143,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین، ولو کره المشرکون جانم فدای جمهوری اسلامی ایران

  • 7 дек.1 2501825

    جستاری در باب ضرورت تکفیر به بهانه مناظره جناب کاشانی و اردستانی مفهوم تکفیر، به دلیل گره خوردن آن با گروه‌های خوارجی مسلک معاصر، نه تنها معنای خود را از دست داده، بلکه بار ارزشی منفی نیز پیدا کرده است. به همان میزان که استفاده بی قاعده از تکفیر، اسلام را به خطر می‌اندازد و سبب افراطی‌گری می‌شود، کنار گذاشتن آن نیزبه همان میزان خطیر و غیرقابل پذیرش است. توضیح آنکه تکفیر از اساس، به دلیل حفظ و نگاه داشت معنایی اسلام است تا نتوان ادعای «مسلمان بودن»را در کنار هر باور رطب و یابسی قرار داد. مثال‌های زیادی وجود دارند که نیاز به تکفیر را شهوداً توجیه می‌کنند. عده‌ای از افراد را در نظر بگیرید که در ضمن باور به هزار و هفتصد و اندی خدا، ادعای مسلمانی دارند. یا بخشی از همین جماعت تکفیری داعش را در نظر بگیرید که به دلیل تشیع، عده‌ای را واجب القتل می‌دانند و به اطفالشان نیز رحم نمی‌کنند. در مواجهه با این دسته از افراد، اولین پاسخ اسلام تکفیر است. یعنی ایجاد نوعی غیریت، تا اولاً مشخص شود «مسلمان بودن» صرف یک ادعا نیست و ضرورت‌های منطقی دارد که اجتماع آن با برخی از باورها را ناممکن می‌سازد. تکفیر به این معنا،در حقیقت خارج ساختن برخی از مصادیق از ذیل یک مفهوم است تا تعدد مصادیق غیرمرتبط، دامنه معنایی یک مفهوم را بیش از اندازه توسعه ندهد. در این سیاق، تکفیر مختص اسلام نیست. یکی از مثال‌های چنین رویکردی را می‌توان در مقاله خواندنی مگی گالاگر (Maggie Gallagher) در کتاب Debating Same-Sex Marriage ملاحظه کرد. گالاگر در این مقاله، استدلال خود برای مخالفت با قانونی کردن ازدواج همجنسگرایان را در معنای «ازدواج» به عنوان نهادی اجتماعی وسابقه دار عنوان می‌کند. او استدلال می‌کند که نهاد ازدواج از اساس مفهومی دگرجنسگرایانه است و خلط آن با همجنس‌گرایی، سبب تخریب این معنا می‌شود. حال به نظر می‌رسد درشرایطی که خود جناب اردستانی با خروجشان از مذهب مشکلی ندارند، ما نیز دامنه مفهوم تشیع را بیش از اندازه توسعه ندهیم که این مفهوم از اساس معنای خود را از دست ندهد. #یادداشت @AnalyticalPholosophy1

  • در چند روز اخیر بحثی با برادر فاضلم جناب صمیمیت (ایده الله) داشتم که برای ادامه مباحث به عنوان مقدمه قابل توجه است موضع جناب صمیمیت این است که گزاره های نقلی به دلیل اختلاف در آن از حجیت کمتری نسبت گزاره های عقلی برخوردار هستند. بنده رویکرد مخالفی داشتم و مبنای استدلالم وسیع تر بودن دامنه اختلاف عقلایی از اختلاف روایی بود. در ادامه جهت تبیین موضع خودم در فلسفه اخلاق، قصد دارم اندکی در خصوص مسئله ای صحبت کنم که سر فصل آن «افسانه عقل» نام گذاری میکنم. زین پس برای مدتی به مباحثی در حوزه معرفت شناسی تحلیلی می‌پردازیم تا ایده خود در عرصه محدودیت های معرفتی عقل را خدمت دوستان ارائه کنم و بعد به مباحث فلسفه اخلاق باز گردیم. @analyticalphilosophy1

  • Voice message

  • شورش شاعرانه جمع بندی مباحثات پیرامون برهان شر ارتباط مسئله فرااخلاق به برهان شر نظریه فرااخلاقی مک داول طرح مفهوم حساسیت اخلاقی مقدمه محذوف برهان شر جمع بندی: «برهان شر در نهایت اثبات میکند حساسیت اخلاقی انسان به خداوند تحمیل نمیشود»

  • عرض سلام و احترام خدمت همراهان عزیز و گرامی و تشکر بابت همراهی دوستان به دلیل برخی مشغله های کاری، مدتی از فعالیت معذور بودم که ان شاالله در روزهای آتی، مجددا کانال به روز خواهد شد. قصد دارم متنی جهت جمع بندی مناظراتی که در باب برهان شر داشتیم ارائه کنم و همچنین با توجه به گذر از عید غدیر، مطلبی در باب امامت خدمت دوستان ارائه دهم. همچنین وظیفه خود می‌دانم که جهاد ملت عظیم الشان ایران را نیز که از هر نگاه، یکی از اخلاقی ترین جنگ های دوران مدرن از حیث ورود و خروج بود را نیز ارج نهیم. بر خلاف رویه کانال و ناظر به وضعیت کنونی، در ذیل این پست اگر نکته سیاسی نیز بود (البته در سطح کلان و نسبتاً فلسفی)، امکان گفت و شنود وجود دارد.

  • 6 июн. 2025 г.1 2815из nabardb

    گفتگو متنی نیکخواه و سجاد باطنی درباره تقریر و نقد ایشان از مسله شر در مناظره اول https://t.me/sokhanranih2/21188

  • در ادامه نکته ای که یکی از مخاطبین گرامی کانال مورد اشاره قرار دادند و پاسخ من به آن می آید. نقد وارده با سلام جناب دکتر در بهشت هم انواع نعمات مادی در دسترس هست از رابطه جنسی تا شراب غیر مست کننده و گوشت پرنده و میوه!، ولی هیچ رنجی نیست. بنابراین رنج ضرورت دنیای مادی نبوده و قابل رفع هست. برگرداندن شر به رنج در صورتی که انحصار عنوان نشود تقلیل نیست، روی آوردن به یکی از مصادیق اصلی شر بعنوان چیزیست که خداوند صراحتا در قرآن آنرا تایید کرده، و ما را بی نیاز از تعریف شر می‌کند چون یقین داریم رنج قابل رفع وجود دارد. اینکه این رنج منجر به خیر میشود (رنج قلیل در مقابل خیر کثیر) در عین اینکه نبودش هم طبیعتاً خیر محسوب میشد و نیز برای برخی خیر کثیر هم وجود نخواهد داشت بل رنج قلیل منجر به رنج گزاف میشود (جهنمیان)، بر عهده شما بود که نشان دهید میتوان با حفظ خیر مطلق بودن این حالت را انتخاب کرد!. حجت الاسلام دکتر کامکار هم فی المثل در مناظره اخیرشان با آقای امیری از خیر مطلق بودن خداوند دفاع نکردند. ضمن اینکه وقتی مخاطب مصداق عنوان میکند، چه دکتر مهر روشن و چه آقای امیری، شما میتوانید تعریف خود را ارائه داده و به ایشان نشان دهید مصادیق، رنج و نتیجتاً شر نیستند!، نیازی نیست اصرار کنیم که طرف مقابل حتما تعریفی ارائه دهد. پاسخ اینجانب سلام و ادب خدمت شما و تشکر برای مشارکت تان در بحث واضح است که بهشت دنیای مادی نیست پس همچنان معتقدم رنج و به طور کلی تزاحم و محدودیت مختص این جهان است. در واقع ادعای من این است که یا باید رنجی باشد یا اصلا نباید موجودات دارای احساس خلق میشدند. باز معتقدم برگرداندن شر به رنج چه به صورت انحصاری و چه به صورت غیرانحصاری صحیح نیست. اینکه دو مفهوم مصادیقی مشترک داشته باشند به معنای یکی بودن مفاهیم نیست. دقت فرمایید که موجود قلب دار و موجود کلیه دار ممکن است هم مصداق باشند ولی قلب دار بودن هیچ ربطی به کلیه دار بودن ندارد از حیث مفهومی و معنایی تعریف هم بر عهده من نیست چون من اقامه کننده برهان نیستم. برای همین هم اصرار دارم که در اقامه برهان شر حتما باید ابتدا یک موضع فرااخلاقی ارائه کنیم در غیر اینصورت صرفا در حال ترسیم یک تراژدی ادبی خواهیم بود. @AnalyticalPhilosophy1

  • خلاصه ای از مناظره شب گذشته در شب گذشته مناظره جذابی با آقای امیری داشتم که بیشتر حول محور رنج های گزاف و شرور طبیعی گذشت. آقای امیری معتقد است که برخی مصادیق تراژیک رنج به خصوص در حیوانات سبب میشود که حداقل احتمال وجود خداوند به عنوان عالم و قادر مطلق را کاهش می‌دهد. گوزنی باردار را تصور کنید که در هنگام فرار پایش به شاخه درختی گیر کرده و به طرز فجیعی زمین میخورد و سگ های وحشی او و کودکش را می‌درند. آقای امیری معتقد است همین که ما با علم ناکافی فعلی هیچ دلیلی برای این واقعه نمی‌بینیم پس این رنج بی دلیل است. در پاسخ من ۴ مسئله را مطرح کردم که متاسفانه چندان مورد توجه و پاسخ ایشان قرار نگرفت. من معتقدم در ارائه هر شکل از برهان شر، باید چهار مسئله حل شوند. ۱) تعریف شر. ما باید تعریف مشخصی از شر ارائه کنیم تا بتوانیم چیزی به عنوان برهان شر اقامه کنیم. از نظر من تقلیل شر به رنج در این موضوع جذابیت برهان شر را از بین میبرد چون صرف وجود رنج به عنوان بخش جدایی ناپذیر حیات مادی، نمیتواند صدور شر از خداوند را ثابت کند. در حقیقت تنها جهان ممکن، جهان محدود است که در هر جهان محدودی مجموعه ای از ناکارآمدی ها و ناخوشایندی ها رخ خواهد داد که با شر اخلاقی متفاوت است. ۲) نظرگاه جماعتی و هویتی انسان. در این خصوص من نکته ای را مطرح کردم که در آن ادعای گزاف بودن یا اصلا شر بودن یک رنج بخشی از هویت اجتماعی ماست. رنج های مسیح بر صلیب در یک جماعت مسیحی عین خیر تلقی میشود، یک جماعت سرخ پوست میتواند همین گوزن در حال رنج را به عنوان مقدمه یک امر نیک تفسیر کند و به همین منوال. مسئله من این است که در نگاه یک آتئیست، نمیتوان معیاری ماورای هویت اجتماعی فرد برای تعیین برتری یک ادراک هنجاری یافت چرا که ادراک هنجاری متاخر بر حضور افراد در جماعت خودشان است. ۳) انتظار غیر واقعی از مداخله الهی. جهان محدود مادی، در ذات خود تزاحماتی را دارد. آتشی که میتواند گاه مرا گرم کند، سبب سوختن دست من نیز میشود. اینکه ما انتظار داشته باشیم که خداوند به نفع مداخله کند و هر گاه ناملایمتی بر ما حادث میشود نظام علی را از کار بیاندازد انتظاری غیر واقعی است که خود به شرور گسترده تری از جمله از بین نظام تاثیر گذاری برای موجودات و از بین رفتن اختیار منجر میشود. که نمونه هایی از آن را بررسی کردیم. ۴) دسترسی معرفتی. ما به دو چیز دسترسی معرفتی نداریم اولا مکانیزم جبران الهی. ما میدانیم که حداقل برخی از رنج ها وجود دارند که قابل جبران هستند. ما دسترسی معرفتی به اینکه دقیقا کدام رنج بی پاسخ میماند نداریم. پس برهان شر تنها میتواند به شروری استناد کند که منطقا جبرانشان محال باشد. ثانیا مفهومی به نام در هم تنیدگی علی وجود دارد که ما دقیقا نمی‌دانیم اگر تغییر در نظام علی حاصل شود چه رخدادهای دیگری حادث میشود. در واقع ما دسترسی معرفتی نداریم که آیا جهان آلترناتیو ما که یک رنج کمتر دارد آیا اولا ممکن است و ثانیا آیا مطلوبیت دارد یا رنج های گسترده تری را شامل میشود. لازم به ذکر است که اعتقاد به عدم دسترسی معرفتی در مسئله شرور، هیچ ربطی به مغالطه توسل به ندانستن یا ad hoc ندارد. نمونه مغالطه ad hoc زمانی است که عدم دسترسی معرفتی ما موجه نباشد. اینکه وقتی ما برای وجود تک شاخ به عدم دسترسی معرفتی مراجعه کنیم بی دلیل و مغالطه آمیز است اما عدم دسترسی معرفتی ما به تمام برنامه های الهی امری موجه است که در صورت وجود خدا میتوانیم احتمال قوی بدهیم که برخی برنامه های او را نمی‌دانیم. @AnalyticalPhilosophy1

  • без подписи

  • 💡شر چالشی برای خداباوری / جلسه دوم #مناظره اساتید سجاد باطنی وریا امیری/ گروه تدریس آنلاین فلسفه دو دقیقه ابتدای بحث متاسفانه ضبط نشده و فایل گفتگو در دو قسمت تقدیم می‌شود صوت جلسه اول: https://t.me/nabardb/54305

  • 4 июн. 2025 г.7916из sokhanranih3

    📌 مناظره فلسفی: شر، چالشی برای خداباوری (قسمت دوم)  💡صوت جلسه اول :https://t.me/nabardb/54305 🔹 اساتید:  🎙️ سجاد باطنی - مدرس و محقق فلسفه  🎙️ وریا امیری - مدرس و محقق فلسفه  🔹 زمان برگزاری:  🕗 پنج‌شنبه شب، ساعت ۲۰ به وقت ایران  📖 این جلسه به بررسی یکی از  چالش‌برانگیزترین مسائل فلسفه دین می‌پردازد. اساتید محترم با نگاهی تحلیلی و استدلالی، ابعاد مختلف مسئله شر و تأثیر آن بر خداباوری را بررسی خواهند کرد.  📍 میزبان: گروه درسگفتارهای آنلاین فلسفه و معارف  https://t.me/+L4pcArIvuhVkNDlk

  • خلاصه و جمع بندی

  • نقد استراوسن به راسل تعریف مفهوم پیشفرض

  • ثمره تمایزات مطرح شده معنا مختص نوع است (جمله /عبارت) و ارزش صدق و کذب متعلق به کاربرد

  • تمایزات اساسی استراوسن جمله، کاربرد جمله، بیان جمله عبارت، کاربرد عبارت، بیان عبارت

  • خلاصه ای از نظریه توصیف راسل

  • مقدمه آغازین مقاله on referring اثر استراوسن

  • Voice message

  • در ادامه یکی دیگر از بحث های مطرح شده با مخاطبان محترم کانال را جهت فهم بهتر موضوع ارائه میکنم. سوال: در بررسی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی، با تفاوت دیدگاهی میان ایشان و شهید مطهری مواجه میشیم. علامه طباطبایی اعتباریات را ساخته ذهن برای تحقق اهدافی چون بقا و نظم می‌دانند، و ارزش آنها را وابسته به میزان کارکردشان در رسیدن به آن اهداف تلقی می‌کنند. در مقابل، شهید مطهری بر این باورند که مفاهیمی مانند عدالت، ریشه در واقعیت دارند و داوری اخلاقی درباره آن‌ها ممکن است. می‌خواستم بپرسم نظریه کیفیت ثانویه بودن اخلاقیات به نظر علامه نزدیکتره یا شهید مطهری و یا اصولا قرابتی دارند یا نه شباهت و تفاوت هاشون رو بیان کنید. پاسخ بنده: سلام علیکم و رحمت الله اگر بخواهیم نظریات فرااخلاقی شهید مطهری و علامه طباطبایی را در قاموس فرااخلاق معاصر قرار دهیم از منظر بنده، علامه طباطبایی به نوعی از برساخت گرایی اخلاقی باور دارد که در آن، اخلاقیات وجود عینی ندارند و بر اساس اعتبار انسانی شکل میگیرند تا بخشی از نیازهای حقیقی او را مرتفع سازند. چیزی شبیه به مالکیت که اگرچه مصداق بیرونی ندارد ولی نفس انسانی به طوری طراحی شده که بجز با اعتبار مفهومی به نام مالکیت، امکان رفع پاره ای از نیازهای خود را ندارد. پس نوعی ناشناخت گرایی توسط علامه ترویج میشود که در آن اگرچه اخلاقیات ما به ازای عینی ندارند ولی زیست انسانی آنها را ناگزیر میسازد شهید مطهری از سوی دیگر با این نظر مخالف است و معتقد است که اخلاقیات بر اساس نظام حکیمانه الهی، بخشی از جهان خارج هستند که عمل به آنها سبب شکوفایی فطرت انسانی میشود. با این حساب شهید مطهری واقع گرا و شناخت گرایی است که به نوعی از تقلیل گرایی معتقد است که ذیل آن امور اخلاقی مصادیقی هستند که نیاز انسان به کمال را معنا می‌بخشند و فطرت انسانی در تعامل با آنها به غایت خود دست می یابد. بنده با کمال احترام برای این بزرگان، هر دو نظریه را دارای اشکالات فراوانی هستی شناختی میدانم که برخی آنها تا به حال در کانال ذکر شده و برخی دیگر در ادامه خواهد آمد. نظریه کیفیت ثانویه بودن اخلاق اگرچه وجه شباهت هایی با هر دو نظریه فرااخلاقی مطرح شده دارد اما اصولاً تعریف مجزایی از واقعیت اخلاقی ارئه میدهد که در آن ضمن پذیرش مبنای خارجی برای اخلاق، دلیل وجود امور اخلاقی را تعامل مدرک انسانی با جهان خارج میداند و نه صرف ادراک یک امر خارجی مستقل. در حقیقت این نظریه، مانند نگاه علامه طباطبایی، اصل وابستگی اخلاق به ذهن انسانی را تایید میکند ولی جنس این وابستگی را نه در صرف اعتبار انسانی در جهتی کارکردگرایانه بلکه منوط به «بودن جهان چنان که هست» عنوان میکند. بر همین اساس این نظر مانند ایده شهید مطهری اخلاقیات را دارای مرجع خارجی میداند ولی معتقد است که اخلاقیات صرف همان مرجع خارجی نیست بلکه ادراک انسانی از آن مرجع خارجی، عامل معنا بخشی به امور اخلاقی خواهد بود. #ایده @AnalyticalPhilosophy1