- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 46
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 349
- 1/48двое суток
- 1 545
- 1/72трое суток
- 1 667
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
دنیسووانها از همعصران خود بلندقدتر بودند و گوشت زیادی میخوردند دو پژوهش جدید، تصویر دقیقتری از یکی از اسرارآمیزترین خویشاوندان منقرضشده انسان ارائه میکنند. پژوهشگران با بررسی دو استخوان پای کشفشده از بستر تنگه پنگهو در نزدیکی تایوان، شواهدی به دست آوردهاند که نشان میدهد دنیسووانها هم جثهای بزرگ و قدبلند داشتهاند و هم رژیم غذایی آنها بهشدت متکی بر گوشت بوده است. دنیسووانها حدود دو دهه پیش، پس از شناسایی DNA در استخوان انگشت کوچک یک انسان باستانی در غار دنیسووا در سیبری، بهعنوان یک گروه انسانی متمایز شناخته شدند. از آن زمان، یافتههای فسیلی مستقیم از آنها بسیار محدود بوده و بیشتر به یک فک، چند دندان و قطعاتی از استخوان محدود میشد. همین کمبود فسیل باعث شده بود شناخت ما از شکل و اندازه بدن آنها بسیار ناقص باشد. اکنون دو استخوان پا، شامل یک استخوان ران و بخشی از استخوان درشتنی، اطلاعات تازهای فراهم کردهاند. پژوهشگران با بررسی پروتئینهای باستانی موجود در این استخوانها، الگوی پروتئینی آنها را با بقایای دنیسووانی شناختهشده، از جمله فک پنگهو و استخوان انگشت غار دنیسووا، تطبیق دادند. نتایج نشان میدهد این دو استخوان متعلق به دو فرد دنیسووان بودهاند. طول استخوانها نشان میدهد ارتفاع بدن این دو فرد احتمالاً حدود ۱۸۰ و ۱۹۰ سانتیمتر بوده است؛ قدی قابل توجه در مقایسه با بیشتر انسانهای همدوره. برای مقایسه، میانگین قد مردان نئاندرتال حدود ۱۶۸ سانتیمتر و میانگین قد مردان انسان خردمند حدود ۱۷۵ سانتیمتر برآورد شده است. بنابراین دنیسووانها احتمالاً از بسیاری از همعصران خود بلندقدتر بودهاند، هرچند شواهدی از غولآسا بودن آنها وجود ندارد. یافتههای مربوط به رژیم غذایی نیز جالب است. بررسی نسبت ایزوتوپهای نیتروژن در یکی از استخوانها نشان میدهد این فرد در سطح بالایی از زنجیره غذایی قرار داشته و رژیمی عمدتاً گوشتی داشته است؛ الگویی که شباهت زیادی به رژیم غذایی نئاندرتالهای اروپایی دارد. در عین حال، برخلاف انتظار با توجه به زندگی در منطقهای نزدیک به دریا، نشانهای از مصرف قابل توجه ماهی و دیگر غذاهای دریایی دیده نشد. ایزوتوپهای نیتروژن بیشتر با مصرف جانوران خشکیزی گیاهخوار سازگار بودند. البته از آنجا که اطلاعات رژیم غذایی تنها از یک فرد به دست آمده، نمیتوان آن را به تمام جمعیت دنیسووان تعمیم داد. با این حال، این یافته میتواند نشان دهد که دنیسووانهای جنوبشرقی آسیا نسبت به انسانهای مدرن که بعدها وارد این منطقه شدند، دامنه غذایی محدودتری داشتهاند. یکی دیگر از یافتههای مهم، سن استخوانها است. برآوردی که در سال ۲۰۲۳ بر اساس ایزوتوپهای اورانیوم انجام شده بود، سن آنها را حدود ۱۶۰ هزار سال تخمین میزد. اما تاریخگذاری رادیوکربن جدید، سن آنها را حدود ۴۵ هزار سال نشان میدهد. اگر این تاریخگذاری درست باشد، این استخوانها از جوانترین بقایای دنیسووانیِ دارای تاریخگذاری نسبتاً دقیق محسوب میشوند. این تاریخ اهمیت ویژهای دارد، زیرا حدود ۴۵ هزار سال پیش، انسانهای مدرن در حال گسترش سریع در آسیا بودند؛ بنابراین دنیسووانهای این منطقه احتمالا در دورهای زندگی میکردند که تماس میان آنها و انسان خردمند امکانپذیر بوده است. شواهد ژنتیکی نیز نشان میدهد که انسانهای مدرن در گذشته با دنیسووانها آمیزش داشتهاند و بخشی از DNA دنیسووانی هنوز در ژنوم برخی جمعیتهای امروزی وجود دارد. با این حال، یک محدودیت مهم باقی میماند؛ اینکه استخوانهای پنگهو از رسوبات طبیعی و دستنخورده یک محوطه باستانشناختی به دست نیامدهاند، بلکه همراه با حجم زیادی از استخوانهای جانوری توسط یک کشتی ترال صنعتی از کف دریا لایروبی شدهاند. بنابراین ارتباط دقیق آنها با یکدیگر و تعیین موقعیت زمانی و محیطیشان دشوار است. با وجود این محدودیت، یافتههای جدید یک خلأ مهم در پرونده فسیلی دنیسووانها را پر میکنند. اکنون میدانیم که این خویشاوند اسرارآمیز انسان نهتنها مغز و دندانهای بزرگی داشته، بلکه دستکم برخی از افراد آن جثهای بلند و قدرتمند نیز داشتهاند. مهمتر از همه، مجموعه بزرگ استخوانهای پنگهو ممکن است هنوز بقایای دیگری در خود داشته باشد که بتواند اطلاعات بیشتری درباره ظاهر، زندگی و سازگاریهای دنیسووانها در اختیار دانشمندان قرار دهد. #سام ☝ @Discourseees 🔗 Science
طراحی هوشمند( تلاشی برای قالب کردن خلقت گرایی به عنوان یه مبحث علمیه) با توضیحات دکتر استیون نوولا، عصبشناس @Discourseees
نامِ ریچارد داوکینز در بین تمامی کشور های خاورمیانه، بیشترین سرچ در گوگل را در کشور ایران داشته است. در این ویدئو مصاحبه مریم نمازی، فعال حقوق بشر با پرفسور ریچارد داوکینز مشاهده میکنید. دارای زیرنویس پارسی @Discourseees
اگر در طبیعت، جنگل یا کویر دچار مارگزیدگی شدید، چه اقداماتی باید انجام دهید تا مصدوم با کمترین عارضه به مرکز درمانی برسد؟ در این ویدیو بر اساس آخرین راهنماها و گایدلاینهای سازمان بهداشت جهانی (WHO)، اقدامات اولیه درست و نجاتبخش بعد از مارگزیدگی را به صورت قدم به قدم آموزش میدهم. همچنین با بررسی یک نمونه واقعی از کودک ۵ سالهای که به دلیل اقدامات نادرست دچار عوارض شدید شده بود، اهمیت این نکات را بررسی میکنیم. در این ویدیو میآموزید: اولین کار ضروری پس از مارگزیدگی در صورت تنها بودن یا بودن در گروه چرا نباید از الکل برای ضدعفونی محل زخم استفاده کرد ؟ نحوه درست بیحرکت نگهداشتن و موقعیت اندام آسیبدیده مرور اقدامات اشتباه و خطرناکی که هرگز نباید انجام دهید (نیشتر زدن، مکیدن، تورنیکه و یخ) اگر اهل طبیعتگردی هستید، حتماً این ویدیو را تا انتها ببیند و برای دوستان طبیعتگرد خود بفرستید. @Discourseees
از خودگذشتگی سلولی؛ برخی سلولهای بدنت که حاضرند برای نجات دیگران خودکشی کنند!!! بدن انسان حدود ۳۰ تا ۴۰ تریلیون سلول دارد. تقریباً تمام این سلولها یک هدف مشترک دارند: زنده بمانند. حتی اگر قرار باشد بمیرند، مرگشان معمولاً برنامهریزیشده و کنترلشده است؛ فرایندی که آن را آپوپتوز مینامیم. در آپوپتوز، سلول بیسروصدا خودش را جمع میکند، DNA خود را قطعهقطعه میکند و بدون ایجاد التهاب، از صحنه خارج میشود. اما یکی از سلولهای سیستم ایمنی، قانون دیگری دارد. نوتروفیل. این سلول نهتنها میداند که عمرش کوتاه است، بلکه در شرایطی حاضر است به شکلی بمیرد که برای بیشتر سلولهای بدن، کاملاً غیرمنطقی به نظر میرسد. فرض کن یک باکتری خطرناک وارد خون شده است. نوتروفیل آن را میبلعد، گونههای فعال اکسیژن (ROS) تولید میکند، آنزیمهای کشنده را آزاد میکند و تلاش میکند مهاجم را از بین ببرد. اما بعضی میکروبها بهقدری مقاوماند که این کافی نیست. اینجاست که نوتروفیل آخرین سلاح خود را به کار میگیرد. او خودش را منفجر نمیکند؛ بلکه DNA خودش را به بیرون پرتاب میکند. این پدیده را NETosis مینامند. در این فرایند، کروماتین هسته از هم باز میشود، DNA همراه با هیستونها و مجموعهای از پروتئینهای ضد میکروبی از سلول خارج میشوند و در فضای اطراف، شبکهای سهبعدی تشکیل میدهند. به این شبکهها Neutrophil Extracellular Traps یا به اختصار NETs گفته میشود. در واقع، نوتروفیل از مهمترین دارایی خود، یعنی ژنومش، یک تله شکار میسازد. باکتریها، قارچها و حتی بعضی انگلها ممکن است در این شبکه گرفتار شوند. در همان حال، غلظت بالای پروتئینهای ضد میکروبی موجود در NETها میتواند به مهار یا نابودی آنها کمک کند. این یکی از عجیبترین رفتارهای شناختهشده در زیستشناسی سلولی است. سلولی که میلیاردها سال فرگشت، آن را برای محافظت از DNA مجهز کرده، در نهایت همان DNA را به بیرون پرتاب میکند تا از بدن دفاع کند. اما طبیعت تقریباً هیچوقت چیزی را بدون هزینه به دست نمیآورد. اگر NETها بیش از حد تشکیل شوند یا بهدرستی پاکسازی نشوند، میتوانند دردسرساز شوند. DNA و هیستونهایی که در شرایط عادی داخل هسته پنهان هستند، حالا در فضای خارج سلولی قرار گرفتهاند؛ جایی که سیستم ایمنی ممکن است آنها را بهعنوان مولکولهای خطر تشخیص دهد. به همین دلیل، شواهد نشان میدهند NETها میتوانند در برخی بیماریهای خودایمنی، مانند لوپوس اریتماتوی سیستمیک، و نیز در بعضی فرایندهای التهابی و ترومبوتیک نقش داشته باشند. البته نقش دقیق آنها بسته به بیماری متفاوت است و هنوز موضوع پژوهشهای گسترده است. جالبتر اینکه بعضی باکتریها هم بیکار ننشستهاند. آنها آنزیمهایی به نام DNase ترشح میکنند که میتوانند همین شبکههای DNA را تجزیه کنند و از تله فرار کنند. یعنی در مقیاس میکروسکوپی، نبردی دائمی در جریان است: بدن با DNA تله میسازد... و میکروب با آنزیم، تله را پاره میکند. از دیدگاه فرگشت، NETosis فقط یک مکانیسم دفاعی نیست؛ نمونهای از این حقیقت است که انتخاب طبیعی، همیشه به دنبال «بهترین راهحل» نیست. گاهی بهترین راه نجات یک موجود زنده، این است که بعضی از سلولهایش حاضر باشند به شکلی کاملاً غیرقابل بازگشت، خودشان را قربانی کنند. شاید عجیبترین نکته این باشد که ارزشمندترین مولکول هر سلول، یعنی DNA، همیشه قرار نیست فقط حامل اطلاعات ژنتیکی باشد. در یک نوتروفیل، همین مولکول میتواند در آخرین لحظه زندگی، به سلاح تبدیل شود. @Discourseees
مستند نبوغ چارلز داروین ارائهشده توسط ریچارد داوکینز قسمت سوم (آخر) @Discourseees
مستند نبوغ چارلز داروین ارائهشده توسط ریچارد داوکینز قسمت دوم @Discourseees
اگر تمام ویروسهای زمین را در یک شب از بین ببریم، احتمالاً بزرگترین فاجعه زیستی تاریخ را رقم زدهایم. وقتی اسم ویروس را میشنویم، ذهنمان سریع به سمت بیماری میرود؛ آنفلوآنزا، کرونا، ایدز، هاری، آبله... انگار ویروسها فقط ماشینهای کشتار هستند. اما این فقط بخشی از داستان است. واقعیت این است که اگر فردا صبح تمام ویروسهای روی زمین ناپدید شوند، شاید در نگاه اول تصور کنیم دنیا امنتر شده است. اما احتمالاً فقط چند سال بعد، اکوسیستم زمین شروع به فروپاشی خواهد کرد. دلیلش این است که بیشتر ویروسهای زمین، اصلاً انسان را آلوده نمیکنند. حتی بیشتر آنها جانوران و گیاهان را هم آلوده نمیکنند. بزرگترین قربانیان ویروسها موجوداتی هستند که حتی با چشم دیده نمیشوند: باکتریها. ویروسهای آلودهکننده باکتریها را باکتریوفاژ یا به اختصار فاژ مینامند. در هر میلیلیتر آب دریا ممکن است میلیونها فاژ وجود داشته باشد. در مقیاس کل سیاره، تعداد ویروسها حدود 10³¹ برآورد میشود؛ عددی آنقدر بزرگ که اگر همه آنها را پشت سر هم قرار دهی، طولشان از هزاران کهکشان عبور میکند. اما این ارتش عظیم چه کاری انجام میدهد؟ هر روز، فاژها بخش قابل توجهی از جمعیت باکتریهای اقیانوس را از بین میبرند. در نگاه اول این کار بیمعنی به نظر میرسد. چرا باید باکتریهایی را بکشند که پایه بسیاری از چرخههای زیستی هستند؟ پاسخ در تعادل اکوسیستم نهفته است. اگر فاژها وجود نداشتند، بعضی گونههای باکتری میتوانستند بهسرعت بر دیگران غلبه کنند و تنوع میکروبی بهشدت کاهش پیدا کند. اما با کشتن مداوم جمعیتهای غالب، فاژها اجازه میدهند گونههای دیگر هم فرصت بقا پیدا کنند. زیستشناسان این پدیده را گاهی "Kill the Winner" مینامند؛ یعنی هر جمعیتی که بیش از حد موفق شود، بیشتر در معرض حمله فاژها قرار میگیرد. اما داستان از این هم عجیبتر است. وقتی فاژ یک باکتری را آلوده میکند، همیشه فقط آن را نمیکشد. گاهی بخشی از DNA خودش را وارد ژنوم باکتری میکند. گاهی هم هنگام خروج، اشتباهاً بخشی از DNA یک باکتری را به باکتری دیگری منتقل میکند. به این فرایند ترانسداکشن (Transduction) میگویند. یعنی ویروسها فقط قاتل نیستند... آنها مهندسان ژنتیک طبیعت هم هستند. بخش مهمی از انتقال افقی ژنها در دنیای باکتریها به کمک همین فاژها انجام میشود. البته این همیشه خبر خوبی نیست. گاهی ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی یا حتی ژنهای تولید سموم باکتریایی از همین مسیر میان باکتریها جابهجا میشوند. به بیان دیگر، بعضی از خطرناکترین ویژگیهای باکتریها، ممکن است هدیه یک ویروس باشند. اما عجیبترین قسمت داستان هنوز باقی مانده است. اگر به ژنوم خودت نگاه کنی، خواهی دید که حدود ۸ درصد DNA انسان از بقایای رتروویروسهای باستانی تشکیل شده است. این ویروسها میلیونها سال پیش سلولهای جنسی اجداد ما را آلوده کردند و DNA آنها برای همیشه وارد ژنوم انسان شد. بیشتر این توالیها امروز غیرفعالاند. اما نه همه آنها. یکی از مشهورترین نمونهها، ژنی به نام Syncytin است. این ژن منشأ ویروسی دارد و امروزه برای تشکیل جفت (Placenta) در پستانداران ضروری است. پروتئین Syncytin به همجوشی سلولهای تروفوبلاست کمک میکند و بدون این فرایند، تشکیل طبیعی بخشی از جفت امکانپذیر نیست. یعنی یکی از مهمترین نوآوریهای تولیدمثل در پستانداران، احتمالاً بدون یک ویروس باستانی هرگز به شکل امروزی تکامل پیدا نمیکرد. پس سؤال این است: ویروس چیست؟ دشمن؟ انگل؟ یا یکی از معماران پنهان حیات؟ شاید پاسخ این باشد که ویروسها هیچکدام از اینها نیستند. آنها فقط ماشینهای تکثیرند. اما در طول میلیاردها سال، همین ماشینهای ساده آنقدر در تکامل ژنومها، اکوسیستمها و حتی پیدایش ویژگیهای جدید نقش داشتهاند که اگر آنها را از تاریخ زمین حذف کنی، احتمالاً نه فقط بیماریها، بلکه بخش بزرگی از خود حیات امروزی هم هرگز به وجود نمیآمد. @Discourseees
مستند نبوغ چارلز داروین ارائهشده توسط ریچارد داوکینز قسمت اول @Discourseees
بدنت هر روز عمداً خودش را مسموم میکند؛ و اگر این کار را متوقف کند، ظرف چند دقیقه خواهی مرد. وقتی اسم «رادیکال آزاد» را میشنویم، معمولاً یاد تبلیغات مکملها و آنتیاکسیدانها میافتیم؛ انگار این مولکولها فقط دشمن بدن هستند. اما واقعیت دقیقاً برعکس است. بعضی از مهمترین سلولهای ایمنی ذاتی، بهویژه نوتروفیلها و ماکروفاژها، برای کشتن میکروبها عمداً مقادیر زیادی از رادیکالهای آزاد اکسیژن تولید میکنند. وقتی یک باکتری وارد بدن میشود، نوتروفیل آن را میبلعد. اما کشتن باکتری تازه از اینجا شروع میشود... در عرض چند ثانیه، آنزیمی به نام NADPH Oxidase فعال میشود و بهسرعت سوپراکسید (O₂⁻) و سپس مجموعهای از گونههای فعال اکسیژن (ROS) تولید میکند؛ پدیدهای که به آن Respiratory Burst یا «انفجار تنفسی» میگویند. اسمش گمراهکننده است؛ این انفجار هیچ ربطی به تنفس ندارد. در واقع سلول ایمنی، اکسیژن را به یک سلاح شیمیایی تبدیل میکند. بعد ماجرا از این هم خشنتر میشود. آنزیم Myeloperoxidase از همین مولکولها، هیپوکلروس اسید (HOCl) تولید میکند. اگر این نام برایت آشناست، دلیلش این است که ماده مؤثره وایتکس هم تقریباً همین ترکیب است. یعنی یکی از سلولهای بدن تو، در مقیاسی میکروسکوپی، چیزی شبیه وایتکس تولید میکند تا باکتری را حل کند. اما این سلاح یک مشکل بزرگ دارد. رادیکالهای آزاد دشمن و دوست نمیشناسند. اگر کنترل نشوند، DNA، پروتئینها و غشای سلولهای خود بدن را هم تخریب میکنند. به همین دلیل، بدن همزمان یک ارتش کامل از آنتیاکسیدانها ساخته است؛ آنزیمهایی مثل سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز دائماً این مواد را جمع میکنند تا قبل از آسیب گسترده، خنثی شوند. در واقع، حیات روی یک مرز بسیار باریک حرکت میکند. اگر رادیکال آزاد کم تولید شود، میکروبها زنده میمانند. اگر زیاد تولید شود، خود بدن قربانی میشود. جالبتر اینکه امروزه میدانیم رادیکالهای آزاد فقط سلاح نیستند؛ آنها نقش پیامرسان هم دارند. رشد سلول، تقسیم سلولی، ترمیم زخم، رگزایی و حتی فعال شدن بعضی ژنها به مقادیر کنترلشده همین مولکولها وابسته است. یعنی چیزی که سالها فقط بهعنوان «عامل پیری» یا «سم» معرفی میشد، در حقیقت یکی از ضروریترین ابزارهای حیات است. شاید به همین دلیل، بسیاری از کارآزماییهای بالینی نشان دادهاند که مصرف بیرویه آنتیاکسیدانها همیشه مفید نیست و در بعضی شرایط حتی میتواند پاسخ طبیعی بدن را مختل کند. @Discourseees
без подписи
без подписи
پوستر فوقالعاده جالب و با جزئیات از جدول تناوبی عناصر #سام ➕ @Discourseees وقتی بزرگنمایی میکنید بسته به مدل موبایل شما باید چند ثانیه برای باز شدنش صبر کرد.
فصل نهم علم در برابر شبهعلم 📚مغز فریبکار شما 👤استیون نوولا @HiggsMind
میکروپلاستیکها ممکن است از سد جفت عبور کنند و تولید هورمونها را تغییر دهند پژوهشی جدید نشان میدهد برخی میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها میتوانند از سد جفت عبور کرده و بر تولید هورمونهای مهم دوران بارداری اثر بگذارند؛ هرچند هنوز مشخص نیست این تغییرات چه پیامد مستقیمی برای رشد جنین انسان دارند. با افزایش شدید تولید پلاستیک از دهه ۱۹۵۰، ذرات ریز حاصل از تجزیه آن تقریباً در همهجا یافت میشوند و اکنون حضور آنها در خون، جفت، مایع آمنیوتیک و نخستین مدفوع نوزاد نیز شناسایی شده است. پژوهشی که توسط پژوهشگران دانشگاه آزاد آمستردام انجام شده بررسی کرده است که آیا این ذرات میتوانند از سد جفت انسانی عبور کنند و بر مسیرهای هورمونی اثر بگذارند یا نه. دانشمندان برای این کار مدلی آزمایشگاهی با سه لایه از سلولهای انسانی ساختند که ساختار جفت را شبیهسازی میکند. این مدل شامل سلولهای مشابه پوشش جفت، سلولهای رگ خونی بند ناف و سلولهای مرتبط با تولید هورمونهای جنینی بود. پس از افزودن انواع مختلف میکرو و نانوپلاستیکها، پژوهشگران دریافتند بیشتر پلیمرهای آزمایششده طی ۷۲ ساعت توانستند از لایههای مدل جفت عبور کنند. تنها پلیآمید در مقادیر قابل اندازهگیری در سمت دیگر سد مشاهده نشد. بررسیها نشان داد برخی ذرات پلاستیک در لایههای ابتدایی جفت تجمع یافتند و قرار گرفتن سلولها در معرض این مواد باعث تغییر در تولید برخی هورمونها شد. برای مثال، چند نوع پلاستیک سطح هورمون اتیوکولانولون را کاهش دادند و پلیاستایرن بر سطح استروژن اثر گذاشت. هورمونهای استروئیدی نقش مهمی در رشد جنین و حفظ بارداری دارند؛ بنابراین پژوهشگران میگویند بررسی دقیقتر سازوکار این تغییرات ضروری است. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند این یافتهها به معنای اثبات آسیب قطعی به جنین انسان نیست. تفاوت میان مدلهای آزمایشگاهی، مطالعات حیوانی و شرایط واقعی بدن انسان باعث میشود برای تعیین خطر واقعی، به پژوهشهای انسانی طولانیمدت بیشتری نیاز باشد. این پژوهش یافته بیشتری ارائه میدهد که میکروپلاستیکها میتوانند وارد محیطهای حساس بدن مانند جفت شوند و بر فرآیندهای زیستی اثر بگذارند، اما میزان تأثیر آنها بر سلامت نسل آینده هنوز یک پرسش باز علمی است. #سام ➡️ @Discourseees Molecular and Cellular Endocrinology
بدنت هر روز صدها سلول را به جرم «ممکن است در آینده خطرناک شوند» اعدام میکند. اگر از مردم بپرسی سیستم ایمنی چه کاری انجام میدهد، تقریباً همه یک جواب میدهند: «میکروبها را میکشد.» اما این فقط نیمی از وظیفه سیستم ایمنی است. وظیفه دیگرش بسیار عجیبتر است؛ کشتن سلولهای خود بدن. هر روز میلیونها سلول در بدن دچار جهش ژنتیکی میشوند. بیشتر این جهشها بیضررند، اما بعضی از آنها ممکن است اولین قدم برای تبدیل شدن به یک سلول سرطانی باشند. نکته اینجاست که سیستم ایمنی نمیتواند آینده را ببیند. پس از کجا میفهمد کدام سلول باید کشته شود؟ پاسخ در مولکولهایی است که تقریباً روی سطح تمام سلولهای بدن قرار دارند؛ مولکولهای MHC کلاس I. این مولکولها دائماً تکههای کوچکی از پروتئینهای داخل سلول را روی سطح خود نمایش میدهند؛ انگار هر سلول هر چند دقیقه یکبار محتویات داخلش را به مأموران ایمنی نشان میدهد. اگر پروتئین غیرطبیعی باشد، اگر ویروس درون سلول در حال تکثیر باشد، یا اگر جهش باعث ساخته شدن پروتئین جدیدی شده باشد، لنفوسیتهای T کشنده ممکن است آن سلول را بهعنوان یک تهدید شناسایی کنند. و بدون هیچ تردیدی آن را میکشند. یعنی ممکن است سلولی که هنوز کاملاً سالم به نظر میرسد، فقط به این دلیل که احتمال دارد در آینده خطرناک شود، از بین برود. اما داستان اینجا تمام نمیشود. بعضی سلولهای سرطانی یاد گرفتهاند که برای فرار از این بازرسی، مقدار MHC-I را روی سطح خود کم کنند. از دید آنها، اگر چیزی نمایش داده نشود، سیستم ایمنی هم چیزی نخواهد دید. این یک ترفند هوشمندانه است... اما نه به اندازه کافی. چون بدن یک سیستم پشتیبان هم دارد. سلولهای NK (Natural Killer) دقیقاً دنبال همین هستند؛ سلولهایی که MHC-I ندارند یا مقدارش غیرطبیعی کم شده است. یعنی اگر سلول بخواهد خودش را مخفی کند، وارد رادار یک گروه دیگر میشود. در واقع سیستم ایمنی یک بازی تکاملی فوقالعاده طراحی کرده است: اگر چیزی را نشان بدهی و غیرطبیعی باشی، T Cell تو را میکشد. اگر چیزی را نشان ندهی، NK Cell تو را میکشد. این مسابقه میلیونها سال است که ادامه دارد. سرطان دائماً راههای جدیدی برای فرار پیدا میکند و سیستم ایمنی دائماً روشهای جدیدی برای شناسایی آن تکامل میدهد. شاید به همین دلیل است که امروزه یکی از انقلابیترین درمانهای سرطان، شیمیدرمانی نیست؛ بلکه برداشتن ترمز از روی سیستم ایمنی است تا دوباره بتواند سلولهایی را ببیند که سالها موفق شده بودند از دیدش پنهان بمانند. @Discourseees
تا پیش از پیدایش پزشکی مدرن، واکسیناسیون، آنتیبیوتیکها، بهداشت عمومی، آب سالم، زایمان ایمن و مراقبتهای علمی از مادر و کودک، مرگومیر کودکان به شکل وحشتناکی بالا بود. در بسیاری از جوامع، بخش بزرگی از کودکان پیش از رسیدن به پنجسالگی جان خود را از دست میدادند. به همین دلیل خانوادهها معمولاً فرزندان زیادی داشتند، اما بسیاری از پدران و مادران ناچار بودند مرگ یک یا چند فرزند خود را با چشم ببینند. این وضعیت برای قرنها واقعیت زندگی بشر بود. این تاریخ دو پرسش جدی ایجاد میکند. نخست اینکه اگر طب سنتی آنگونه که برخی ادعا میکنند توان درمان بیماریها را داشت، پس چرا هزاران سال نتوانست این فاجعه را کاهش دهد؟ چرا بیماریهای عفونی، مرگ نوزادان، مرگ زنان هنگام زایمان و اپیدمیها همچنان میلیونها انسان را قربانی میکردند؟ واقعیت این است که طب سنتی، با وجود برخی تجربههای مفید درباره گیاهان دارویی یا مراقبتهای اولیه، هرگز ابزار لازم برای شناخت میکروبها، ویروسها، کمبودهای تغذیهای، فیزیولوژی بدن یا درمان مؤثر بسیاری از بیماریها را نداشت. آنچه امید به زندگی را بهطور چشمگیر افزایش داد، پزشکی مبتنی بر شواهد، واکسنها، آنتیبیوتیکها، بیهوشی، جراحی مدرن و بهداشت عمومی بود؛ نه نسخههای سنتی. دوم اینکه بسیاری از افراد امروز برای کوچکترین موفقیت فرزندشان، از قبولی در دانشگاه گرفته تا یک امتحان، دخالت مستقیم خدا را قطعی میدانند. اما اگر قرار بود اراده الهی به این شکل در زندگی انسانها مداخله کند، چگونه میتوان توضیح داد که برای هزاران سال، میلیونها مادر داغ مرگ فرزند را تحمل کردند؟ اگر قرار بر مداخله بود، آیا نجات جان کودکان از مرگهای قابل پیشگیری، اولویت بیشتری نداشت؟ تاریخ نشان میدهد که بزرگترین کاهش مرگومیر کودکان، نه با دعا، نه با طب سنتی، بلکه با پیشرفت علم، پزشکی مدرن، واکسیناسیون، بهداشت و تحقیقات علمی حاصل شد. این دستاوردها نتیجه مشاهده، آزمایش، نقد و اصلاح مداوم دانش بودند، نه تکیه بر باورها یا سنتهایی که قرنها نتوانستند از تکرار این تراژدی جلوگیری کنند. @Discourseees
۴ خطای بزرگ در اقدامات اولیه مارگزیدگی آیا میدانستید بسیاری از معلولیتها و قطع عضوها در مارگزیدگی، نه به خاطر سمِ مار، بلکه به دلیل اشتباهات وحشتناک در کمکهای اولیه رخ میدهد؟ اگر اهل طبیعتگردی هستید، این ویدئو میتواند تفاوت بین یک سفر خاطرهانگیز و یک فاجعه جبرانناپذیر باشد. بسیاری از ما با باورهای غلطی بزرگ شدهایم که از فیلمهای سینمایی یاد گرفتهایم؛ اقداماتی که طبق آخرین گایدلاینهای سازمان بهداشت جهانی (WHO) نه تنها سودی ندارند، بلکه وضعیت مصدوم را وخیمتر میکنند. در این ویدئو به عنوان فوقتخصص نفرولوژی، بر اساس تجربیاتم از بیمارانی که حتی کارشان به دیالیز و آیسییو کشیده شده، ۴ اشتباه مهلک را بررسی کردهام. 01:45 - منبع معتبر این آموزش (گایدلاین WHO) 02:30 - اولین قدم حیاتی: حفظ آرامش و دور کردن مصدوم 03:50 - مدیریت زیورآلات قبل از شروع تورم 04:30 - اشتباه اول: چرا بستن تورنیکه (کمربند) باعث قطع عضو میشود؟ 05:15 - اشتباه دوم و سوم: خطرات نیشتر زدن و مکیدن زخم 06:00 - اشتباه چهارم: داروهای ممنوعه و خطرناک (آسپیرین و الکل) @Discourseees
مستند « ذهنهای زیبا » (Beautiful Minds) یک مستند شش قسمتی که در قسمت شش آن، به زندگی و بیوگرافی ریچارد داوکینز از کودکی تا تبدیل شدن به یک زیست شناس فرگشتی معروف، همچنین به دیدگاه ها و نظرات او در مورد علم و دین میپردازد. @Discourseees