دیپلماسی
СтатистикаMA International relations Visiting Lecturer of Political Science Instagram.com/diplomacy_cha بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 26
- Всего постов
- 362
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 002
- 1/48двое суток
- 2 338
- 1/72трое суток
- 2 521
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
🔵🔴ایران فرزندانش را فراموش نمیکند خطر اعدام بعد انقلاب منو تهدید میکرد! دکتر #شهریار_عدل (۱۳۹۴-۱۳۲۲) از برجستهترین باستانشناسان و ایرانشناسان معاصر بود. او نقش مؤثر در پروندههای ثبت جهانی آثار ایران در یونسکو داشت؛ از جمله در نخستین ماههای پس از انقـلاب، هنگامی که جماعتی تصمیم داشتند تختجمشید را ویران کنند شهریار عدل در اقدامی هشیارانه و ستودنی توانست با هزینه شخصی خویش تختجمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان را در فهرست میراث فرهنگی جهان یونسکو به ثبت رساند. همچنین به دنبال میراث به تاراج رفته ایران رفت و برخی را با ارائه سند و مدارک کافی به ایران برگرداند. T.me/bestdiplomacy
🔵🔴صلح باشکوه تر از جنگ است! ✍جواد رنجبر درخشیلر عکس های جنگنده ها باشکوه است؟ عکس ناوهای هواپیمابر؟ عکس فرماندهان نظامی با درجه ها و کلاه؟ خود جنگیدن هم باشکوه است؟ سلاح ها و شلیک ها و انفجارها! منفجر شدن دشمن! لحظه ای که قدرت بشر نمایان می شود. می دانیم که قدرت همواره جذاب و شیرین است. در شاهنامه بیت هایی است که شکوه جنگ و جنگاوران را نشان می دهد. در داستان گشتاسب با ارجاسب درباره زریر یکی از بزرگترین پهلوانان آمده است: بیاید پس آن نره شیر دلیر نبرده سوار آنکه نامش زریر به پیش اندرآید گرفته کمند نشسته بر اسپندیاری سمند ابا جوشن زر درخشان چو ماه بدوی اندرون خیره گشته سپاه همگان از شکوه زریر مات و مبهوت مانده اند. صورت بندی معانی و مفاهیم اصلی زندگی در طول تاریخ بشر چنان است که جنگ را در پیوند با قدرت باشکوه می پندارد. بخشی بزرگ از ادبیات جهان و تاریخ نگاری و نظریه ها مربوط به جنگ است. چرا در نظر بشر صلح چنین شکوه و عظمت ندارد؟ صلح در مقابل جنگ، کاری است که معمولا پنهان داشته می شود. شاید دلیل اصلی آن است که صلح با قدرت پیوند ندارد. صلح گذشتن و عقب نشستن و سکوت و تحمل و شکیبایی است. در نزد عامه، این پنج کار، نه تنها شکوهی ندارد که گاه کنش هم تلقی نمی شود. انفعال است. بین مردی که فریاد می کشد و زنی که شکیبایی می کند طبیعی است که توجه ها به مرد جلب می شود. آیا صلح هیچ شکوهی ندارد و هیچ نوع جذبه و جاذبه ای هم؟ برای دیدن شکوه صلح، شکوه صبر و تحمل و سکوت، مردسالاری اعمال کننده قدرت مانع اصلی است. کسانی که شکوه گذشتن و بخشیدن را نمی بینند و آن را در برابر کشتن و نابودکردن سستی تلقی می کنند در لایه های عمیق ذهنی و اندیشه ای خود جایی برای زندگی صلح آمیز باقی نگذاشته اند. آن ها زندگی را در پیچ و خم قدرت می جویند و همانند کسی که از نقاشی پابلو پیکاسو جز خطوط درهم چیزی نمی بیند از رفتار مبتنی بر صلح چیزی در نمی یابند. یکی از مهم ترین مخالفت ها با رفتار صلح آمیز از هراس از دست دادن است. مخالفان صلح تصور می کنند که با رفتار صلح آمیز نفع مادی یا آبرو یا قدرت سیاسی یا اعتبار اجتماعی خود را از دست خواهند داد. در این باور جنگیدن حفظ ارزش هاست. بنابراین فعل جنگیدن را همه جا و برای همه چیز به صورتی بی رویه استفاده می کنند. حتی گاه برای عشق و عاطفه و ازدواج هم از فعل جنگیدن استفاده می شود که سخت نامتناسب است. تجربه بشر ثابت می کند که جنگیدن راه رسیدن به هدف ها است، اما راهی گران و سخت و ناهموار است. گاه آنچه به دست می آید از آنچه از دست می رود کم تر است. راه صلح آمیز سود کم مستمر است و زندگی را به مصداق «قطره قطره جمع شود…» می سازد. صلح همانند پیاده روی کردن مستمر روزانه است. انسان را تندرست نگاه می دارد، بی آنکه بتوان به آن افتخار کرد. رفتار صلح آمیز نشانه پیچیدگی فرهنگی فرد و بلوغ اندیشه ای اوست. دفاع نیز از مقوله صلح است و مبتنی بر سطحی بالا از تعلق فرهنگی. جنگ به معنای تجاوز، برعکس صلح، نشانه سطحی بسیار پایین از بلوغ فکری است. جنگاوران با همه جنگنده ها و ناوهایشان در اوج تکنولوژی ضعف اندیشه ای و فرهنگی هراسناکی را نمایش می دهند؛ شکوه ظاهر و پلیدی باطن. T.me/bestdiplomacy
خلاصه صوتی کتاب: درباره چین On China ✍ نوشته: هنری کیسینجر 🎧 روایت: دکتر اسفندیار خدایی ⏰ مدت: ۵۰ دقیقه چگونه چین از قرن تحقیر و شکست به یکی از تعیینکنندهترین قدرتهای قرن بیستویکم تبدیل شد؟ چرا چین جهان را متفاوت از غرب میبیند و رقابت آن با آمریکا، سرنوشت نظام بینالملل و بسیاری از تحولات جهان را رقم میزند؟ هنری کیسینجر، معمار عادیسازی روابط آمریکا و چین، در این کتاب حاصل بیش از پنجاه سال تجربه دیپلماتیک، پنجاه سفر به چین و گفتوگو با چهار نسل از رهبران این کشور را ارائه میکند. او نشان میدهد که بدون شناخت تاریخ، فرهنگ سیاسی و ذهنیت تمدنی چین، فهم سیاست خارجی و رفتار راهبردی این قدرت نوظهور ممکن نیست. کانال چکیده ماندگار خلاصه کتاب صوتی هرهفته یک کتاب تاریخیسیاسی👇 @EsfandiarKhodaee
🔵🔴چرا زبان مشترک؟! دهه ی هفتاد بود؛ با دانشجویان برنامه ی کوهنوردی سه روزه ای به سوی قله ی باغروداغ تالش گذاشته بودیم. پس از گذر از جنگل و رسیدن به یال, هوا ناگهان دگرگون شد؛ باد و بوران و کولاک و سرمای تن سوز. همه ی 26 عضو ، کلبه بزرگ چوبی تابستانی پایین قله را جان پناه گرفتیم. بیدرنگ هیمه ای و آتشی و بساط چای؛ دانشجویان گرم که شدند، آرام آرام گفتگو ها و بحث ها آغازید. در آن سال ها یک بحث داغ، مساله زبان ملی و زبان های قومی بود؛ در کلبه ی جان پناه ما دوباره و بلکه چندباره این بحث آغازید و اوج گرفت. در کنار اجاق کلبه در حال آماده سازی شام ابوالفضل بلند بلند می گفت: این فارس ها همه را زیر سلطه گرفته و زبان خود را به ما تحمیل کرده اند. گروهی مخالف و گروهی هم موافق این دیدگاه بودند. در میان دانشجویان 2 تن کردسورانی و اورامی و دیگران بلوچ، ترک، سمنانی، لک، لربویراحمدی، مازنی، گیلک، عرب خوزستانی و یزدی بودند، خود را در حلقه ی دانشجویان جا دادم. بحث ها تند تند شده بود. دانشجویان را برای لحظه ای به آرامش فراخواندم و پیشنهادی دادم. از همگی خواستم، 25 تن دیگر هر کدام تنها و تنها یک ساعت تا آماده شدن شام، فقط به زبان محلی خود گفتگو را ادامه دهیم. 10 دقیقه ای نگذشت که غوغایی از خنده و قهقهه از گروه برخاست. ترکی، اورامی، سورانی، گیلک و مازنی و لری و لکی و بلوچی و ...، هر کدام با زبان وگویش خود سخن می راندند؛ من هم با زبان بهبهانی کوشش می کردم که بر پایه سیاق وعده داده شده، باور و سخنم را به دیگران منتقل کنم. ولی مگر میشد؟! بالاخره پس از 10 دقیقه، همگی قول را شکستیم و دیدیم راهی برای تفهیم و تفهم با هم نمانده است، جز آن که زبان مشترکی را برای گفتگو انتخاب کنیم. در آن جا بود که بخشی از ایران نامه ی خود را سرودم: اگر خوان گسترده آراستی زهر قوم ایران یکی خواستی بلوچ و لر و کرد و گیل و لکی عرب، ترک، آسوری و ارمنی تپور و گلش، تالش و مازنی چگونه بپرسند، احوال همدیگری؟! اگر پارسی گفت ایران نبود سه و هفت دولت و ز آن زاده بود بسی رنج برده است از سال سی که تا نو کند بست همبستگی نظر شما چیست؟ایا در جمعی پر تنوع، بدون زبان مشترک، به موازات حفظ زبان مادری، راه دیگری وجود دارد؟... ✍️یدا... کریمی پور T.me/bestdiplomacy
🔵🔴از دولت رانتی-توزیعی تا سرمایهداری خویشاوندی: درس سوریه برای ایران ✍آرش رییسی نژاد/پژوهشگر ارشد روابط بین الملل در بحث درباره زمینههای اقتصادی بحران سوریه، معمولاً دو روایت مطرح میشود: یک روایت، اقتصاد دولتمحور بعثی، یارانههای گسترده، بنگاههای ناکارآمد و فساد بوروکراتیک را عامل اصلی میداند؛ روایت دیگر، اصلاحات بازارگرایانه دوره بشار اسد، کاهش حمایتهای اجتماعی و گسترش بخش خصوصی را برجسته میکند. اما تجربه سوریه را نمیتوان صرفاً با دوگانه سوسیالیسم یا نئولیبرالیسم توضیح داد. مسئله اصلی را باید در تغییر نهادی ناقص جستوجو کرد: سوریه نه دولت رانتی-توزیعی سابق را حفظ کرد و نه توانست به یک اقتصاد بازار رقابتی و نهادمند گذار کند؛ بلکه به نوعی سرمایهداری خویشاوندی اقتدارگرا رسید. در دوره حافظ اسد، دولت بر نوعی قرارداد اجتماعی نانوشته استوار بود. در مقابل محدودیت رقابت سیاسی، دولت از طریق اشتغال عمومی، یارانه انرژی و مواد غذایی، حمایت از کشاورزی و ارائه خدمات عمومی بخشی از منابع را میان گروههای مختلف جامعه توزیع میکرد. این ساختار، با وجود ناکارآمدی و فساد، به رژیم امکان میداد ائتلاف اجتماعی نسبتاً گستردهای ایجاد کند. اما کاهش درآمدهای نفتی و افزایش فشارهای مالی و جمعیتی، ادامه این الگوی توزیعی را دشوار کرد. با روی کار آمدن بشار اسد، اصلاحات اقتصادی سرعت گرفت. بانکهای خصوصی توسعه یافتند، تجارت و سرمایهگذاری آزادتر شد و گذار به «اقتصاد بازار اجتماعی» در دستور کار قرار گرفت. مشکل این بود که اصلاح اقتصادی از اصلاح قواعد توزیع قدرت جلو افتاد. مالکیت خصوصی گسترش یافت، بدون آنکه حاکمیت قانون به همان اندازه تقویت شود؛ بانکهای خصوصی ایجاد شدند، بدون آنکه دسترسی به اعتبار کاملاً از روابط سیاسی مستقل شود؛ و تجارت آزادتر شد، در حالی که فرصتهای اقتصادی همچنان بهطور نامتوازن در اختیار شبکههای نزدیک به قدرت قرار میگرفت. در نتیجه، بازار گسترش یافت، اما نهادهای بازار به همان اندازه توسعه پیدا نکردند. نمونه روشن این ناهماهنگی، اصلاح یارانههای سوخت در سال ۲۰۰۸ بود. افزایش قیمت بنزین و بهویژه دیزل از منظر کاهش فشار مالی بر دولت قابل فهم بود، اما اصلاح قیمتها سریعتر از ایجاد نهادهای جبرانی و فرصتهای تولیدی پیش رفت. دولت بخشی از حمایتهای گذشته را کاهش داد، بدون آنکه شبکه ایمنی اجتماعی مؤثر، اشتغال مولد و یک بخش خصوصی مستقل بتوانند بهسرعت جایگزین آن شوند. بنابراین بخشی از جامعه هزینه اصلاحات را تحمل کرد، در حالی که منافع فرصتهای جدید اقتصادی بهطور نامتناسب در اختیار گروههای برخوردار قرار گرفت. در واقع، سوریه قبل از اصلاحات دارای رانت بود و بعد از اصلاحات نیز رانت داشت؛ آنچه تغییر کرد مکانیزم توزیع رانت بود. در نظم قدیم، بخش مهمی از رانت از طریق دولت، یارانه، اشتغال عمومی، حمایت از کشاورزی و خدمات عمومی میان گروههای گستردهتری توزیع میشد. در نظم جدید، سهم بیشتری از فرصتهای اقتصادی از طریق شبکههای پیوندخورده با قدرت توزیع شد. بنابراین آزادسازی الزاماً رانتجویی را از بین نبرد؛ بلکه در مواردی آن را خصوصیتر و متمرکزتر کرد. همزمان، ظرفیت توزیعی دولت کاهش یافت، در حالی که انحصار سیاسی و ظرفیت قهری آن باقی ماند. در نتیجه، هرچه توان حکومت برای حفظ ائتلاف اجتماعی از طریق توزیع منابع کمتر شد، وزن ابزارهای کنترل در حفظ نظم سیاسی افزایش یافت. از منظر نهادی، مسئله اصلی همین فاصله میان تضعیف نظم قدیم و ساختهشدن نظم جدید بود. سازوکارهای توزیعی پیشین تضعیف شدند، اما نهادهایی مانند رقابت واقعی، تأمین اجتماعی مؤثر، دسترسی برابر به اعتبار، حقوق مالکیت امن و پاسخگویی با همان سرعت شکل نگرفتند. قواعد رسمی اقتصاد تغییر کردند، اما روابط قدرت و قواعد غیررسمی دسترسی به منابع کمتر تغییر کردند. نتیجه، ترکیبی نامتوازن از بازار، رانت و اقتدارگرایی بود. به همین دلیل میتوان تجربه #سوریه را در یک جمله خلاصه کرد: قیمتها سریعتر از نهادها آزاد شدند و رانت سریعتر از آنکه قدرت سیاسی محدود و غیرشخصی شود، خصوصی شد. البته این فرایند را نباید علت مستقیم جنگ و فروپاشی سوریه دانست. تغییر نهادی ناقص بیش از هر چیز آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی نظام و ضعف آن در جذب شوک و مدیریت نارضایتی را افزایش داد. تبدیل این آسیبپذیری به جنگ داخلی و سپس فروپاشی به عوامل سیاسی، نظامی و مداخلات خارجی نیز وابسته بود. 👈تجربه سوریه برای ایران یک پیشبینی نیست، بلکه یک هشدار نهادی است. نهادها را نمیتوان بهصورت منفرد اصلاح کرد. اصلاح یارانه انرژی، نرخ ارز، بانکها یا خصوصیسازی زمانی میتواند پایدار باشد که با افزایش رقابت، کاهش انحصار، تقویت حقوق مالکیت، دسترسی برابرتر به اعتبار، تأمین اجتماعی مؤثر و ایجاد فرصتهای مولد همراه شود. T.me/bestdiplomacy
🔵🔴فرمانده سنتکام برای از سرگیری حملات به ایران تلاش میکند 🌘کانال ۱۳ اسرائیل: 🔸برد کوپر، فرمانده سنتکام، به مقامهای ارشد اسرائیلی گفته است که برای ازسرگیری حملات به ایران تلاش میکند و معتقد است اعمال فشار نظامی بیشتر میتواند تهران را وادار کند موضع خود را در مذاکرات تغییر دهد. 🔸به گزارش فرارو، کوپر در جریان سفر آخر هفته خود به اسرائیل، از ازسرگیری حملات به زیرساختهای ایران، از جمله تأسیسات نفت، گاز و برق، حمایت کرده و گفته است که آمریکا ممکن است در نهایت «چارهای جز ازسرگیری جنگ در کنار اسرائیل» نداشته باشد. 🔸موضع کوپر همچنین به دونالد ترامپ و دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، منتقل شده است/نواندیش T.me/bestdiplomacy
دیپلماسی pinned a video
🔴اکبر مختاری در گفت و گو با مجله تحلیلی خبری دیدارنیوز: 🔹پیمان سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان میتواند در صورت وقوع جنگ فراگیر، راهبرد دفاعی ایران را محدود کند؛ بهویژه با توجه به اینکه پاکستان پیشتر نقش مهمی در میانجیگری میان ایران و آمریکا داشت. 🔹ایران باید با توجه به تغییر شرایط منطقه و تضعیف احتمالی روابط با پاکستان، سیاست خارجی و راهبرد دفاعی خود را بازتعریف کرده و بیش از گذشته به دیپلماسی و مقدورات واقعی خود توجه کند. ✅ برای مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید youtube.com/watch?v=IlKN7BB-050 #دیدار_نیوز didarnews.ir @didarnews1| @didarnewsir
🔵🔴آغاز عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی از بامداد پنجشنبه در استان کرمان 🔹معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان از آغاز عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی به مبلغ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، از ساعت ۲۴ چهارشنبه ۲۱ مرداد (بامداد پنجشنبه)، در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان خبر داد. «این اقدام در شرایط رکود تورمی،تعداد بالای شرکت های حمل و نقل اینترنتی،بیکاری فزاینده،وجود شرایط نه جنگ و نه صلح قمار خطرناکی از سوی دولت است فراگیری این اقدام در تمام شهرها پیامدهایش را نشان خواهد داد» ✍دیپلماسی دریک نگاه T.me/bestdiplomacy
🔵🔴« پیمان مکه» در گفتگوی یورونیوز با دکتر مهدی ذاکریان استاد روابط بین الملل 🔸کشورهای منطقه از فوریه 1979 تا الان در مسئلۀ اسرائیل و فلسطین هیچ وقت یکپارچه عمل نکردند. یعنی همبستگی یا پیمان دفاعیای در برابر اسرائیل نداشتهاند 🔹پیمان مکه در راستای همان ائتلاف سنتی است که در بین کشورهای منطقه، اعم از عرب و غیرعرب، در برابر جمهوری اسلامی وجود داشت؛ 🔸اگر رویدادهای اخیر را در نظر بگیریم. این پیمان را نباید صرفا پیامی برای جمهوری اسلامی دانست بلکه پیامی بزرگتر برای جامعه بینالمللی دارد و آن اینکه ما در این منطقه نظم آمریکایی را میپذیریم 🔹پیمان مکه مدعی است هر نوع تحرکی که منجر به برهمخوردن این نظم در منطقه شود، مقبول ما نیست 🔸کشورهای امضاکنندۀ پیمان مکه در رسانه ها آن را ائتلاف اسلامی می نامند ولی به کام آمریکا عمل می کنند 🔹آنها مثلا علیه پیمان ابراهیم تحرک ویژهای نداشتهاند. در جنگ ۱۲ روزه هم اگر در زبان همراه اسرائیل و آمریکا نبودند در عمل فضا برای عملیات آنان را مهیا ساختند. 🔹سه کشور پیمان مکه در واکنش به اقدامات اسرائیل در لبنان و حتی در یمن، نگاهشان سکوتِ توام با رضایت. البته عربستان که از هدفقرارگرفتن حوثیها حمایت هم میکرد. 🔸پیمان مکه، همسویی با نظم مورد نظر آمریکا است نه یک نظم متفاوت منطقه ای. 🔹آمریکاییها ترجیح میدهند خودشان عملیات علیه جمهوری اسلامی را انجام دهند و لجستیک را دیگران تامین کنند 🔸ایالات متحده منافع حداکثری می خواهد. تبعات آن را تضمین امنیت متحدین منطقهای میداند. 🔹شرط چنین نفع انحصاری، درگیری مستقیم خودش و تامین لجستیک توسط سایرین است 🔸اگر آمریکا قصد واسپاری حمله به جمهوری اسلامی به دیگران را داشت، از ابتدا میرفت به سمت چندجانبهگرایی 🔹نفع انحصاری؛ حمله یکجانبه را در پی دارد و در صورت تسلیم یا توافق نیز منفعت مستقیماً متوجه آمریکا است 🔸بسیاری از تحلیلگران روابط بینالملل به خطا فکر میکردند جمهوریخواهان در پی درگیرکردن کشورهای دیگر با جمهوری اسلامیاند؛ در حالی که ترامپ و تیمش در پی این هستند که آمریکا پلیس بینالملل باشد و هزینهاش را دیگران بپردازند. 🔹ترامپ ترجیح میدهد دیگران هزینۀ جنگ را بپردازند و در جنگ نرم، یعنی تحریمها و اتخاذ مواضع دیپلماتیک و تامین لجتسیک، آمریکا را همراهی کنند. 🔸بازوی نظامیای که با پیمان مکه در راستای ملاحظات آمریکا شکل گرفته، قدرت بازدارندگی دارد 🔹پیمان مکه بازوی تبلیغاتی موثر برای آمریکا است؛ 🔸جمهوری اسلامی شرایطش به گونهای است که حلقۀ محاصره از دریای عمان به سرتاسر مرزهای ایران رسیده 🔹جنگ اجتنابناپذیر است؛ در تبادل پیام ها و در تفاهمنامه بین دو کشور، هیچ حرفی از امنیت اسرائیل نزدهاند. در حالی که بدون حفظ امنیت اسرائیل، فعالیت امنیتی و دیپلماتیک آمریکا از اساس بیمعناست 🔸وقتی این موضوع در دستور کار مذاکرات قرار نمیگیرد و فقط بحث تنگه مطرح است و حتی بحث هستهای هم از مذاکرات کنار رفته، باید گفت که توافق بهانه است و جنگ یا تسلیم مد نظر است 🔹برای جنگ بعدی هم حلقۀ حصار را دارند وسیعتر میکنند T.me/bestdiplomacy
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام دارد با یک نگاه کلّی مشکلِ آنها را در سه طاغوت میبینیم: شاهان، عالِمانِ دنیادار، عوام؛ طاغوت نخست شاهان بودند: شاهان ایران در این دوره اغلب ترک نژاد بودند(با آذریهای امروز اشتباه نشوند). دو خانوادهی ایرانیِ سامانی و صفاری درخشش کوتاهی داشتند و آل بویه نیز با همۀ کوشش نتوانستند جوّ ایران را تغییر دهند... ظلم و ناروایی در حدّی بود که از همان آغاز، حسرتِ دورانِ ساسانی در یادها جان گرفت. کتابهای این زمان، از شعر و نثر، از حکایتهای مربوط به عدلِ انوشیروان و آسایش و امنیّتِ عصرِ کسراها گرانبار است. اندرزها و حکمتهای عصر ساسانی به زبان فارسی و عربی برگردانده شد... طاغوت دوّم، عالمِ دنیادار بود که به نحوِ غیر مستقیم خود را با دیوانیان در ادارهی مُلک ذینفع میدانست. در واقع مملکتداری مانند خورجینی بود که یک سرش را میبایست شمشیرِ حاکم پُر کند و سر دیگرش را تبلیغِ عالِم. در ایرانِ بعد از اسلام گروهی از عالِمان که ریاست و رفاه را سرمایهی نقد میدانستند و آن را جز در مشارکت با حاکمان نمیتوانستند به دست آورند، خود را جانشینِ موبدانِ زمانِ ساسانی کردند. در کنار این عدّه از روحانیّون (مرکّب از قاضی، مُفتی، فقیه، ذاکر و واعظ) صوفیانِ بیصفا نیز بودند، و نیز مورّخان و شاعرانِ مدّاح، که مجموعِ آنها هبرانِ فکریِ زمان (در اصطلاح امروز intelligentsia) را تشکیل میدادند. این سه دسته، ماشینِ تبلیغاتی-عقیدتیِ حکومت را به راه میبردند، که بیوجود آنها حاکمِ جبّار نمیتوانست به حاکمیّتِ خود ادامه دهد. روشن بود که با زور تنها نمیشد مردم را در قید و بندهای طاقتفرسا نگاه داشت. میبایست باورهایی باشد که این زور را توجیه کند، محمل برایش بتراشد، و رشتهی آن را با تأییدِ آسمان و جهانِ دیگر پیوند دهد... جزئیات ستم و مشقّتی که بر مردم مستولی بوده است، حقّش در هیچ کتابی ادا نشده، ولی روح آن در مجموع ادب و آثار فارسی و ضرب المثلها منعکس است. سعدی از «بسته بودنِ سنگ و رها بودنِ سگ» حرف میزند، و حافظ میگوید: "از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود – فریاد از این بیابان، وین راه بینهایت". در هیچ زبانی آنهمه ذمّ ریا و دورنگی و دکانداریِ متشرّعانه و سوء استفاده از زهد و دین به طنز یا جِدّ نیامده است که در زبان فارسی آمده. خود این یک مکتب و یک تیرهی فکری شد، و حتّی به ایجاد فرقهی «ملامتی» منجر گشت که آخرین چارهی حفظ دین را در تظاهر به بیدینی میجست. از نظر متفکّرانِ آزادهی ایران، زیانِ عالِمانِ بیحقیقت بیشتر از جبّارانِ تازیانه به دست بوده است؛ چه، آنان دین را از درون خالی کرده بودند، و همهی امور را بر گِردِ کاکُلِ «ظواهر» میچرخاندند که این «ظواهر» در جهت تسلّطِ هر چه بیشترِ زور پسندان و نخالهها، بر سادهها و ضعیفها نتیجهبخش میشد. حافظ خلاصهی وضع را در چند کلمه گفته است: آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت... #سخنها_را_بشنویم دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن T.me/bestdiplomacy
⚫️ به یاد پهلوانِ آواز ایران، سرآمدِ خنیا، ایرج (حسین خواجهامیری) چهارشنبه، بیستویکمِ مردادماهِ ۱۴۰۵ خورشیدی، خنیای ایران یکی از آواهای پاینده و بیهمتای خویش را از دست داد. حسین خواجهامیری، نامور به ایرج، پهلوانِ آواز این سرزمین، پس از سالها آفریدن و پاییدن، رخت از این سپنجیسرای بربست؛ اما آوایش جاودانه در یادِ خنیای ایران خواهد ماند. ۱۱ دی ماهِ ۱۳۱۱ – نطنزِ کاشان ۲۱ مرداد ماهِ ۱۴۰۵ – تهران نیکبخت آن تباری که آوای ایرج را شنید، و نیکبختتر آیندگانی که یادگارِ این آوای یکتا را خواهند شنید. رُوان استاد ایرج به مینو شاد ⚫️ به یاد استاد ایرج، گلهای شمارهٔ ۴۰۶ را از «اینجا» بشنوید. آواز: ایرج ویولن: پرویز یاحقی تار: فرهنگ شریف دستگاه: شور #یادها @IranDel_Channel 💢
🔵🔴تولد هند مدرن در ذهن یک سیاستمدار و شاعر گاندی/تاگور شکوه یک دوستی بزرگ در بحران زندان و اعتصاب غذای کشندهی گاندی که سایهٔ مرگ را بر سر نهضت هند افکنده بود، تاگور شخصا وارد عمل شد و درخواست ملاقات با گاندی را داد؛ بریتانیا به علت واهمه از جایگاه این شاعر، ناچار شد حصار زندان را بشکند و به درخواستش تن دهد. حضور تاگور، فشار سیاسی و رسانهای سنگینی بر حکومت استعماری آورد تا در نهایت در برابر خواستههای گاندی عقبنشینی کند؛ و اینگونه تاگور با ایستادن در کنار دوستِ در حال احتضار خود، با دمیدن روح امید بر گاندی و مردم هند، مانع از یک فاجعهٔ تاریخی شد و سرنوشت را عوض کرد. ____ اختلافات عمیق ملیگرایی گرچه گاندی و تاگور دو دلسوز بزرگ بشریت بودند (گاندی در میدان سیاست و تاگور در عرصه اندیشه و هنر)، اما همیشه همعقیده نبودند. یکی از معروفترین اختلافات آنها بر سر «ناسیونالیسم» و «تحریم کالاهای خارجی» بود ... تاگور با نگاهی انتقادی، نگران بود که تمرکز بر چرخ ریسندگی دستی و رد مطلق جهان مدرن، هند را در دام تعصب ملی و انزوا گرفتار کند. او معتقد بود: «روح انسان تشنه ارتباط با جهانیان است و هیچ ملتی در جزیرهی تنهایی شکوفا نمیشود.» تاگور همچنین نگران بود که "شور و هیجان سیاسی" جایگزین «پالایش درون» و «فهم فلسفی» شود. تاگور به گاندی هشدار داد که انسان نباید صرفاً به خاطرِ مبارزه با یک ظلم، خود را در زنجیرِ تعصبِ جدیدی (حتی تعصبِ وطنپرستیِ افراطی) اسیر کند. ____ واکنش گاندی به انتقادات شاعر گاندی در پاسخ مقالهای نوشت و با احترام عمیق به تاگور، لقب "نگهبان بزرگ هند" را داد و تاگور را هدیهای برای کشور و جهان خواند و انتقادات و تذکراتش را تلنگری برای دوری از خودبزرگبینی و تعصب تعبیر نمود. گاندی در دفاع از چرخ ریسندگی، آن را نماد «خوداتکایی اقتصادی» و «بازگرداندن کرامت به کار دستی» برای مردم محروم هند معرفی کرد. او تأکید کرد که مقصودش نفی جهان نیست، بلکه هند پیش از پیوند با جهان باید «هویت و استقلال ازدسترفتهاش» را بازپس گیرد. این تقابلِ احترامآمیز فکری، نه نشانهی خصومت، بلکه اوج پختگی فکری و تولد هند مدرن بود؛ جایی که سیاستمدار و شاعر، هر یک از زاویهای به دنبال احیای کرامت انسانی بودند./کانال مخفیگاه T.me/bestdiplomacy
🔵🔴ترامپ و ایران: گزینههای محدود در یک جنگ آشکار ✍واشنگتن: الی یوسف تاریخ انتشار: ۱۷:۱۷ - ۱۱ اوت ۲۰۲۶ میلادی - گزینههای پیش روی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دیگر انتخاب بین یک پیروزی آشکار و یک شکست قابل مدیریت نیست، بلکه مجموعهای از مسیرهاست که هر کدام هزینههای خاص خود را دارند: محاصرهای طولانی که میتواند ایران را تضعیف کند اما اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد؛ توافقی محدود که تنگه هرمز را در ازای اعطای نفوذ پایدار به تهران بازگشایی کند؛ یک کمپین نظامی جدید که هیچ تضمینی برای تغییر محاسبات آن ارائه نمیدهد؛ یا عقبنشینی سیاسی که کشوری ضعیفتر و متخاصمتر را به جا بگذارد. در حالی که پاکستان صحبت از یک «توافق» قریبالوقوع را از سر گرفته است، مواضع ایران و آمریکا نشان میدهد که این درگیری به جای رویکردی مشخص برای حل و فصل نهایی، وارد مرحلهای از مدیریت فرسایشی شده است. مشکل این است که صحبت از یک توافق قریبالوقوع بارها و بارها تکرار شده است، در حالی که با تغییر تمرکز از فرمولهای کلی به اجرا، شکاف بیشتر شده است. توافق ایران و عمان، که تهران میگوید به «مراحل نهایی» خود رسیده است، به ایجاد مسیرهای جدید کشتیرانی میپردازد، اما به طور خودکار به معنای بازگشایی تنگه نیست. ایران بازگشایی تنگه هرمز را به لغو محاصره، تحریمها و تهدیدهای نظامی و همچنین پرداخت غرامت مرتبط میداند، در حالی که واشنگتن از اعطای حق اعمال هزینه یا محدودیت در ناوبری خودداری میکند. تهران همچنین معتقد است که تا زمانی که واشنگتن به نقض یادداشت تفاهم قبلی ادامه میدهد، مذاکره مستقیم با ایالات متحده منتفی است. بنابراین، خوشبینی پاکستان ممکن است نشاندهندهی یک تفاهم اولیه در مورد ناوبری یا کاهش تنش باشد، نه راهحلی برای مسائل مربوط به غرامت، تحریمها، برنامهی هستهای و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه. تبادل درخواستها برای غرامت، یافتن یک فرمول آبرومندانه را پیچیدهتر میکند: پس از آنکه ایران خواستار غرامت برای خسارات جنگی شد، ترامپ با درخواست غرامت برای قربانیانی که ادعا میکرد تهران مسئول قتل آنهاست، پاسخ داد و بدین ترتیب، مورد جدیدی را به هرگونه مذاکرهی آینده اضافه کرد. محاصره به جای بمباران ترامپ در حال حاضر طرفدار حفظ محاصره دریایی و تشدید تحریمها است و از بازگشت فوری به جنگ تمامعیار جلوگیری میکند. به گزارش وال استریت ژورنال، مقامات او را متقاعد کردهاند که فشار مالی در این مرحله ممکن است مؤثرتر از حملاتی باشد که نتایج محدودی در تغییر رفتار رژیم نشان دادهاند. ترامپ منطق خود را با این جمله خلاصه کرد که ایران "ورشکسته" است، در حالی که مایک والتز، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، اظهار داشت که تهران از اسکات بیسنت، وزیر خزانهداری، بیشتر از پیت هگزت، وزیر دفاع، میترسد. این استراتژی به واشنگتن ابزاری پایدار برای اعمال فشار بدون ریسک یک کمپین هوایی جدید میدهد و به ترامپ اجازه میدهد بدون تشدید درگیری، به مجازات ایران ادامه دهد. با این حال، فرض بر این است که زمان به نفع ایالات متحده است، فرضی که به هیچ وجه قطعی نیست. اقتصاد ایران در حال حاضر از فروپاشی ارز، تورم و از دست دادن درآمدهای نفتی رنج میبرد، اما تهران با حمله به کشتیها و تأسیسات انرژی و استفاده از متحدان خود در منطقه، تمایل خود را برای تحمیل هزینهها به دشمنانش نشان داده است. بحران جاری همچنین پیامدهایی در داخل ایالات متحده دارد. یک نظرسنجی آسوشیتدپرس-NORC نشان داد که تنها ۲۸ درصد از آمریکاییها از نحوه مدیریت جنگ توسط دولت ترامپ رضایت دارند که نسبت به ۳۴ درصد ماه قبل کاهش یافته است. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و افزایش قیمت سوخت، ظرفیت واشنگتن برای مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی ممکن است حتی کمتر از ظرفیت رژیم ایران برای تحمل درد داخلی، هر چقدر هم که شدید باشد، باشد. گزینه زور همچنان پابرجاست. https://aawsat.com/%D8%B4%D8%A4%D9%88%D9%86-%D8%A5%D9%82%D9%84%D9%8A%D9%85%D9%8A%D8%A9/5305871-%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A8-%D9%88%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B6%D9%8A%D9%91%D9%82%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D8%AD%D8%B1%D8%A8-%D9%85%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD%D8%A9
🔵🔴پیروزی فکر بر عصبانیت April 12, 2019 by محمود سریع القلم✍ نزاعِ میان کشورها و افراد ضرورتاً مذموم نیست. آنچه اهمیت دارد موضوع و گسترۀ نزاع است. اینکه کشوری یا فردی به جمع بندی برسد که باید نزاع کند یا تعامل، کنار بیاید یا حتی عقب نشینی، می تواند سرنوشت ساز باشد. ملّت ها و اشخاصی که این درجه بندی ها را می آموزند و با حوصله آنها را به کار می گیرند، بهتر از زندگی استفاده می کنند. اگر از این نویسنده پرسیده شود: مصداق مناسبی برای این موضوع چیست؟ خواهد گفت: چین و شخص چوئن لای (1354-1276 / 1898-1976 ، Zhou Enlai). بعضی تصور می کنند معمارِ چینِ نوین دنگ شائو پینگ است. در حالی که مطالعۀ دقیق ترِ تاریخِ معاصرِ چین مشخص می کند که فکر، شخصیت و عملکرد چوئن لای از 1949 (زمانِ پیروزی انقلاب چین) تا 1976 (زمانِ مرگ او) به مدتِ 27 سال نه تنها مسیرِ اقتصادی و سیاسی چین را تغییر داد بلکه با موقعیتِ فعلی چین، مسیرِ تحولات جهانی را رقم زد. از زمانی که چوئن لای در 8 ژانویه 1976 (18 دی 1354) فوت کرده، حدود پانصد کتاب، 5000 مقاله علمی و چندین مستند در مورد او تهیه شده است. چوئن لای در 17 سالگی برای تحصیلاتِ دانشگاهی به ژاپن رفت و در آنجا با مارکسیسم آشنا شد. بعد از دو سال عازم فرانسه شد و برای 5 سال از نزدیک، تحولات فرانسه، آلمان و انگلستان را مشاهده کرد. وقتی در کانونِ مرکزی رهبرانِ چین مطالعه می کنیم متوجه می شویم چوئن لای از دو ویژگی متمایز برخوردار است: 1- او قبل از آنکه مارکسیست باشد، دانش آموختۀ مکتب کنفسیوسی بود؛ 2- او تنها فردی بود درنخبگان که تجربۀ مشاهدۀ مستقیم از جهان را داشت. مائو فقط دو بار به سفر رفت و در این دو بار با استالین و خروشچف ملاقات کرد. در حالی که مائو از کنفسیوسیسم بیزار بود و علاقه ای به یادگیری اصول و متدولوژی آن نداشت و در دورۀ جوانی و میان سالی به یک فردی با ذهن انتزاعی محض تبدیل شده بود، چوئن لای دو درس تعیین کننده از بودائیسم و کنفسیوس آموخته بود: فهمیدن دقیق یک موضوع تنها با رجوع به Fact قابل تحقق است واینکه «عمل» باید در قالب «شرایط» باشد. چوئن لای از اول انقلابِ چین، ابتدا وزیر خارجه و سپس نخست وزیر بود و مائو او را در فهمِ جهان، منحصر به فرد می دانست زیرا خودش بومی و روستایی بود. مائو غرق در آرزوهای خود بود و به تعبیرِ مترجمِ انگلیسی زبانش (Sidney Rottenberg)، این آرزوها و خواسته های غیر واقعی، مستقیم و غیر مستقیم باعث مرگ میلیون ها چینی شد. شاید از یک منظر بتوان چوئن لای که عملاً نفرِ دومِ چین در دورۀ زعامت مائو بود و 10 ماه زودتر از او از دنیا رفت را یکی از تعیین کننده ترین سیاست مداران قرن گذشته قلمداد کرد: او به عنوان وزیر خارجه و نخست وزیر، 27 سال در کنار مائو بود و در عین حال، به فکر قدرت و ثروت ملّی چین بود و «مائو زدایی» کرد. متن کامل در👇👇 https://telegra.ph/sariolghalam-04-12 T.me/bestdiplomacy
🔵🔴افسانه خودساختگی 🌘چرا همه ما پولدار نمیشویم؟ ✍🏻 آسیه اسدپور /نویسنده نشریه 🔹آیا میلیاردرها واقعاً خودساختهاند؟ باور عموم، سالها بر این بوده که باشگاه ثروتمندان جهان، کلوپی از وارثان است؛ گروهی محدود که ثروت را نه از خلق ارزش جدید، بلکه از جیببهجیب شدن پول پدر و پدربزرگهایشان بهدست آوردهاند و پشت این امپراتوری بزرگ، حتماً شانس، یک نام خانوادگی قدیمی یا شبکهای بزرگ از قدرت وجود دارد. تصویری که البته بیاساس نیست. بخش مهمی از سرمایه جهان همیشه در اختیار خانوادههایی بوده که با برند، زمین یا حتی رانت، ساختار ثروت را دستکاری کردهاند و معمولاً هم با کارآفرینانی مقایسه میشوند که متولدان جدید سرمایهداریاند. 🔹در سال ۱۹۸۷، فقط ۱۴۰ میلیاردر در جهان وجود داشت و بسیاری از آنها صاحبان داراییهای مشهود، صنایع سنتی و سرمایهداران قدیمی بودند. اما اینک، تعداد میلیاردرهای جهان، طبق فهرست ۲۰۲۶ فوربس، به بیش از سه هزار و 400 نفر رسیده و مجموع ثروتشان، حدود ۲۰ تریلیون دلار است. جالبتر اینکه، 6/ 61 درصد از این افراد در گروه میلیاردرهای «کاملاً خودساخته» قرار میگیرند و بخش اصلی ثروت خود را از طریق راهاندازی کسبوکار، توسعه شرکت، سرمایهگذاری یا خلق محصولات و خدمات جدید بهدست آوردهاند. در مقابل، 5/ 31 درصد آنها، عمدتاً وارث هستند و ثروتشان از طریق انتقال خانوادگی به آنها رسیده است. حدود 2/ 5 درصد این پولدارها هم در گروهی قرار میگیرند که فوربس آنها را ترکیبی از صاحبان ثروت خانوادگی و خلق ثروت جدید میداند. 🔹ساختن یک شرکت میلیارددلاری به توانایی، پشتکار و تصمیمهای درست نیاز دارد و هیچ موفقیت اقتصادی بزرگی خارج از محیط اجتماعی، نهادی و تاریخی خود اتفاق نمیافتد. حتی کارآفرینانی که امروز نماد استقلال اقتصادی و موفقیت فردی شناخته میشوند، در جهانی فعالیت کردهاند که مجموعهای از فرصتها را در اختیار آنها قرار داده است. دسترسی به آموزش باکیفیت، حضور در یک بازار بزرگ، امکان جذب سرمایه، وجود زیرساختهای فناوری، قوانین اقتصادی، شبکه ارتباطی وسیع پرقدرت و حتی زمان ورود به یک صنعت، عواملی هستند که میتوانند تفاوت میان یک ایده شکستخورده و یک شرکت جهانی سوپراستار مالی را توضیح دهند. 🔹امروز دیگر وارثان لزوماً مدیران منفعل نیستند، بنابراین دیگر نمیتوان از دوگانه قدیمی «وارث-دریافتکننده»، «خودساخته-سازنده»، استفاده کرد. ازاینرو، هنگامی که فوربس بیش از ۶۰ درصد میلیاردرهای جهان را در گروه کاملاً خودساخته قرار میدهد، شاید منظورش این است که این افراد ثروت خود را از طریق ارث بهدست نیاوردهاند؛ اما زندگی همه آنها هم با شرایطی کاملاً مشابه آغاز نشده است و میان نداشتن ارث و آغاز کردن از صفر مطلق فاصله قابلتوجهی وجود داشته است. چهبسا، بسیاری از ابرسرمایهداران، پیش از آنکه نخستین شرکت خود را تاسیس کنند، از مزیتهایی برخوردار بودهاند که در آمارهای مربوط به منشأ ثروت دیده نمیشود. #تجارت_فردا متن کامل گزارش را اینجا مطالعه کنید. @bestdiplomacy
🔵🔴 چرا ایران طوری رفتار میکند که انگار همه کارتها را در اختیار دارد؟ ▪️روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد، ایران در حالی شروط بسیار سنگینی برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرده که بیش از پنج ماه زیر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل قرار داشته و بخش قابلتوجهی از توان نظامی و شماری از فرماندهان ارشد خود را از دست داده است. با این حال، تهران همچنان خود را در موضعی میبیند که میتواند برای طرف مقابل هزینه ایجاد کند؛ مهمترین دلیل آن نیز کنترل بر تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است. ▪️اهمیت هرمز به ایران اجازه میدهد با استفاده از توان موشکی و پهپادی، بدون نیاز به رویارویی مستقیم گسترده، اختلال قابلتوجهی در کشتیرانی و تجارت جهانی ایجاد کند. از سوی دیگر، آمریکا تمایل چندانی به اعزام نیروی زمینی برای پاکسازی تنگه ندارد و پرسشهایی نیز درباره میزان ذخایر موشکی و توان ادامه عملیات نظامی واشنگتن وجود دارد. همین عوامل باعث شده اهرم فشار ایران، برخلاف خسارات نظامی سنگینی که متحمل شده، همچنان پابرجا بماند. ▪️به همین دلیل، شروط تهران برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه، از لغو تحریمها و خروج نیروهای آمریکایی تا آزادسازی داراییهای مسدودشده و پرداخت غرامت، بیشتر از آنکه نشانه یک موضع سازشکارانه باشد، بیانگر تلاش برای استفاده حداکثری از آخرین اهرم فشار خود است. اکنون ترامپ باید تصمیم بگیرد که این اهرم را با ازسرگیری حملات به چالش بکشد، منتظر فرسودهشدن موضع ایران بماند یا برای رسیدن به توافق وارد مذاکره شود. ▪️از طرفی در عرصه داخلی آمریکا نیز جمهوریخواهان با چالش اقتصادی روبهرو هستند و نگرانی اصلی این است که رأیدهندگان ناراضی از هزینههای زندگی، در انتخابات میاندورهای از حزب روی برگردانند. همزمان، بنیامین نتانیاهو با رد طرح صلح ترامپ برای غزه، اختلافی کمسابقه با رئیسجمهور آمریکا ایجاد کرده است. 🔗 لینک منبع @Americana_ir @bestdiplomacy
🔵🔴کریس رایت وزير انرژی آمریکا: 🔹به لطف تلاشهای هماهنگ ارتش ایالات متحده و متحدان خلیجی ما، میانگین هفت روزه نفت خروجی از تنگه هرمز در حال حاضر تقریباً به ۹ میلیون بشکه در روز میرسد. 🔹با احتساب ۵ تا ۷ میلیون بشکه اضافی در روز که از طریق خطوط لوله و تأسیسات صادراتی تازه ارتقا یافته از منطقه خارج میشود، کل جریان نفت در حال حاضر به طور متوسط تقریباً ۱۵ میلیون بشکه در روز است. 🔹تنها در روز یکشنبه، بیش از ۲۰ میلیون بشکه از منطقه خلیج ع ر بی! خارج شد که از میانگین قبل از جنگ هم بالاتر است. didarnews.ir T.me/bestdiplomacy
🔵🔴استاد محمدرضا شفیعی کدکنی استاد ممتاز دانشگاه تهران، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و شاعر «شما فکر میکنید که روسها در آسیای میانه چه میکنند؟ آنها هر ادبیاتی را با آرزوی این که ادبیات فارسی و سعدی و حافظ در آن دیار نابود شود، تقویت میکنند. #روسیه ادبیات محلی را تقویت میکند تا بعد بهدلیل فقر همین جوامع محلی، بتواند ادبیات روس را در آنجا گسترش بدهد. بههمیندلیل با هزینهی بسیار، دپارتمان در مسکو برایشان تشکیل میدهند. مطالعات قوم قزاق را ایجاد می کنند و... .» T.me/bestdiplomacy
🔵🔴تنگه هرمز بسته نیست! گلوگاه هرمز کاملا بسته نیست. امکان عبور از بخش جنوبی آبراه، با حمایت نیروهای آمریکایی، تا حدودی باز مانده است. برترین دلیل درستی این گزاره آن است که بازار جهانی هنوز شوک عرضه بزرگی حس نمیکند. آنچه امروز در تنگه رخ میدهد، وضعیتی پیچیده و چندلایه است: نخست آنکه مسیر کاملا مسدود نیست و عبور کشتیها ادامه دارد، هرچند بسیار کمتر از سطح عادی پیش از جنگ. دوم آنکه ترافیک بهشدت کاهش یافته و اغلب در حد ارقام تکرقمی یا بسیار پایین در روز است. سوم اینکه عبور گزینشی، کنترلشده و البته پرریسک است؛ مسیر جنوبی با پشتیبانی آمریکا فعالتر است، در حالی که مسیر شمالی تحت ادعاهای حاکمیتی ایران قرار دارد و تهدید حملات همچنان بالاست. چهارم آنکه صادرات نفت ایران بهشدت محدود شده است. پنجم آنکه پایانه خارک، که بخش عمده صادرات نفت خام ایران از آن انجام میشود، در شرایط آسیبپذیری شدیدی قرار دارد؛ محاصره دریایی مجدد آمریکا با مبدا خلیج عمان، بر بنادر ایرانی باعث شده بارگیری در این پایانه به شدت کاهش پیدا کند. کوتاه آنکه آنچه در میدان رخ داده، نه بستن کامل آبراه، بلکه سازوکاری هدفمند و انتخابی است که فشار حداکثری را روی صادرات نفت و زیرساختهای حیاتی ایران، بهویژه خارک، متمرکز کرده است. این سازوکار به بازار جهانی اجازه میدهد از شوک تمامعیار فاصله بگیرد و نسبتا آرام بماند، در حالی که هزینههای اقتصادی و لجستیکی بهطور مستقیم بر تهران تحمیل میشود. همین واقعیت، شاهد غیرمستقیم روشنی بر آن است که بحران کنونی بیش از آنکه هرمزمحور باشد، ایرانمحور است. ✍یدالله کریمی پور /استاد ژئوپلیتیک T.me/bestdiplomacy